x در ۹ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۲۷ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی طلب » حکایت سجده نکردن ابلیس بر آدم:
بیت 15 مصراع اول مهل باید بشود مهلتی
گفت یا رب مهلتی ده این بنده را .....
که به گفته اهل تصوف لحظه ای که ابلیس از خداوند مهلتی درخواست می کند ، خدا به او "مهلت" میدهد و "زمان" به وجود میاد ... و این نشان دهنده کوچکی این دنیا است ...
وحید( آذری)دکتری ریاضی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
با سلام
ای کاش ای کاش و صد ای کاش ترکی بلد بودینو شعر حیدر بابا رو میخوندین. زاویه دیدی استاد شهریار انتخاب کرده دیوانه کننده است هر کی میخونه احساس میکنه چندین سال در روستای بهجت آباد شهریار زندگی کرده. در ارزش این شعر همین بس که محمد علی جمال زاده به خاطر این شعر زبان ترکی رو کامل یاد گرفت تا اصل شعر رو بخونه
روفیا در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:
من آدم حساسی نیستم...
وقتی خانه والدینم را ترک کردم گریه نکردم..
وقتی گربه ام مرد گریه نکردم...
وقتی در ناسا کار پیدا کردم گریه نکردم...
حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گریه نکردم...
اما وقتی از روی ماه به زمین نگاه کردم بغضم گرفت با تردید با پرچمی که در دست داشتم بازی کردم...
از آن فاصله رنگ و نژاد و ملیتی نبود...
ما بودیم و یک خانه گرد آبی...
با خودم گفتم انسانها برای چه میجنگند?!...
انگشت شصتم را به سمت زمین گرفتم و زمین با آن عظمتش پشت انگشتم پنهان شد و من با تمام وجود اشک ریختم...
نیل_ارمسترانگ
کمال داودوند در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۹۰:
8441
روفیا در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:
که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای
در جایی دیگر حافظ میگوید :
ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی
اسباب جمع داری و کاری نمی کنی
چوگان حکم در کف و گویی نمی زنی
باز ظفر به دست و شکاری نمیکنی
گاهی با خود می اندیشیدم جوانان امروز هیچ بهانه ای برای کم کاری و کم اطلاعی ندارند، از همه جا اطلاعات فوران می کند، به قول حافظ اسباب جمع داری و کاری نمی کنی!
بعد وقتی به یاد صفحات اجتماعی می افتم میبینم که به همان میزان که اطلاعات درست و به درد بخور در دسترس مردم قرار گرفته اطلاعات غلط و به درد نخور نیز در دسترس هستند و جوان یا کودک با چالش نوینی روبروست که از میان این حجم عظیم اطلاعات، کدام را دنبال کند و چگونه تشخیص دهد که کدام درست است!
آدم ها گاهی مطالب بسیار دور از خردی را باور میکنند و نشر می دهند که شگفت زده میشوم و از خود می پرسم آیا براستی چه بر سر مردم آمده است؟!
آیا براستی آدمی گامی به جلو برداشته است؟؟
چه بسا ما هیچ عاقلتر از اجدادمان نباشیم!
جنگ و خونریزی و بیماری و افسردگی و کشتارهای وحشیانه سهمگین تر از انسان های نخستین چه چیز را نشان میدهد؟
مجتبی خراسانی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۶ - خلوت اول در پرورش دل:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و عرض ادب. سلامت باشید انشاءالله.
.
از چو منی سر به هزیمت نبرد/صحبت خاکی به غنیمت شمرد
خواجۀ دل در ریاضت دادن و تربیت من پیروز شد و مصاحبت و همنشینی وجود خاکی مرا غنیمت شمرد و از توجه به من دریغ نکرد.
روزی ازین مصر زلیخا پناه/ یوسفیی کرد و برون شد ز چاه
مصر زلیخاه پناه: کنایه از جسم است. خواجۀ دل در پی ریاضت و تربیت من، روزی همچون یوسف از چاه ظلمانی و تاریک جسم و جایگاه هواها و هوس های نفس بیرون جست.
عمر شیردل در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱ - آتش دل:
بیت پانزدهُم ، مصرع دوم ، بهتر است چنین نوشته شود :
سخن حدیث دگر ، کار قصه ای دگریست
روفیا در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۶ - خلوت اول در پرورش دل:
خوش بازگشتید آقای مجتبی خراسانی گرامی
چشم به حضور سبزتان روشن شد.
مسعود در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰:
در باب بیت
نازنینا مکن آن جور که کافر نکند
ور جهودی بکنم بهره در اسلامم نیست
بنظر من مصراع دوم معنی بسیار ساده ای داره و نیاز به این همه پیچیدگی نیست. و در نایید مصراع اول می باشد.
یعنی اگه یهودی باشم دیگر مسلمان نیستم و بالعکس.
و در کل بنظرم این معنی رو میده:
ای نازنین جور بسیار مکن مگرنه دیگر نازنین من نیستی
سهیل قاسمی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۸۳:
دوستان وقتی دور هم جمع هستید و دور هم خوش هستید، از من (شاعر در زمانی که درگذشته است) هم یاد کنید.
هنگامی که دور هم باده ی خوشگوار می نوشید، وقتی که (مثل قدیم ها که من زنده بودم) نوبت به من رسید، جام را نگونسار کنید. یعنی سهم من را به زمین بریزید.
(از خاک به من خواهد رسید!)
سهیل قاسمی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۸۰:
مخمور بر خلاف ِ آن چه معروف است به نظرم آدم ِ «الکلی» یِ فعلی را معنی می دهد. یعنی کسی که به خَمر عادت کرده است. کسی که همیشه باید شُرب ِ خَمر کند. که این آدم ها معمولن «خُمار» هستند (یعنی الکل بهشان نرسیده است یا منتظر نوشیدن هستند) تا سرخوش!
می گوید بقدری شراب خواهم خورد که بوی شراب از سر قبر من هم بیاید! و اگر یک آدم ِ مخمور از سر ِ خاک ِ من بگذرد، از بوی شراب من مست و خراب خواهد شد!
فامیل در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۰۹ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » در تعصب گوید » حکایت گفتن مرتضی اسرار خویش را با چاه و پر خون شدن چاه:
جانم علی
سهیل قاسمی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۰۳ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۹:
آداب ِ غسل ِ میّت و کفن و دفنش را وصیت می کند.
تلقین گفتن: آنچه پس از دفن کردن مرده از مسائل دینی در سر گور او گویند.
می گوید وقتی مردم، جنازه ام را (بجای آب) با باده بشویید.
و در گوش ِ جنازه ی من و بر سر ِ گور ِ من می خواهید «تلقین» بگویید، موضوع ِ آن در باره ی «شراب ِ ناب» باشد.
در روز حشر هم اگر خواستید من را پیدا کنید حوالی میکده دنبالم بگردید!
سعید در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰:
آواز این غزل با صدای استاد شجریان در آلبوم سرو چمان شنیدنیست
سهیل قاسمی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۷:
اول عقل و دین را سه طلاقه می کنم و بعد با دختر ِ رَز (انگور) ازدواج خواهم کرد.
سهیل قاسمی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۶:
بی باده نمی توانم بار ِ تن را بکشم.
بیت دوم: عموماً ساقی با توجه به وضعیت شخصی که دم به دم تقاضا می کند جواب ِ رد می دهد و بعبارتی می گوید زیاد خورده ای و بس ات است! شاعر می گوید که من عاشق ِ آن لحظه ای هستم که ساقی به من بگوید یک جام دگر بگیر اما من به قدری حالم خوش (خراب) باشد که دیگر نتوانم جام دیگر بستانم!
سهیل قاسمی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۵:
کابین به معنی مهریه عروس است. در زبان آذری هنوز هم (کَبین) به این مفهوم استفاده می شود.
بیتا در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۳ - آمدن زرد پیش شهرو به رسولى:
به بوم ماه وی را نیست دشمن
که یارد دشمنانی کرد بامن
از دوستان کسی می دونه در این بیت "یارد" به چه معناست؟
روفیا در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۱۳ - برخاستن مخالفت و عداوت از میان انصار به برکات رسول علیه السلام:
ای خوش آن دوران که پیش از روز و شب
فارغ از اندوه و خالی از تعب
متحد بودیم با شاه وجود
نقش غیریت به کلی محو بود
محمد در ۹ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی طلب » حکایت سجده نکردن ابلیس بر آدم: