khayatikamal@ در ۹ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۲۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۶۳:
بنده این رباعی را با دوستان به اشتراک گذاشتم وجمع این رباعی از 7959
سید احمد مجاب در ۹ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۳۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸:
نگاهدار دل از آرزوی نامحرم
که فر و جاه و جمال زن (نکو) اینجاست
هانی در ۹ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:
یه عده از دوستان گفتن که فردوسی از واژه ی عجم تو شعرهاش استفاده نکرده و همینطور جای دیگه ای خوندم که بخاطر همین واژه،این شعر رو جعلی میدونن در حالیکه در پایان شاهنامه شعر معروف "بسی رنج بردم در این سال سی،عجم زنده کردم بدین پارسی"رو داریم
جمشید در ۹ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۶:
درود بر فرهاد عزیز
بنده از شما بسیار سپاسگزارم که با نوشته ی زیبا خود حاشیه ساز های خیام بزرگ رو دهان بسته به گوشه نشاندید.
همیشه افراطی ها سعی دارند که باده نوشی های خیام بزرگ رو به شکلی غیر عقلانی تفسیر کنند ولی کسانی که خیام را می شناسند به بزرگی و صراحت ایشان پی برده اند
باز هم ممنونم
بابک چندم در ۹ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:
جناب حمید رضا گرامی @گنجور:
کارتان درآمد،
اول آنکه بیت هژده همانند پنج بیت دیگر با "چو" آغاز می شود و نه "چون"...
دیگر آنکه خوب باید نوشته بلند بالای بنده را بخوانید و مجوز آزادی دهید...
سر شما هم شاد باد
کریم در ۹ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
آقا یا خانم الله بنده
با سلام
تفسیری که از شکر دادید بسیار زیبا و وجدآورست و البته ازدل برامده. انشالله همیشه شاکر باشیم و به این مقام عالی برسیم.
بابک چندم در ۹ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:
دوست عزیز ... جان،
"زن بد" را که من نیاوردم، در بیان خود سعدی بود (بیت یازده، و بیت چهارم از آخر)...
در باب:
"عاقبت گرگ زاده گرگ شود
گرچه با آدمی بزرگ شود"
نیز نه در همان اثر، که در همان قطعه آورده:
سگ اصحاب کهف روزی چند
پی نیکان گرفت و مردم شد...
اما آن بیت حافظ در نگاه من اصلاً جای بحث ندارد، چرا که مصراع نخست :
"پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت"
را در جای دیگر تضمین کرده:
"نیست در دایره یک نقطه خلاف از کم و بیش
که من این مسئله بی چون و چرا می بینم"
بیان خودش است و جای هیچ شک و شبهه ای را هم باقی نمی گزارد...
و مصراع پسین:
"آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد"
را نیز در اینجا تضمین کرده:
"نیکی پیر مغان بین که چو ما بد مستان
هرچه کردیم به چشم کرمش زیبا بود"...
باری،
صحبت از "زن ستیزی" سعدی با استناد به این نیم بیت، و همچنین مولوی با استناد به هفت، هشت، یا ده بیت ازو در حواشی دیگر مکرراً در میان آمده... و نکته بنده این بوده که اگر اینان ولو یک، دو، یا سه درصد هم زن ستیز بودند این می باید در همان درصد از ابیاتشان نمایان می گردید...یعنی حدود 150 الی 500 بیت از سعدی و ششصد و اندی الی دو هزار بیت از مولوی... خوب سراغ نداریم که!
ضمن آنکه زمانی که شخصی زن ستیز است، دیگر صحبت از یکی دو درصد نیست و آن بابا در تمامی وجودش زن ستیز است...و این نیز خواه ناخواه در جای جای آن پانزده هزار بیت سعدی و شصت و شش هزار بیت مولوی می باید نمایان شود...که اینرا نیز سراغ نداریم.
مضافا آنکه در چند از این ابیات نشان دادیم که برداشت دیگری از آنان می شود داشت که مغایر جلوه ظاهریشان است...
نتیجه آنکه با این درصد کم از احتمالات، می باید به خوانش و برداشت خود شک کنیم تا ایرادی در بیان سراینده....
هدف من ماست مالی کردن و توجیه سعدی و مولوی نبوده و نیست، چرا که نظرم را پیشتر از اینها بیان کردم:
زن ستیزی، آزار کودک، زدن زن و مرد پیر، و یا حتی غریبه ای گردن کلفت،و...در هیچ جا و از هیچ کس قابل قبول نیست حال چه سعدی باشد چه مولوی و یا هر بشر دیگری که تا به حال پای بر زمین نهاده...
راستی، ماجرای فراغ را که پیشتر پرسیدی برایت روشن شد؟
و در آخر، آیا شما همان .... قدیم هستی که از بد حادثه یک . از دست داده ای یا خیر؟
سرت شاد
محمد تقی صابری در ۹ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
تصور میکنم ایراد جناب آذر چندان موجه نباشد زیرا اولا شعر در بسیاری از موارد ناظر به کلمات متداول در فرهنگ بیرجند است ثانیا همان ترکیب بیرون شو در زمانه ما هم به صورت راه در رو به کار میرود و کسی به راه میانبر یا راه فرار ، از فعل ماضی استفاده نمیکند : مثلا نمیگوید راه بیرون رفت ! هر چند به کار بردنش بلا اشکال است .
مهناز ، س در ۹ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۸:
گرامی حسین،1
این شعر از جناب غلامعلی رعد آذرخشی ست ، 12بیت دارد چند خطی می آورم
در حیرتم ز ناله و فریاد فاخته آن بیوفای عشق به نیرنگ باخته
کو کوزده،نجسته ز فرزند خود نشان در جستجوی گمشدهای ناشناخته
از آشیان انس به غفلت گریخته در دیو لاخ بلهوسی خانه ساخته
بابانک نرم و گرمتر از تیر جانشکار در گوش باغ ریخته سرب گداخته
،،،،بسیار زیباست
مانا باشی
محمد در ۹ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴:
ی آخرین حرف و الف اولین حرف استکهرویهممیشود یا. یعنی یا برای ندا ازاول تا آخر حروف استفاده شده.
کریم در ۹ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:
سلام خانم روفیا
نوع نوشتن شما حکایت از دریافت درست موضوعات دارد.چنانچه وبلاگ یا منبعی از نوشته های خود دارید اعلام بفرمایید. سپاسگذارم
سهیل در ۹ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱ - اندر ستایش سلطان محمود:
با سلام
حرف «د» در کلمه ی «پیاده» در این بیت به اشتباه حذف گردیده:
پیاه به آید که جوییم جنگ
بکردار شیران بیازیم چنگ
با تشکر
nabavar در ۹ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۸:
آین بی وفای
با آه سرد گرمتر از سوز جان شکار
در حلق خلق ریخته شرب گداخته
شاعرش یادم نیست
nabavar در ۹ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۸:
7گرامی
گویا تنها پرندگان نر آواز می خوانند در جذب ماده ها
ماده ها ناز کردن می دانند
تنها فاخته نیست که چنین است
در حیرتم ز ناله و فریاد فاخته
ای بی وفای عشق به نیرنگ باخته
کوکو زده نبرده ز فرزند خود نشان
در دیولاخ بی خبری لانه ساخته
با آه سرد گرم تر از ،،،،،،
ماندگار باشید
سید جلال حسینی در ۹ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ قاآنی » مسمطات » شمارهٔ ۳ - وله ایضاً:
باسلام در مصرع سوم از مسمط اول چو تیره زاغی صحیح بنظر میرسد نه تیره زای
م. ش تهرانی در ۹ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:
سلام
هرمی لعل کزان دست بلورین ستدیم
اب حسرت شد ودر چشم گوهربار بماند
چرا می که از معشوق می گیره تبدیل به اب حسرت میشه ! چرا حسرت ؟ حسرت چه چیزی ؟
سینا ص در ۹ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳:
در بسیاری از نسخ این شعر نیامده و یا به آن با شک و تردید نگاه شده است. آیا علیرغم زیبایی منحصر بفرد این غزل اصالت آت مورد تائید است؟
... در ۹ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۰۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:
بابک بزرگوار
تا حدود زیادی با شما موافقم.
دوستان، لازمه که به دو نکته دقت بشه.
اول اینکه به قول دوستمون بابک عزیز، «زن بد» مورد نکوهش قرار گرفته و نه صرفاً «زن»، که اگه جز این بود ابیات ابتدایی چه مفهومی دارن؟
نکته دوم و بسیار مهم که متاسفانه خیلی کم بهش توجه می کنیم. ببینید ما یه عادت بدی داریم تا یه بیت یا جمله از شاعر یا نویسنده ای می خونیم سریعاً حکم صادر می کنیم. غافل از اینکه بین حرفی که زده میشه و شخصیت گوینده کلی راه هست که باید رفت و بعد قضاوت کرد.
این موضوع برخاسته از دلایل مختلفی می تونه باشه. اول اینکه شاید اون حرف از زبان شخصیتی در روایت گفته بشه. مثال می زنم. من میام یه نمایشنامه در مورد عاشورا می نویسم. قاعدتاً دیالوگی که مثلا شمر میگه توهین به حسین هست و من این دیالوگ رو در نمایشنامه می نویسم. آیا درسته که بگن فلانی به حسین توهین کرد؟ نه! من فقط روایت کردم و ناگزیر بودم از این کار. چون شمر قربون صدقه حسین نمیره که.
اما دلیل دیگه اینکه باید به مجموعه آثار شاعر یا نویسنده دقت کرد و نه صرفاً یه جمله یا بیت. باید وسیع تر دید. استادی می گفت سعدی جامع ترین شاعر ماست. من با این حرف موافقم. سعدی در غزلیاتش یه عاشق شوریده میشه. در بوستان یه واعظ که رفته بالای منبر. در گلستان انگار مثل یه پیر دنیا دیده نشسته داره با داستاناش نصیحتت می کنه. هرچند در صحت انتساب بخشی به نام خبیثات در دیوان سعدی تردید هست، ولی با فرض صحت انتساب، اونجا یه سعدی میبینیم که بیشتر شبیه اوباشه. هرچند تمام مطالبش مزاح هست ولی از بیان هیچ پستی در این مزاح ها پرهیز نمی کنه.
خب با این اوصاف سعدی کیه؟ عاشق، واعظ، ناصح، عارف یا جاهل؟ حقیقتاً نمیشه گفت. نمیشه شخصیتی مدون برای سعدی بر اساس آثارش قائل شد. سعدی حتی در گلستان یه جا میگه:
عاقبت گرگ زاده گرگ شود / گرچه با آدمی بزرگ شود
و در جایی دیگه خلافش رو میگه:
جامه کعبه را که می بوسند / او نه از کرم پیله نامی شد
با عزیزی نشست روزی چند / لاجرم همچون او گرامی شد
یه جا ذات فرد رو موثر میدونه و جای دیگه همنشینی رو، حتی در یک اثر!
دوستان این مسائل نشون میده به راحتی نمیشه از روی یک بیت، شخصیت هنرمند رو تشخیص داد. نه فقط سعدی (که به واسطه وسعت محتوایی به شدت شناخت شخصیت سعدی دشواره) که برای خیلی از هنرمندا همین طوره. فروغ فرخزاد تا یه جایی عاشقانه می سرود، یه جایی عصیان می کنه و وارد دوئل خدا و شیطان میشه و بعد انگار با دردهاش آروم می گیره و دوباره متولد میشه. حافظ یه بیت سروده که هنوز بر سر مفهومش بحث هست: «پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت / آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد»
سعید نفیسی معتقده تحلیل های عجیب و غریب از این بیت لازم نیست، بیت همینه که هست و حافظ حرفش رو زده. خب حالا چطور شده که حافظ با اون حافظ بودنش گفته خطا بر قلم صنع رفته، خدا عالمه. آدمیزاده دیگه، در یه برهه ای یه تجربه شخصی تو زندگیش منجر به این دید شده. چیز عجیبی نیست.
ببخشید خیلی پرحرفی کردم. با احترام.
... در ۹ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۷۵:
ممنون از توجه شما دوستان
حسین عزیز
کاملاً با شما موافقم
مهناز بزرگوار
به چه غزلی اشاره کردین، کم نظیر...
شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم
انگار کلمه های سعدی رو کاغذ (یا حتی صفحات غیر کاغذی) دلبری می کنن!
پریشان روزگار در ۹ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۰۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان: