گنجور

حاشیه‌ها

بیتا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

لطفا این بیت رو برای من معنی میکنید؛: مقدار یار همنفس جز من نداند هیچکس ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند اب را

دلداده در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:

سلام دوستان. بقول حافظ هرکسی از ظن خود د یار من. من الان در شرایطی قرار دارم و یه حالی دارم که تک تک ابیاتشو درک میکنم. اصلاً انگار دارم جاش زندگی میکنم، با شعرش.
کلاً اعجاز شعر حافظ در همین ایهام هست، مانند قرآن. که به اندازه ی همه ی انسان ها قابل تأویل و تفسیره. بخاطر بطن های فراوانی که در خودش داره. و این یک معجزه در کلامه که من به اون باور دارم. پس سعی نمیکنم دنبال منظور واقعی حافظ بگردم و فقط تأویل خودمو برداشت میکنم.
البته در راستای صحبت دوستان، یاد این چند بیت از حافظ افتادم که چه بسیار زیباست :
دمی با غم به سر بردن
جهان یک سر نمی ارزد
به می بفروش دلق ما
کز این بهتر نمی ارزد
به کوی می فروشانش
به جامی بر نمی گیرند
زهی سجاده ی تقوا
که یک ساغر نمی ارزد

Rocy در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۷ - قطعه:

معنی این 2 بیتو میشه بگین؟

وحید در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱ - بازار شوق:

شهریار کلا یه جوریه این غزلهاش. بیان خیلی پیچیده نداره اتفاقا خیلی هم زبان معمولی نداره اما یه چیزی توش هست که دل ادمو میلرزونه.....با چو منی به غیر محبت روا نبود

صابر انصاری در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱ - خمار انتظار:

سلام به عزیزان،
ابن غزل مکمل نیست زیرا در دیوان استاد شهریار ده بیت میباشد و این ابیات باید اضافه شـــود.
بیت دوم
به سایه های گریزان شبیه بودم و چون باد
به خوی وحشی و با وحشت و فرار تو بودم
نیامدی که دل من در اختیار من آری
وگر نه تا به سحر من در اختیار تو بودم
تو نشهء تخت و خماری ندیده ای که بگویم
چگونه خورد و خراب تو و خمار تو بودم
ابیات فوق بعد از بیت اول در دیوان استاد درج میباشد.
حرمت نثار شما

نصیری در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۱۳ - نظر در اسباب وجود عالم:

با سلام در بیت زیر
طبایع‌تر و خشک و گرم است و سرد
باید بعد از طبایع، یک ویرگول گذاشته شود. سعدی می خواهد بگوید طبایع شامل چهار طبع می شود که عبارتند از: تر و خشک و گرم و سرد.
پس باید بیت به این صورت نوشته شود:
طبایع‌، تر و خشک و گرم است و سرد
اگر این ویرگول گذاشته نشود تر به معنی صفت تفضیلی خوانده می شود مثل خوب تر ، سیاه تر، ظالم تر.
در صورتی که این تر به معنی خیسی است نه صفت تفضیلی

www.digiasal.com

لیرا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۳ - در محبت روحانی:

چنان فتنه بر حسن صورت نگار
یعنی چی؟

لیرا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲ - تقریر عشق مجازی و قوت آن:

" همچون خودی ز آب و گل" در اینجا به چه معنی بکار رفته؟

لیرا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۱ - سرآغاز:

اسیرش نخواهد رهایی ز بند
شکارش نجوید خلاص از کمند
مولانا هم میگه:
صنما تو همچو شیری من اسیر تو چو آهو
به جهان کی دید صیدی که بترسد از رهایی

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:

هله نومید نباشی که تو را یار راند
گرت امروز راند نه که فردات خواند
در اگر بر تو بندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر تو را او به سر صدر شاند
. . .

قاسم سیف الدین در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - موعظه و نصیحت:

سعدی علیه الرحمه در همه وادیهای علم وعبادت وصوفیگری سیر وسفر کرده واین سفرها لازمه اش برون نگری وجمع کردن است وجمع شدنها چیزی اضافه بر ذات است اما در سفر عرفانی سیردرنفس است و احتیاج به چیزی از خارج نیست که لازمه اش جمع کردن باشد در نتیجه نکردن به نظر می‌رسد صحیح باشد

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:

نا امید نباش و تسلیم باش،صبر کن و به حکمش صبور باش که به مقصد میرساندت.

دکتر پریناز معصوزاده در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۲۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۱۸:

متن چاپ شده در گنجور کامل نیست ولازم است تصحیح شود. در ضمن بعضی از لغات با کتاب گلستان سعدی، نسخه تصحیح شده محمد علی فروغی، انتشارات ققنوس، چاپ 1366 مغایرت دارد. درکتاب ٬ حکایت به شکل زیر چاپ شده است. (دکتر پریناز معصوزاده 24 اکتبر 2018)
خرقه پوشی در کاروان حجاز همراه ما بود. یکی از امرای عرب مرو را صد دینار بخشیده تا قربان کند. دزدان خفاجه ناگاه بر کاروان زدند و پاک ببردند. بازرگانان گریه و زاری کردن گرفتند و فریاد بی فایده خواندن
گر تضرع کنی و گر فریاد دزد
زر بازپس نخواهد داد
مگر آن درویش صالح که بر قرار خویش مانده بود و تغییر در او نیامده. گفتم: مگر آن معلوم ترا دزد نبرد؟ گفت: بلی بردند٬ ولیکن مرا با آن الفتی چنان نبود که بوقت مفارقت خسته دلی باشد
نباید بستن اندر چیز و کس دل
که دل برداشتن کاریست مشکل
گفتم: موافق حال منست اینچه گفتی که مرا در عهد جوانی با جوانی اتفاق مخالطت بود و صدق مودت، تا بجائی که قبله چشمم جمال او بودی و سود و سرمایه عمرم وصال او
مگر ملائکه بر آسمان وگر نه بشر
بحسن صورت او در ز می نخواهد برد
بدوستی که حرامست بعد ازو صحبت
که هیچ نطفه چنو آدمی نخواهد بود
ناگهی پای وجودش بگل اجل فرو رفت و دود فراق از دودمانش برآمد. روزها بر سر خاکش مجاورت کردم، وز جمله بر فراق او گفتم
کاش کان روز که در پای تو شد خار اجل
دست گیتی بزدی تیغ هلاکم بر سر
تا در این روز جهان بی تو ندیدی چشمم
این منم بر سر خاک تو، که خاکم بر سر
آنکه قرارش نگرفتی و خواب
تا گل و نسرین نفشاندی نخست
گردش گیتی گل رویش بریخت
خاربنان بر سر خاکش برست
بعد از مفارقت او عزم کردم و نیت جزم که بقیت زندگانی فرش هوس درنوردم و گرد مجالس نگردم
سود دریا نیک بودی گر نبودی بیم موج
صحبت گل خوش بدی گر نیستی تشویش خار
دوش چون طاوس می نازیدم اندر باغ وصل
دیگر امروز از فراق یار میپیچم چو مار

هورخش در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

در مورد بند دوم از شرح جلالی که آقای رضا گذاشتند ( صورتی از ستارگان فلکی که در شمال منطقه البروج به صورت عقاب وجود دارد و قدما معتقد بودندکه این نقش سعد است و طلع هر کس در این برج قرار گیرد دولت به او روی خواهد آورد .) عرض می کنم که :
1-صورتی از صور فلکی صحیح است نه ستارگان فلکی. چنین ترکیبی غلط است.چون ستاره خود نقطه ی روشنی است در فلک و در ذات خود فلکی بودن را داراست.
2-به صورت عقاب وجود دارد نیز غلط است. بلکه این مجموعه از ستارگان که با نام صورت فلکی عقاب شناخته می شوند را به شکل عقاب تصور می کرده اند و تصویر گری نیز می نمودند. ولی در آسمان هیچ شکل عقابی دیده نمی شود.
3- طلع غلط نگارش شده و منظور طالع بوده است.
4 - عبارت " این نقش " اشتباه است و باید صورت به جای آن گفته می شد. هیچ نقشی در آسمان یا مولفه های نجومی قدیم یا جدید وجود ندارد.
5- این صورت و اصولا صور فلکی هیچگاه مفهموم سعد یا نحس را با خود به طور مطلق حمل نمی کرده اند. در اینجا صورت عقاب در گذشته بر مفهوم دولت و شکوه و قدرت دلالت داشته است.
6- در ابتدای متن به درستی ذکر شد که این صورت در شمال منطقه البروج قرار دارد و اصطلاحا از صورت های شمالیست. پس عبارت "طالع هر کس در این برج ! " از اساس اشتباه است. چون تمام بروج که 12 عدد هستند به شماره ماه های سال ، در نواری در امتداد هم به شکل یک دایره دور زمین قرار گرفته اند که محل حرکت خورشید و دیگر سیارات منظومه شمسی (البته از دید ناظر زمینی) در آسمان هستند. فقط بروج هستند که می توانند طالع واقع شوند. اساسا هیچ صورت فلکی دیگر از جمله صورت عقاب نه برج است و نه امکان دارد که به عنوان طالع در نظر گرفته شود.
برخی از ویژگی ها و مفاهیمِ منتسب به صور فلکی دیگر به غیر از بروج (مانند داشتن دولت و بلندی رای و...) ، به واسطه ی نشانه هایی دیگر و روابطی که فقط منجمان از آنها آگاه بوده اند به افرادنسبت داده می شده است.

پدرام در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۰۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱ - ماه بر سر مهر:

خانم یا آقای غزلسرا:
معنی تام و تمام بیت آخر در این غزل اینست:
ای معشوق من، مجموعه غزلهای من مانند یک گنجینه پر ارزش هستند که تو کلید این گنجینه هستی. اما از زمانی که تو کلید این گنجینه شدی، به همه این گنج دست یافته و آنرا تصاحب کردی. بنابراین مرا که برای خود در غزلسرائی پادشاهی بودم، گدا کردی.
پیشنهاد اصلاحی برای مسئولین محترم سایت:
1. در مصرع اول بیت سوم واژگان "جورو جفا" را باید اینگونه نوشت: "جور و جفا".
2. واژه "فرستادیم" در مصرع اول بیت هشتم را باید اینگونه نوشت تا خواننده در خواندن مصرع دچار مشکل از دست دادن وزن غزل نشود:
"هزار درد فرستادی ام به جان لیکن"
موفق و پیروز باشید

کمال داودوند در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳۳:

7889

م در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۷ - وحی آمدن موسی را علیه السّلام در عذر آن شبان:

با سلام :
نادرست : آمنی وز تو جهانی در امان
درست: ایمنی وز تو جهانی در امان

ناشناس ۱۲۵ در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

عاطفه نوشته:
سلام. وقت همگی بخیر. من میخواستم معنای این بیت رو بدونم. ممنون میشم کمک کنید.
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
معنای این بیت این است:
هرکسی که این نقش زیبایی طبیعت را که خداوند ترسیم کرده است و این نقاشی خیالانگیز را نفهمد و درک نکند ولو صورتگر ماهیر باشد و نقاش چیره دست باشد بازهم این نقش و نصویری که صورتگری کرده و زحمت که کشیده عبث و بی‌هوده است

Reza Deilami در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲:

در مصراع اول "یکی است" هم‌قافیه نیست.
باید "یک است" نوشته شود

ناشناس ۱۲۵ در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

در این اشعار نشان می‌دهد که حافظ علیه الرحمه به جبر اعتقاد کامل داشته و هیچ گونه اشاره به آن آیه دوستان گفتند ندارد چنانچه از شعری که می‌گوید جام می و خون دل هریک به کسی دادند *** در دایره قسمت اوضاع چنین باشد یعنی خداوند وقتی همه چیز را قسمت کرده به کی جام می داده به یکی خون دل و کارش هم نیم‌شود کرد چون اجباراً به او داده شده

۱
۲۸۹۷
۲۸۹۸
۲۸۹۹
۲۹۰۰
۲۹۰۱
۵۷۲۲