سعید فاضلی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۶ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - تجدید مطلع:
اشتباه املایی در مصرع اول از بیت دوم :
ز فیض ابر آزاری زمین مرده شد زنده
ابر آذاری صحیح است .
دیگر مپرس از من نشان در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۶ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶:
گهگه به آب دیده خرسند کردمی دل
کار آنچنان شد اکنون آن هم نمیتوانم :(
دیگر مپرس از من نشان در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۵۲:
گر نیست وصولم به سراپردهٔ وصلت :(
زینجا که منم میل دل و جان من آنجاست
دیگر مپرس از من نشان در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۱ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۸۰:
جانم بشود ز غیرت ای جان و جهان
گر زانکه شبی کسی به خوابت بیند :( :( :(
فروغ در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۷۲:
شهری زن و مرد در رخت مینگرند
وز سوز غم عشق تو، جان در خطرند
هر جامه که سالی پدرت بفروشد
هر روزه جماعتی دوان می بدرند
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:
سلام و عرض تبریک سال 98
هر که سودای تو دارد چه غم از «هر که جهانش»
نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش
در بیت اول اگر به این شکل که در گنجور عزیز وارد شده است «هر که جهانش» بخوانیم می شود با توجیه و تفسیر آن را پذیرفت ولی چه دلیلی دارد که سعدی بگوید هرکس که سودای تو دارد از افرادی که دنبال دنیا هستند یا دنیا دار هستند غمی ندارد.
روانی سخن سعدی را مُکدّر نکنیم. درست است که سعدی گاه حذفیات زیبایی دارد ولی حذفی که خود به خود، بخش حذف شده را در ذهن خواننده القاء می کند و نیاز نیست دیگران شرح و توصیفش کنند.
در مثالی که دوست عزیزمان فرموده اند:
شب چو عقد نماز میبندم
چه خورد بامداد فرزندم
دقیقا در ابیات قبل، بخش حذف شده این بیت را بیان کرده است. سری به این بخش بزنید.
اما اگر «هر دو جهانش» بگیریم هم معنا واضح تر و سعدیانه تر است و هم مفهوم بهتری دارد.
هرکسی که سودای تو را دارد غم دو جهان را ندارد. اینجا بحث معامله است نه ترس و خوف از کسی.
یعنی کسی که به دنبال توست غم هر دو جهان را ندارد، هر دو جهان در این سودا از دست برود غمی نیست دقیقا معادل کلمه رند که حافظ استفاده می کند و در این معانی از ابداعات شخص لسان الغیب است.
چند نمونه در همین معنا را از جناب خداوندگار کلام، سعدی بزرگ مرور می کنیم:
دنیا به چه کار آید و فردوس چه باشد
از بارخدا به ز تو حاجت نتوان خواست
از دل برون شو ای غم دنیا و آخرت
یا خانه جای رخت بود یا مجال دوست
هر کس غم دین دارد و هر کس غم دنیا
بعد از غم رویت غم بیهوده خورانند
گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی
چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید
به خاک پای عزیزان که از محبت دوست
دل از محبت دنیا و آخرت کندم
وفای یار به دنیا و دین مده سعدی
دریغ باشد یوسف به هر چه بفروشی
ایام عزت مستدام
مجتبی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۶۴:
وزن شعر {فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)} است لطفاً تصحیح بفرمایید.
نادر در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
در مضرع :مال را در در زندگی از خویش کن کم کم جدا، کلمه "در" دوبار آمده ست
۸ در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۱:
جناب مشیری
چنین می می نماید که تکرار ' همی ' در نیم بیتی که سرکار آورده اید حشو اندر حشو باشد، و نه همیدون به دل گفت دیو سپید ....
محمد طهماسبی دهنو(هانا دایی) در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۱ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود غزنوی گوید:
شبی گذاشته ام دوش خوش به روی نگار
خوشا شبی که مرا دوش بود با رخ یار
سیستانی
مصرع دوم اشتباهی رخ داده و شبی رو شبا نوشتید
علیرضا شجاعی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب:
من همه نظرات را خوندم چکیده سخنم در برخی حاشیه ها بود از جمله حاشیه جناب نوید فقط اضافه میکنم بیشتر کسانی که بر مولانا خرده گرفتند کم دانش یا حتا بی دانش اند به ویژه آنها که ادبیات زمانه مولانا را با ادبیات امروزی مقایسه و حتا ادبیات ائمه بزرگ شیعه مقایسه می کنند. من در اینجا لازم می دانم ادبیات زمان ائمه را بیاورم تا ببینم عکس العمل این منتقدان بی اطلاع حتا نسبت به ائمه خودشون چیه. عبارت هایی که اینجا خواهم آورد کاملا میتند هستند میتومنید تحقیق کنید که البته از روایات ما حذف شده اند چون با ذائقه و ادبیات ایرانی سازگاری ندارند، یعنی ای ها:
پیشاپیش عذخواهی میکنم:
بهنام در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۱ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » حدیث جوانی:
سلام ، حاشیه بعضی شعرها بقدری حرفه ای و پرملات (ملاط؟) و غنی شده که خواندن آن به اندازه نشستن در کلاس درس ادبیات مفید و مکیف است. لطفا با اظهارنظر فضایی این سایت را مخدوش نکنید. حیف است.
نادر.. در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۶:
همی
معشوق ما با ماست....
امین در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۰:
سلام دوستان
این شعر هم از لحاظ وزن و ریتم( از جهت موسیقیایی) ، و هم تا حدودی از لحاظ معنی، با شعر ٭٭ ای عاشقان پیمانه ها پر خون کنید** استاد هوشنگ ابتهاج خیلی شباهت داره... خواستم بپرسم به نظر دوستان استاد هوشنگ ابتهاج از این شعر مولانا الهام گرفته؟
بهرام مشیری در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۱:
بیت : همیدون به دل گفت دیو سپید
که از جان شیرین شدم نا امید
در نسخه های کهن تر چنین است:
همیدو ن همی گفت دیو سپید
که از جان شیرین شدم نا امید
رستم در بیت قبل از این گفته است
به دل گفت رستم گر امروز جان.....
بنا بر این تکرار به دل حشو است و همیدون کافی است .همیدون یعنی همچنین. معنی مصراع این است که دیو سپید نزد خود همان سخن رستم را تکرار می کرد.
بهمن در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۵۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳ - زکات زندگی:
تا تو نگاه می کنی کارمن آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
شب همه بی تو کار من، شکوه به ماه کردن است
روز ستاره تا سحر، تیره به آه کردن است
متن خبر که یک قلم ،بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر ، نامه سیاه کردن است
چون تو نه در مقابلی، عکس تو پیش رو نهم
این هم از آب و آینه خواهش ماه کردن است
ای گل نازنین من، تا تو نگاه می کنی
لطف بهار عارفان، در تو نگاه کردن است
لیک چراغ ذوق هم اینهمه کشته داشتن
چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردن است
من همه اشتباه خود جلوه دهم که آدمی
از دم مهد تا لحد، در اشتباه کردن است
برگرفته از tarabnak.blog.ir
Enigmatic Girl در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳:
تو قسمت معرفی آهنگ نشد که بنویسم گفتم اینجا بنویسم، هنرمند آلمانی به اسم کریستوفر ون دیلین با اسم هنری شیلر Schiller که یکی از هنرمندای درجه یک و بزرگ موسیقی الکترونیک هستش و چند باری هم تو تهران کنسرت گذاشته بود تو سال 97، تو جدیدترین آلبومش که 3 فروردین 98 منتشر شد از این شعر تو آهنگ das goldene tor استفاده کرده و خانم نیلوفر پارسا اول آهنگ این شعرو دکلمه کرده و همچنین از سازهای ایرانی مثل دف و سنتور تو آهنگاش استفاده کرده این اولین باره که تو دنیا یه ساز ایرانی تو یه آهنگ تراز اول موسیقی الکترونیک استفاده میشه و موسیقی سنتی ایرانی و الکترونیک تلفیق میشن پیشنهاد میکنم این آهنگ رو گوش کنین حتما
علیرضا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۳ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود:
به نیکی نرفتی سخن جز به راز
اینجا هم به نیکی "نبودی" سخن جز به راز. این درست تر هست بنظرم. هم مفومی.
علیرضا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۳ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود:
نهاد گشت آیین فرزانگان...
چرا کردار فرزانگان دارید؟ ضمن اینکه بنظرم در تمامی متنها منبع رو ذکر کنید و اگر امکانش هست از اساتید پرس و جو کنید. من سعی میکنم از این به بعد بجای فقط استفاده هم شرکت کنم در حاشیه. اساتید سن بالا هستند و برای اینجور کارا سختشونه. ولی باید درستش ثبت شه.
سام در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۰۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶۹: