محسن ، ۲ در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیقباد » بخش ۲:
احمد جان
ز هنگ سپهدار و چنگ سوار
نیامد دوال کمر پایدار
هنگ نیز به مانای سنگینی ست
از سنگینی سپهدار .
گیتارینو در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۳ - مطلع دوم:
دست کفگیر مکن به پیش فلک
که فلک کاسهای است آش انبار
گر به میزان عقل یک شلغمی
چه کنی دست به کفگیر در حلقمی
شعر جالبی البته با چاشنی طنز...
محمد طهماسبی دهنو(هانا دایی) در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۱:
بیت دوازده مصرع دوم رو اشتباهی نوشتید
به درد حسرت دیدار مردهایم و هنوز
نفس در آینه دنبالهدار فریادست
بیدل
alipur در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۲:
مصرع دوم از بیت پنجم: دلی که شانه کش زلف شاهد راز است
احمد در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیقباد » بخش ۲:
احتراما در بیت ز 'هنگ' سپهدار تغییر کند به ز 'سنگ' به معنی سنگینی. چنانچه اشتباه میکنم. بفرمایید
حسینی بیدگلی AZMOON.OLY@GMAIL.COM در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۲:
گنجها از زبان فردوسی:
1- گنج عروس
2- گنج خضرا
3-گنج باد آورش
4-دیبة خسروی
5- گنج افراسیاب
6- گنج سوخته
7-گنج شادورد بزرگ
رامشگران: سرکش ور بار بد
مشکوی: زرین
ده و دوهزارکنیزک به کردار خرم بهار
دو هزار و دویست پیل
ده و شش هزار اسب جنگی
دو صد بارگی
ده و دوهزار اشتر بارکش عماری کش
زن شست وشش که هرگز اندر جهان مثل آن کس ندید
چنویی به دست یکی پیشکارتبه شد
پس تو تیمار و تنگی مدار
حسینی بیدگلی AZMOON.OLY@GMAIL.COM در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۲:
هفت گنج خسرو پرویز به نقل از ویکی پدیا
1- تخت طاقدیس
2-تاج یاقوت نشان
3-دستمال نسوز
4-طلای مشت افشار
5-گنج بادآورد
6-شطرنجی از یاقوت و زمرد
7-گنج گاو
م.د در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰:
در مصرع اول بیت8، « تا ز دل» صحیح است.
م.د در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰:
در بیت 5 مصرع اول ،«قدم» صحیح است
رضا ثانی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۱۳ - برخاستن مخالفت و عداوت از میان انصار به برکات رسول علیه السلام:
صد هزاران مرغ پرهاشان شکست
و آن کمینگاه عوارض را نبست
حسینی بیدگلی AZMOON.OLY@GMAIL.COM در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۰:
به سرکش چنین گفت کای بد هنر
تو چون حنظلی بار بد چون شکر
نظامی در مثنوی خسرو و شیرین فقط نام دو نوازنده یعنی باربد و نکیسا را ذکر می کند اما فردوسی در اینجا نام سرکش(یا سرکیس یا سرجیس) را آورده است. سرکیس فردی رومی بود که در یکی از جنگ ها با ایرانیان همراه شده و جون موسیقیدان بود به دربار پادشاه راه یافت و سرانجام نوازنده مخصوص خسرو شد. همانگونه که خواندیم او نمی خواست باربد که اهل ایران و شهر جهرم بود به دربار نفوذ کند اما باربد با این نقشه توانست خود را به خسرو نزدیک کند. برگرفته از کتاب نظامی شاعر داستانسرا- علی اکبر شهابی صفحه 178
امید در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۷۸:
آرمان درست گفته؛ ویرایش نمایید.
رضا صدر در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۰۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی:
نمیدانم چرا فکر می کنم که سه بیت معروف زیر را هم در این حکایت خوانده ام. هم از نظر وزن و هم از نظر مضمون با آن سازگارند. میدانم که این سه بیت در یک حکایت گلستان هم آمده، ولی نمونه هایی هست که سعدی در گلستان ابیاتی از بوستان را می آورد.
اگر درست باشد، جای این سه بیت احتمالاً در اواخر حکایت و مثلاً قبل از سه بیت آخر است.
بنیآدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بهدرد آورَد روزگار
دگر عضوها را نمانَد قرار
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
امیرحسین در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱۴:
منظور از پیغامبر در این غزل پیامبر اسلام است و مراد از استون، ستون حنانه.
بیت ششم به داستان ناله ی ستون حنانه در مسجد النبی اشاره دارد، روایت است قبل از تکمیل ساختمان مسجد، پیامبر اکرم هنگام ایراد خطابه به ستونی که از تنه ی نخل ساخته شده بود تکیه میداد، زمانی که تصمیم گرفت بالای منبر سخنرانی کند، ستون حنانه شروع به نالیدن کرد. ابیات زیادی در شعر فارسی به این داستان تلمیح دارند، مانند بیت زیر از مولوی:
بنواخت نور مصطفی آن اُستُن حنانه را کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو
محسن ، ۲ در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۱ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود غزنوی گوید:
محمد جان
همان ” شبا “ درست است،
شبی یک شب است و شبا ممکن است شبهای بسیار را در بَر بگیرد.
به این بیت نگاه کن :
به روز نیک کسان، گفت: تا تو غم نخوری
بسا کسا که به روز تو آرزومندست،
به جای کسا ، کسی نمی توان گذاشت
عزیز الله ظفری در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:
بیدل در این غزل زیبا و رسایش تلاش نموده است به آدمی بفهماند که آفرینش هستی یک کنش بیهوده و بیهدف نیست. ظلمت و گمراهی و ذات طبیعت وجود ندارد. جهان هستی سر تا پا از فضلیت و مرحمت آفریدگار حرف میزنند.
محسن ، ۲ در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۱:
بهرام جان
آبروی مهندس بهرام مشیری با اشتباه تو و نامی که وام گرفته ای نمی رود ، از اظهار نظرت پیداست که مهندس بهرام مشیری نیستی،
به اشعار بزرگان خرده مگیر
عادل میباشم در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:
اول: گوگل کنید آزمون مارشملو؟
دوم: فکر کنم مشخصه چی گفته. بچسب به چیزی که داری، هرچند بد، مادی، فانی، و... چون هر بهشت و حور و هر چی هم که باشه نسیه است و معلوم نیست باشه یا نه. پس بچسبیم به کمِ نقد، نه به زیادِ نسیه.
شاهین در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۶:
گویا استاد ما احسان اصلا از رباعیات جناب خیام نخوانده اند و فقط از روی عادت این حرف را میزنند
منظور از شراب همان چیزی است که ایشان را از غم دنیا دور میکند .یعنی خود شراب
شیرین در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵۴: