گنجور

حاشیه‌ها

عبدالرزاق اختری در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۵۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۶:

به نظر من وزن غزل شماره 496 ، فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ( رمل مثمن محذوف ) است . با درود !
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

سعید فاضلی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۲:

رانیم بالش شه و رانی به زخم مار
با مصطفای حسن در آن غارم آرزوست
در اینجا حضرت مولانا اشاره ای ظریف به حکایت یار غار دارد که در حالی که پیامبر سر بر ران ابابکر نهاده مشغول استراحت بود ماری پای ابوبکر صدیق را نیش زد...

روفیا در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:

درود دلارام جان
پیش آن خورشید کو بس روشن است
در حقیقت هر دلیلی رهزن است
هر واسطه ای ما را از هدف دور می کند.
البته می توانیم از بزرگان مدد بجوییم، لیک نیاز حقیقی ما این نیست که از دریچه نگاه دیگری مولانا و شمس را بشناسیم، بلکه نیکوست از دریچه نگاه خود به کلام و جهان بینی این بزرگان در آثار " خودشان " بنگریم و در آنها بیندیشیم.
ما نیاز داریم روش درست اندیشیدن را از بزرگان بیاموزیم.
هنگامی که شما زبان انگلیسی می آموزید از دیکشنری و دایره المعارف و گوگل و... مدد می گیرید، ولی تا ابد همان جملات کتاب زبان و دایره المعارف را به کار نمی برید، بلکه روزی می رسد که شما حرف تازه ای برای گفتن خواهید داشت. به شرطی که اندیشیدن را تمرین کرده باشید!
من نمی دانم آیا شما به این موضوع از جایگاه حرفه ای نظر دارید یا این یک مطالعه و بررسی آزاد liberal study است، باید بگویم شخصا برای دومی اعتبار بیشتری قایلم چون یک مطالعه خالص و غیر وابسته یا independent است و کمتر در معرض اغراض و امراض شخصی!
خودم چون حرفه دیگری برگزیده ام فرصت چندانی برای مطالعه صرف در این باب نداشته ام ولی هر گاه گوش و مغزم آزاد بود از هزاران ساعت سخنرانی صوتی بزرگانی چون الهی قمشه ای، کریم زمانی، سروش، مصطفی ملکیان، ایرج شهبازی، احمد سام و مهدوی بهره جسته ام. باید بگویم از این بابت بسیار خرسندم، چرا که هرگز بدون این امکان، قادر نبودم این ساعت های طولانی را صرف ادبیات و معرفت کنم.
برایتان آرزوی بهروزی در این مسیر خجسته را دارم.

... در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۴ - فرق میان دعوت شیخ کامل واصل و میان سخن ناقصان فاضل فضل تحصیلی بر بسته:

سید حبیب عزیز
راجع به مسئله تقلید که گفتین حرف دارم که متاسفانه فعلا زمانش نیست. چون بحث مفصلیه. به زودی نظراتمو درموردش می نویسم.
فقط اگه لطف کنین عجالتا بفرمایید مولوی کجا و در کدوم اثرش گفته زن از حیوان کمتره؟ ممنون میشم.

رضا در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۲۴ - بازگشتن آن شخص شادمان و مراد یافته و خدای را شکر گویان و سجده کنان و حیران در غرایب اشارات حق و ظهور تاویلات آن در وجهی کی هیچ عقلی و فهمی بدانجا نرسد:

آن فقیران عرب توانگر شده
در این مصرع توانگر به صورت تانگر خوانده می شود.
در گویش مردم می توانی به صورت می تونی ادا می شود که در تحریر به صورت می توانی نوشته شده اما در اصل ادای آن می تانی بوده مانند خواب و خاب، یا خواندن و خاندن. به تدریج در قرائت از روی متن تانستن به صورت توانستن ادا شده. بنابراین تلفظ قدیمی و شاید صحیح تر توانگر، تانگر بوده است.

اسدالله شفیغ در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

تک اهنگ محسن چاوشی اصلا کاپی از آهنگ " صدیق شپاب اواز خوان افغانی " است که به ریتم " قرصک " که یک روش سرود خوانی بومی مردمان " پنجشیر" است اجرا گردیده است.غزل حضرت خداوندگار نیز با این روش عالی اجرا گردیده

رضا در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۲۴ - بازگشتن آن شخص شادمان و مراد یافته و خدای را شکر گویان و سجده کنان و حیران در غرایب اشارات حق و ظهور تاویلات آن در وجهی کی هیچ عقلی و فهمی بدانجا نرسد:

ابرهه با پیل بهر ذل بیت
آمده تا افکند حی را چو میت
تا حریم کعبه را ویران کند
جمله را زان جای سرگردان کند
تا همه زوار گرد او تنند
کعبهٔ او را همه قبله کنند
وز عرب کینه کشد اندر گزند
که چرا در کعبه‌ام آتش زنند

رضا در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۲۴ - بازگشتن آن شخص شادمان و مراد یافته و خدای را شکر گویان و سجده کنان و حیران در غرایب اشارات حق و ظهور تاویلات آن در وجهی کی هیچ عقلی و فهمی بدانجا نرسد:

ابرهه یکی از فرماندهان سپاه نجاشی در فتح یمن بوده، که با کشتن فرمانده بزرگ سپاه، حاکم یمن شد. ابرهه برای خوش خدمتی نزد نجاشی، کلیسایی بسیار با شکوه و مجلّل بنا کرد که نظیری نداشت و هدف او از این بنا، از رونق انداختن خانه خدا (کعبه)، مرکز و کانون حج ابراهیمی بود و از سویی فراخوانی مردم جزیره عربستان و جاهای دیگر، به سوی کلیسا بود. به همین منظور، مبلّغان بسیاری به اطراف و در میان قبایل عرب و سرزمین حجاز فرستاد. اما اعراب که سخت به مکه و کعبه علاقه داشتند و آن را از آثار بزرگ «ابراهیم خلیل» می‌دانستند، احساس خطر کرده، و طبق نقلی کلیسا را آتش زدند، در مقابل ابرهه سخت خشمگین شده و تصمیم به ویرانی کعبه گرفت و لذا سپاه عظیمی فراهم کرده که برخی از سوارکاران، بر فیل سوار بوده، و عازم مکه شدند و بقیه داستان معروف است.
اشتهاردی، محمدمهدی؛ قصه‌های قرآن، تهران، نشر نبوی، 1378ش، چاپ اول، ص 626.

رضا در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۲۴ - بازگشتن آن شخص شادمان و مراد یافته و خدای را شکر گویان و سجده کنان و حیران در غرایب اشارات حق و ظهور تاویلات آن در وجهی کی هیچ عقلی و فهمی بدانجا نرسد:

هی میاویزید من عیسی نیم
اشاره به اشتباه گرفتن فرد دیگر به جای حضرت عیسی ع و به صلیب کشیدن او

حجت اللّه کاظمی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۲۳ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۱:

به نام خدا
هر که ناموزد ز چرخ روزگار
هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار

دلارام در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:

سلام کسی میتونه بگه چه کتابی میتونم بخونم که به شناخت بیشتر شمس و مولانا کمکم کنه؟

جمال ناصر نشقبندی اسحاق زاده در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳:

نهایت ارادت و نهایة النهایت خلوص نیت این بنده ای نابکار دنی روزگار خدمت گل شیفتگان باغستان اشعار حضرت مولانای روم ، چنانکه پوشیده نیست ، طائفه ای علیه ای سنیه ای مصطفویه ای صوفیه بر آنند ، غیابت اول مولانا شمس تبریزی را ( غیبت صغری ) و ناپدیدار شدن آنجناب را که وصلت عند المحشر خواهد بود ( غیبت کبری ) نام نهاده اند ، این مقدار اشعار دلکَش و ابیات دلکُش را در قالب تغزل عند ارسال فرزند نامور حضرت مولوی سلطان ولد به شهر رنجور گنجور دمشق ، شکر افشانی فرموده بودند ، و چه سخت می گذشت بر آن حضرت شب و روز ،

سهیل قاسمی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:

شه پیلی بعید می دانم حرکت قلعه فعلی باشد. یکی چون مهره فیل نقشی در این حرکت ندارد. دوم این که اصولا حرکت قلعه ربط به مات شدن ندارد. دکتر کزّازی هم اگر اشتباه نکنم، "شه پیلی" را احتمال داده بود اصطلاح یا حرکتی در شطرنج باشد.

آقاگل در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:

با سلام.
این غزل لسان الغیب در گروه موسیقی طفیل عشق در دانشگاه کاشان اجرا و در دستگاه ماهور خوانده شده است. که به احترام تقدیم دوستان می گردد.:

پیوند به وبگاه بیرونی

کمال داودوند در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۷۲:

6829

گمنام-۱ در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

..........
کان کافر اعدا می کشد، واین سنگدل احباب را
چنین است خلق و خوی خوبان سنگدل
.......بیداد نیکوان همه بر آشنا رود

گمنام-۱ در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۹:

دست در دل کن و هر پرده پندار که هست
بدر ،! ای سینه که از دست ملامت چاکی
.......
جامه ای پهن تر از کارگه امکانی
لقمه ای بیشتر از حوصله ادراکی
..
آه من باد به گوش تو رساند؟ هرگز!
که نه ما بر سر خاکیم و، تو بر افلاکی

مینا مرادی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

درود.
گویا شیخ رابطه ی عمیق و ویژه ای با ساقی داشته است...
چرا که بی پرده و بی پروا از ساقی می خواهد جام نخست می را به او بنوشاند و خمارش را بشکند!به دیگر سخن شیخ می خواهد ساقی او را بر اصحاب مقدم بدارد...البته این امر به نیاز مفرط جناب شیخ هم بر می گردد. چرا که می فرماید:"ز اندازه بیرون تشنه ام...."

مینا مرادی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

درود.
پر واضح است که واژه ی احتمال در مصرع «احتمال نمانده ست ناشکیبا را» به معنی بردباری و تحمل است جناب شایق!

احمد شوشی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۱ - در مردانگی گرشاسب گوید:

به نظر می رسد که در بیت پانزدهم کُه به معنای خردسالی درست باشد و مال اشاره به اسب و میل اشاره به همین میل های امروزی یا گرز پولادی یا چیزی شبیه به آن داشته باشد. شاعر می فرمایند: گرشاسپ در کودکی توانایی اسب سواری و میل زدن داشته است.

۱
۳۷۵۷
۳۷۵۸
۳۷۵۹
۳۷۶۰
۳۷۶۱
۵۷۰۳