گنجور

حاشیه‌ها

محمد مومن در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶:

با سلام. اگر قصد دارید به عمق زیبایی این غزل از حضرت حافظ پی ببرید پیشنهاد می کنم قطعه ساز و آواز با سنتور در آلبوم وطن من از ایرج بسطامی رو از دست ندید.

رضا در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

به نظر میاد حافظ در این غزل به غزلیات و سبک سعدی توجه داشته و خواسته خودش رو در این سبک محک بزنه. به خصوص در سه بیت آخر این امر کاملا مشخصه. حافظ معمولا حد وسط کلام دیریاب تر خواجو و کلام روان و زودفهم سعدی غزل میگه که در این غزل به سمت سعدی گرایش بیشتری پیدا کرده.

بیگانه در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ میبدی » تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار » ۱۷- سورة بنى اسرائیل- مکیة » ۱ - النوبة الثالثة:

رازیست مرا با شب و رازیست عجب
شب داند و من دانم، من دانم و شب‌...
به به... عااااالی...

علی سهرابی در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:

بخشید. آنان که اصرار بر مسلمان شدن دیو دارند آب در هاون می کوبند. این بیت به یک افسانه قوم یهود اشارت دارد و همین بس.

محسن.۲ در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۱:

خُنب، نون ساکن = خُم ، یا ظرف شراب

محمدرضا در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۹:

این منی خاکست زر در وی بجو
کاندر او گنجور یار غار ماست
آیا اسم سایت رو از این بیت گرفته اید

آرا در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳:

درودبرجناب وفایی
علت حذف این بیت زیباراازغزل حافظ نمی دانم

بهراد کوهزاد محمدی در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:

شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
حافظ
ساقیا بده جامی زین شراب روحانی
تا دمی برآسایم زین حجاب ظلمانی
شیخ بهایی
حجاب ظلمانی استعاره از دنیا هست بر استناد به بیت بالا که شیخ بهایی از حافظ پیروی کرده است
و حجاب ظلمانی دیدن ماست
لطفا تصحیح کنید
زیرا اگر شعر را تا پایان بخوانیم بسیار تغییر می کند
این شعر در وصف ریاکاری گفته شده است.

Sadegh Sohrabian در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶۲:

عالی❤️

نِیِستان در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۵ - در بیان مخالفت نفس اماره:

هر که او را نفس سرکش رام شد
از خردمندان نیکو نام شد
با درود و سپاس فراوان از دست اندرکاران گرامی
سایت ارزشمند گنجور
✯✯✯✯✯✯✯

سهیلا در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۱:

از اساتید و دوستان محترم خواهش می کنم معنی کلمه خنبی در بیت پنجم و تلفظش رو بفرمایند.

حامیم مهدوی در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴:

به نظر می رسه که در مصرع نخست، ابروناز درست باشد و نه ابر و ناز

حسینی بیدگلی AZMOON.OLY@GMAIL.COM در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - این قصیدهٔ را منطق الطیر گویند مطلع اول در وصف صبح و مدح کعبه و مطلع ثانی در وصف بهار و مدح پیامبر بزرگوار:

صبح در سنت های ادبی ما (Literary tradition) هم رنگ دارد و هم بو صبح، این سنت ادبی مثل عاشق بودن شمع بر پروانه یا مجنون شدن عاشق، ناله های بلبل در فراق گل، دویدن و گریستن عاشق به دنبال محمل و کجاوه یار و ... همانند سنت های واقعی و روزمره ای چون سنت عروسی، عزاداری روزهای تاسوعا و عاشورا، سنت های نذری دادن و مجلس گرفتن و نوحه خوانی و ... مجموعه ای از قراردادها در شعر ملت ها است که در سالیان طولانی باقی مانده و مضمون ها و اوصاف خود را در فراز و نشیب دگرگونی های ادبیات حفظ کرده و به دست ما رسیده اند. پس صبح در این بیت خاقانی ملمع نقاب است و معنبر طناب. نقاب او رنگ دارد(صبح کاذب گرگ و میش است) و و طناب های معنبر(اشعه های خورشید که چون ریسمانهایی بلند هستند) بو دارند.

حامیم مهدوی در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۵ دربارهٔ ابن حسام خوسفی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

به منبع یا سندی دسترسی ندارم ولی گمان می کنم در مصرع آخر به جای "شکن" باید "شکنت" تایپ می شده.

مصطفی در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۵ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:

آفرین، این ملموس‌تره و بیشتر به دل می‌نشینه. درست می‌بایست همین باشه که محمد گفت.

حسینی بیدگلی AZMOON.OLY@GMAIL.COM در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - این قصیدهٔ را منطق الطیر گویند مطلع اول در وصف صبح و مدح کعبه و مطلع ثانی در وصف بهار و مدح پیامبر بزرگوار:

صبح از ویژگی های شعری و سبکی خاقانی است ااولین بار مرحوم دکتر صفا او را شاعر صبح نامید. صبح و متعلقاتش در دیوان خاقانی به وفور یافت می شود. صبح با صبوحی همراه است. صبح خاقانی صبح پارتی است. پرده های نمایشی است که با دقت یکی پس از دیگری اجرا می شود. این پرده ها در تغزل های او به خوبی دیده می شود و می توان آن ها را از تنه اصلی قصایدش جدا کرد. پرده اول طلوع صبح است، اول صبح کاذب و صبح نخست که هم ستاره دارد هم ماه دارد و هم تاریکی و هم روشنایی، صبح گرگ و میش است، این پرده بسته می شود پرده بعدی دوباره تاریکی است و ناگهان صبح صادق و جمع شدن ستاره ها و آمدن خورشید، پرده بعدی صبوحی کردن است و الی آخر ...
اما این پرده ها و توصیف صبح را می توان در این قصیده خاقانی که به منطق الطیر معروف است به خوبی ردیابی کرد. مولانا در دفتر دوم مثنوی(بخش 113 - برخاستن مخالفت و عداوت از میان انصار به برکات رسول علیه السلام) درباره این قصیده می گوید: منطق الطیران خاقانی صداست// منطق الطیر سلیمانی کجاست‏. چند بیتی از آغاز این قصیده :

منصور در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷:

سید مهدی فرمودند اهل هنر معلوم نیست چه کاره اند!!؟تا چه رسد ....
سید مهدی عزیز در محضر حضرت حافظ که خود بزرگ اهل هنر است و هنرمند همه ی دوران ها، از هنر صحبت نکنید.
بصیرت که شما فرمودید از مراتب پایین هنر است. بسیار دورید از عالم هنر.

هایده در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۵۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۷۲:

قصد گزند دارد، ماری که راست گردد.
لطفا اصلاح گردد!

جهانگیر مدون در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۱ - تفسیر قول حکیم: به هرچ از راه وا مانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان، به هرچ از دوست دور افتی، چه زشت آن نقش و چه زیبا، در معنی قوله علیه‌السلام ان سعدا لغیور و انا اغیر من سعد و الله اغیر منی و من غیر ته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن:

"باده از ما مست شد، نی ما ازاو"
همانطور که قبلا هم گفتم منظور از ما روحی است که از خدا درما به امانت گذاشته و اعتقاد براین این است که این روح(ما)، قالبمان(جسم) را ساخته.
در مورد باده و مستی، همین بس که اگر باده(ساده ترین تعریف آن که مخمر است) را در قالب تنها بریزیم هیچ مستی حاصل نمیشود. مثل اینکه باده در شکم فرد مرده ای بریزیم!!!

جهانگیر مدون در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۱ - تفسیر قول حکیم: به هرچ از راه وا مانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان، به هرچ از دوست دور افتی، چه زشت آن نقش و چه زیبا، در معنی قوله علیه‌السلام ان سعدا لغیور و انا اغیر من سعد و الله اغیر منی و من غیر ته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن:

شعرهای مولانا خیلی پرمحتوا و پر مغزه. من فقط برداشتم را از مصرع "قالب از ما هست شد نی ما از او" بنویسم.
قالب همان جسم انسان است و منظور از ما همان روحی است خدا در جسم دمیده است.
مولانا معتقد است روحی که خداوند در جسم دمیده، خودش به تنهایی این جسم را ساخته، متولد کرده و میمیراند!
اگر این تفسیر درست باشد، پس اینکه میگویند در سن سه ماهگی جنین، روح دراو دمیده میشود، اشتباه است! پس تا سه ماهگی، کنترل و ساخت قالب بر عهده چه کسی بوده؟
نتیجه دیگر اینکه هر تغییر و خلقی در این قالب(بیماری، کسالت، ...)همگی ساخته دست ماست. همان مایی که مولانا میگوید نه جسم!
یعنی برای سلامتی قالب باید ما(روح، یا جان ) را پالایش کنی تا حاصلش را در قالب ببینی.

۱
…
۳۰۰۵
۳۰۰۶
۳۰۰۷
۳۰۰۸
۳۰۰۹
…
۵۸۱۶