گنجور

حاشیه‌ها

صالح در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:

سلام به عاشقان ادب
بیت سوم مصرع اول "هرکه آمد به جهان نقش خرابی دارد" اشاره به آیه دوم سوره والعصر دارد. ان الانسان لفی خسر. همانا انسان همواره در حال خسران و زیان است و اشاره دارد که انسان از روز اول متولد شدن در حال ضرر است،یعنی عمرش هر لحظه رو به پایان است.

کامیار فرقان پرست در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۹ - تفسیر این خبر کی مصطفی علیه السلام فرمود لا تفضلونی علی یونس بن متی:

در مصرع دوم بیت دوم بنظر حسیب بمعنای محاسب زیباتر باشد.

شقایق عسگری در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۲ دربارهٔ ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۲۸:

چشم از جهان دوخته و مهر همچون خورشید افروخته... بسیار زیبا

کامران جوهری در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۵ - حکایت در معنی آسانی پس از دشواری:

کامران: موضوع این شعر مشخصا در رابطه با "عشق و شور و مستی" است، در واقع می بایست در "باب سوم" بوستان گنجانده می شد و ارتباطی با باب ششم (در قناعت) ندارد.

سایه های بیداری سایه های بیداری در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

سواد بنده در حدی نیست که بتوانم در مورد این غزل ،
کلامی عرضه کنم که به درد سروران گرامی بخورد .
لذا به همین چند خط اکتفا می نمایم .
تقریباً کاملترین نظری که بین نظرات گرامیان دیدم ،
نظر جناب آقای « رضا » می باشد که هم مبسوط بود و هم جامع .
البته منظورم این نیست که بی نقص بود .
اما از همه بهتر بود .
برخی نظرات هم ، بیشتر تخیلات بودند تا نظر .
برخی از بزرگواران نیز شعر حافظ را با اصول کافی و بحارالانوار و رسالۀ
فلان شیخ اشتباه گرفته و افاضات فرموده اند .
شعر یک هنر است . هنری که هر کسی قادر به انجامش نیست .
و تأویل و تفسیر شعر نیز ، هنری است که هر کسی را جایز نیست .
البته سعی و کوشش در ورود به مبحثی و اعلام نظر در آن مورد ،
نشانی از جرأت است که قطعاً بنده چنین جرأتی را در خود نمی بینم .
ولی دلیلی هم نمی بینم در صورت داشتن جرأت ، تخیلات خود را
به پای شعر حافظ بنویسم و آن را تأویل و تفسیر بنامم .
و در آخر :
از همۀ سروران و گرامیان که اظهار نظر فرمودند تشکر و قدر دانی
میکنم .

کامران جوهری در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۵ - حکایت در معنی آسانی پس از دشواری:

در بیت "به موسی، کهن عمر کوته امید/ سرش کرد چو دست موسی سپید" واژه "موسی" دو بار تکرار شده، بار اول در معنای "موتراش" و بار دوم در معنای "حضرت موسا". جالب است که واژه "موس" اول حتی در فرهنگ بزرگ سخن (انوری) هم نیامده. این واژه در زبان کُردی کاملاً رایج بوده و در معنای "چاقوی تیز موتراش" کاربرد دارد.

محیا در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:

این سایت یعنی گنجور محشره واقعا ممنون.
و همچنین استاد شهریار عزیز ک نظیر ندارند و می فرمایند : زندگانی گر کسی بی عشق خواهد من نخواهم/راستی بی عشق زندادن است بر من زندگانی

بهزاد علوی (باب) در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷۱:

در بیت 12 سمت راست همچنان که (سپاهان) و (حجاز) و (عراق) در کمان آمده اند
بهتر است که در مصرع سمت چپ هم (خراسان) در کمان ئوشته شود

مهدی ابراهیمی در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳:

{ر(وزِ)} وَصلِ دوستداران یاد (باد)
یاد (باد) آن {ر(وز)گاران} یاد (باد)
"حافظ"
به باد رَفتن و وَز یدَن ی
به ر(وز) و ر(وز)گاران
به‌به

احمدرضا ضیایی در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴۲:

بیت اول این رباعی به گونه دیگری نیز نقل شده است:
هر ذره که در هوا و در هامون است
کیخسرو و کیقباد و افریدون است.

احمدرضا ضیایی در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۲۹:

این رباعی به گونه دیگری نیز نقل شده است:
ای دل نفسی به دوست همدم نشدی
در خلوت کوی یار محرم نشدی
مفتی و فقیه و صوفی و دانشمند
این جمله شدی ولیک آدم نشدی.

ف.ص در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

سلام
ممنون از زحماتی که برای این سایت میکشین که دیگه رسما به سایت مرجع تبدیل شده و بخاطرش بهتون تبریک میگم.
ممکنه بیت آخر رو برام معنی کنید؟
در واقع آخرین کلمه درمانند به معنای درمان شدن هست
یا در مانند به معنای درمانده شدن.مثل دو بیت قبل ترش
ممنون

سعید در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۴:

معنی مصراع
زسیمین برش رسته دو نارون
چیست ؟
با تشکر از اساتید محترم

آیدین آذری در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:

من از بیت آخر اینطور برداشت می‌کنم که حافظ این تغییر شرایط و اصطلاحاً برگشتن ورق را به این شکل بیان می‌کند که یک زمان این من بودم که با اشعار خودم عراق و فارس را درنوردیده بودم ولی امروز آنها هستند که من (شهر من) را متصرف شده‌اند. بر این اساس احتمالاً در مصرع آخر تبریز و بغداد به عنوان پایتخت آن روز فارس (ایران) و عراق برای پرهیز از تکرار و برای زیبایی بیشتر شعر و جور شدن قافیه آمده است.

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۹۷:

واقعاً این بیت چه پر معناست: "دندان ما ز خوردن نعمت تمام ریخت اندوه روزی از دل ما کم نمی شود" غم فردا ، نگرانی، ناشکری و.... همگی از خصلت های ما انسانهاست. با توکل بر خداوند متعال و تلاش، می توان بر مشکلات فائق آمد و بنده سپاسگزار خداوند بود. انشاء اله همه در این راه قدم برداریم و کارهای خود را به خدای متعال واگذار کنیم که او بصیر و بینا به احوال ماست.

رضا از کرمان در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:

با سلام خدمت تمامی دوستان
از ابراز عقیده تمامی سروران این نکته ظریف استنباط میگردد وان علاقه مفرط ایشان به حضرت مولاناست که هریک میخواهد ایشان را به نوعی به بخشی از جامعه ربط دهند در صورتی که پیام اصلی مولانا رهایی از همین قید وبند هاست وکسی که خود را شاگرد مکتب ایشان میداند نباید در این موارد ورود کرده وبحث نماید وبقول حضرت حافظ جنگ هفتاد ودو ملت همه را عذر بنه //چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند خداوند در قران کریم بارها به حضرت رسول فرمان داده بگو من بشری مثل شما هستم واقعا چه دلیل داشته که خداوند این دستور را موکدا به ایشان داده تا به ما ابلاغ کند از منظری یعنی اینکه بواسطه عدالت خدایی به هریک از ما نوع بشر فرصت بیدار شدن وزنده شدن به روح خدایی را عطا کرده ولی حیف که عمر عزیز را صرف مباحث حاشیه ای میکنیم واین را بدانید که در پیشگاه الهی هرکس مسیول اعمال خود است حال در هر مقامی باشد این شعر ایشان نیز بعنوان حسن ختام خالی از لطف نیست
صد هزاران دام ودانه ست ای خدا // ما چومرغان حریص مبتلا
دم به دم ما بسته دام نوییم // هریکی گر باز وسیمرغی شویم
میرهانی هردمی ما را وباز //سوی دام نو رویم ای بی نیاز
مادر این انبار گندم میکنیم // گندم جمع آمده گم میکنیم
می نیاندیشیم آخر ما به هوش //کاین خلل در گندم است از مکر موش
لطفا بقیه این مثنوی را خودتان مطالعه فرمایید حق نگهدارتان باد

نادر.. در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶۳:

این کله را بده
سری بستان..

نادر.. در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

فریاد ز دست نقش، فریاد
و آن دست که نقش می‌نگارد....

مهدی ابراهیمی در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:

خیالِ خالِ تو با خود به خاک خواهم بُرد
که تا ز خالِ تو خاکم شود عبیرآمیز
"حافظ"
آن شَه‌سوار را بنگرید که چگونه بَر تَرکِ خالِ خود جهیده و به یالِ خیالَ ش چنگ و تکیه زده و به ناز و کرشمه در عرصه ی وهم و حُسن به طنّازی میبالد و می‌‌رقصد و هر طرفَ ش‌ می برد و آن گاه در تا و فرود ی به چابُک‌ ی، رقصَ ش را به پابازی بر آهنگِ حرفِ خ رانده و در(ج) و جان ی به پایانَ ش می برد تا مشام تربتِ پاکِ خود و جانِ مان را عطرآگین و عبیرآمیز گرداند.
در واقع نیز جلوه ی بو چنین بوده که پس از در مشام رفتنِ آن سحرانگیز، چَشم، ناگهان بر هم فُتاده و دم ی در کالبد فرو رفته و جان ی بر زبان به بر و آفرین جاری می‌گردد.
{(خ)(یالِ)} {(خ)(ا)لِ} تو 《با》 {(خ)ود} به {(خ)(ا)ک} {(خ)و(ا)هم} بُرد
که 《تا》 ز {(خ)(ا)لِ} تو {(خ)(ا)کم} شود {عبیر(آ)میز}"
خیا
لِ خا
لِ تو
(با) خود
به‌خا
ک خوا
هم بُرد
که (تا)
زِ خا
لِ تو
خاکم شود عبیرآمیز"
و ما نظّارگانِ زمان در کناره یِ میدان، مفتونِ این همه زیبایی و رعنایی.
(جان)
در نعلِ سمندِ او شکلِ مهِ نو پیدا
وز قدِ بلندِ او بالایِ صنوبر پست
"حافظ"
پی نوشت:
فقط آهنگَ ش را در خیال نجوا کنید و رقص و حالتَ ش را ببینید و بشنوید.

صادق در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱:

تند باد میتونه به مفهومه بدِ روزگار یا سرنوشت تلخ رو هم داشته باشه

۱
۲۷۸۸
۲۷۸۹
۲۷۹۰
۲۷۹۱
۲۷۹۲
۵۷۲۳