گنجور

حاشیه‌ها

شاهرخ najafishahrokh۹۲@gmail.com در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:

جان اصل ماست .
فضای نامحدودی که ، تن و دل را هم در برگرفته است.
گداختی ندارد . اوج و حضیض را ، بر نمی تابد . هلال نمی شود .
همواره قرص کامل است .
همواره می تابد و شکست در ارکان او راهی ندارد.
شادی صرف و محض است .
همواره در آن ، عروسی است.
به عروسی جان ، فرا می خواندمان!

شاهرخ najafishahrokh۹۲@gmail.com در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:

کدام تن گدازان است و کدام دلی شکسته ؟
بلافاصله می فرماید : به گداز این تن و شکست این دل ، اهمیت مده !
منگر! یعنی اینها اصل نیستند .
تا آخر ابیات غزل هم به کیفییت ناپایدار و نا اصل ، این تن و دل اشاره می فرماید.

بهروز در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱۹:

به نظر میرسد که مولانا به هنگام سرایش این غزل 60 ساله بوده باشند.

امیرمحمد مزینانی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۱۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲۱:

بیت یازدهم قافیه غلط نوشته شده
به جای واژه ی نیست، واژه ی پیداست باید جایگزین شود

هادی رنجبران در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۸:

گر صورت بی صورت معشوق ببینید ....
در مثنوی هم فرموده است:
صورت از "بی صورتی" آمد برون
باز شد کان الیه راجعون

کیومرث در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۴۵ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۹ - هنرها نمودن گرشاسب پیش ضحاک:

ناورد را بزرگان ادب پارسی به چم نبرد ، جنگ ، پیکار و ... آورده اند.
سعدی بزرگوار میفرمایند
به پیکار دشمن دلیران فرست
هژبران به ناورد شیران فرست

بی سواد در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۱۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۳۲:

روفیا جان
مانای هردو را میدانم ظلال و ضلال را اشتباه نوشتاری بود ، با این حال سپاس از یاد آوری
شاد باشید

مانی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۰۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱:

باسلام
با احترام به نظر کلیه دوستان، به عقیده بنده منظور حکیم در این رباعی این بوده که هیچ انسانی در تمامی علم ها و حتی در یک علم خاص به انتها نخواهد رسید و نمی توان به قطع گفت که بهشتی و جهنمی وجود دارد یا نه، یا حتی اگر وجود دارد انسانی بهشتی است یا جهنمی. پس بهتر است در این جهان تا زمانی که عمری باقیست بهشتی برای خود فراهم کنیم، حال می خواهد این بهشت با خوردن می و خوش گذرانی باشد و یا با زیبا کردن محیط پیرامون خودمان...

امید یزدانی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸:

یه بیت کم داره:
نگه به گوشه ان چشم نیمه مست نکن
کناره گیر کز ان گوشه تیر می اید

کمال داودوند در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۵۳:

6326

مهرداد در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:

احسان عزیز:
خدای دل های آرام برایت در دل اوین ترانه ای فرستاد.
ترانه ای که بر دلت بنشیند.
شاید خدا دلت را قبول کرده.
چه میدانی...
سلول تنگ است و اوین وحشتناک.
اما خدای پاک تر از آب و روان تر از هوا در همه جا جاریست.
و اگر جایی تو جاری بودنش را شنیدی بدان که او هم تو را میشنود.
بسیار زیبا و دلآرام برایمان نوشتی.

احسان در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۹:

صنما تو همچو شیری من اسیر تو چو آهو
به جهان کی دید صیدی که بترسد از رهایی
این بیت رو من متوجه نمی شم. یعنی مولانا میخواد از دست صیادش رهایی پیدا کنه؟ یعنی علاقه ای به بودن پیش اون نداره؟ پس این مصرع سعدی چی می شه که میگه: "من از اون روز که در بند توام آزادم"؟

کیوان کاظمی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۰۷ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۹ - در ستایش شاهنشاه اسلام پناه ناصرالدین شاه غازی خلدالله ملکه‌گوید:

در کتاب تعلیم خط به تحریر استاد فقید حبیب الله فضائلی شعر فوق خوشنویسی شده است که دیدنش خالی از لطف نیست ، هارمونی عجیبی بین شعر ، وزن و هنر خط هست و این همان وحدت هنر است

آقاپور در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۳:

درس اسرار است نقش جان تو
در نه تعلیق و نه تکرار کن.....اگر این بیت تقطیع هجایی شود مصرع اول 10 ومصرع دوم 9 هجا رادر بردارد.
درس اسرار است نقش جان تو
در نه تعلیق و نه((آن)) تکرار کن

روفیا در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۳۲:

ضلال بی سواد جان!
یعنی گمراهی، ظلال یعنی سایه.
این اشتباه کوچک را دیدم چون خودم یکبار در این دام افتادم!
کز جوار طالبان طالب شوی
وز ظلال غالبان غالب شوی
و من دایم با خود می گفتم آخر یعنی چه که از گمراهی آدم های پیروز پیروز خواهی شد؟!
بعد از اینکه از استادی معنای بیت را پرسیدم هماندم چشمانم باز شد و دیدم که این ظلال نه آن ضلال است!

مهدی کریمی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

مفتعلن مفتعلن مفتعلن مجاز از عروض است. ذکر جزء و اراده ی کُل : جزئیّه

آرسین در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۴ - هفتاد سالگی:

میشه لطفا مفهوم کلی شعر رو بگید

بی سواد در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۱۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۳۲:

جنابان،
بسا مالها که وبال گردن مردمان است و مزید ظلم و ظلال.( مالهایی )

امیر در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳۶:

در بیت دوم منظور از "سرنایی نهان" این است که سرنازن که خدا یا عشق است نهان است یا اینکه صرفاً می گویید سرنایی پدید است و سرنایی نهان؟ دکلمه دکتر سروش مفهوم اول را می رساند و آهنگ سالار عقیلی معنای دوم را. به نظرم معنای اول زیبا و عمیق است، از دومی معنای خاصی می توان برداشت کرد؟

داوود شیخ ویسی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴ - انتظار:

این شعر زیبا با صدای استاد محمود محمودی خوانساری به صورت آوازی دلپذیر جاودانه شده . درود بر هر دو استاد

۱
۳۷۶۳
۳۷۶۴
۳۷۶۵
۳۷۶۶
۳۷۶۷
۵۶۸۶