گنجور

حاشیه‌ها

حمید رضا در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۷:

م ، س و پریشان گرامی،
من نمی دانم مولوی عارف بوده یا نه. صفات عارف را هم نمی دانم چیست.
اما میدانم که هیچ انسانی عالی، کامل، و بی نقص بر روی زمین نیامده و هرگز نخواهد آمد.
مولوی و همه ی عارفان انسان بودند و حتمأ الخطا.
مولوی را دوست دارم چون خواندن و مرور روزانه اشعارش مرا انسانی بهتر، شادتر، پر انرژی تر و عاشق تر ساخته.
با در نظر گرفتن اینکه سطح دانش و آگاهی و توانایی و روش زندگی انسانها در دوران مولوی بسیار پائین تر از امروز بود، اگر ما نخواهیم و یا نتوانیم مولوی را با آن همه هنر و دانایی درک کنیم که:
چرا امید به پاداش داشت،
چرا فکر می کرد چرخ از بهر ماست،
چرا زن ستیز بود،
چرا کشتن انسان بی گناه را توجیه می کرد،
و یا چرا رکیک ترین کلمات را نثار دشمنش می کرد،
بی گمان امروزه توانایی درک افراد جامعه مان را نیز نخواهیم داشت.
و این در حالیست که امروزه بسیاری از جوامع حتی در تلاشند تا دریابند چه عوامل خانوادگی و اجتماعی و ژنتیکی موجب پیدایش رفتار گناهکاران می شوند تا مشکلات جامعه شان را حل کنند. جامعه ای که علاقه ای به درک آنان ندارد به جای حل مشکل، با خشم معتاد و دزد و آدمکش خود را اعدام می کند و روانه زندان می کند به امید اینکه از تعدادشان کم شود.
من دلیلی نمی بینم که با مولوی با خشم برخورد شود.

نیما در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۱۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:

روی "صفحه طلایی وویجر" که ناسا در سال 1977 به فضا پرتاب کرد ، "یک پیکرند" گفته شده
متن اصلی پیام که به زبان فارسی و به صورت صوتی ارسال شده بدین شرح است :
درود بر ساکنین ماوراء آسمان‌ها، بنی‌آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند. چون عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.
منبع :
پیوند به وبگاه بیرونی
پیوند به وبگاه بیرونی

حمید رضا در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۷:

جناب حسین عزیز،
من رابطه ای بین داشتن باورهای فلسفی درباره هستی و آخرت، با انسان خوب و یا بد بودن نمی بینم.
فراوانند ظالمانی که مانند من، آزاده از امید و هراس به آخرت و فارغ از تجارت با خدا هستند،
و نیز فراونند انسانهای پاکی که با این باورها زندگی ساده ای را سپری می کنند.
اینکه ته وجود «همه»ی آنان که به امید پاداش هستند «بدی» است و «همه»ی آزادگان از این گونه فلسفه ها «خوب» هستند، برای من دور از واقعیت است.

رضا در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۳:

داریوش اقبالی این غزل را قبل از انقلاب خوانده بود. زمانی که مرحوم صابری در کاریکاتوری در گل آقا از کناره گیری مرحوم دکتر حبیبی از پست معاونت اول هاشمی رفسنجانی اظهار ناراحتی کرده بود، چرا که در همه شماره ها عکس ایشان یا روی جلد بود یا پشت جلد و یا در داخل مجله مطلبی در مورد ایشان آورده می شد (با توجه به ممنوعیت درج کاریکاتور رییس جمهور به دلیل معمم بودن ایشان و نوستالژیک بودن چهره مرحوم حبیبی) بیت اول این غزل را در زیر کاریکاتور ایشان آورده بود. یادم می آید که بعدها یکی از مخاطبین گل آقا اعتراض کرده بود که چرا اشعار خوانندگان زمان طاغوت را در گل آقا نشر می کنند!

رضا در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۳:

داریوش اقبالی هم این غزل را قبل از انقلاب خوانده است.

رضا در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:

عبدالرحیم ساربان خواننده فقید افغان با صدایی استثنایی این غزل را خوانده است.

کمال داودوند در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۴۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۰۱:

بنده این رباعی رابادوستان به اشتراک گذاشتم و جمع این رباعی از،6985

Mahdiyar در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:

معنی این شعر رو کسی میتونه لطف کنه و بنویسه؟؟

nabavar در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیه‌السلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداین:

آرش جان می توانی توضیحی بدهی در مورد اینکه چگونه ”باید به این علوم در پرتو علم معنوی پرداخت“ و همچنین آن حقیقت که عالم مادی سایه ی ان است چیست ؟
ممنون می شوم

آرش تبرستانی در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیه‌السلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداین:

دانشی باید که اصلش زان سر است چون که هر اصلی به فرعش رهبر است پس ما باید دنبال علمی رویم که ریشه در عالم معنا داشته باشد چرا که این عالم مادی سایه ای از آن حقیقت بیش نیست و در جایگاه فرعی قرار دارد و جایگاه اصل مختص علم حقیقی است البته این به معنای نفی علوم مادی نیست بلکه باید به این علوم هم در پرتو علم معنوی پرداخت تا از انحرافات مصون بماند

nabavar در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

هادی خان
می گوید : من رندم و با مصلحت اندیشی و پرهیز کاری میانه ای ندارم ، ازاین جهت نغمه ی رباب را بر سخن واعظ ترجیح میدهد

محمدعلی میرآخوری در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:

به نظر میرسد مصراع اول بیت پنجم اینگونه بشد
با هرکه انس گیری از او سوخته می شوی
یک می باید اضافه شود

nabavar در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۷:

خوش گفتی م ، س گرامی
هیچ مقدسی نیست که از نقد معاف باشد
آفرین که
بال ها بگشودی از بام تعصب جسته ای

م ، س در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۷:

چرخ از بهر ماست در گردش
زان سبب همچو چرخ گردانیم
تقلید پیشینیان کرده است
چرخ از بهر ما نیست ، ما خود جزیی از چرخیم
خود را اینقدر عزیز دردانه نبینیم

محمد تقی زاده در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:

هر سر موی مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و ملامت گر بی کار کجاست؟
در مصرع اول این بیت که کنایی هم هست میخواهد زیاد بودن حجم غم جدایی را برساند و خیلی ماهرانه این را توصیف کرده و در مصرع بعد میفرماید:ما کجای این داستانیم و معشوقی که کاری به جز نامهربانی ندارد (البته از نظر عاشق) کجا!

هادی در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

سلام ، چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را ،سماع وعظ کجا و نغمه رباب کجا معنیش چی میشه ؟؟؟

م ، س در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۲:

اینجا سخن از ناز و کرشمه ی یار است و معشوق
ربطی به سرین حیوان ندارد
غنج را بهتر است همان عشوه و کرشمه معنا کنیم
از بهار:
دیدم به بصره دخترکی اعجمی نسب
روشن نموده شهر به نور جمال خویش
می‌خواند درس قرآن در پیش شیخ شهر
وز شیخ دل ربوده به غنج و دلال خویش

محمد علی طهماسب زاده در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:

اگر در بیتی که آوردید بر فرض اینکه منظور از تبریز نام شهری است آیا میتوانید با تعویض نام تبریز با نام شهری دیگر این بیت را برایم به درستی معنی بکنید !؟
عالی خداوند شمس دین، بغداد از او جان زمین
پرنور چون عرش مکین کو رشک شد انوار را

داش خانه در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۲:

سلام.
منظور از راز در این بیت از مولانا همان قوانین جذب و غیره است. چیزی که در مستند راز بیان میشود.

علی عباسی در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۰:

این غزل دل انگیز حافظ رو استاد ایرج در گلهای رنگارنگ 491 در دستگاه ماهور به زیبایی اجرا کردن بویژه گوشه شکسته.

۱
۳۷۴۶
۳۷۴۷
۳۷۴۸
۳۷۴۹
۳۷۵۰
۵۷۲۷