شیما در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۰۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۵ - گفتار اندر آفرینشِ آفتاب:
کلمه دیگری که به عنوان نام قدیم افغانستان استفاده میشود باختر است. باختر بعضی از ساحات شمال و شمالغرب افغانستان و مقداری از حدود جنوب هندوکش را در بر داشت. در تحت نام باختر مدنیت بزرگی مانند مدنیت گریک و باختری در تاریخ افغانستان و حتی آسیای میانهه از اهمیت زیاد برخوردار است. به تعقیب ان نام «خراسان» بر سر زمین کنونی افغانستان معمول گشت .این نام در قرون وسطی از اهمیت زیاد برخودار بود. بعضی از سر زمینهای مربوط به خراسان در ایران کنونی تثبیت شده اند. خراسان که نام بخشی از «ایران تاریخی» است. خراسان بزرگ به بخش شرقی ایران
علی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
وزن شعر مفاعلن فعلاتن مفاعلن مع لن بحر مجتث مثمن مخبون اصلم است
علی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
وزن شعر مفاعلن فعلاتن مفاعلن مع لن بحر مجتث مثمن مخبون اصلم است
nabavar در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
سلمان جان
همان روبه درست است
جمله ی شما غلط دستوری و معنایی دارد
nabavar در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
حمید خان
این همه تعبیرات را از کجا در می آوری ، مگر به ذات او رسیده ای
شاید آنچه اوهام بوده باور کرده ای
رسول در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲:
سلام ،این شعر از خواجه عبدالله انصاری هست،حتی رباعی اول هم از خواجه عبدالله انصاری هست،اما در مورد مذهب ،ابوسعید شیعه بوده چون پیر یا مراد یا مرشد اول او ابوالفضل سرخسی و بعد از وفات ابوالفضل سرخسی ابوالعباس قصاب املی بوده و ایشان پیر ابوالحسن خرقانی نیز بوده اند و ابوالحسن خرقانی نیز پیر خواجه عبدالله انصاری بوده اند.در شیعه بودن خواجه عبدالله هیچ شکی نیست و در تصوف نیز هیچ اهل تسسننی مرید شیعه نمیشده ،وقتی خواجه عبدالله مرید ابوالحسن خرقانی بوده و ابوالحسن مرید ابوالعباس قصاب املی بوده ،یعنی ابوالعباس هم شیعه بوده که دراین هم هیچ شکی نیست،وباز یاداوری میشود که ابوسعید بعداز وفات ابوالفضل سرخسی مرید ابوالعباس میشود وبه مدت یک سال پیش ابوالعباس قصاب املی بوده اند تا جایی که ابوالعباس به ایشان میفرماید در اینده پرچمی که به دست ما خداوند داده است در اینده به دست تو میدهند،یعنی همان قطب و غوث بودن ،یعنی بالاترین اولیا در زمان خود،که بعد از ابوالعباس ابواحسن این مقام را داشته اند و بعد از وفات ابوالحسن این مقام را به ابوسعید ،خداوند داده است،البته دوستان باید کتاب تذکرة الاولیای عطار را بخوانند و همچنین اسرار التوحید ابوسعید ابوالخیر که نوشته نوه ابوسعید ابوالخیر هست،با سپاس از دوستان،حق یارتان
کمال داودوند در ۸ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:
12 آذر ماه روز جهانی معلولان مبارک
جمع این رباعی از 6824
الهام در ۸ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۳:
شعر واقعا زیباست
ناشناخته در ۸ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶۴:
آ حسین -1
سپاس ، اما آیا اجازه هویت مادی دارد؟ زمانی که میفرماید" بگذار تا مقابل روی تو بگذریم "
، یا آن گونه که برخی هم میهنان جنوبی می گویند، بل برم ( بهل تا بروم ، اجازه فرما تا از خدمت مرخص شوم)
و حقیر از تفاوت گزاردن و گذاردن به خوبی آگاه است
پرسش تنها بر سر جابه جای و مادیت موضوع بود
و در فرهنگ معین در مانای گزاردن برگ 3301
از مجلد سوم و گذاردن برگ 3203 که هم سپری کردن
و عبور دادن و حتا گواردن از برای آن آورده است نشانی از جابه جایی و مادی بودن و... نیافتم
تندرست و شادکام بوید.( چنانکه می گویند)
سخن در ۸ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:
درست است که سبک محسن چاوشی با همایون شجریان متفاوت است ولی صدای همایون شجریان عزیز بیشتر به دل بنده نشست گمان میکنم که صدای همیایون بیشتر به این شعر می آید البته سلیقه ها متفاوت است لاکن توصیه میکنم حتمن آلبوم آب نان آواز همایون شجریان را گوش دهید.
سخن در ۸ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:
برداشتی که من حقیر از این دو بیت برای دوستانی که پرسیده اند این است:
دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست
به فسوسی که کند خصم رها نتوان کرد
یعنی من دل دوست(یار) را با صد خون و دل به دست آورده ام.
با یک بد گویی و حرف هایی که دشمنان میزنند رها نمیکنم.
سروبالای من آن گه که درآید به سماع
چه محل جامه جان را که قبا نتوان کرد
سرو بالا به معنی کسی که قامتی مثل سرو دارد هنگامس که به رقص سماع در می آید.
جانم رو برایش مانند یک قبا میکنم و بر او میپوشان(جانم را فدایش میکنم)
سخن در ۸ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶:
دوست عزیزی که گفته وای برخیام من نظر سایر دوستان را نیز خواندم به نظر بنده منظور خیام از عاقبت کار جهان نیستی است یعنی در آخر همه میمیریم و قیامت میشود و از جهان مادی ما چیزی باقی نمیماند. منظور خیام این نبود که دنیا بیهوده آفریده شده لیک منظور ایشان این بود که پایان دنیا نابودی است.
Hamed Salehi در ۸ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲۲:
آخر چه زیان افتد سلطان ممالک را
کور ها نظری روزی بر حال گدا افتد
بجای خود خویش و بجای افکندیم افگندیم و کو را کور ها
حامد صالحی از دیار مولانا بلخ
Hamed Salehi در ۸ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۰۵ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲۲:
ما کشتی صبر ( خویش ) در بحر غمت افگندیم
تا آخر از این طوفان هر تخته کجا افتد
هانیه در ۸ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۲۳:
سلام
خانم سپیده رییس سادات هم این قطعه رو در آلبوم طبل بی هنگام اجرا کرده اند.
غلام در ۸ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:
اگر بیت سوم اینگونه بود به نظر من روانتر خوانده میشد. می نوش وبه ما بتاب ای ماه که ماه ( منظور می خوردن با ماهروئی و هم اغوش شدن با او و خطابش با ان ماه روست) بسیار بتابد و نیابد ما را
فرزام در ۸ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳:
بنظر من ملک هیچ تفاوتی با فرشته ندارد ملک الموت یا فرشته عزرائیل به همین نام خوانده شده و مگر فرشته ها به آدم سجده نکردند پس جایگاه انسان بالاتر از ملک یا فرشته است
راشد فلاحی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۲۴۲ - به یکی از صوفیه نوشته شد:
در جواب آقا(ی) سلیمان:
بِه (بهتر) که با نورِ چراغِ تهِ دامان سازیم. یعنی وقتی ظرفیت دیدن نور الهی نداریم بهتر که به نور چراغ بسنده کنیم.
مهدی کاظمی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۷ - داستان پیر چنگی کی در عهد عمر رضی الله عنه از بهر خدا روز بینوایی چنگ زد میان گورستان:
پس اگر میخواهی ازین نغمه های الهی فیض ببری هم میتونی از انسان کامل و ولی نور و مدد بگیری هم مستقیم از عشق به حضرت حق چراغ برافروزی مولانا با مثال خوردن می از سبو (یا کدو )و یا از سر خم رو بیان میکنه برای استفهام بیشتر میفرماید این کدو ازون خم می مثل تو جدا نیست بلکه انها بهم سخت پیوستند و یکی شدند و خوشبحال اون کدوی نیکبخت که به خم و اصل خودش پیوسته ...مولانا در ادامه این موضوع به حدیثی از پیامبر اسلام اشاره میکنه بدین مضمون ::«طوبی لمن رآنی و لمن رآی من رآنی» (خوشا به حال آن که مرا دید و آنکس را دید که مرا دید) که البته مراد از دیدن، ادراک اوصاف و مقام است نه دیدن صورت و جسم...
خواه ز آدم گیر نورش خواه ازو
خواه از خم گیر می خواه از کدو
کین کدو با خنب پیوستست سخت
نی چو تو شاد آن کدوی نیکبخت
گفت طوبی من رآنی مصطفی
والذی یبصر لمن وجهی رای
مولانا در ادامه میفرماید مثل چراغی که نور شمعی رو بخودش میگیره و روشن میشه وهرکسی اون رو ببینه دقیقا خود شمع رو دیده و بهمین ترتیب اگر صد چراغ بعد ازون هم نور از هم بگیرن دیدن آخرین همان لطفی رادارد که اولین دارد ..حالا تو میخوای نور از اخرین چراغ برگیر و یا از شمع جان خودت هدایت پذیر... اما مستقیم نور گرفتن باید خالی از نفس و خودخواهی باشی و کار سخت تری بنظر میاد بیشتر تاکید مولانا پیروی از پیر و اولیای خداوندیست ....در کل نور واحدست ولی به تعدد برما عرضه میشود و هریک از اولیا با بازتاب مختص خود چراغ راه ما شدند
چون چراغی نور شمعی را کشید
هر که دید آن را یقین آن شمع دید
همچنین تا صد چراغ ار نقل شد
دیدن آخر لقای اصل شد
خواه از نور پسین بستان تو آن
هیچ فرقی نیست خواه از شمع جان
خواه بین نور از چراغ آخرین
خواه بین نورش ز شمع غابرین
مجتبی خراسانی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۱ - مدافعهٔ امرا آن حجت را به شبههٔ جبریانه و جواب دادن شاه ایشان را: