گنجور

حاشیه‌ها

دکتر امینی در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱ - آغاز:

باسلام
بیت 4 باید به این صورت اصلاح شود:
از آن پیش کآورد گیتی پدید * همه هرچه بد، خواست، دانست ودید
طبق نسخه تصحیح آقای یغمایی در این بیت واژه پیش درسته نه پس . بعد از واژه خواست نیز حرف واو اشتباه چاپی است در برخی کتابها،که باید حذف شود.

فرزین پرهام در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۵ - هشت شاعر در عرب و عجم:

آیا ممکن است در بیت آخر به جای حقیقتی، حقیقی بوده باشد ، که وزن شعر با حقیقی مطلوبتر به نظر میرسد؟

امیر در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲:

علاوه بر افرادی که دوستان معرفی کردند که این غزل را خوانده اند، به تازگی بانویی خوش صدا، با معرفت و با کمالات بسیار این غزل رو به زیبایی با صدای فوق العاده خودشون خوندن... بانو سپیده جندقی، حتمآ غزل رو با صدای ایشان نیز بشنوید...

همایون در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:

جلال دین واژه مهمان و مهمانی را زیاد بکار میگیرد
گاه میهمان بزرگ است و گاه میزبان ولی بزرگی این به آن میرسد و آن به این
تا مهمان نباشد میهمانی معنی‌ نمیدهد هر چند بزرگ و با شکوه و سفره رنگین باشد
هستی‌ به زعم جلال دین یک میهمانی با شکوه و شاهانه است که رویداد‌های زیادی در آن روی میدهد
و کسانی با این همنشینی به بزرگی‌ میرسند هر چند ممکن است به ظاهر قابل تشخیص نباشند

کمال داودوند در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۵۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۷۰۸:

6658

عزیز ناصری در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۵۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸۴:

بیت دوم، مصراع اول: ازی >> ازین.

فرداد در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶ - مکتب طبیعت:

در مصرع دوم از بیت سوم "دانش بشری"صحیح است که به اشتباه رانش نوشته شده.

امین در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱:

با سلام مجدد خدمت تمامی دوستان
نکته دیگری که به نظر این حقیر آمد اینست که در ابیات این شاعر بزرگ به طور کامل درمیابیم که منظور ایشان تنها خداوند بوده هست و ایشان درتمامی استعارات خویش بنوعی منظور را حضرت حق بیان کرده اند و شکی برای خواننده اشعار خویش باقی نگذاشته اند که منظور از این استعارات و اشارات حضرت باریتعالی میباشد
ولی بسیاری لز شاعران از جمله حافظ و همچنین خیام را وقتی به اشعرشان نگاه میکنیم در اصل منظورشان معشوق و مشروب زمینی بوده هست و هر گونه هم که اشعارشان را بخواهیم توجیه کنیم باز هم جور در نمیاید
حافظ و اللخصوص خیام که کفار بزرگی بوده اند و باید از نظر دین مبین اسلام آنها را کافر و مرتد خواند در بیشتر اشعار خود به تمسخر دین و خداوند پرداخته اند و برای آنکه مورد عتاب جامعه خویش قرار نگیرند زیرکانه یا بقول حافظ رندانه خود را عارف راه حق دانسته اند و به ریش تمامی مسلمانان خندیده اند
ولی نزاری که واقعا یک سالک و عارف راه حق بوده هست ازنظر این حقیر واقعا خوب شناخته نشده هست و باید هر چه بیشتر در شناسایی و ترویج این شاعر پارسی گو و حق شناس کوشا بود و شاعران بیدین و خدانشناس را تا حد امکان از دسترس خارج کرد که باعث رواج بیدینی و کفر میشوند
با تشکر ازسایت گنجور که دراین راه کوشش مینماید

همایون در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶۲:

جلال دین در اعماق خود فرهنگ ایرانی‌ را که فرهنگی‌ نوروزی است همیشه پاس میدارد
و آیین مهر و شاهی‌ و همای و سیمرغ و جمشید و فرهنگ پهلوانی و خسروانی جزو واژه‌ها و باور‌های کلیدی اوست
و همیشه از آتش و خورشید می‌گوید و نو شدن خرد و سخن را بر عکس کهنه پرستان می‌‌ستاید
این انسان است که با چهار عنصر آب و خاک و باد و آتش زندگی‌ میکند بر عکس حیوانات دیگر که از آتش دوری می‌کنند انسان هوشنگی همیشه با کمک آتش ابزار نو میسازد و خود را نیز تغییر میدهد
و حتا به کمک آتش به آسمان‌های دور پرواز میکند
جلال دین عشق را آتش میداند که هر چیز کهنه را می‌سوزاند و محصولی نو بر میاورد
چون بزازی که همیشه لباس ما را نو میکند و چون انبری که ما را به کوره می‌برد و با صورتی‌ نو بیرون میاورد

همایون در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷۰:

بیان شعر و غزل و حماسه از پهلوانی عارف کامل
یکی‌ از ویژگی‌های پهلوان آنست که خود را و توانائی خود را با صدای رسا به گوش همه برساند
چون هدفی‌ جزا آبادانی ندارد نه آنکه کسی‌ را کوچک کند بلکه به همه هنر خود را آموزش میدهد
و کودک را به سیاوش تبدیل میکند و مس‌ را به طلا

همایون در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷۰:

ما با راز‌ها دست و پنجه نرم می‌کنیم و راز ورزی را از پیر خود جلال دین می‌‌آموزیم
این هم داستان پیر ما که در این میانه ناگاه کمندی او را که درون راز‌ها پرسه میزد بسوی ناز میکشد
مانند خمیری به تنور خود میبرد که بوی خوش نان او همیشه به مشام میرسد

حسین در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۴ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱:

به نظر می رسد در بیت اول رعایت قوانین عرف غزل نشده
ولی شعری نسبتاً خوب است

همایون در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲۸:

پیر ما به آسانی خشمگین نمیشود ولی اگر تشخیص بدهد که هنگام خشم است
وای بر او که مورد این خشم قرار گیرد خشمی آسمانی
ولی باز آن خشم هم چون آتشی است که سازنده و زنده کننده است نه سوزاننده
و خوش به حال آنکه در حیات خود حضور پیری را تجربه میکند

امین در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۵:

سلام
بسیار عالی و زیبا

همایون در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۱:

عرفان بفارسی راز ورزی میشود و سخن راز آمیز از منطق معمولی‌ پیروی نمیکند
هرچند انسان میکوشد راز‌ها را به زبان آورد ولی دل‌ است که سهم خود را بر میدارد
و سر عقل بی‌ کلاه می‌ماند
جلال دین جایی‌ می‌گوید :
آخر عشق به از اول اوست
تو ز آخر سوی آغاز میا
آنجا صحبت آب و هوای عشق است اینجا سخن از شاه عشق میکند
پس عشق حقیقتاً آغاز و پایان ندارد و ما با سخن خود دل‌ را گاهی‌ هم خسته می‌کنیم
و باید هم از دل‌ پوزش بخواهیم

امین در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱:

با سلام خدمت تمام دوستانی که در تهیه مجموعه اثار شاعر بزرگ ایرانی نزاری زحمت کشیده اند
این شعر واقعا یکی از بهترین اشعار این شاعر بزرگ میباشد که من از دوران تحصیل همیشه انرا زمزمه میکردم و در ذهنم همیشه با خواندن این ابیات واقعا عرفانی نزدیکی خاصی با معبود خود را احساس میکردم
اگر به ابیات توجه کنیم در می یابیم که واقعا معانی بسیار بلند عرفانی را در جملاتی بسیار شیوا و روان بیان کرده که انسان با خواندن انها یک نوع احساس نزدیکی بخداوند را حس میکند
با سپاس فراوان از سایت گنجور که بدین وسیله باعث نزدیکی هر چه بیشتر شاعر دوستان و اهل نظر به همدیگر گردیده است

سعید در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۸:

آقای بهرام باجلان با آهنگسازی استاد فرامرز پایور این غزل رو خواندند. اسم آلبومشو فراموش کردم. این اثر اوخر دهه 70 منتشر شده

همایون در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:

نکته یی زیبا و در خورد تامل در این غزل است و آن پایان عشق است که بهتر از آغاز آن است
انسان توانائی یک تغییر مهم است که در هستی‌ میتواند روی دهد که بازگشت را بی‌ معنا میکند
این معنا با آنکه ما از جایی‌ آمده ایم و باید به آنجا بازگردیم را به چالش میگیرد
چون از جنس راز نیست ولی این یکی‌ که پایان است همواره راز آمیز باقی‌ می‌ماند این کاری است که دل‌ ما میکند و زبان دل‌ را دل‌ میفهمد نه گوش و زبان
یک آب و هوایی هست بنام عدم که دل‌ به آنجا تعلق دارد و دل‌ را بسوی خود میکشد و دل‌ با آن‌ آب و هوا رشد کرده و میکند که با جسم و جماد فرق دارد و اگر علمی‌ نمی نماید برای همین راز آمیز بودن آن است

ستودی در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۳:

زدی در کوی عشقت ..... در مصرع اول هم آمده است مناسبتر به نظر میرسد

بابک در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۱۶:

معنی این شعر چیست؟

۱
۳۳۲۵
۳۳۲۶
۳۳۲۷
۳۳۲۸
۳۳۲۹
۵۷۲۵