لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
ملک‌الشعرا بهار

تن زنده والا به ورزندگی است

که ورزندگی مایهٔ زندگی است

به ورزش گرای و سرافراز باش

که فرجام سستی سرافکندگی است

به سختی دهد مرد آزاده تن

که پایان تن‌پروری بندگی است

دلی بایدت روشن و تن‌درست

اگر جانْت جویای فرخندگی است

کسی کاو توانا شد و تندرست

خرد را به مغزش فروزندگی است

هنر جوی تا کام یابی و ناز

که جویندگی راه یابندگی است

ز ورزش میاسای و کوشنده باش

که بنیاد گیتی به کوشندگی است

درخشیدنِ این بلند آفتاب

ز بسیار کوشی و گردندگی است

نیاکانْت را ورزش آن مایه داد

که شهنامه زایشان به تابندگی است

تو نیز از نیاکان بیاموز کار

اگر در سرت شور سرزندگی است

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سلمان ساوجی

ترا کار، شاهی، مرا بندگی است

درین راه رسمم سرافکندگی است

آذر بیگدلی

چه رایت؟ کزان شاه را بندگی است!

چه آیت؟ کز آن مرده را زندگی است!

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از آذر بیگدلی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه