گنجور

حاشیه‌ها

محمد در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۹۶:

با سلام
این دوبیتی واقعا حس عجیبی داره حسی که نسبت بهش دارم اینکه ما واقعا خداییم اما در شمایل کوچک...

محمد در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

با سلام
دوستان تو روخدا بس کنید این غلط املایی گرفتنارو...بس کنید از گفتن جابجایی بیت ها...شما رو به خدا راز درون شعر و به بحث بذارید...جناب فردوسی داره میگه خرد بهتر از هرچه ایزد بداد اونوقت شما به جای بحت روی این بیت بسیار مهم دارید میگید این علظه اون بیت جابجائه...
مغز رو بردارید وگرنه همونجوری که جناب مولانا میگه پوست بهر خر است لطفا خر نباشیم لطفا
معذرت میخوام بابت ادبیات اما مجبورم

سیدعلی ساقی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:

جناب فرهادپیرمرد،درنوشته این ناتوان هرگز ادّعا نشده که حافظ باد وخورشید می پرستیده ، این حاصل خطای برداشت ِشماست. حافظ خداپرست بوده حافظ ِ قرآن بوده ودرفضایی کاملاً مذهبی بزرگ شده بود، لیکن باتوجه به غزلیّاتی که ازاوبه جامانده،دیری نکشیده که بامشاهده ی تعصّب ودروغ ودغل وریاکاری ازمتشرّعین یکسویه نگرِ آن زمان، همانها که امروزه نیزبصورت داعش ظهورکرده وغیرازخودشان همه راناحق می شمارند، خیلی زود طریق رندی درپیش گرفت،تعصّب وفرقه گرایی وخشکه مغزی را نشانه ی جهالت ونادانی دانست وبه یک نوع آزاداندیشی بامحوریت عشق ومحبت وانسانیّت رسید وتاپایان عمردراین طریق گام برداشت. ازهمین روست که اندیشه های اوباضوابط ومعیارهای مذهبی،قومی گرایی وتعصّب همخوانی ندارد. اورندی وارسته ازقید وبندِ تعلّقات دُنیی ودینی هست واورانمی توان به هیچ یک ازادیان نسبت داد. به صرف ِ خواندن یک یا چند بیت ازحافظ درمورد یک مذهب،نتیجه گیری درمورد اینکه حافظ چه مذهبی داشته نادرست ونشانه ی شتابزدگیست. باید کلیّات اندیشه های اورا کاوید تابه نتیجه ی قابل قبولی دست یافت.اودرحالی که درقالب هیچ یک ازمذاهب ومسلکها نمی گنجد با همه ی مذاهب،ملّتها ومسلکها نیزپیوندی عمیق دارد چراکه اوطریق عشق وانسانیت رابرگزیده واین طریق شاهراه همه ی طریقهاست.
جنگ هفتاد ودوملت همه عذربنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند.

احمد در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

بسیار بسیار غزل عجیبی است در بیت (رستم از این بیت و غزل...) گویی جناب مولانا هم از چارچوب عروض و قافیه رنج میکشیده و هم چاره ای جز از استفاده از عروض و قافیه نداشته است!
استادی می گفت شاید اگر در زمان مولانا "نیمایی" بود تا انقلابی در شعر فارسی پدید آورد قطعا مولانا به شعر نو روی می آورد...
البته این به معنی افضل دانستن نیما از مولانا نیست.

سیدعلی ساقی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:

جناب فرخ خان درنوشته این ناتوان مطلبی درمورد فخردین عبدالصمد آنگونه که شما روایت نموده اید وجودندارد. احتمالاً نوشته ی عزیزی دیگررامطالعه فرموده سپس روی انتقادتان رابه سمت حقیرگرفته اید. تنها چیزی که من درمورد این بنده خدا نوشته ام این است:
".....از طالع واقبالِ نیک کمک می طلبم وامیدوارم که “فخر دین عبدالصمد” ( از عالمان و اندیشمندانِ هم عصرِ حافظ ) به دادم برسدوباعطوفت ومهربانی،غم ازدلم به زداید"
لطفاً درمطالعه وانتقادازمطلب دقت فرمائید.
ضمن اینکه بنده هم باشما درمورد تفسیرها وتاویلهای متعصّبانه که شما اشاره فرموده اید هم نظروموافق هستم.
بنده نیز مثل شما ازکسانی که مغرضانه یاجاهلانه حافظ رادر جایگاهی دورازدسترس قرارمی دهند دلم خون است. حافظ مردمی ترین شاعرتاریخ این سرزمین هست واتّفاقاً برخلاف نظرهمین آقایی که شما مطالب اورا اشتباهاً به من نسبت داده اید حافظ همه ی عقاید خودرا پیرامون خدا ،عشق،انسانیّت ودین ومذهب،تعصّب وخشکه مغزی و..... خیلی ساده، روشن وبی تکلّف باشهامتی بی نظیربیان کرده ونیازی نیست مابه آنها آب وتاب داده وچیزهایی اضافه کنیم که روح نازنین حافظ نیزازآنها بی خبربوده وقطعا باشنیدن آنها به خنده می افتد. سوال فرموده بودید که چرا این حضرات چنین می کنند وحافظ را رازآلود وقلعه ای تسخیرناپذیرمعرفی می کنند؟ پاسخ روشن است آنها ازشناخته شدن حقیقت حافظ هراس دارند ونمی خواهند مردم باشخصیت وطرزفکر این رندِ فرهیخته آشناشوند. برای آنکه اندیشه های ناب حافظانه باتعصّب وخشونت وجنگ وریاکاری همخوانی ندارد واگرپرده ازاین اندیشه های نغزوروشنگرانه برداشته شود ریاکاران رسواخواهندشد.

امیر در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

بازهم محسن نامجو، بازهم محسن نامجو
چه کرده با غزل و چه خونده

۸ در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان:

جناب شمس
می فرماید : راه حس راه خران است ای سوار
ای خران را تو مزاحم شرم دار !!
ای بسا روی سخن با خود دارد که از واقعیت بریده به خیال پناه آورده است
به او که دسترسی نداریم سرکار که وی و اندیشه های خرد گریز اورا گویا خوانده و درس داده ایداین چریدن حس جان از آفتاب را برای مایان روشن فرمایید.
سپاس می گزاریم

آراز در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:

هر بار این شعر رو می خونم اشک از چشمانم جاری می شود.

محسن در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان:

حمید جان
همه کس میتواند ادعای عرفان و عارف بودن بکند . هر کس که چند خطی شعر در عرفان گفت ، عارف نیست،
به نظر من کمتر عارفی وجود دارد که شناخته شده باشد ، این مردم هستند که این القاب را به عده ای می دهند ،
بیشتر دنیای واهیِِ خیالات ، با عرفان و شناخت حقیقت اشتباه می شود.
ضمناً : چشم دل باز کن که جان بینی
نیز از حافظ نیست ، از هاتف اصفهانی ست.
با اجازه شما و با پوزش ، بهتر است بنویسیم: بصورت خود اگاه ، یا خود آگاهانه، {بصورت خود اگاهانه} به نظر درست نمی آید.
ممکن است یکی دو حسی که در خواب درک کرده ای را ذکر کنی .
ممنون

حمید در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان:

روفیای عزیز:
مولانا در جایی میفرماید :
پنج حسی از برون میسور او//// پنج حسی از درون مامور او
ده حس است و هفت اندام و دگر/////آنچ اندر گفت ناید می‌شمر
یعنی علاوه بر پنح حس ظاهری، پنج حس باطنی هم داریم، ما در حالت عادی فقط حس های ظاهری را میتوانیم درک کنیم، ولی بعنوان مثال وقتی به خواب می رویم حس های باطنی ما فعال می شوند ......یعنی ما بصورت ناخودآگاه حس های باطنی را درک می کنیم..... اما عرفا میتوانند بصورت خود اگاهانه این حس ها را فعال کنند ... (همان که حافظ میفرماید :
چشم دل باز کن که جان بینی......

میثم سعدی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۰۱:

درود.
در مصرع واپسین، اشتباه تایپی شده. "چدن" را به "چیدن" ویرایش کنید.
بدرود

مهدیه در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:

تو بیت یکی به آخر بربردش فعله؟یعنی متشکل از بر حرف اضافه + برد فعل ماضی از مصدر بردن و ضمیر مفعولی ش؟درست متوجه شدم؟لطفأ بیتو معنی کنین ممنون

محسن حیدرزاده جزی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۳:

در بیت نخست آیۀ رحمت درست است

آریا ایرانی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۳:

بیت پنجم. مصرع دوم بدین صورت درست است:
این بلا تا به ابد گوشه نشین بایستی

محمد در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۱:

البته بر سیاق اشعار حضرت مولانا میتونه اینطور باشه:
که جز عشق هر چه بینی همه جاودان نماند

داود در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵۹:

با احترام به تمامی دوستانی که گفته اند در مصراع نخست، صوت "وه" درست است، باید عرض کنم که در نسخ معتبر و نیز تصحیح های معتبر از جمله تصحیح دکتر شفیعی کدکنی این صوت بصورت "اه" ضبط شده است. بهتر است از ارائه حدسیات درباره تصحیح ابیات خودداری کنیم.

محسن حیدرزاده جزی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۴:

در دیوان شمس مغربی ، مصرع تضمین شده به این شکل ضبط شده است :
مختفی در پیر و پیدا در جوان پیداست کیست

الهام در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۳۱ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۸۷ - محاورهٔ ما بین خدا و انسان:

غزل شاکری این شعر را بسیار زیبا به آواز درآورده است
پیوند به وبگاه بیرونی

مهدی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۲:

سلام،فکر میکنم مصرع دوم بیت چهارم باید ویرگول بجای ((و)) قرار بگیره
او مرغ هواست،در هوا شد

محمد در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۲ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:

باسلام دربیت به قمارخانه رفتم... تفسیر قمارخانه چیه و منظور کجاس و مراد از قمار در این بیت چیه پیشاپیش از همگی ممنون

۱
۳۰۰۹
۳۰۱۰
۳۰۱۱
۳۰۱۲
۳۰۱۳
۵۷۲۰