گنجور

حاشیه‌ها

 

محض توجه بعضی دوستان، برخی حاشیه‌های این شعر به صرف آن که ارتباط مستقیمی با متن شعر نداشتند و احیاناً بحث مطرح شده در آنها اصلاً ادبی نبوده حذف شدند. این روند در بازبینی حاشیه‌های دیگر نیز مدنظر خواهد بود و علت پاک شدن این حاشیه‌ها مخالفت اداره‌کننده‌ی سایت با محتوای حاشیه نیست.

حمیدرضا در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۲۱ دربارهٔ بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب


@رسته: ممنون از شما. دو غلط اشاره شده (رسن، مرده ره) تصحیح شدند.
در مورد غلطهای رسم‌الخطی، صورت اول مورد اشاره‌ی شما [که اشتری] فکر می‌کنم باعث می‌شود در قرائت، خواننده شعر را بد بخواند و وزن آن را خراب کند، حال آن که نگارش «کاشتری» دقیقاً نحوه‌ی قرائت درست را به خواننده نشان می‌دهد، از این نمونه کآن (=کان)، کاو (=که+او) و کآتش (=کاتش) و مانند آنها در اشعار فارسی زیادند و برای جلوگیری از اشتباه معمولاً همه را به صورت ترکیبی می‌نویسند.
در مورد حرکت‌گذاری کلمات فکر می‌کنم از آنجا که این کار ممکن است باعث ایجاد اختلالاتی در جستجو شود فعلاً این کار را نکنیم بهتر باشد.
در مورد رسم‌الخط فکر می‌کنم باید پس از آن که از کثرت وقوع غلطهای املایی کاسته شد و مشکلات دسته‌بندی و سازماندهی اشعار (دو شعر در یک شعر، شعرهای با قالب مثنوی در دسته‌ی غزلیات و مانند آنها) حل شد یک راه حل جامع و یکسان پیدا کنیم و سعی کنیم آن را بر تمامی مجموعه‌ی گنجور اعمال کنیم تا هم تکلیف خواننده روشن باشد و هم بسیاری از مشکلات جستجو که مربوط است به رسم‌الخطهای ناهمسان حل شود.

حمیدرضا در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹


مطابق دیوان چاپی تقی تفضلی

بیت ۱۸

غلط : رسن
درست: رسم

بیت ۲۲
غلط : مرده ره
درست : مرد ره

بیت ۲۵

“چو زین بیع و شری رستند برستند از غم دو جهان ” دقیقا مطابق دیوان چاپی فوق الذکر است که اشکال وزنی هم دارد

بیت ۴۲

پیشنهاد رسم الخطی

غلط : کاشتر
درست : که اشتر

غلط : کردی

درست : کُردی

رسته در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۲۰ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹


دربیت ۵۸ «کتش بخو» با «کآتش به خو» جایگزین شد.

حمیدرضا در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۱۲ دربارهٔ بخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق را


در بیت هفتم «کتش» با «کآتش» و «شراره» با «شرار» جایگزین شد.

حمیدرضا در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۰۷ دربارهٔ غزل ۳۰۳


@ناشناس:
از غلطهای اشاره شده فقط در بیت ۴۲ «که اشتری» با «کاشتری» جایگزین شد. غلطهای بیت ۲۵ اساسی‌تر از آتی می‌نمایند که با حدسیات شما قابل رفع شدن باشد، فکر می‌کنم در مورد غلطهای تصحیح نشده نیاز به آن داریم که یکی از دوستان که به دیوان سنایی عطار دسترسی دارد ما را در این زمینه راهنمایی کند.

حمیدرضا در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹


این قصیده در منبع اولیه در ادامه‌ی قصیده‌ای با نام «در نعت امام هشتم (ع)» آمده.

حمیدرضا در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۴


این قصیده در منبع اولیه در ادامه‌ی قصیده‌ای با نام «در نعت امام هشتم (ع)» آمده.

حمیدرضا در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۰


بنام او
در بیت اول سخن اینست که اگرخاک میکده سرمه چشم گردد راز جام جم دیده میشود وبعد هم توصیه شده که بی می ومطرب مباش..
حال به معنی بیت نهم توجه کنیم که درآن گفته شده تا وقتی جام می ولب معشوق میخواهی طمع مدار که کاری دیگر بتوانی بکنی(از اهل نظرفیض ببری)
به نظرمیرسد که دو معنی عالی وپست ازمی منظور است و هردو معنی استعاره است در بعضی غزلیات دیگر هم دو وجهی بودن این معنی مشهوداست مثلادرغزلی دیگرمیخوانیم
این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
وین دفتر بی معنی غرق می ناب اولی…
چون پیر شدی حافظ ازمیکده بیرون شو
رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی
به نظر میرسد در بیت اول معنی عرفانی می در نظر است ودر بیت آخر میکده معنی دیگری دارد وبعید است که مقصود میکده معرفت باشد چنانکه حافظ اصولا مرید پیر مغان یا پیر میفروش است ودر پیری از میکده معرفت بیرون شدنی نیست گمان میرود آنطور که عشق درغزلیات حافظ دو وجهی است می ومیکده هم دو وجه دارد به هر حال دو وجهی بودن بعضی کلمات اگر درنظر ناشد در مواردی ذهنمان گرفتارابهام یا تناقض نمی شود

ف-ش در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۴


اگر شما به سایت خانم گیسو شاکری مراجعه کنید . ایشان بند دوم شعر بهار را خوانده اند و در یوتوب هم موجود استwww.gissoo.com
ضمنن در وبلاگ ایشان مصاحبه ای مفصل در مورد این شعر وجود دارد.www.gissooshakeri.blogfa.com

آوا در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ تصنیف مرغ سحر


من از بینوایی نیم روی زرد غم بینوایان رخم زرد کرد
من اینطوری یادمه

پاسخ: نقل منبع اولیه (من از بی مرادی نیم روی زرد/غم بی مرادان دلم خسته کرد) با پیشنهاد شما (که نقل کتابهای درسی است) جایگزین شد.

فریده احساسی در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی


مصرع اول بیت پنجم به نظرم مشکل وزنی دارد، در مصرع دوم «قدر» بنا به حدس با «قداران» جایگزین شد.

حمیدرضا در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۵۹


در بیت سوم جایگزین شد: «مرهم زخم بی‌مدارا من» -> «مرهم زخم بی‌مدارا تو»

حمیدرضا در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۱۸


«شود» در مصرع دوم بیت اول با «شوم» جایگزین شد.
در بیت آخر «طبع سخن ساز تو را بنده نواز» با «طبع سخن ساز تو را بنده شوم» جایگزین شد.

حمیدرضا در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۲۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۴۵


در مصرع دوم «شود» با «شوم» جایگزین شود.

حمیدرضا در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۲۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۴۲


نکاتی پیرامون ابیات این غرل:
در بیت اول مالکیتی نسبت به سمرقند وبخارا نبوده که به خال سیاه زیبا روئی بخشیده شود پس مقصورفقط نشان دادن اهمیت ترک شیرازیست
دربیت دوم ارزش دو مکان در شیراز مقصود است نه اینکه بهتر از مناظر بهشتی باشد در هردو بیت صنعت اغراق وجود دارد اغراق در شعر مجاز است و در منطق مجاز نیست
در بیت سوم از زیبا رویان چنانی فغان دارد نه رضایت وراجع به خوان یغما گفته شده دریکی از قبایل ترک رسم بوده که میهمانان اجازه داشتند بعد از خوردن غذا ابزار سفره را به غارت ببرند
در بیت چهارم عشق به معنی عالیش مطرح شده است عشق که معنی دو گانه دارد در غزلیات حافظ گاه به این معنی وکاه به آن معنیست وشاید معنی معمولی عشق برای طرح معنی دیگر است
در بیت بعد از یوسف وعشق و حسن الهی او که زلیخا را به عشق سافل کشاندیاد شده است
در بیت ششم گویا باید فرض شود که قبلا سئوالی از لب لعل شده تا جواب مطرح باشد و معنی شعر معلوم باشد
بیت هفتم بیتی مشهور وپر معناونصیحتی خوش به جوانان است وچنانکه اقتضای غزل است معنی مستقل دارد
بیت هشتم هم مشهور وحاوی پیامی مستقل ومهم است که راز دهر ومعمای آنرا را با علم وحکمت نمیتوان دانست
بیت آخراغراق گوئی جالبی در مورد غزل اوست

ف-ش در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳


در بیت دوم منظور از “کمشدگان لب دریا” گوش ماهی است . یعنی اگر مروارید گرانبها را در گوش ماهی یافتی آن گاه می توانی آن راز ازلی را در کسانی که شایستۀ آن دانستن آن راز نیستند بیابی

بزرگمهر وزیری در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۷:۳۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۳


غزلی عجیب وشور انگیز وجذاب است در بیت اول هیچ معلوم نیست که خطاب به چه کسی سخن میگوید در بیت دوم که میگوید “زلف در دست صبا” میتوان حدس زد که مقصود محبوب ازلی است چه باد صبا در اصطلاح عرفا از کوی یار خبر میآورد این آمیختگی اوصاف محبوب زمینی با محبوب آسمانی وتشبیه دومی به اولی وسعی در بدست دادن وصف وشناخت ازمحبوب ازلی در اکثر غزلیات حافظ ونیز در عزلیات دیگر شعرا نمودار است با ذکر اوصاف معشوق زمینی خواننده را آماده میسازند تا به اوصاف محبوب نهائی توجه کند وگمان میرود راز توجه ویزه به غزلیات حافظ در بین همه طبقات مردم در همین است در بعضی غزلیات هم سر نخی بدست نمیآید که مقصود کدام محبوب است به هر حال با دقت در این غزل به روشنی معلوم است که روی سخن با کیست مثلا در این بیت :
هرکس از مهره مهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باخته ای یعنی چه؟
هر کسی از طاس لطف تو به نقشی وکاری مشغول است وعاقبت با او کج قماری میکنی یعنی از او میگیری ودر بیت آخر که سخن از پردازش خانه دل از غیر یار مطرح است بهتر معلوم میشود که روی سخن با کیست در مجموع استعاراتی لطیف وشگفت انگیز در این غزل وجود دارد که برای هرکس به نسبت ذو قیا تش معلوم میشود

Anonymous در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۷:۵۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۲۰


بیت اول=گل باغ اشنایی
بیت هفتم =که برون چه کرده ایی تو که درون خانه هایی
بیت اخر =که یکی صدا در امد که درا درا عراقی که تو هم از ان مایی

پاسخ: با تشکر از شما، به نظر می‌رسد موارد اشاره شده همگی از تفاوت نسخه‌ها ناشی می‌شود و هیچکدام غلط نیستند. برای یکدست ماندن نقل گنجور، نقل منبع اصلی را دست نزدیم و حاشیه‌ی شما را به عنوان راهنما برای علاقمندان باقی گذاردیم.

کامیار در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۹۵


سر و چشمی چنین دلکش تو گویی چشم از و بردار

kami در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۹


[صفحهٔ اول] … [۳۴۹۲] [۳۴۹۳] [۳۴۹۴] [۳۴۹۵] [۳۴۹۶] … [صفحهٔ آخر]