پویا پازوکی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۴۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۵۷:
درود. احتمالا این شعر دلنشین منسوب به شیخ ابوسعید است. چرا که اکثر اشعار وی بر وزن و مطلب دیگریست
۷ در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۵۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۲ - حکایتِ جُنید و سیرتِ او در تواضع:
در بیت سوم پی به معنی رد است
آهو گرفتن به پی: ردزنی آهو-ردگیری آهو
حی: در اینجا به دو معنی است:نخست جانور ماده و دوم ایل و قبیله
میگوید این سگ زمانی چنان بود که غرم(میش کوهی) و آهوی گربزپا را ردزنی و فراچنگ می آورد ولی آکنون که دندانهایش شکافته و کنده شده لگدخور میشها (گوسپندان ایل)شده است.
زمانی جانوران وحشی مانند آهو و میش کوهی را شکار میکرد و اکنون از اهلی ها هم کتک میخورد.
مهدی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵:
شرم از ننگ بضاعت که سزاوار تو نیست صحیح تر است به لحاظ ضرورت حفظ اوزان
Mahdi در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۹۰:
فکر میکنم به جای دیدی بودم باید باشد
حمید در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۴۲ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۸:
در مصراع اول بیت اول، با دیوان فالی که من دارم به جای "تو شد" باید "تو باد" نوشت در ضمن این یک غزل است و در غزلیات باید باشد
نیکومنش در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹:
درود بیکران بر دوستان جان
دارم امید عاطفتی از جناب دوست
کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست
2-دانم که بگذرد ز سر جرم من که او
گر چه پریوش است ولیکن فرشته خوست
دو بیت اغازین برای رسیدن به مفهوم باید با هم در نظر گرفته شود
معنی و مفهوم بیت؛ از نا آگاهی دل در گرو پری چهره ای داده ام نه تنها که کامم بر اورده نخواهد شد بلکه به دست خویش خون خود را خواهم ریخت ولی چون می دانم که او فرشته خلق و مهربان است یقین دارم این ظلم به نفس خودم را با نگاه زیبایش به من تلافی خواهد کرد
(تلویح زیبایی است به آیه مبارکه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا ﴿72﴾. »)
3-چندان گریستیم که هر کس که برگذشت
در اشک ما چو دید روان گفت کاین چه جوست
گریستم صحیح می باشد و گریستیم مفهوم نداردچون عاشق وصف حال خویش را میکند در مصرع دوم چون حافظ با اشک همراه شده به خاطر همین از «ما»استفاده کرده
معنی:آنقدر گریه کردم که هرکسی که اشک روان مرا دید گفت این چه سیل اشکی است که به راه انداخته ای
4-هیچ است آن دهان و نبینم از او نشان
موی است آن میان و ندانم که آن چه موست
حافظ در مورد غیر تصور بودن معشوق نهانی صحبت می کند
معنی و مفهوم ؛آنچه که بر من از سیمای معشوق جلوه کرده است این گویم که میان او همانند مویی است ولی مویی که به تصور نمی اید و دهان او انگونه است گویی که دهان نداردو هیچ است
5-دارم عجب ز نقش خیالش که چون نرفت
از دیدهام که دم به دمش کار شست و شوست
معنی؛از اینکه چشمانم همیشه غرق در اشک است تعجب می کنم که چرا عکس خیالش از دیده ام پاک نمی شود .
6-بی گفت و گوی زلف تو دل را همیکشد
با زلف دلکش تو که را روی گفت و گوست
معنی:با زلف زیبای تو چه کسی جرات صحبت کردن دارد چرا که هرکه چشمش به زلف تو بیافتد دلش را فداکرده واز دست می دهد.
7-عمریست تا ز زلف تو بویی شنیدهام
زان بوی در مشام دل من هنوز بوست
معنی :روزگار زیادی است که از گرفتارشدن به بوی زلف تو می گذرد ولی هنوز همان بو در مشام من خاطره می انگیزد.
8-حافظ بد است حال پریشان تو ولی
بر بوی زلف یار پریشانیت نکوست
معشوق در پاسخ به نیازمندی حافظ :
حافظ می دانم حال پریشان وسختی داری ولی انچه برای تو نیکو و ماندگار است همین پریشانی به زلف یار می باشد
سربلند و پیروز باشید
امین کیخا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:
پوریا جان من نفهمیدم رویهمرفته خرده به جناب خیام گرفته اید یانه فقط میدانم دو هزار به عربی ثانی الف نمیشود و الفان یا الفین میشود . اگر خرده ای به خیام دارید نگاهی به نوشته های فرزانه ی همروزگارمان استاد دینانی بفرمایید خیام را به روشنی نمایانده است .
اسماعیل فرازی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۲۱:
مصرع اول بیت چهار کافکند درست است و به اشتباه فاصله افتاده.
و مصرع اول بیت ششم:
"کاسه یی بر دست من نه سر سیه ز آب بقم"
ظاهرا باید این باشد " از آب قم" یعنی برخیز از آب و یا وز آب قم.
وزن شعر در هم آمیخته احتمالا خطای تایپ یا نسخه است. امر به ایستادن و خروج از آب می کند بقم وجیه نیست. و باز به قول قدما والله عالم بحقایق الامور
نادر.. در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۰:
واقعهٔ عشق توام زنده کرد...
امین کیخا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
رنگ قرمز چند واژه ی دیگر هم دارد یکی رُد که در زبان اوستا قرمز میشود و همریشه ی Redاست ، لال هم قرمز تیره تر است که لعل عربی از آن بنا شده است اما تیره ترین قرمز ، رنگ بیجاد است . کبود مایل به سرخ را گمست و نارنجی را سرنج و نارنجی تیره را شنگرف میگوییم .
نستوه در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۵:
بیت دوم از دیوان صائب وارد شده است.
نستوه در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۶۲:
بیت ماقبل آخر در دیوان فروغی بسطامی به عنوان بیت دوم غزلی به کار رفته است.
Seraj Hosseini در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:
با درود و مهر بی کران،بیت سوم مصرع اول:
بلا دُرّیست در عالم نهانی...
حسین در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۰۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸۲:
"چشم موری اگرت گنج قناعت بخشند"
در پیام پیشین به اشتباه "نوری" نگاشته شد.
حسین در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۰۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸۲:
درود بر شما و سپاس بابت مدیریت چنین سایت ادبی و فاخری.
آیا در مصرع:
چشم نوری اگرت کنج قناعت بخشند
بجای واژه "کنج " از واژه "گنج " استفاده گردد، معنای زیباتری نخواهد داشت؟
سپاس دوباره از شما و آرزوی عمری درخشان
ناصر در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۴۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:
کلا خمیر را ورزیدن تا کوزه را فرم دادن از اشارات تورات است . به مانند لدن در عربی . دوهزار معادل ثانی الف در عربی است . ثانی الف به معنای جفت و جور ساختن کلمات و جملات و تالیف کردن یک متن و سخن که از چیزهایی جلوگیری کند را فرم دادن . پس انسانی اینکار را می کند و در محیطی شرک آلود و پر از فجور از میان کتب خداوند و احادیث ، تالیفی جلوگیری کننده از فجور و شرک را فرم می دهد ولی با وجودیکه گویا هستند خاموشند و خریداری ندارند و مولف این متن فرم داده شده را هم نه کسی بجا میاورد و نه دوست دارند بجا بیاورند .
علی سجادی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:
سپاس از همه دوستان فرهیخته که با ارائه نقطه نظرات خود، دریچه های مختلف و متنوعی را برای درک و فهم هر چه بهتر و بیشتر این غزل بی بدیل خواجه گشوده اند. سپاس ویژه از آقایان دکتر ترابی و سید علی ساقی. بهروزی و کامیابی نصیب جاودانه همگان باد.
نادر.. در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۰۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰:
خفتهای کز وصل تو گوید سخن
خواب خوش بادش که خوش افسانهای است..
سلیمان در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
هرکس ازمنظر خود نظرات وتفاسیر خوبی ارائه فرمودند .من استفاده کردم.
برای این حافظ لسان الغیب خوانده شده.که ارتباطی غیبی نامحسوس میان واژه ها ایجاد کرده که معانی وبرداشتها وتفاسیر متعدد والبته خیروخوبی ازآن مستفاد میشود
پویا پازوکی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۹۱: