گنجور

حاشیه‌ها

شهرام در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۰۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۸۹:

بیت هفتم شویم شونی نوشته شده

کمال در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۳۳:

کسب مقام سوم راتوسط دخترم دررشته اسکیت(لیگ کشوری)
رابه اوودوستان گنجوری تبریک میگویم وبرایش درزندگی ازخداوندطلب شفاعت می کنم.
جمع این رباعی: 6270

منصور پویان در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان:

در داستان طوطی و بقـّـال، طوطی از صاحبش بواسطه ریختن شیشه روغن بادام ضربه خورده؛ مو های سرش ریخته است. طوطی بعدا چون یک مرد کله طا س را می بیند، می پرسد که مگر تو هم شیشه روغن شکستی! “این قیاس ِمع الفارغ" همانا فلسفیدن است که آدمی خود را در قیاس با دیگران مورد ارزیابی قرار می دهد. در روابط اجتماعی همین نوع گفتمانها؛ ریشه در نفس ِگویندگان یا نهاد ها دارد. نکته دیگر آنکه، بدین نحو نوعی فرا-فکنی می شود وآدمی ذهنیت خود را بر دیگران و در امر ِقضاوت تحمیل می کند. تا وقتیکه ما انسانها یگانگی واستقرار در ذات کبریائی نیافته ایم؛ از این نوع اشکالات مصون نخواهیم بود. مولوی گوید:
ای تو در پیکار خود را باخته
دیگران را تو ز خود نشناخته
صفت حضور همانا یگانگی و استحالهء ماست در ذات خداوندگاری. طبق ذهنیت شرطی شده، ما خود را همواره از طریق قیاس و بمدّد ِمقایسهء شرایط تاریخی شناسائی می کنیم. لذا تکیه بر صفات ظاهریه همان سیستم صُغراء و کبراء غلط فلسفیدن است. بـقـّـال نیز طی همین سیستم ِعلّت و معلولی، کارهای شگفت انگیز انجام میداد تا شاید از تعجب و حیرت؛ طوطی را به گفتار باز آورد. البته مولانا در حکایت دیگری، ضمن محکوم کردن قیاس نکات عرفانی دیگری را نیز مطرح می کند. مثلاً اینکه طوطی نماد مقلدانی ست که سخن اولیا را بدون آنکه حقیقت را دریابند؛ بی مهابا تکرار می نمایند:
گفت را آموخت زان مرد هنر
لیک از معنی و سرّش بی خبر
از بشر بگفت منطق یک به یک
از بشر جز این چه داند طوطیک
هم چنان در آینه جسم ولی
خویش را بیند مرید ممثلی
از پس آینه عقل کل را
کی ببیند وقت گفت ماجرا
(مثنوی دفتر پنجم بیت های 8و35،14)
البته مقایسه و روش استقراء از ابزارهای اولیه ذهن بشر در درک شباهت ها و تفاوت ها و از لوازم پیشرفت علم است؛ منتها حقایق جهان هستی را از این طرق نمی توان شناسائی کرد. دانشمندان امروزه از همین رده بندی ها و درک شباهت ها و تفاوت ها استفاده کرده و در درمان بیماریها و یا در جهت فن آوری؛ مسیری از آزمون و خطا را طی می کنند. باری قیاس و مقایسه در رشته های علوم باعث کشفیات حدید شده ومیشود.
در عرفان بجای استدلال، بینش و بصیرت اهمیت دارد که همانا معرفت برآمده از کشف و شهود ِاشراقی می باشد. مولوی در آغاز دفتر دوم مثنوی به این امر بصراحت اشاره میکند که :
راه حس راه خران است ای سوار / ای خران را تو مزاحم شرم دار
پنج حسی هست جز این پنج حس / آن چو زرّ سرخ و این حس ها چو مس
اندر آن بازار کیشان ماهرند / حس مس را چون حس زر کی خرند
حس ابدان قوت ظلمت می خورد / حس جان از آفتابی می چرد
-----------------------------------------------

امین در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۰:

معنی کل دوبیتی چی میشه؟
مخصوصا مصرع دومش.
پیشاپیش ممنون

سیدمحمد در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰:

جناب حمید رضای گرامی
درود
بنده شنیده ام که چشم آهو را برای نگاه و چشم زیبا به کار می برند
آَهو با الف فتحه دار به معنای عیب است که ”هو “ به مانای نیک مثل هومن یعنی نیک اندیش ، و آَ منفی گردان ” هو “ ست یعنی زشت ، چون مرداد ، اَمرداد ،
جسارتم را ببخشائید

سیدمحمد در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵:

آرش جان
شاید منظورش این باشد :
هرکه با قضای آسمانی سر ستیز دارد ، مشت بر سندان میکوبد
زنده باشی

الیاس در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در ستایش پروردگار:

بر دل خود چیره شو بر سر جان دل بجو
زین همه یار از أدو , بر ره دوستان بجو
آلی بود متشکرم از مدیر

محمد حنیفه نژاد در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار:

دوستان من فکر می کنم صورت درست بیت اول چنین باشد :
بامدادان که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

محمد حنیفه نژاد در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۱۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار:

بدرالدین محمد شاعری است که این بیت را سروده :
آهویِ آتشین‌روی چون در بَره درافتد کافور خشک گردد با مُشک تر برابر
این شعر به مضمون اعتدال بهاری اشاره دارد: آهوی آتشین‌روی، خورشید است (آهو در ادبیات کهن فارسی نماد بهار و شیر نماد زمستان است) که به نقطه اعتدالی برج حَمَل (بره) وارد می‌شود و روز (کافور خشک) با شب (مشک تر) با هم برابر می‌شوند
این بیت که در ذهن بسیاری از ادبیان جا خوش کرده بود ، باعث می شود در دریافت بیت اول این شعر سعدی هم به اشتباه بیفتیم
نظر سعدی اعتدالین نیست
اعتدالین در سال دو روز است و از آن گذشته سعدی اگر بخواهد از کل بهار یک روزش را بستاید که درست نیست
این قصیده جنبه خداشناسی دارد ، و سعدی هم که مرد خداست بهترین زمان تفکر در آیات الهی را برای شروع شعرش برگزیده
یعنی زمان صبح
زمان صبح که شب از روز مشخص نیست ، بهترین وقت تفکر در خلقت و دعا و راز و نیاز است
ان قرآن الفجر کان مشهودا
مستغفرین بالاسحار

فرزاد در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

حضرت شاه نعمت الله ولی قطب عالم امکان در زمان خودشون بودند ،، یعنی انسان کامل ....یعنی ولی الله....یعنی صاحب امر....

بیژن در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

باسلام عرض ادب
در جواب دوست عزیز مسیح مصطفوی.
مسیح جان اصطلاح شرقی و غربی در دنیای ما یک قرار داد نانوشته است نه اصل پس موسیقی غربی سبک غریی یا شرقی هر کدام یک ابزار در اختیار هنر مند است تا هنرش را نشان دهد.
فرض کن با سبک رالیستی(واقع گرایانه) بخواهی شاه نامه فردوسی را بنویسی یا به تصویر بکشی ؟
در حالت معمول در آن سبک و قالب امکان ندارد دوست من.
البته من موسیقی سنتی را بیشتر دوست دارم و با حرف شما موافقم. ولی هرکس سبک کار خود را دارد.

بابک چندم در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

جناب مستطاب علیرضا خان،
شخصی را که اشاره کردی بنده ام، و نه دروغی در کار و نه ساکن غار...
تا به حال شنیدن صدای ایشان در اولویت نبوده چرا که دلمشغولیهای دیگر به وفور موجودند...
سرکار هم چنانکه تمایل به اظهار نظر و ابراز وجود و خودنمایی داری بدک نیست کمی اوضاع فارسی نویسی پریشان احوال و مغشوش و مشوش خود را سر و سامان دهی...
و دیگر آنکه از قدیم العیام گفته اند: "موسی به دین خود و عیسی به دین خویش" اگر که از چند و چون آن آگاه شوی آنگاه یقیناً همگان در اینجا خواهند توانست در صلح و صفا و فارغ از دغدغه گفتگو کنند...

مصطفی در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

کاش به جای درج مداحی های شرک آمیز و سراسر غلو؛ که حتی بنده ی بی سواد هم متوجه نقایص ادبی و فنی فاحش آن می شوم . و اصرار به چسباندن آن به مولانا ، اساتید و سروران گرامی نسبت به درج تفاسیر و معانی مستتر ابیات گهر بار این غزل همت می گماردند . ... سپاس .

مسلم در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۱۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳ - کاش یارب:

با سلام
بسیار عالی بسیار دلنشین
سالها بود که دیگه شعرهای شهریار رو مرور نکرده بودم.زیبای زیبای زیبا....

امید در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۶:

این دو بیت اول بعد در یکی از کاهای استاد علی نقی وزیری با صدای الهه..دربرنامه گلهای رنگارنگ در مایه دشتی به بهترین شک ممکن تصنیف شده وخونده شده..درواقع آهنگ با این شعر شرو میشه:ای ساربان آهسته رو..بعد چند دقیقه ای ارکستر بی نظیر گلها هنرنمایی میکنه ودو بیت اول همین شعر اضاف میشه به آهنگ..بسیار زیبا وشنیدنی هست

ارش در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵:

سلام ...معنای بیت زیر را یکی از دوستان فرهیخته بنویسند
آهن افسرده می‌کوبد که جهد
با قضای آسمانی می‌کند

علی در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۴۶ - سبب پریدن و چرخیدن مرغی با مرغی کی جنس او نبود:

بنام خدا
آنقدر زیباست که انسان را در خود فرو می برد...! بنظرم مولوی در مقام قیاس دو فرد عرشی و فرشی داد سخن رها کرده...؛ و آنجاییکه میگوید حق مرا از پلیدی پاک داشت اشاره به آیه: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس... خدا اهل بیت را از هرگونه پلیدی پاک داشته و بعد میگوید حال چگونه خداوند پسندد که پلیدی را بر من بگمارد...!؟؟؟ معلوم است او که علی را باب بارگاه کفوا" احد میداند برنمی تابد پلیدی بر او گمارده شده باشد...

سراینده ی ملکوت در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۵۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱۰ - نامه کسری به هرمزد:

زمانه به دیدار او شاد باد

صالح در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹:

اگر عدم تقلید و تبعیت از نثر و شعر پیشینیان اشکال است، سعدی پر اشکالترین شاعر و نویسنده فارسی است!
به قول خودش:
کهن جامه ی خویش پیراستن/ به از جامه عاریت خواستن

محمد حنیفه نژاد در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۵۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:

ستودن نداند کس او را چو هست
میان بندگی را ببایدت بست
ستودن در این بیت ، با توجه به دیگر ابیات ، تعریف کردن است ، - مثل تعریف کردن مفاهیم علمی ، مثلا تعریف کردن مثلث - و به معنای پرستش و عبادت نیست
کسی نمی تواند خدا را تعریف کند - الحمد لله الذی لا یبلغ مدحته القائلون و لا یحصی نعمائه المجتهدون - خوب این مصرع اول اما مصرع دوم
میان بندگی را ببایدت بست : حالا که کسی نمی تواند چیستی خدا را بستاید ، بنا بر این بحث در این مورد بی فایده است ، ای انسان برای تو بایسته است که کمر را برای بندگی ببندی ( کنایه از آماده شدن برای کاری )خلاصه این که ای انسان فکر کردن در ذات خدا به تو نیامده تو برو بندگی ات را بکن

۱
۳۹۵۷
۳۹۵۸
۳۹۵۹
۳۹۶۰
۳۹۶۱
۵۷۲۵