وهم در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۱:
مصراع4: من غافل نمیدانم
مصراع6: ولی بختیست خواب آلوده
همایون در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴۴:
جلال دین برای انسان خوی و خصلت خاصی را معرفی میکند که شایسته اوست زیرا پدیدهای مانند انسان وجود ندارد که زیبائیها و شکوه در هستی را ببیند و آنها را به صورت معنی در آورد و سپس این معنیها را در وجود خود حس نماید و در گفتار و رفتار و صورت خود به هستی در بیاورد، انسان اینگونه عصاره همه هستی است و از خوب و بد هستی شرابی میسازد و مستی خود را با مستی هستی در میآمیزد و پا به پای آن و هم طراز آن هستی داری میکند
این غزل معجزه معنیها را نشان میدهد، بدون معنی، این ارتباط با هستی ممکن نیست، این معنی شاه است که میتواند هر کسی را به شاهی برساند همان گونه که وقتی به باغ داخل میشوی خوی و شادابی باغ را میگیری، همین طور معنی ماه و معنی خورشید انسان را ماه و خورشید میکند، معنیها هستند که درون انسان را چون کاخی با شکوه در میآورند که میتواند بر همه جهان سروری و شاهی کند
ارش در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۵:
یعنی شعر می گوید زمانی که ابر مثل اب که میگیره و تبخیر میکنه به جایش خاک بگیره و تبخیر کنه تا روز قیامت خون انسان های که مرده ودر خاک مدفون شده اند که عزیزا ن ما هستند می بارد
آریا در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۸۲ - در شکایت اهل زمان:
میبنشناسند یعنی چی؟ همون مینشناسند است؟
amin در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲:
با سلام خدمت همه ی دوستان و اساتید.
قبل از نظر بگم من هیچ گونه تخصصی در این زمینه ندارم و صرفا نظر شخصیم اینه که میگم.
در مورد بیتی که بحث شد باید بگم واقعا کجای این بیت زن ستیزی هست ؟ واقعا اگر این معنی رو داشت چرا بعد از زر و زن ادامه میده زر و زن ( را به جان مپرست زیرا) وقتی زر و زن رو به این جمله وابسته میکنه به این معنی نیست که تا زر رو نپرستی و یا زن رو نپرستی کار اشتباهی انجام ندادی و وقتی میگه این دو منظور از دو عمل هست ( زن پرستی و زر پرستی) وگرنه زر که ایرادی نداره اصلا ما تو امیزه های دینیمون داریم که وقتی فقز میاد ایمان میره پس ثروت یا زد چیز بدی نیستو اصلا چرا بحث در مورد زر نمیکنید فقط گیر دادین به زن آیا این تعصبتون به ایفای نقش محافظت از حقوق زنان نیست ؟ هرچی در مورد زنان هست سریع بیایم دفاع کنیم که چرا حقوق زنان پایمال شده. من از این متعصب بودنا زیاد دیدم و همه چیز رو ربط دادن به یه موضوع. دوستانی که فکر میکنن منظور مولوی از زن زن پرستی نبوده و با جنسیت زن مشکل داره لطف بفرمایند در مورد زر هم بگن آیا منظور شاعر از زر پول هست یا منظورش پول پرستی هست . اگر منظورش پول هست که من بعید میدونم چون امامان و پیامبران ما هم نگفتن که خود پول بده.
گذشته از اینا در بیت بعد میگه جهاد نفس کن . خب جهاد نفس در برابر زر که نداریم یا در برابر زن - جهاد نفس در برابر شهوت پرستی و زر پرستی داریم . تاحالا شنیدید بگیم جهاد نفس کردیم زن نگرفتیم ؟ اتفاقا یکی از راهای جهاد نفس از نظر من همین زن گرفتن هست تا از روابط نا مشروع در امان باشم.
در کل اینکه کجای این بیت از زن ستیزی حرف زده شده رو من درک نمیکنم و تاکیید میکنم هرکی میخواد جواب بده لطف کنه در مورد زر جواب بده اگر قانع کننده بود من زن ستیزی رو قبول میکنم. فقط بمن بگه منظور شاعر زر بوده یا زر پرستی همین
متشکر و ممنونم اگر غلط املایی یا نگارشی دارم عذر میخوام
غزال در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹۳:
سلام
در مصرع آخر"می پنداریم"صحیح است.
غزال در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹۳:
سلام
مصرع آخر میپنداریم صحیح هست
سعید ورمزیار در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
سلام معنا ی بیت 4
حیوانات وحشی برای حفظ جان از دست صیاد فرار میکنند اما من که اینگونه نیستم پس اگر محبوب قصد شکار مرا یا آزردگی مرا دارد از مقابل او فرار نمیکنم و آماده تیر خوردن از تیر انداز که همان معشوق است هستم
چون دلارام میزند شمشیر
سر ببازیم و رخ نگردانیم
ملیکا در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۲۵:
مُردم ز غم عشق درست است
کیانوش غلامی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش هفتم » (۶) حکایت یوسف همدانی علیه الرحمة:
سلام علیکم
بیت اول بجای دلفروز، دل افروز قافیه خوانی اش مناسب تر است همچنین مصحح کتاب رتبة الحیات شادروان دکتر ریاحی نیز اینچنین آورده است از نظر معنای لغوی دلفروز و دل افروز هر دو یک معنا دارد.
چنین گفتـست آن شمع دل افروز
همه دان، یوسف همدان یکی روز
نادر.. در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۷:
جهان عشق تو دارد پس از فراز، فرازی....
حسینی بیدگلی AZMOON.OLY@GMAIL.COM در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۶:
در سبک عراقی که مدح معشوق در غزل جای مدح شاه در قصیده را گرفت از این صفت به صورت دعای شبیه نفرین استفاده کردند:
گر تو زین دست مرا بی سر و سامان داری
من به آه سحرت زلف مشوش دارم[3]
حافظ
این آرایه مدح شبیه به ذم است.
الهه در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکّل:
رابعه عدویه ملقب به تاج الرجال، بانوی عارفی که از ایشان در تذکره الاولیا نام برده شده است.
سیاوش در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۵:
سلام، بیت 4 مصرع دوم :
پیدا و نهان گشتن ...
علیرضا در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب:
نکته ای که مناسب است به بهانه این شعر به آن توجه کنیم این است که سانسور کردن در زندگی ما نهادینه شده...
چرا بعضی از دوستان فکر میکنند که مولانا نباید از برخی الفاظ در اشعارش استفاده کند ؟
چرا اگر مولانا چنین داستانی را روایت کند لب میگزیم و برایمان قابل قبول نیست و به او نسبت های ناروا وارد میدانیم ؟
اگر قرار باشد که چنین داستان هایی را سانسور کنیم ، اول باید سراغ قرآن برویم.
داستان یوسف و زلیخا را از قرآن بردارید ، داستان قوم لوط را از قرآن حذف کنید...
به نظر شما آیا میتوان خانه ای ساخت که بدون توالت باشد ؟
اگر خانه ای بسازید که بدون توالت باشده چه فاجعه ای رقم زده اید ؟
اتفاقا یکی از نکاتی که کمال و واقعیت گرایی مثنوی را نشان میدهد همین است که حضرت مولانا داستان را همان گونه واقعا بوده تعریف میکند ، در داستان های مولانا شخصیت ها واقعی ترسیم شده اند ، هیچ زنی با چادر و روسری به رختخواب نمیرود.
برخی رفتارها و غرایز آدمی چنان در ذهن ما منفور و قبیح ساخته شده است که حتی نمیخواهیم بپذیریم که وجود دارند.
در حالی که هر رفتار و غریزه ای در انسان به مقدار تعادل نشانه سلامت است.
همانطور که خوردن و آشامیدن نیاز است و کمتر و بیشتر از اندازه موجب بیماریست ، رفتارهای جنسی نیز به اندازه و در تعادل نشانه سلامتی است و کمتر یا بیشتر از حد تعادل میتواند موجب ضرر و خسارت و بیماری گردد.
همینطور صحبت کردن و نظر دادن و شاید نقد کردن از آن هم به اندازه و در جای خود نشانه سلامت است.
گروهی خود را حتی پاک تر و منزه تر از خدا میدانند...
خود خدا در قرآن داستان هایی بیان میکند که به ظاهر جریانات عادی جنسی در آن برقرار است ، اما برخی چنین داستانی را در شاهنامه یا در مثنوی نمیتوانند بپذیرند.
سیدمحمد امیرمیران در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹ - طوطی قناد:
با سلام ، بنظر می رسد که این بیت شاه بیت این غزل باشد : جوانی ای بهار عمر ای رویای سحر آمیز تو هم هر دولتی بودی چو گل بازیچه بادی احسنت
karim sadati در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
این غزل زیبای سعدی با تصنیف بسیار زیبای سلسله موی دوست استاد شجریان در آلبوم یاد ایام و هماهنگی نوازنده ها در این اثر واقعا شنیدنی است. همچنین ادا کردن درست شعر توسط استاد ستودنی است.
مزدک در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:
با سلام
معنی بیت اخر:
انقدر ضعیف شده ام که دیگر ناله هم نمیکنم و این سکوت من باعث شده مردم گمان کنند من از دوست خرسندی دارم در حالی که من در غم هجران چنان میسوزم که حتی صدای ناله ام هم در نمی اید.اینکه از دوست خرسندی ندارد به معنی بی رضایتی از دوست نیست.سعدی از خود گله داره نه از دوست.
امامعلی imamali.arabameri@gmail.com در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
دل می رود زذستم صاحبدلان خدارا
بوی حلیم و روغن افزاید اشتها را
دکان جاسم امروز طبخ حلیم کرده
هان ای چلوکبابی معذور دار مارا
آرامش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
بعد از حلیم چایی ..بعد از چایی مدارا ( سیگارا)
به یاد استاد فقید دکتر مهدی غفرانی
۷ در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵: