امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۰ - تفسیر آیت وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ:
بی نوا را همه می دانیم ولی به نوا یا بنوا را شوربختانه کسی به کار نمی برد ولی علت این نا کاربری آشکار است ! نوا معنی آهنگ ، مال ، سامان و نظم می دهد پس بنوا یعنی پولدار مرتب و آهنگین !
تفکر در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۷ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:
البته این شعر یا سروده ای که در پائین آورده شده، بر وزن و قافیه های شعر قدیمی نیست، ولی چون در مورد موش و گربه است و بنظرم جالب آمد که در این جا به نظر برسد:
موش با هوش
..
آورده اند که موشی ز گربه ای ترسید
ز ترس ِ گربه ، به گوشه ای نهان به دوید
گربه گفتا به موش ، چرا ز ِ من هراسانی
مگر محبت من را به ضعیفان ، نمی دانی؟
گفت گربه را موش ، ای وجودت تا ابد تهدید
کدام موش ز چنگ تو ، به مهر تو به رهید؟
.
عمّ و خال و پسر عمو ، خاله
همه دارند ز دست ِ جور تو ناله
ز ِ هرکدام پسری ، پدری ، برادر را
به چنگال تیز ، شکمت داده ای ماوا
ما به خانه ، به انبار ، یا به گندم زار
ز ِ دست ِ تو و باز و شاهین ، مانده ایم نزار
.
ز ِ صاحب خانه ، گندم و گردو وُ پنیر
به نهان خورده ایم ، کرده ایم شکم را سیر
چون پرده ای از گوشت به ما نمایان شد
نگاه ِ طمع تو و باز ، بما دوباره تابان شد
.
ما به چنگ و دندان ، دیواره ها خراشیدیم
راه های ورود و خروج ، به انبار تراشیدیم
ز ِ هر کدام از اتاقهای این خانه
نقبی زده ایم ، که می رود به کاشانه
چو بانوی خانه ، به گوشه ای ، یکی مان دید
ز ِ ترس ِ زنانه ، جیغ صغیری به کشید
هراسان شدند مرد ِ خانه ، پسر ، دختر
سوی مادر به جیغ صغیر ، حاضرند در بَر
یکی جاروو ، دگر لنگه کفش ، به دنبالند
که خانم خانه ، به مرگ ما بیاسایند
اگر ز ِ دست آنان ، به کوششی رها گشتیم
تازه به فکر ِ چنگ و دندانِ تو ، مبتلا گشتیم
.
تو به آسایش و رفاه ، بجای ِ گرم و نرم مقام داری
نگه به چپ و راست ، که چه سان ما را به چنگ آری
وجود ِ ما ز ِ سعی و تلاش است و مورد ِ تهدید
مفت خوری و بیکاری یه ترا ، چه می توان نامید؟
ز ِ صبح تا به شب به گوشه ای در لَم
پاس نداری ز ِ صاحب ِ خانه ، به بیش یا کم
سگ بیچاره ، شب تا به صبح بیدار
به عوعو و گوش و نگاه ، خانه را پاسدار
به احترام ِ صاحب خانه به پا خیزد
به نزدیک شد ِ آنها ، توّجه اش بیامیزد
به وفاداری اش ، چپ و راست دُم تکان داده
اگر چه استخوانی بدون گوشت ، پیش بنهاده
.
تو چه کردی به صاحب ِ خانه به جز پرخاش
چنگ زدی به دست ِ همگان و ، دادی تو خراش
بَر مخدّه و مبل ِ نرم و راحتی یه او
لَم داده ای و چو جای ِ خود به خواهد ، می کشی ابرو
چو ز ِ بد عهدی و گربه صفتی یه تو خبر دارند
ز ِ بی مهری یه تو ، کنار رفته و خود نیازارند
.
محبت و مهر ِ تو ، به من از آن باشد
که خون ز ِ سینه و گردنم برون پاشد
نقش تو ، به سان ِ آخوند محل به مردم بود
کزایشان هدیه گرفت و دروغشان به نمود
تمام ِ عمر به نمایش ، کرده قیام و سجود
اندکی سخن و کار ِ او به کسان ، ندارد سود
ز حق ِامام دادن و پاک کردن ِ مال ، گفته زیاد
ز سهم زکوة و دفع بلا به آن ، می کند ارشاد
.
صبح تا به شب ز کار مردم به گفت و شنود
که مال مردم ، بنام خدا ، چگونه توان به ربود
به گوشه ای به نشسته و مدام میوو گوید
به کنایه به این ، سخن از خدمت ِ دیگری گوید
چنان نگاه به مردم و هدیه شان کرده مدام
که می گذرم ز ِ کم بودن هدیه و ، می کنم اکرام
به لبخندی که این ، بزرگی ز ِ من است که می خندم
فقط ، این پوزخند ِ کریمانه را ، بر این گناه بندم
.
که شرم داری ز ِ من ِ والامقام و ، پیشکشی چنین کوچک
بار دیگر بیاد داری و نیاوری ، خمس مال ِ خود اندک
خانه و باغ و بچه و همسر و ماشین
ز ِ جیب دیگران و وقف و هدیه دارد او وُ ، همین
بر فریب ِ مردمان ، به باغ ِ بهشت و حوری اش کوشد
سخنگوی ِ خدا و ، رابط ِ بهشت شده ، مردمان دوشد
مثل ِ گربه ، که به گردش به دیگر خانه ها به رَوَد
به هر خانه برای ِ روضه و ، بدنبال صیغه و زن ِ بی آقا ، به رَوَد
.
راحت و امن ِ من ، به دووری ز ِ تو ، چو دووری یه مردم ز ِ ملّا بوود
آن که دوور ز ِ ملّا و آخوند به سَر آورده است ، نمودست سود
..
سوز
29 تیر 1389 - 21.07.2010
ناشناس در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲:
زاهد جان درست می فرمایید اما چند چیز کمی ذهن انسان را مشغول می کند یکی اینکه چرا دانیال نبی وزیر بارگاه هخامنشیان شد ؟ و دیگر اینکه زردشت پیامبر چرا در دربار گشتاسپ وزیر شد ؟ و دیگر اینکه چرا از این 124000 پیامبر و بخصوص 5 پیامبر بزرگ تنها نمونه نبی اکرم ص( روحی له الفدا ء) و نیز موسی کلیم الله حکومت کرده اند ؟ و میدانیم عیسی شبیه دریوزه گران زیسته و نوح پسر خود را در فرمان نداشته است و ابراهیم خلیل هم حکومتی نداشته است . 123998 نفر گویا حکومت نداشته اند ! لطفا مفرمایید که از کجا می دانم حکومت نکرده اند و گرنه می گویم از همان جایی که شما معتقدید 124000پیامبر آمده است .و نیز تقیه هم مطمئن هستم در کار نبوده است .
ناشناس در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۳:
سعدی می فرماید به ازروی زیباست اوازخوش که این حظ نفس است وان قوت روح ایادربیت دوم منظور حافظ ازاین که می گویند ازحسن خوشتراست اواز خوش نیست
ناشناس در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۵:
باتوجه به نذر ونهیم دراول واخرمصراع اول بیت دوم ظاهرا درکشیم بادلق در مصراع دوم مناسب تراست خاصه این که به اب درمیکشند وازاب برمی کشند ودوکلمه ی نذر ونهیم بانون شروع میشودودلق ودرکشیم هم بادال شروع می شود
zahed در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲:
شگفتا از سعدی! گو اینکه دیدگاه سکولاریستی داشته لذا علم را مخصوص پیامبران و حکومت را مخصوص فرعونیان دانسته. اما باید دانست که همهی فرعونها طاغوت بودند، یعنی حق حکومت نداشتند تا اینکه بخواهند آن را به ارث بگذارند. هم علم مخصوص پیامبران است و هم حکومت. در طول تاریخ هر پیامبری که شرایط برای او فراهم بوده حکومت تشکیل داده است.
ناشناس در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۹:
نظرمن این است در بیت بیاکه لعل سوزن چشم صحیح است
شایان در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۵۱:
خیلی حرف داره این دوبیت
پیشنهاد میکنم با چشم بسته خونده بشه
آذردیماهی در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:
زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن
گردشـــی در کوچــه باغ راز کن
هر که عشقش در تماشا نقش بست
عینک بدبینی خود را شکسـت
من مـیـــان جســـمها جــان دیـــدهام
درد را افکنـــده درمـان دیـــدهام
دیــــدهام بــر شـــاخهها احـســـاســها
میتپــد دل در شمیــــم یاسها
زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست
زندگی باغ تماشـــای خداســت
گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود
میتواند زشــت هم زیبا شــود
حال من، در شهر احسـاسم گم است
حال من، عشق تمام مردم است!
زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا
صبـــحهـا، لبـخندهـا، آوازهـــا
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۴۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار:
درود بر جناب حنیفه نژاد برای نگارش درست هیز گروهی با لغزش آن را حیز می نویسند که همان که حنیفه نژاد گرامی آورده اند درست است ، تنها یک نکته افزون کنم که معنی ناییده ای ( منفی) هم دارد و ان نامرد و پست است .
آفتاب در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۳ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
رَمَد : درد چشم
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸:
معنی یکم طرف همان همیان است یا کیسه پول ولی سپستر طرف بربستن معنی پول به جیب زدن و سود بردن شده است .معانی دیگری هم دارد که یکی از انها کنار است ولی گویا طرف به معنی همیان فارسی است و ترف است ولی طرف چمن یعنی کنار چمن و طرفه هر دو عربی هستند .
منصور . ش در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۳۰:
پرسید ز من کسی که : معشوق تو کیست ؟
گفتم که : فلان کس است مقصود تو چیست ؟
بنشست و به هایهای بر من بگریست
کز دست چنان کسی تو چون خواهی زیست !؟
منصور . ش در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۱۹:
زان می خوردم که روح پیمانهٔ اوست
زان مست شدم که عقل دیوانهٔ اوست
دودی به من آمد آتشی بر من زد
زان شمع که آفتاب پروانهٔ اوست
ملیحه رجایی در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸:
معنی بیت1 : سحرگاهان درحالی که از شراب شب گذشته، نیم مست بودم، جام شراب را با آواز چنگ و چغانه گرفتم.
معنی بیت 2: به عقل، راه توشه شراب دادم و او را از کشور وجود خویش بیرون راندم.
معنی بیت 5 : اگر خود را در میان ببینی و به خود توجه داشته باشی، از کمر یار بهره ای آنگونه که شاید(همچون کمربند)، نخواهی برد.
معنی بیت 7 : چه کسی از وصال جمال پادشاهی، نصیب می برد که همواره بر خود عشق می ورزد؟
معنی بیت 8 : همنشین و رامشگر و ساقی، همه اوست و تصور آب و گل آدمی در این مسیر،تنها دستاویز است.
ملیحه رجایی در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
معنی بیت 2:
من از جدایی او ، صد نشان در چشم دارم. آیا این اشکهای چشمان من ، علامت این هجران نیست ؟
(مصراع دوم سوالی می باشد.)
ملیحه رجایی در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۸:
بیت 5:
کشفته --> کآشفته
منصور . ش در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۰۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۹۱:
راه تو به هر روش که پویند خوش است
وصل تو به هر جهت که جویند خوش است
روی تو به هر دیده که بینند نکوست
نام تو به هر زبان که گویند خوش است
منصور . ش در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۹۱:
تصحیح املایی :
راه تو بهر روش که پویند خوش است
وصل تو بهر جهت که جویند خوش است
روی تو به هر دیده که بینند نکوست
نام تو به هر زبان که گویند خوش است
رضا از شیراز در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲: