گنجور

حاشیه‌ها

... در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴۸:

دوست عزیزم، بی سواد جان
البته این واژه رو که بله دیدم و شنیدم، ولی صرف دیدن یا شنیدن واژه ای چیزی رو ثابت نمی کنه.
من مطلقاً در مقام تایید، این نظر خانم شیمل رو نقل نکردم، کما اینکه در انتها هم گفتم که این ادعا قابل تامل هست. فقط نظری بود که جایی دیدم و منتقل کردم.
اما به طور کلی انتقادهای جدی به نتایج پژوهش های این شرق شناسان غربی در ادبیات و فرهنگ و هنر و تمدن شرق وارد هست. به عنوان مثال میگم، در بسیاری از موارد از همین کتاب، خانم شیمل نتونستن حتی خوانش درستی از متن آثار مولانا داشته باشن و مترجم این موارد رو در پاورقی ذکر کرده. خب واضحه کسی که در خوانش آثار به اندازه یک همزبان مسلط نیست، حداقل یه پله عقبتره و کارش سخت تر، بگذریم از تفاوت های فرهنگی و دشواری درک درست از فرهنگ های شرقی به خصوص در چندصد سال قبل.
با تمام این اوصاف، البته نمیشه به سادگی از عواید پژوهش های بعضی از همین بزرگواران مثل آقایون ریتر، نیکلسون، براون، کربن و ... چشم پوشید.
با احترام.

اوات سیف در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۴۱ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۱۳ - سخن‌پرداز:

زنجیر بیاور و ببند پای دلم را
من تاب نگهداری دیوانه ندارم

جعفر عسکری در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶:

سلام
در بیت "ناچار هر که .." تصویری بسیار زیبا پنهانه که بعدها در سبک هندی به کرات بازآفرینی شده

حسینی در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

با سلام.بیت ترجیع این شعر را با توجه به محتوای هر بند و تغییر لحن به دو صورت متفاوت میتوان خواند بگونه ای که دو معنی متفاوت از آن در ذهن متبادر شود.از یکی از آنها مفهوم ناامیدانه صبوری کردن و چارۀ دیگری نداشتن به ذهن می آید (مثلا در آنجا که میگوید:...اکنون که طریق دیگرم نیست-بنشینم و صبر پیش گیرم-دنبالۀ کار خویش گیرم) که باید با لحن مایوسانه قرائت شود. اما از دیگری این معنی افاده میشود که نباید و نمیتوان در مقابل چنین آتش هجری سرد و بی اعتنا بود (مثلا در این قسمت از شعر:...ای سخت دلان سست پیمان-آیا که روا بود که بی دوست-بنشینم و صبر پیش گیرم-دنبالۀ کار خویش گیرم؟! که باز متناسب با مضمون آن باید با لحن سرزنش آمیزانه نسبت به منکران وادی عشق قرائت گردد.با تشکر

میثم در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۳۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:

استاد شفیعی این شعر را ترجمه ای از شعر لافونتن دانسته اند(با چراغ و آینه، 152)

میثم در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۲۷ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:

استاد شفیعی کدکنی در کتاب باچراغ و آینه، در بخش جای پای شعر فرنگی از این اثر مرحوم بهار یادمی کنند و این شعر را ترجمه ای منظوم از شعر لافونتن می دانند و می گویند این شعر « سال ها و سال ها زینت بخش کتب درسی بود، به روزگاری که خردمندان جامعه در تدوین کتاب های درسی نظارت داشتند.»( با چراغ و آینه، 152)

سادات در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۲۷:

منظور از هشت و چهار در شعر،هشت امامی که نامشان علی نیست و چهار امامی که نامشان علی هست
علی بن ابیطالب
علی بن حسین
علی بن موسی
علی بن محمد

محمد در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:

من با آهگ دلارام حامد زمانی عاشق این قطعه شدم

Stu در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۰ - باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردن:

آیا این بیت مستند نیست؟ :
چیست دنیا از خدا غافل شدن
نی طلا و نقره و فرزند و زن

بی سواد در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹:

تا سبزه کردد شوره ها ، تا روضه گردد گورها
پذیرفتنی است . راه به جایی میبرد اما اینکه انگورها غوره گردند تا نان آیشان پخته شود، یاد آن داستان که جوان زاد خویش کم و کمتر میکرد ، زنده می کند!.

بی سواد در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴۸:

.. .
خوف دارم یکی دیگر ازین بی شمار شرق شناسان
رستم را همان هرکول و اسفندیار را همان آشیلی بداند
که زرد پی پاشنه اش به چشمانش متصل !! شده است.
( پاشنه پاش رفته تو چشش )
سرکار هرگز واژه باختر شناس دیده یا شنیده اید؟؟

محمد.خ در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰:

بیت اول مصراع دوم "همره" درست است

مقتدر در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:

سلام در دوران کودکی در خدمت پدر گلستان می خواندم از روی نسخه ای قدبمی که نوشته بود : پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد سگ اصحاب روزی چند پی نیکان شد و مردم شد

خرسند در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۴ - رجوع به قصهٔ رنجور:

تخییلی به چه معنی است؟

حسام در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۲ - جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلب:

تو بیت "چون بدید او چهرهٔ صدر جهان
گوییا پریدش از تن مرغ جان" یا باید بپریدش باشه ، یا پرّیدش.

ندا امیریان در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:

با سلام
ممنون میشم بفرمایید تلفط درست ضماد با کره هست یا ضمه . چون در فرهنگ معین با کسره ذکر شده . ولی در فیلم محافل شعر خوانی متعددی دیده ام ادبای بزرگی این کلمه را با ضمه ذکر کرده اند .
سپاس از محبت و پاسخ شما

نادر.. در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹:

ای چشم جان را توتیا، آخر کجا رفتی بیا!..

ندا امیریان در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۱۳ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:

با سلام و تشکر از زحمات شما و سایت خوبتون.
زبن بیخردان سفله بستان
داد دل مردم خردمند
این بیت چگونه تلفظ میشه ؟ چون من با سواد کمم حس خوبی در مورد قافیه اش بهم دست نداد .
باز هم عذرخواهی می کنم . من مدتیست به ادب و شعر پارسی بشدت علاقمند شدم ولی آنچنان مثل دوستان ادیب نیستم . امیدوارم مرا بعنوان یک شاگرد خرد بپذیرید .
ممنون

محمد رضا در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۱ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم مر زید را کی این سر را فاش‌تر ازین مگو و متابعت نگهدار:

آنچه در بیت اول آمده اشاره به حدیث " اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم " دارد که چه با بررسی روایی و چه به حکم عقل دارای اشکالات فراوانی است . آنچه از بررسی تاریخ اسلام حد فاصل رحلت پیامبر تا حدود سی الی چهل سال پس از آن برمی آید آنست که اصحاب پیامبر در موارد بسیاری تعارضات و اختلافات شدیدی داشته اند حتی گاهی کار به جنگ و خونریزی کشیده شده چنان که در جنگ های جمل و صفین یا در واقعه قتل خلیفه سوم یا در ماجرای مالک بن نویره و ... به وضوح قابل مشاهده است . البته جناب مولوی بر اساس عقاید مذهب خود سخن گفته و اشکالی هم ندارد . اما آنچه در برخی سایت ها می بینیم آن است که برخی سعی در کشف مذهب و عقاید بزرگانی چون مولوی دارند تا مذهب حق را بیابند . به جرات می توان گفت این شیوه بدترین شیوه برای یافتن مذهب حق است چرا که شیوه ای " شخص محور " است به جای آن که " حق محور " باشد . مولوی نیز خالی از تعصبات مذهبی نبوده و برخی عقاید را بدون تحقیق پذیرفته می دانسته است . هم چنین در کتاب "نقدی بر حدیث اصحابی کالنجوم " صحت این روایت از جهت روایی و تاریخی بررسی شده و نام برخی علمای بزرگ اهل سنت که حدیث فوق را رد کرده اند آمده است .

امید حق پرور در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸:

فکر میکنم مصراع سوم در یکی از اشکال زیر درست باشد:
هرگز غم این دو روز مر یاد نگشت
یا
هرگز غم این دو روز در یاد نگشت

۱
۳۴۹۲
۳۴۹۳
۳۴۹۴
۳۴۹۵
۳۴۹۶
۵۷۳۷