علیرضا فرزانه در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۳:
با سلام. هنگام درج اینکه کدام خواننده این شعر را خوانده، پس از انتخاب نام استاد سید نورالدین رضوی سروستانی، قبل از آنکه بتوانم لیست آلبوم های ایشان را ببینم، به اشتباه دکمه پیشنهاد قطعه را زدم و آلبوم رنگ فرح ایشان ارسال شد در حالی که مدنظر بنده نبود و مرحوم استاد، این اشعار را در آلبوم آموزش ردیف آوازی در گوشه ی بزرگ دستگاه شور و گوشه نیشابورک دستگاه ماهور و گوشه نیریز دستگاه راست پنجگاه، ابیاتی از این شعر را خوانده اند.
علی رجبی در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۹ - جنگ اول گرشاسب با لشکر بهو:
بیت 18 مصرع دوم
ز بس خشت و خنجر چو رخشان چراغ
بیت 51 مصرع دوم
همی کوفت "گرز و همی" کافت ترگ
بیت 59 مصرع اول
یکی کودت نو رسیدست "روش"
بیت 78 مصرع دوم
"ابا" زنده پیلان همی شش هزار
بیت 83 مصرع دوم
"چه" باید سپاس سپه ساختن
بیت 99
بهو "چل" هزار از دلیران گرد
به سالار "نیو" سپه کش سپرد
بیت 102
به "توپال" بسپرد گرد سترگ
بیت 103
چپ و راست "لشکر" بیاراستند
بیت 104
خروش یلان و دم "کرّه" نای
همایون در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:
دوره صلاح دین در زندگی جلال دین دوره بسیار مهمی است
شمس که دنیای او را دگرگون کرده و وظیفه ای سنگین همراه با شور و فراق و مبارزه بر دوش او گذاشته اکنون په راه پر خون رفته است و تا آمدن حسام دین مدتی باید سر شود
چه چیزی و چه کسی بهتر از آرامش صلاح دین یار دیگر شمس دین و او
دوره ای که به او فرصت می دهد تا شمس را دوره کند و خود را آماده و شور خود را مهار و فراق را پذیرفتنی سازد
روی سخن با شمس است که دیگر رفته است ولی به تمامی حضور دارد و حس می شود
در کنار صلاح دین است که دوری جسمانی شمس نیز برای او امکان پذیر می گردد
غزلی سرشار از احساس و صداقت و عشق و بزرگی انسان
سینا در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۶:
مصرع دوم بیت اول رو چطور باید خوند ، من هر طور میخونم با مشکل وزنی مواجه میشه
اکبر گمگین در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۴۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۲:
شعر خیلی زیبا و صدای عالی و کمانچه ی بی نظیر آهنگ رو تبدیل به یک معجزه کرده
نیکومنش در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:
درود بیکران بر دوستان جان
-آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند
معنی و مفهوم ابیات:آن عاشق صاحب نظر به وصال رسیده کیست و کجاست که از روی کرم به وفا داری هم کیشی با من ، منی که الوده به گناه منیت هستم را به سوی دوست رهنمون کرده و در حق من نکو کاری کرده باشد
2-اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی
وان گه به یک پیمانه می با من وفاداری کند
بدین گونه که به دلیل کامیابی از دوست وجود او چون نی و هرچه از دهان او بیرون می اید آوای دوست است باعث آسوده خاطری روح و روانم گشته وبه یاد وصال با دوست با من هم پیمانه شده وجام وجودم را از می معشوق لبریز کند.
3-دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او
نومید نتوان بود از او باشد که دلداری کند
وبا اینکار از انجا که چشم دلم هنوز به رخ زیبای دوست منور نگشته و جانم در این راه فرسوده گشته است و هنوز امید به وصالش در وجودم برق می زند موجب ارام دل و خاطر من گردد.
4-گفتم گره نگشودهام زان طره تا من بودهام
گفتا منش فرمودهام تا با تو طراری کند
به او گفتم که با این همه تلاش از زمانی که هست شده ام هنوز نتوانسته ام حتی یک گره از زلف یارم را باز کنم و دایما اسیر زنجیر زلف یار هستم او به من گفت من چنین خواسته ام که با تو چنین دلبری و افسونگری کند
5-پشمینه پوش تندخو از عشق نشنیدهاست بو
از مستیش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند
به او گفتم که این پشمینه پوستان قیافه حق به جانب گرفته تند خو از عشق هیچ بویی نبرده اند لطف کن و رمزی از حقایق عشق برایشان باز گو کن که دست از این خود باهوشی برداشته و به عشق برسند
6_چون من گدای بینشان مشکل بود یاری چنان
سلطان کجا عیش نهان با رند بازاری کند
به او گفتم گدای بینام و نشانی چومن چگونه می تواند آن پادشاه عالم را به یاری برگزیند و چگونه ممکن است سلطان نظر و علاقه پنهانی و درونی با من رند مقیم کوچه بازار داشته باشد
7-زان طره پرپیچ و خم سهل است اگر بینم ستم
از بند و زنجیرش چه غم هر کس که عیاری کند
من در راه عشق محبوب همچو آن عیار و جوانمرد جان باخته ای هستم که هیچ ترسی از بند و زنجیر گیسوان یار ندارم و محال هست که از ستم و جفا های زلف یار رنجشی به دل بگیرم
8- شد لشکر غم بی عدد از بخت میخواهم مدد
تا فخر دین عبدالصمد باشد که غمخواری کند
در راه عشق او از هر جهت غم های فراوان به سوی من روانه می شوند دستم به دامن اقبال دراز گردیده که مرد یگانه و بی همتای خدایی که باعث مباهات دین می باشد (مجازا وزیر...)پیدا شده و غمخواری مرا بکند
-با چشم پرنیرنگ او حافظ مکن آهنگ او
کان طره شبرنگ او بسیار طراری کند
او به من گفت:حافظ با چشمان پر از حیله و فریبی که من از نگار ازلی سراغ دارم قصدو نیت او را نداشته باش چرا که زلف مجعد به هم پیچیده او بسیار بی رحم و جان کش و یغماگر می باشد.
سربه زیرو کامیاب
امیر محمد در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵:
درود و وقت بخیر خدمات بزرگان و بزرگواران.
نخست این که، هرکسی از ظن خود شد یار من ...
مطالبی که دوستان می فرمایند تا حد زیادی بنظرم بافته ذهنی است یا یافته عینی و فکر می کنم پر کردن جای خالی با حدسیات، بیشتر گرایشات خود ما رو معین می کنه تا واقعیت ذهن گوینده رو...
دوم اینکه، من خیام شناس و متخصص خوزه ادب و شعر نیستم، در حد بضاعت عقلیم میدونم که خیام نیشابوری به دنبال تصوف و سلوک نبوده و اون عطار نیشابوری بوده!
سوم، در مورد کلمات و اشارات، هم موافقم و هم بی نظر؛ موافق از اون جهت که معاصران، متقدمان و متاخران خیام از اشارات و معانی دوری نسبت به خود واژه استفاده می کردن که بسیاری کنایه هایی از کیش مهر ایران باستان بوده...
اما بی نظرم، ازین حیث که مشخص نیست خیام هم همین روال رو داشته یا واژگان انحصاری خودش رو داشته و یا حتی به معنای عینی مستفاد شدن کلمات
چهارم اینکه، با توجه به دانش ریاضی خیام، احتمالی هم میدم مبنی بر اینکه کاربرد کلمات و واژگان حسب یه سری الگوریتمهایی بوده باشه که شاید بد نباشه دوستانی در حوزه هوش مصنوعی تلاشی و بررسی ای بنمایند.
پنجم، اگر درست خاطرم باشه، پورسینای بزرگ در کتاب «القانون فی طب» در بخشی تاکیداتی دارند بر مصرف شراب سرخ برای میانسالان و سالمندان (در برگردان انگلیسی و متن عربی که بود)؛ با توجه به نزدیکی زمانی با خیام، احتمالش هست که این ماجرا عملیاتی بوده باشه
ششم، دوستی در مورد حضرت لسان الغیب خواجه شمس الدین محمد بزرگ، فرمودن و ...؛ این شاعر گرانقدر بشکل کاملاً عملی و دقیق تمام مراحل تولید، فرآوری، و مصرف شراب سنتی شیراز رو بیان فرمودن. هرکس دوست داره میتونه با همون واژگان جستجو کنه در متون تخصصی شراب سازی و یا از شراب سازان بپرسه تا بهش توضیح بدن... حالا باقی ماجرا رو من تفسیری ندارم.
هفتم، و مخلص کلام، اینکه بسیاری از واژگان معانی و حتی تلفظشون رو مدیون زمانن و در دوره های مختلف زمانی واژه ها تولید میشن، تلفظن میشن و حتی منقرض! اینکه بخوایم یه واژه ای رو بدون زمان بررسی کنیم، خطرناکه
نمونه ساده، زمان جنگ تحمیلی اصطلاح «راهکار زدن» باب شد که امروزه میگیم «راهکار (ارائه) دادن»؛ فاصله زمانی حدود 30 سال هست اما معنای کاملاً فرق دارن.
در زمان جنگ راهکار زدن به معنای گشودن معبر (مسیر) در میدان مین بوده؛ اما الان به معنای راه حل عملی...
ایامتون به کام و زیبایی کلام خیام گوارای جانهای شیفته و بینظیرتان
حمید در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی توحید » بیان وادی توحید:
واقعا که خیلی خیلی خیلی سخته فهمش
رسول در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
آنک عسل اندوخته دارد مگس نحل
شهد لب شیرین تو زنبورمیان را
با تشکر از تعابیر زیبای دوستان، ظاهرا سبک و سیاق بیت ، شیرینی لب یار به عسل تشبیه شده ، و میان دو لب یار.زبان یار به زنبور تشبیه شده که هر کس طالب نوشیدن شهد عسل لبهای یار است باید درد و تلخیه نیش زبان را تحمل یارد
۷ در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:
ناهید داییجواد، معروف به «ناهید اصفهانی» در بیست و هشتم اردیبهشت سال 1321 در محله «احمدآباد» اصفهان به دنیا آمد.فعالیت هنری او به صورت حرفهای، زمانی آغاز شد که در دانشکده با سیروس ساغری و جهانبخش پازوکی آشنا شد. ناهید از محضر اساتیدی چون تاج اصفهانی، حسن کسایی، حبیبالله بدیعی بهره برد و در کنار اساتیدی چون حسین قوامی فعالیت هنری داشت.
اوایل دهه چهل ترانه «غروب کوهستون» را اجرا کرد و با اجرای اولین ترانه، نام او بر سر زبانها افتاد. برخی از ترانههایی که با صدای زندهیاد پوران ماندگار شد، پیشتر توسط ناهید دایی جواد در اصفهان اجرا و ضبط شده بود.گویا غلامرضا تختی با آهنگ غروب کوهستون به خواب میرفت.علی زند وکیلی این ترانه را بازخوانی کرده است.
پیوند به وبگاه بیرونی
پویا عباسیان در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » رباعیات » شمارهٔ ۳۳:
"پرسان پرسان روبم تا خیمهٔ یار"
"رویم" صحیحه.
۷ در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:
عجب خواننده ای بوده این ناهید دایی جواد اصفهانی.یک راننده نامرد زیرش گرفت.
پیوند به وبگاه بیرونی
پویا عباسیان در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۴۸ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » چهارپارهها » کسری و دهقان:
"ملک وبران شود ز جور ملوک"
فکر میکنم "ویران" صحیح باشه.
سید در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۷ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم به گوش رکابدار امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه کی کشتن علی بر دست تو خواهد بودن خبرت کردم:
با درود سلام بر مدیران این درگاه اطلاعاتی بسیار مفید و به همه دوستان عزیزی که در اینجا یادداشتی به جا گذاشته اند.
مثنوی به قول دکتر الهی قمشه ای متنی دمکراتیک است و یکی از موضوعات پر مناقشه بحث جبر واختیار است. مولانا خود در آخرین بیت این بخش میگوید:
رو بترس و طعنه کم زن بر بدان
پی اش دام حکم عجز خود بدان
قوانین واحکام الهی عادلانه جاریست. این عدالت حق است که جبر است وبرای برقراری این نظام وجود ضد لازم است وگر نه در عدم حق هیچ نیست و هیچ جبری هم نیست. در دفتر ششم در قصه کودکی که به اسیری سلطان محمود گرفتار شده میگوید:
ای دهنده عقلها فریاد رس
گر نخواهی تو نخواهد هیچکس
هم بگو تو هم تو بشنو هم توباش
ما همه لاشیم با چندین تراش
زین حواله رغبت افزا در سجود
کاهلی جبر مفرست و خمود
اگر مفهوم جبر واختیار را با دقت نگاه کنیم تنها تفاوت در صبر است. که شیطان بر حکم حق صبر نکرد تا حکمت آن را دریابد و ما نیز زمانی که بر حکم حق که حادث در هر لحظه است صبر نکنیم به دام می افتیم و شروع به قضاوت از نفس میکنیم. داستان خضر وموسی بهترین مثال بر این حکایت است. وخدا میداند وبس.
۷ در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۵:
درست مثل خرید هندوانه که چندین ضربه کاری بر آن وارد میکنید تا بهترینش را برگزینید و دست آخر سفیدترین را قاش میکنید دست کم دو بار به کله ضربه بزنید ولی آرامتر باشد که مغز سفید به سیاهی نرود.
والسلام علی من التبع الهدی
۷ در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۵:
بارها گفته ام و بار دگر میگویم شاه کله خداداد را بخارانید و سپس نظربازی کنید.مثل ای کیو سان مثل منصور خان که به راستی تاثیر دارد.
صیت:گستردگی نام-آوازه-خوبی چیزی را بیان کردن
به صوت و نوا و به صیت معانی
میگوید از همه جهت سخنورم
مصطفی س ل در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۵:
بیت دوم به جای واژه صورت ، صوت در ست است.همچنین بصیت معنی خاصی نداره و اشتباه دارد شده .از قرینه ها اینجور برمی آد که درستش بسیط باشه
پویا عباسیان در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۳۴ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۶:
"گر بر سر ذرّهای فتد سایهٔ تو"
باید اصلاح بشه یک نیم فاصله جا افتاده "ذرّهای"
سلمان مختاری در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۸:
این شعر را سید حسام الدین سراج در آلبوم یاد یار بسیار بسیار زیبا خوانده اند.
ندا در ۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا: