حاجی سیسی در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
برخی نازنینان بیت اول کلام خواجه را گذر از فرهنگ عربی به آریایی، یا دست کشیدن از شریعت و رسیدن به طریقت معنا کرده اند.
این سخنان و سخنانی از این دست موجب شگفتی و تأسف هست. هر چند حواشی برخی عزیزانِ جان همچون شهاب ثاقب روشنگر میدان و گرما افروز در دلها است.
گرمای وجودشان دائم باشد.
عربی دانستن اسلام و آریایی دانستن زرتشت قسمت ضیزاست. دین بر آمده از نهاد و فطرت انسانی و مطابق آن است و چگونه رنگ قومیت می پذیرد؟!!
جغرافی پندار نیک، تا جایی که انسان هست گستره و تاریخش به اندازه عمر انسانیت کشیده هست.
به هر روی حافظی که هر آنچه کرده به دولت قرآن و در دولت قرآن کرده چگونه می تواند اسلام را تنها فرهنگی عربی بداند؟
در پست بعدی نگاهی به مضمون بیت خواهم کرد امیدوارم راهگشا افتد!! نه گره بر گره افزاید.
امپرور در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۰۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مسمطات » پند سعدی:
با تشکر که متن شعر رو مورد تصحیح قرار داید دستتون درد نکنه
حاجی سیسی در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
علیرضا صابری عزیز
و جناب رضازاده نازنین
بیت خواجه شیراز بسی قابل تطبیق به قصه پر غصه ی نینوا است. قصه نینوا که نوایش از کران رهید و در جهان تپید. ولی از این که جناب لسان الغیب این معنا را اراده کرده یا نه بی خبرم
به هر حال بسیاری از اشعار حافظ قابل تطبیق به حضرت ابی عبدالله و حرکت پربارشان هست
نگرش شما به بیت، مایه خرسندی است.
محمد تقی در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:
من این شعر رو با صدای استاد دانلود کرده ام وتقریبا هر روز توی ماشینم گوش می دم البته وقتی تنها هستم. واقعا شاهکاره . خدایش رحمت کند استاد رو . ان شاالله در بهشت در آغوش خان ننه غریق رحمت باشند هردو. معلومه که از اون خانن ننه بااحساس استاد با احساسی مثل شهریار پرورش می یابد. خود شعر دنیایی از تربیت اسلامی و فرهنگ غنی مهر پروری هست.
نادر.. در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰۸:
عالم همه اوست! آنکه بیناست کجاست؟..
امپرور در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مسمطات » پند سعدی:
سلام در بند بنجم مصراع سوم بجای «کفتوشنود» اگر بنویسید «گفت و شنو» فکر می کنم قافیه بهتر شود
رادوین در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۴:
درود فروان به همگی دوستان
در این غزل جناب فیض کاشانی به زیبایی مقامش رو اعلام میکنه و منظورش اینه که من به مقام فنا رسیدم که درجه بسیار بسیار بالایی در عرفان و تصوف هست. درود بر روح بزرگش
محمد جلیل مظفری در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۲۲:
با سلام
مصراع سوم این رباعی ایراد وزنی دارد
همیرضا در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:
در بیت اول در بعضی نسخهها به جای «سیماندام» آمده «شیراندام» و جالب این که در کتاب «بدین شیرین سخن گفتن» گزیدهٔ غزلهای سعدی به انتخاب و توضیح اساتید یوسفی و یاحقی این بدل ترجیح داده شده (احتمالا به دلیل تناسب واژگانی شیرین و شیراندام) و آن را (شیراندام را) «دارای اندام نیرومند و متناسب، دارای سینهٔ پهن و کمر باریک»! معنی کرده. در هر حال «سیماندام» یعنی کسی که بدنش مانند سیم (=نقره) سپید باشد. میگوید از زبان چنین شخصی (شیرین دهان سیماندام یا حتی بسته به ذائقه شیراندام!) هر چیزی اعم از دعا یا دشنام بیرون بیاید نیکوست.
بیت 2: «شراب صرف» به نقل از لغتنامه «شراب بی آب» و «شراب خالص» را گویند.
بیت 3: ملام = ملامت
مصرع 2 بیت 4: به نقل از کتاب یاد شده در بیت اول: «مرغی که در دام گرفتار است با تکان دادن آستین نمیرود» کنایه از این که دست خودم نیست که به خاطر ستم از دست تو بروم و گرفتارم.
بیت 5: «برآید نام» یعنی مشهور شود. چیزی نمانده که عاقل پنجاه ساله در عرض پنج روز به دیوانگی و نداشتن عقل مشهور شود.
بیت 7: جملهٔ عربی: «جای شگفتی است که عاشق چگونه خوابش میبرد»
مصرع 2 بیت 8: از بس خوبی وصفت در وهم و خیال هم نمیگنجد.
بیت 9: اقلام جمع قلم به معنی قلمی که با آن مینویسند باید باشد که با اوراق در مصرع اول تناسب دارد. میگوید این کاغذها قطعا روزی میسوزند زیرا قلمها تاب تحمل آتش سعدی (=آتشی که در درون سعدی شعله ور است) را ندارند.
علیرضا در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۱۷:
مصرع آخر مسکنی نه معنای خاصی دارد و نه تناسبی با وزن شعر به احتمال زیاد مسکین بوده و اشتباه چاپی است
سید شاهو کاتورانی در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۰۰:
بیت پر محتوای این غزل یعنی
چو طوافان گردونی همیگردند بر آدم
مگر ابلیس ملعونی که بر آدم نمیگردی
اشاره به این دارد که تمام هستی در خدمت انسان است
که تنها ابلیس از اطاعت انسان سر باز زده است
فرخ مردان در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵:
دربیت پنجم منظور از "هفتم زمین" ماه هست؟
)از دهخدا ذیل" هفت اقلیم"):
... اقلیم ششم را ایرانیان متعلق به برجهای سنبله و جوزا دانند. اقلیم هفتم را ایرانیان ازآن ِ ماه و رومیان متعلق به مریخ دانند و از برجها به سرطان وابسته است . فرهنگها هفت اقلیم را به نامهای دیگر نامیده اند از جمله : هفت اصل ، هفت خط، هفت دکان ، هفت رصد، هفت رقعه ٔ ادکن ، هفت زمین ، هفت علفخانه ، هفت علفخانه ....
س ش در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ وطواط » رباعیات » شمارهٔ ۲۳ - در تغزل:
"عنبر شکستن" بشکل "عنبر شکنش" درست تر می باشد!"
ملیکا در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:
با سلام
بیت ششم این شعر به این صورته : مباش ای غنچه ی اوراق گل مغرور جمعیت
در بین هشتم کلمه ی صبر به اشتباه صبژ نوشته شده
بیت نهم اشتباه تایپی داره که باید به این صورت باشه :
اثر گم کرده آهنگم مپرس از عندلیب من
درین گلشن نفس میسوزم از آتش نوائیها
۷ در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
بیت 4
هر بار که چوگان گیسوان سیاه عنبرین آن ماهرخ به حرکت درمیآید گوی دلم لرزان و لرزانتر میشود
.
خمیدگی سر چوگان به خمیدگی زلف و سیاهی و خوشبویی اش را با عنبر مانند کرده است.
حاجی سیسی در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
در پست قبل " گشود " ؛ "گوشود" افتاده. پوزش طلبم.
موی عطر آگین و چوگان مانند معشوق که همواره در تاب است گویی با حرکتش به صورت او چوگان میکشد (میزند)
البته کشیدن نیم نگاهی به مالیدن دارد. یعنی "کشی" با توجه به اینکه عنبر است به مانک عنبر کشیدن و مالیدن است و با توجه به اینکه چوگان است به مانک چوگان کشیدن (زدن) است. پس موی معشوق، او را می نوازد و بر او عنبر می کشد و قصد آزار ندارد. ولی همین عنبر کشی چون بر صورت معشوق است و صورت معشوق در غایت لطافت است [مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او*عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست]
و معشوق به نهایت زود رنج [قامتش را سرو گفتم سر کشید از من به خشم*دوستان از راست میرنجد نگارم چون کنم] ؛ از این روی این عنبر سایی چوگان کشی است.
حاجی سیسی در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
بیت: ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان.. را چنین میفهمم که:
مه همان صورت معشوق است
عنبر سارا مو - یا ابروی - معشوق است. کمترین مو را موجه تر می داند
به دید می آید که سارا علاوه بر معنی لغوی چشمکی به سار در زبان عربی میزند. عنبری - بفرما مویی- که سکون نداند و همیشه در تاب است
موی معشوق در ادبیات ما لخت نیست بلکه پیچ دار است؛ پریشان است. (و این پیچداری و پریشانی را حکمتی است در پی گوشودنش نیستم). موی حلقه به حلقه معشوق ما چه چوگان دلربایی است. البته اگر چوگان را ابرو بفهمیم وجهش روشن است.
فهم چوگان به گیسو بهتر از ترجمه آن به ابرو است. چون دسته چوگان نسبت به انتهای خمیده آن که گوی را میزند بس دراز است و گیسو چنین است. خلاف ابرو که فقط انتهای خم چوگان را نمود است
دیگر اینکه مو بسیار با بوی و مشک و عنبر می آید
سخنی در مصرع دوم دارم که از آن چشم میپوشم تا طولانی تر از این نشود.
ایام به کام
khayatikamal@ در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۸۸:
بنده این رباعی را با دوستان به اشتراک گذاشتم وجمع این رباعی از 10670
عبدالله در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » تصنیف (اشاره به حملۀ قشون روس تزاری به پایتخت):
خانم پروین در برنامه گلهای رنگارنگ 281 این ترانه را با آهنگی از درویش خان، اجرا کرده اند
حاجی سیسی در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰: