رضا در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵:
اگر روم ز پی اش فتنهها برانگیزد
وَر از طلب بنشینم به کینه برخیزد
شاعرعاشق پیشه ی ما که درطول زندگانی پربارخویش عشق های مجازی وزمینی زیادی راتجربه کرده است طبیعتاً موردِ بی توجّهی ها نامهربانی هاوکم لطفی های زیادی نیزشده وبارهاشیشه ی نازک ِدل نازنین به سنگ جوروجفاشکسته است.
بنظرمی رسداین غزل نیزکه واگویه ای ازشرح حال دل شاعراست درهمین راستا بوده باشد.
فتنه: اختلاف رأی و نظر داشتن . 2 - گناه ورزی . 3 - (اِ.) آشوب . 4 - عذاب ، رنج . 5 - گناه . 6 - ستیزه ، خلاف . 7 - شگفتی . 8 - (اِمص .) دیوانگی .
فتنه برانگیزد: آشوب برپاکند.
وَرازطلب بنشینم: واگرازاو دست بردارم
معنی بیت: اگربه دنبال او (معشوق) بروم ناسازگاری وستیزه جویی کند،آشوب برپاکند تا مرارنجیده خاطر کند واز دیدارش محروم سازد. واگرازجستجو منصرف شوم وازجستن دست بکشم اوبازآرام نمی نشیند وبه ستیز ودشمنی بامن برمی خیزد! خلاصه اینکه ازبداقبالی هرکاری انجام دهم به مذاق معشوق ناخوشآیند می آید وکاری می کندتامرا بیازارد ورنجیده خاطرسازد.
ازثبات خودم این نکته خوش آمد که جور
درسرکوی توازپای طلب ننشستم
و گر به رهگذری یک دَم از وفاداری
چو گَرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
رهگذری: گذرگاهی
معنی بیت: واگربه گذرگاهی معشوق راببینم وازروی وفاداری وعشق ورزی، همچون گَردِ راه به دنبالش بیافتم چونان باد بگریزد تا مبادا که به دامنش بیاویزم.
ندارم دستت ازدامن مگردر خاک وآن دَم هم
چوبرخاکم روانگردی بگیرد دامنت گردم
و گر کنم طلبِ نیم بوسه صد افسوس
ز حُقّه ی دهنش چون شکر فروریزد
افسوس: سرزنش، اظهار تأسف از ناکامی.
حُقّه: ایهام دارد: 1- جعبه ی کوچک مخصوص نگهداری جواهرات گرانبها،2- حیله و نیرنگ.
1-دهان معشوق به سبب اینکه دندانهای سپید ومروارید گونه ی اورا درخودجای داده به حُقّه تشبیه شده است.
2- ازطرف دیگر چون معشوق درمقابل درخواست بوسه ی عاشق،باجمع کردن لبهاافسوس می گویددرظاهر بنظرمی رسد که قصد بوسه دادن دارد درحالی که اینگونه نیست ودرحقیقت این نیرنگ وحیله ی معشوق است. امّا همین افسوس گفتن معشوق نیزبرای عاشق که ازدهانش فرومی ریزد همچون شکرشیرین است.
معنی بیت: من اگرازمعشوق درخواست نیم بوسه بکنم اوازحُقّه ی دهانش صدها افسوس درمخالفت بامن بیرون می ریزد که آن هم برای من همچون شکرشیرین است.
بوسه بردُرج عقیق توحلال است مرا
که به افسوس وجفا مُهروفانشکستم
من آن فریب که در نرگس تو میبینم
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد
"نرگس" استعاره ازچشم معشوق است.
معنی بیت: من آن فتنه ونیرنگی که درچشمان تومی بینم آنقدراثربخش وویران کننده هست که می تواند آبروی خیلی ازعشّاق رابه خاک بریزد ودین ودل خیلی هارابرباددهد.
مراچشمیست خوان افشان زچشم آن کمان ابرو
جهان بس فتنه خواهددیدازآن چشم وازآن ابرو
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
فراز وشیب: پستی وبلندی
معنی بیت: تمام پستی وبلندی های طریق عشق،پُرازخطر ودام وبلاست. کجاست آن بیباک وشجاعی که ازبه دام افتادن وگرفتارشدن دربلا ومصیبت نهراسد وگام دراین طریق پُرآشوب گذارد؟
طریق عشق پُرآشوب وفتنه است ای دل
بیافتدآنکه دراین راه باشتاب رود
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
هزاربازی ازاین طُرفهتر برانگیزد
شعبده باز: تردستی، نیرنگ باز.
طرفه تر: شگفت انگیزتر.
معنی بیت: ای دل، توآرزوی سلامتی وطول عم وشکیبایی داشته باش وازاین اتّفاقات(کم لطفی ونامهربانی معشوق) ناامید وسرخورده مباش چرخ شعبده باز ازاین بازیهازیادارد. اندوه به دل راه مده، هرلحظه اززندگانی آبستنِ حوادثی شگفت انگیزتراست. چه بسا در روزهای آینده ورق برگردد واوضاع وفق مراد تو رقم بخورد.
دورگردون گر دو روزی بر مُراد مانرفت
دائماً یکسان نباشدحال دوران غم مخور
بر آستانه ی تسلیم سر بنه حافظ
که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد
ستیزه: مقابله ونافرمانی، لج کردن وناسازگاری.
این بیت نیزدارای نکته ای نغزوحافظانه ودرادامه ی بیت قبلی، تاکیدی دیگربر داشتن رضایت وهماهنگ بودن با اتّفاقات وحوادثِ پیرامونیست که آدمی رابه سعادت ورستگاری رهنمون می گردد.
معنی بیت: ای حافظ سر برآستانه ی تسلیم بنه وراضی باش اگربرخلاف جریان وحوادثِ پیرامونی حرکت کنی وستیزه جویی پیشه سازی روزگارنیزباتوبه ستیز برمی خیزد وبی تردیدخوراک توجز خون دل چیزی بیشترنخواهدبود.
بیا که هاتف میخانه دوش بامن گفت
که درمقام رضاباش وازقضامگریز
مسعود در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:
با سلام
معنی بیت ای صبا با ساکنان شهر یزد...
چیست؟
نوا در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
خوشا ایام آزادی و در گلشن "پریدن ها"
فکر میکنم صحیح باشد.
(با توجه به مضمون مصرع اول همین بیت و همچنین آمدن "دویدنها" در مصرع دوم بیت نخست)
شهرام آرین در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۳۱ - مطلع سوم:
با سلام؛لازم است برخی از لغات را معنی کرد:
اذا قیل تم یعنی چون گفته شود که تمام شد.گستهم فرزند پهلوان نوذر در شاهنامه است.
مطوق چو صفر یعنی توخالی.دو قولی شدن یعنی اختلاف داشتن.
بر تخت خاک بودن یعنی بدبختی و خاک نشینی.بقم ماده ای است که رنگ قرمز می دهد.
مجید در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۵۳ - داستان مشغول شدن عاشقی به عشقنامه خواندن و مطالعه کردن عشقنامه در حضور معشوق خویش و معشوق آن را ناپسند داشتن کی طلب الدلیل عند حضور المدلول قبیح والاشتغال بالعلم بعد الوصول الی المعلوم مذموم:
به نظر من این شعر برمیگردد به حکایت قبل از آن در مورد کسانی که در زمان حضرت محمد صلی الله حافظ قرآن بودند که تعداد خیلی کمی بودند و دلیل آن هم همین بوده که همه در محضر حضرت دوست که همان حضرت محمد صلی الله بودهاند حاضر بودند و دیگر نیازی به حفظ کردن کلام آن بزرگوار در محضر آن نبوده است و اشاره به نامه خواندن در محضر دوست اشاره به قرآن خواندن در پیش حضرت محمد صلی الله بوده است.
نوید ایزدیار در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۴ - در ترشیح اصل این شجره به رشحه توحید و توشیح صدر این مخدره به وشاح تحمید و فی مناجات:
فکر می کنم تو این بیت :
حق همسایگی ام دار نگاه
سایه وارم مفکن خار به راه
(خار) رو به اشتباه (خوار) نوشتید.
ارت در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰:
به نظر میرسید شاه منصور یک معتادالکلی بوده که توانایی کنترل أمور مملکتی را نداشته است. حافظ او را به ترک روزانه شراب دعوت میکند و از نگاه من در أین تجویز یک دستور زندگی است نهفته است که میگویدروز وقت کار است و تو هم باید به زندگی روزمره بپردازی و یک دستور طبی، بعضی از معتادین قادر به ترک اعتیاد نیستند بنابراین حافظ او را به ترک کامل فرا نمیخواند به قول متخصصین harm redaction را توصیه میکند0 از همه مهمتر شراب نوشی در روز توسط پادشاه بد اموزی دارد و از او میخواهد حداقل در تاریکی بفترات خلاف کند که قبح ان برداشته نشود0
ارت در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰:
معمولا یکی از نشانه های بسیار جدی اعتیاد به الکل و جنون های الکلی مصرف الکل در صبح است و از طرف دیگر کسی که صبح به طرف هر گونه اعتیادی میرود عملکردهای روزانه او مختل خواهد بود و زندگی انگل واری پیدا خواهد کرد0 حافط بخوبی اعتیاد به الکل را میشناسد و ان را تقبیح میکند0
علیرضا صادقی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۱۹:
ترجمه عبارت:« وَ رُبَّ صَدیق...»: چه بسیار دوستان که مرا در عشق او(معشوقه) سرزنش کردند. مگر روزی او را ندیدند تا عذر من آشکار شود.
علیرضا صادقی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۷:
ترجمه عبارت:«وَ عِندَ هُبوبِ...»: هنگام وزش بادها بر مرغزار، شاخه های بان(درخت خوشبوی) به رقص( حرکت به هر سو) در می آیند نه سنگ سخت. ناشرات را- که در قرآن کریم، سوره مرسلات(77) آیه 3 آمده- بادهای پراکننده ابرها یا باران معنی کرده اند. گلستان تصحیح استاد دکتر غلامحسین یوسفی، تعلیقات ص 351.
حامد در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱ - پادشاهی فریدون پانصد سال بود:
با سلام،
بیت 34 با افزودن "و" به صورت "ستایش مر او را و زویت سپاس" اصلاح شود.
سپاس
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۰۵ - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمیبینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح:
پای استدلالیان چوبین بود
پای چوبین سخت بی تمکین بود
غیر آن قطب زمان دیدهور
کز ثباتش کوه گردد خیرهسر
گویا اشاره به فلسفه ابن عربی و فرزند خوانده او صدرالدین بلخی(قونوی) باشد که از بزرگان و هم عصران مولانا بوده است.از شاگردان معروف قونوی یکی هم عراقی شاعر و عارف بزرگ سده هفتم بوده است.شهرت ابن عربی را وامدار همین فرزند خوانده میدانند.
مولانا بر این نظر است فلسفه چون بر شک استوار است در نهایت با ایمان که جبری است ناسازگار است و با رسیدن به حیطه ای مانند وحی دیگر چاره ساز نیست و خود بیراهگی است.
حسین،۱ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴:
مردم جان
در تعبیر تناسخ اشتباه می کنی
تناسخ دمیدن روح در : ماده ، گیاه ، حیوان یا انسان دیگر است بعد از مرگ
خیام ، ابداً به بازگشت روح اشاره نمی کند
زنده باشی
حسین،۱ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۷ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۵ - دست تضرع به مناجات برآوردن و در حلقه اجابت قبله حاجات استوار کردن:
محسن جان
حق همسایگیم دار نگاه
سایه وارم مفکن خوار به راه
همان خوار درست تر می نماید
مرا چون سایه خفیف و ناچیز مشمار.
زنده باشی
عبداله در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
محمد ادیب نیا
هر کسی از ظن خود شد یار من..................
تفسیر به رای لازم نیست
محسن در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۸ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۵ - دست تضرع به مناجات برآوردن و در حلقه اجابت قبله حاجات استوار کردن:
با عرض سلام وخداقوت
در بیت " حق همسایگیم دار نگاه
سایه وارم مفکن خوار به راه"
با توجه به معنی مصرع دوم، املای واژه "خوار" نباید به صورت "خار" باشد؟
متاسفانه دسترسی به منبع موثقی ندارم و صرفا به نظرم آمد شاید این املا درست تر باشد
ممنون از عوامل گنجور
هادی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵:
✔️«من (نادرپور) با رضا ثقفی برادر همسر آقای خمینی از سالهای دور دوست بودم و ثقفی مرد ملای درسخواندهای بود. در حدود سالهای چهل که سر و صدای خمینی در قم بلند شد من بهاعتبار این که خمینی دارای افکار مخصوص به خود است و از نظر اسلامی تندرو بهنظر میرسید به ثقفی ایراد میگرفتم که این شوهر همشیرۀ تو چه میگوید؟
یک دفعه وقتی کارم با او به جرّ و بحث جدی کشید. ثقفی به من گفت چه عیبی دارد که او را از نزدیک ببینی و حرفهایش را بشنوی. من موافقت کردم و بهاتفاق او به قم به دیدن خمینی رفتیم. محل ملاقات، مَدرَس خمینی بود و نه خانۀ او. به این معنی که مدرس مانند همه اماکن مشابه، حجرهای بود نسبتاً وسیع و نسبتاً نیمهتاریک در صحن حضرت معصومه. ثقفی که قبلا آمدن ما را خبر داده بود مرا به داخل اتاق برد که باز هم طبق سنت حجرهای، مخدّهای در بالای اتاق بود و متکایی چند و همین.
خمینی بلند شد و تواضعی کرد و ما را به نشستن دعوت کرد. صحبت کردیم و ثقفی حرف های مرا تکرار کرد و خمینی بهدقت گوش کرد. جلو رویش کتابی بود نسبتاً ضخیم. با لحنی آرام و شمرده و بیانی کاملا فصیح و روشن حرف میزد و به اشعار متعددی استناد میکرد و بیشتر تکیه بر آراء فلاسفه و حکمای اسلامی داشت و نیز شواهدی از عرفان فارسی به شعر و نثر میآورد.
صحبت که گل انداخت کتاب را باز کرد. مثنوی مولانا بود و حکایتی از مثنوی را شروع به خواندن کرد. صحیح و با جلای تمام. در اواخر حکایت ناگهان پردۀ حجره بالا رفت و شیخکی که پیدا بود از مریدان است به درون آمد. خمینی بلافاصله مثنوی را بست و دست روی آن گذاشت و این بیت حافظ را خواند:
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقهپوش آمد
و این نشان میداد که او با مریدان به طرز دیگری سخن میگوید.
بعد از آن اولین و آخرین ملاقات، من دیگر خمینی را ندیدم تا در تلویزیون ظاهر شد و شروع به صحبت کرد. از شنیدن طرز تکلم، جملهسازی و نحو کلامش دچار حیرت شدم. این، آن آقای خمینی سخنور، تحلیلگر، مسلط به زبان فارسی نبود. یک دهاتی عمامهای شده بود که به زبان مردم بی سواد دهاتی حرف میزد و من هنوز معتقدم که خمینی از روز ظهور در انظار عام، عمداً این زبان را به کار میبرد تا به زبان عامه صحبت کند.»
"خاطره نادرنادرپور در گفتگو با صدرالدین الهی"
مانتو گل پوشان در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:
با سپاس از همه دوستانی که در زمینه ادبیات و فرهنگ این سرزمین تلاش میکنند .
هادی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۱ - سرآغاز:
در این بحر جز مرد داعی* نرفت
گم آن شد که دنبال راعی* نرفت.. طبق سخنان دکتر سروش در جلسات شرح بوستان تصحیح این بیت اینگونه است
بیگانه در ۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۰: