شاهین در ۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۴۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
سلام بر شام جناب اقای حمید رضا گوهری
جوابیه شما را در خصوص مطلب آقای مهدی خواندم و اشارات شما را به به این موضوع که با اساتید معظم ادبیات و صاحبان کرسی در دانشگاه ها دریافت کردم اما انچه را که معقول نشد بهره وری حضرتعالی از لفظ مهمل موشین در نوشتار شما بود .
مقصود اینکه قضاوت دیگران خاصه شعرا بسیار سخت است . شعر برای من بی سواد زمانی شعر است که یکپارچه و هدایتگر است ، سرنوشت ساز است ، نمیدانم تحلیل واژه ای از غزلی در سنجه نانو به چه منظور است ، اگر برای ارزش یابی هجا ها است یا اینکه شاعر هنگام سرودن شعر زاویه چپ دو لب خود را با زوایه راست دو لب متقارن نگرفته و الخ که در ره ترکستان نیستیم در آسمان ترکستان سیر می کنیم ، نوشتید حاشیه نویسان همه جوانند و عشقشان مجاز دریافتم علم غیب هم دارید ، نوشتید سریال شهریار سریالی آبکی است ، قبول بفرمایید صحیح این مقوله کدام است تا بهره مند شویم . خلاصه کلام آب کم جوی تشنگی آور به دست
nabavar در ۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
7 گرامی
نوشته اید : ”مصرع اول در واقع اینچنین باشد:
اگر حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد“
دقت بفرمایید ، وزن مصرع پیشنهادی شما با بقیه ی بیتها همخوانی ندارد .
زنده باشید
nabavar در ۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
7 گرامی
من رمیده دل آن به که در سماع نیایم که گر ز پای درآیم به دربرند به دوشم
در نسخه ای که من دارم ” اگر ز پای در آیم “نوشته
و گمان میکنم درست تر است به مانای اگر از پای بیافتم است
اگر در مجلس سماع بیایم ، ممکن است از پای بیفتم ، یا از هوش بروم .
اگر با شجریان مشکل دارید ، نمی دانم
پایدار باشید
khayatikamal@ در ۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۴۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۷۲:
ولادت حضرت فاطمه زهرا به گنجور یان مبارک
بنده این رباعی را با دوستان به اشتراک گذاشتم وجمع این رباعی از 6112
بیژن ج در ۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹۷:
..............................(شگفتا عجبا ملانا 700 سال پیش شعر با وزن و اهنگ موسیقی پاپ خوانده...الله اکبر از این شاعر....ما کجا و ذهن بیدار حی مولانا کجا
علی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۴:
ای کاش الان هم بودی خیام جان رفیق فاب خودم میشدی
علی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴:
خیام یه نابغه واقعی بوده ای کاش زنده میبود
این اشعار به عقل جن هم نمیرسیده
علی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۵ - حکایت در شناختن دوست و دشمن را:
شاهکار سعدی
پریچهر در ۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۳:
خیلیییی ممنون به خاطر این سابت قوی ،،خداقوت
محمد یگانه در ۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » غنچه پژمرده:
کلمه ی "ناراج" به شکل "تاراج" تصحیح گردد، با تشکر
نادر.. در ۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:
فرزاد عزیز
در پیش خورشید، شب چه معنایی دارد و به شمع چه نیازی است؟.. مشکل از نابینایی ما است..
و در مورد نور، از نابینا جز خیال بافی چه انتظاری می رود؟
جایی که چنان بینایی می طلبد که : هر جزو من چشمی شود..
گویا خیام مصّرانه به سخره می گیرد نابینایان مدعی را..
و از روی منطق دریافته است: آن را که خبر شد، خبری باز نیامد..
نور را برای نابینا "توصیف کردن" بی معناست و کسی که اصرار بر آن دارد، خود نابینای دغل بازی بیش نیست..
البته در عالم نابینایی، به قدر وفور سرگرمی برای گذران وقت موجود است..
فرزاد در ۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۵۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:
میگویند محمد ابن عبدالله در روز های آخر زندگیش چنین جمله ای خطاب به خدا گفته: " پاک و منزهی تو , آن چنان که لیاقت تو بود نشناختمت"
دوره ای که خیام زندگی میکرده به کنار, همین الان و در بین کسانی که این متن رو میخونند هر کسی یک حدس و گمانی نسبت به خدا و چیستی و وجود و عدم وجودش داره. با احترام به نظر های مخالف فکر میکنم معنای مورد نظر شعر به نقل قولی که از پیامبر اسلام نزدیک تره که در نهایت گفت تو را نشناختم و تو از هرچه که درموردت فکر میکنم برتری
فرزاد در ۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۸:
شاید کسایی خوششون نیاد اما به نظر من هم با توجه به زندگی خیام و آشناییش به قرآن و فلسفه و ... یخورده ساده نگرانست که بگیم منظورش الکله :) به نظر منظور اینکه ارزش کار به اینست که همین الان وجودت از باده عشق الهی که همین دنیا رو پر کرده مست بشه نه این که به خاطر وعده ی بهشت هر چند خوب بخواهی تو راه خدا بیای. یعنی از همین الان و نه در آینده توی خدا غرق بشی به جای اینکه بخوای با وعده ی بهشت باهاش معامله کنی. با احترام به نظر های مخالف
علی رضا صادقی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال تو:
صبوحی امی بوده اما از کمی سواد خواندن و نوشتن بهره داشته و می دانسته که "لب" چگونه نوشته می شود.
علی رضا صادقی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال تو:
برای امین گیخا: افطتر کلمه ای عربی است نمیشه از ریشه "فتاردن" باشه. ط در فطر دال لر عربی بودن کلمه است و معنای آن هم در کنار سایر معانی شکستن روزه است همان خوردن و نوشیدن.
فاطمه در ۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱ - وسوسهٔ دیو رامشگر و تصمیم کاووس برای لشکرکشی به مازندران و فراخواندن زال:
در اخر از مسئولان محترم سایت خواستارم نظرات غیر واقع بینانه که حاصل خیالپردازی برخی اشخاص هست وهیچگونه صحت علمی وعینی ندارد چاپ نشود تا به اعتبار وصحت مطالب این سایت خدشه وارد نشود.باتشکر ازشما...
شاهرخ najafishahrokh۹۲@gmail.com در ۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲۰:
جای جای ابیات این غزل ، پر شده از رنگ زیبای قانون جذب. تمنای وصل به اصل . هزاران درود بر این روح بیقرار، باد.
فاطمه در ۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱ - وسوسهٔ دیو رامشگر و تصمیم کاووس برای لشکرکشی به مازندران و فراخواندن زال:
واقعا متاسفم که بعضی افراد ناآگاه هنوز نمیدونن که ما یه مازندران داریم ..اونم درشمال ایران..چه خنده دار که گفتن مازندران درشرق سیستان و هند منظور فردوسی بوده...دیگه اب وهوای سیستان رو فرقش همه با مازندران میدونن...فردوسی گفته هوا خوشگوارو زمین پرنگار نه گرم ونه سرد وهمیشه بهار که داره به هوای معتدل و سرسبزی همیشگی مازندراناشاره میکه..نمیدونم اقای قاسمی فرد تا چه مقطعی تحصیل کردن یا این اطلاعاتو از کجا درآوردن ولی خواهشا انقدر خیالبافی نکن برادر..مازنردان همون مازندرانه وهمیشه خواهد بود وفردوسی هم به مازندران اشاره کرده...سعی نکن ازخودت داستان پردازی کنی..مثل این می مونه که یکی بگه منظور از آقای قاسمی فرد همسایه کوچه پشتیشونه..خواهشا اگه سوادشو ندارین نیاین نظر ندین و شایعه پراکنی نکنید...
نادر.. در ۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۲۲ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۴ - جواب:
سلام دوست عزیزم
به راستی بزرگوارید و فروتن ..
حق با شماست و گویا علامت گذاری ها نیز در رفع این ایراد از جمله بندی هایم چندان کمکی نکرده است..
وفایی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶: