گنجور

حاشیه‌ها

مهدی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:

این شعر رو شهرام ناظری در محموعه‌ آوازی زیبایی ( احتمالا در همکاری سالهای دهه 60 با رادیو) خوانده و من بصورت پراکنده از رادیو شنیده‌ام و گویا به طور رسمی هم جایی منتشر نشده است.

احمد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

سلام این غزل و بیت به بیت به همون وزن و قافیه جواب گفتم
نگویم دیگر ای ساقی درکاساوناولها/ شود باصبر در مشتم چو مومی نرم مشکلها
... و بیت عربی ش..
جهان تا محضر رب شد چه سان ازاو شوی غائب/ که خود را یک دمی بی او نمی بینند کاملها...

عاطفه سپیانی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - در تنبیه و موعظه:

با سلام
کسی امکانش هست معنی شعر را بنویسه . از لطف شما سپاسگذارم

احمد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۸:

سلام امین عزیز ... بیت 6 میگه مرغ زیرک به دام نَفِتَد ... درست هم هست ! حالا شما چرا میگی بفتد درسته !؟
شما میگی " بفتد به هیچ دامی " درسته !!!؟ اصلا از نظر معنی دستوری اشتباه میشه خخخ( مثلا ؛ بفتد به هر دامی درسته ) نه هیچ...

احمد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰:

بررسی در مورد توفان

گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق
کاندر این توفان نماید هفت دریا شبنمی
اینطوری باشه ؛ داره میگه گریه من حتی به اندازه ی هفت دریا ؛ در {{این }} طوفان تاکید خاص داره به این توفان مد نظرش که همون توفان عشقه .. شبنمی بیش نیست در این طوفان ...
بعبارتی شبنم در توفان ؛؛ متلاشی میشه
خلاصه ی خلاصه اینطوری میشه گفت که شبنم در طوفان ناچیزیش بیشتر جلوه میکنه تا دریا در دریا

بیگانه در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱:

به به... عالی... مثل همیشه...

رضا در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:

هر که را با خط سبزت سر سودا باشد
پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد
حافظ نازنین دراین غزل زیبا وکاملاً عاشقانه بامضامین بِکر وحافظانه، زیبائی رخسار وبی مِهری یاررا دستمایه ی خویش قرارداده وعواطف درونی خویش راابرازنموده است.
خط سبز : موهای لطیفی که درگرداگردچهره ی نوجوانان وجوانان می روید وبرزیبایی وجاذبه ی آنها فزونی می بخشد.
سودا: تجارت ومعامله ، نقطه ی سیاهی.
دایره : اشاره به گرداگردرخساریارکه موهای لطیف روئیده است.
معنی بیت: هرکسی که مفتون وشیدای خط نورسته ی رخسارزیبای توگردد تا زمانی که نفس می کشد وزنده هست دیگر نخواهد توانست ازاین شیدایی ودلبستگی بیرون بیاید. رهایی ازکمندجاذبه وکشش خط سبزتوغیرممکن است.
سبزه ی خطّ تودیدیم وزبُستان بهشت
به طلبکاری این مِهرگیاه آمده ایم
من چو از خاکِ لَحد لاله صفت برخیزم
داغ سودای تواَم سِرّ سویدا باشد
خاک لَحد:خاک گور
سودا: اشاره به نقطه ی سیاهی که دردل لاله هست. دل شاعرنیزازحسرتِ عشق همچون لاله لکّه ی سیاهی درمیان دارد. دل ازاین منظرکه داغداروخونین است به لاله تشبیه شده است.
سویدا: دانه ی دل که قدیمیان معتقدبودند درمیانه و وسط دل قراردارد.
معنی بیت: زمانی که همانندلاله،خونین دل ازخاک گوربرمی خیزم داغ حسرت عشق توسرمایه وهمه ی آن چیزیست که درمیان دل دارم.
تو خود ای گوهر یک دانه کجایی آخر
کز غمت دیده ی مردم همه دریا باشد
"گوهر" مروارید ومرجان کمیاب وگرانبها
معنی بیت: ای کیمیاهمانندِ دانه ی مرجان ومروارید، توکجا نهان شده ای که ازغم واندوهِ فراقِ تو چشمان عاشقانت ازگریه واشگ مثل دریاشده است.
این بیت بسیارنغز وپُرمایه هست. اوّل اینکه تمام واژگان ازخویشاوندان یکدیگرند و ارتباط ظاهری وپیوندمعنایی دارند(گوهر یکدانه، دریا،دیده، مردم(مردمک چشم) دوّم : معنای عارفانه ای درژرفای معنی سطحی آن نهفته وآن اینکه: گوهرازدل واعماق دریاهابدست می آید وجایگاه آن دردل دریاست ولی درنگاه سطحی به چشم دیده نمی شود. معشوق نیزبه عبارتی دردل دریای چشمان عاشقان قرار دارد وآنها بیهوده به دنبال گوهر (معشوق) دربیرون ازدریا می گردند غافل ازآنکه گوهردردل دریاست نه بیرون ازآن.
سالهادل طلب جام جم ازما می کرد
آنچه خودداشت زبیگانه تمنّا می کرد.
از بُنِ هر مژه‌ام آب روان است بیا
اگرت میل لب جوی و تماشا باشد
معنی بیت: ازبیخ وبُن یک یک مژگانم اشک حسرت وناکامی روان شده وصحنه ی تماشایی پدیدآورده اسا اگرمایل به تماشای جویبار ورودِ روان هستی به بهانه ی تفرّج وسیاحت بیا و چشمان اشگبار مرانظاره کن.
صدجوی آب بسته ام ازدیده برکنار
بربوی تخم مِهرکه دردل بکارمت
چون گل و مِی دمی از پرده برون آی و درآ
که دگرباره ملاقات نه پیدا باشد
معنی بیت: ای معشوق همانندِ گل وشراب که ازپرده ی غنچه وازدل انگور بدر آمدند وباظهورشان صفا وشادی وسرمستی آوردند تونیز حجاب راسویی بزن و به دیدار عاشق خود درآ که هیچ تضمین واعتباری نیست وکسی نمی داند که آیا امکان ملاقات ودیدار درروزهای آتی خواهدبود یانه.
مُردم دراین فراق ودرآن پرده راه نیست
یاهست وپرده دارنشانم نمی دهد
ظِلّ مَمدودِ خم زلف تواَم بر سر باد
کاندر این سایه قرار دل شیدا باشد
ظِلّ: سایه
ممدود: بلند وطولانی
شیدا:مفتون،دلداده وعاشق
معنی بیت: الهی که سایه ی بلندِ خم زلف تو برسرمنِ عاشق، مستدام وبرقرارباد که قرار وآرامش دلِ دلدادگان، تنهادرزیرچنین سایه ای بدست می آید.
ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان درسایه ی عنایت
چشمت از ناز به حافظ نکند میل آری
سرگرانی صفت نرگس رعنا باشد
سرگرانی :سرسنگین بودن ، بی توجّهی ازروی غرور
رعنا: خوشگل وزیبا، خودپسند ومغرور
نرگس رعنا: استعاره ازمحبوب ِ نرگس چشم ِ خوش قدوقامت
معنی بیت: ازروی نازواِفاده چشمان توبه حافظ تمایلی نشان نمی دهد وبه اونگاه نمی کند آری این سرسنگینی ازویژگیها وخصلتهای زیبارویان نرگس چشم مغروراست که چشمانشان از غروربه سمت عاشق نمی چرخد.
غرورحُسنت اجازت مگرنداد ای گل
که پرسشی نکنی عندلیب شیدارا

موسی روستایی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۶ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۶:

ای میر اجلّ، چون اجل آیذت بمیری
هر چند که باعز و جلالی و جمالی
میر اجل: از عناوین احترام آمیز حکام و بزرگان
اجل: مخفف «اجل» اسم تفضیل عربی است که با «أجل» به معنی بزرگ جناس تام است.
ای امیر بزرگوار، هر چند که با عزت و بزرگی و زیبایی در دنیا باشی؟ بالاخره اجل (مرگ) یک روز به سراغت می آید و باید بمیری

موسی روستایی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۸ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۶:

بنگر که کجا می روی و بیهده منگر سوی خدم و بنده آزاد و موالی
موالی و آزاد: تضاد
نگاه کن که عاقبت به کجا خواهی رسید و به کجا میروی، بیهوده به این خدمتکارها و بندگان آزاد و غلامها نگاه نکن (روی آنها حساب نکن).

موسی روستایی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۶:

در مزرعه معصیت و شر چو ابلیس
تخم بزه، بار بد وبرگ وبالی

تو در مزرعه معصیت و شر و بدی مانند ابلیسی هستی که تخم بزهکاری می کارد و
برگ و بارش بدی و رنج است

طغیان در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:

به این دلیل واضح که مولوی از تاجیک (ایرانی) های خراسان بود و در اشعارش لحجه ی شیری فارسی دری آشکار است خوبست که تاجیک افغانستانی در مورد اشعارش نظر دهد.
مثلن وقتی من بازی گوشی میکردم و‌درس نمیخواندم مادرم میگفت «حال ما از ای بتر میشه». بنا تردیدی نیست که مولانا بتر منظورش بوده باشد.
دوستی کفته است که بتر کلمه ی ترکیست .نه آنگونه نیست.این کلمه کوته تر کلمه ی بد تر است.

الجبار/ یا جابر العظم الکسیر/یا جابر کل کسیر در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:

بسم الله الرحمن الرحیم.
هر شب، شب قدر هست اگر قدردان باشیم...
" خوبان همه صید صبح خیزان باشند* در بند دعای اشک ریزان باشند* تا تو سگِ نفس را به فرمان باشی* آهو چشمان از تو گریزان باشند... "
با نظر کبوتر حرم و فرشیر خیلی موافقم!
صدق الله العلی العظیم...

موسی روستایی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۷:

نیست جمال و شرف شوشتر
جز به بهاگیر ونکو ششتری
ششتری: دیبای منسوب به ششتر از بلاد خوزستان
بهاگیر: بهادار، هر چیزی که قیمت و بهای بسیار داشته باشد.
زیبایی و برتری شهر شوشتر به خاطر چیزهای باارزش و دیبای شوشتری است، نه چیز دیگر.

موسی روستایی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۱ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۷:

باتو من ار چند به یک دین درم
تو زره من به رهی دیگری
اگر من و تو در دین با هم مشترک هستیم (دین هر دویمان اسلام است) اما راه من و تو در دین از هم جداست

محمود شمسائی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۳۳:

با عرض سلام خدمت دوستان
با احترام و تشکر فراوان
از پدیدآورندگان این گنجینه شعر و ادب پارسی
در نسخه خطی موجود در موزه ای در آمریکا که صفحه ای از آن به نمایش در آمده است ، پیش از بیت آخر این بخش ، بیت دیگری به این مضمون آمده که در این جا دیده نمی شود .
" بد الیاس همره به خضر آن زمان
بخورد او همان آب و شد شادمان "
از این نسخه عکسی گرفته شد که اگر امکانش باشد برای تطبیق از طریق E-mail برای گنجور فرستاده شود.
پیروز باشید

موسی روستایی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۰:

کار دنیا گر بر موجب عقلستی
مرمرا خیره درین کنج چه کارستی؟
اگر کار دنیا بر مدار عقل و اندیشه و خرد می بود، پس چرا من بیهوده در این کنج زندانی شده ام، چه کاری درین گنج دارم؟ نظیر این بیت عربی
فلو کانت الدنیاتنال بفطنة
وفضل و عقل نلنت أعلی المراتب
اگر با هوش فطنت و فضل و عقل به دنیا دست یافته میشد، پس من می باید به بالاترین پایه ها رسیده باشیم.
ناصرخسرو دراین بیت عقل را ملاک بیان خود قرار می دهد اما خیام نیشابوری عدل را ملاک می نهد
خیام:
گر کار فلک بعدل سنجیده بدی
احوال فلک جمله پسندیده بدی
ور عدل بدی به کارها در گردون
کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی

موسی روستایی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۶ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۰:

فضل بایدش و خرد بار کن که خرما بن گرنه بار آوردی یار چنارستی
آدمی باید فضل و دانش و خرد و حکمت و عقل داشته باشد. اینها را برای خودت جمع کن. وگرنه درخت خرما اگر میوه خرما ندهد، فرقی با درخت چنار که درختی بی میوه است، ندارد

موسی روستایی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۰:

فتنه سبزه شدت دل چو خر، ای بیهش فتنه سبزه نشدی گرنه حمارستی
معنی بیت: دل تو هم مانند خر، فریفته و مفتون خوشی های دنیا شده، ای غافل ای نادان. خر اگر عقل داشت و احمق نبود، فریفته سبزه و علف نمیشد.

موسی روستایی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۰:

فوج فوج ابرهمی آید پنداری
بر سر دریا اشتر بقطارستی
دسته دسته پشته های ابر بر سر دریا روان می شوند، پنداری که قطار شتران پشت سر هم روی سر دریا راه می روند. تشبیه پشتهای ابر به قطار شتران

موسی روستایی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۰:

بینی آن که باد که گوئی دم یا رستی باش بر تبت و خرخیزگذارستی
درآخر ابیات این قصیده افعال نیشابوری به چشم می خورد و وجه تسمیه این افعال به نیشابوری این بوده است که مقدسی در کتاب احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم گفته است که نیشابوریان اینگونه افعال را به کار می بردند. این افعال می باید پس از ادات تشبیه و شک و تمنی و ترجی مانند چون، گویی، پنداری، کاشکی، شاید و باشد قرار گیرند

۱
۳۰۴۳
۳۰۴۴
۳۰۴۵
۳۰۴۶
۳۰۴۷
۵۷۱۸