گنجور

حاشیه‌ها

نِیِستان در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۸:

”اندر یم عشق موج خون در کار است”
با سپاس فراوان از دست اندرکاران گرامی
سایت ارزشمند گنجور

نِیِستان در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۶:

”در معرفتش همین قدر میدانم”
ما سایه اوئیم و جهان سایه ماست
❋نسخه استاد بدیع‌الزمان فروزانفر ❋
با سپاس فراوان از دست اندرکاران گرامی
سایت ارزشمند گنجور

علی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۶:

استاد در یکی از آخرین کنسرتهاش با مجید درخشانی اجرا کردن :(((((((

امیر نیکنام پیرزاده در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷:

صحیح بیت دوم اینست:
بزمی است که وامانده صد جمشید است
گوریست که خوابگاه صد بهرام است

رضا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۵۷:

در مصراع دوم از بیت سوم، کلمه " از " صحیح نیست(هم به جهت قافیه و هم به جهت معنی)
احتمالا صحیح آن چنین است:
محنت غربت نداند هیچکس الا غریب

عبدالله در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۴۴:

هم ایزد جان که داد داد از پی تو

عبدالله در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۴۴:

چون شمع ...

مجید در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:

جناب کورش فکر میکنم کمی اشتباه برداشت کردید. نیست که نیست در واقع یعنی نیست که نباشد. مثلا خبری نیست که نیست یعنی خبری نیست که نباشد و همه خبر ها هستند.

شمس در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹۷:

بیت تصحیح شود:
کاروان از غیب می آید یقین/ لیک از زشتان نهان آید همی

احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

ادامه ↥
✓ هر چند زلفِ آشفته ، صورتِ عرق کرده ، لب خندان ، پیرهن ، غزلخوانی و صراحی به دست بودن معشوق ، می توانند زیبا باشند اما به تعبیر سقراط ، «خودِ زیبایی» نیستند بلکه نمودهایی از آنند . البته افلاطون در رساله مهمانی گفته است ، زیبایی علت نیست بلکه معلول و نتیجه ی عشق است .
✓ چرا با توجه به این که معشوق در حال آمدن بوده است راوی فقط بالا تنه ی او را توصیف کرده است و مثلا به شیوه ی راه رفتن ، یا چگونگی کمر یا پاها نپرداخته است ؟ در مصراع چهارم هم که معشوق ، نشسته به کار خود ادامه می دهد و نیمه ی توصیف نشده ی خود را بیش تر در هاله ی ابهام فرو می برد .
پیوند به وبگاه بیرونی

.. در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۹:

بگشاد نقاب بی‌نشانی
واین عالمِ بانشان چه می‌شد..

.. در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:

آن شه دعام گفت
هم او کرد مستجاب..

احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست
سر فرا گوش من آورد به آواز حزین
گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست ؟ … حافظ
ـــــــــــــــــ
✓ جالب دقت است که راوی در مورد زلف ، صورتِ عرق کرده ، لبِ خندان ، پیرهن ، غزل خوانی و صراحی به دست بودنِ معشوق ، وارد دنیای استعاره ها نمی شود و حقیقتِ آن ها را همان گونه که هستند می نمایاند اما به چشم معشوق که می رسد خود را ناگزیر از استعاره می بیند و با استفاده از کلمه ی نرگس ، خود را از حقیقت آن دور می کند و به جهان رمز و رازها می افکند . همان نرگسی که در مقابل غزلخوانی معشوق دست به عربده جویی زده است .
✓ آیا این ماجرا واقعاَ اتفاق افتاده است ؟ یعنی معشوق تا به بالین عاشق آمده است یا عاشق در خیال خود معشوق را تا به سر بالین خود کشانده است ؟ گفته اند راز هنر این است که می تواند نسبت تازه ای از حقیقت و دروغ را بیافریند . هیدگر نیز گفته است هنر حقیقت را کشف نمی کند ، بل نسبتی با آن را می آفریند .
✓ چرا معشوق ، پرسش خود را به صورت درِ گوشی مطرح می کند ؟ آیا می خواهد استهزایِ نمکین خود را تقویت کند که ای عاشق سر به بالین هم که بگذاری غمِ عشق من راهِ خوابت را خواهد زد
✓ این سخن مارسل پروست است که گفته است زندگیِ راستینِ آدمی ، دانستنی و شناختنی نیست مگر در زمان رعایت شده آن هم با بیان هنری .
✓ هر چند زلفِ آشفته ، صورتِ عرق کرده ، لب خندان ، پیرهن ، غزلخوانی و صراحی به دست بودن معشوق ، می توانند زیبا باشند اما به تعبیر سقراط ، «خودِ زیبایی» نیستند بلکه نمودهایی از آنند .
ــــــــ
احمد آذرکمان . حسن آباد فشافویه ـ بیست و نهم فروردین 1398
پیوند به وبگاه بیرونی

یحیی نیری در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۲۶ - ترکیب بند:

سلام.
این قطعه شعر ، بند دوم ترجیع بند سعدی است و بیت ترجیع آن نیز
در پایان آمده است :
بنشینم و صبر پیش گیرم دنبالۀ کار خویش گیرم.

این ترجیع بند زیبای سعدی به طور کامل در دیوان سعدی در همین سایت " گنجور " آمده است.

*****
بنده در نوشتۀ قبلی، به ظاهر و قافیه بندی شعر توجّه داشته ام و آن را مسمّط خوانده ام که نادرست است و پوزش می طلبم.
با سپاس.

حسین در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۶:

ظاهرا بیت پنجم اشتباه تایپی دارد. در نسخه نیکلسون این گونه آمده:
سر زلفش همی‌گوید هلا رُو بر رسن بازی
مصرع اول بیت ششم نیز:
برای این رسن بازی دلا زو باش و چنبر شو

حسین در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:

سلام
فکر میکنم اینطور درست باشه:
هیچ مگو و کف مکن سر مگشای دیگ را
نیک بجوش و صبر کن زانک همی‌ پزانمت
یعنی پزانمت جایگزین پرانمت باشه
ضمن اینکه چوگان باید chovagan چو- وَ -گان تلفظ بشه
لطفاً راهنمایی بفرمایید

دل در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۵۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:

بیت ماقبل آخر، با توجه به معنی شعر «باز نیابد» درست‌تر به نظر میرسه، «باز نیاید» احتمالا اشتباه باشه.

دل در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۳۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:

بیت آخر با توجه به معنی شعر «فرع» درست‌تر به نظر میاد، «فرغ» احتمالا اشتباهه.

دل در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۲۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:

" تویی، غیری، اگر دارد "
تو اون غیری هستی که دریا مشتاقش‌ه

دل در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۱۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴:

بسی افسون کند غواص دریا
که در دم داشتن مردانه گردد
اگر در قعر دریا دم برآرد
همه افسون او افسانه گردد
-
کمتر دم برآریم

۱
۲۷۷۳
۲۷۷۴
۲۷۷۵
۲۷۷۶
۲۷۷۷
۵۸۲۲