فیضان حیدر معروفی در ۷ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۵ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸:
غزلی بسیار زیبا و جذاب است. اولا این غزل را در دبیرستان خوندم خیلی تاثیر گذار است. این را به زبان اردو نیز ترجمه کرده ام.
فیضان حیدر معروفی در ۷ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱:
واقعا این رباعی مشتمل بر مفہوم آیت قرآنی است و بندگان را سوی توبہ وامی دارد۔
لیدا در ۷ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۱۷ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد » شمارهٔ ۱۷:
اگر خوانده شود:
بر تیغ نهاده ای قلم، میخندی؟
به نظر و به وزن و آهنگ، مناسب و صحیح جلوه می کند
nahal n در ۷ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۱۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » بهجت آباد خاطره سی:
آهنگ اولدوز از ناهیده باباشلی
پیوند به وبگاه بیرونی
خواننده آذربایجانی
علی خیاط در ۷ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶:
جابی تعجب است که دوستان مخاطب را جسم غیزیکی انسان در نظر میگیذند ،می گوید دریاب ،یعنی ای انسان که ازروح و جسم و دارای عقل و تفکرهستی ،از روج جداخواهی شد و فنا خواهب سد در نبستی ،روحدر پدن همان جان است و غقط جاندار دارای عقل و هوش می تواند دررابد و تعقل کند ،در ضمن بنطر میرسد که خیام به ر.وح اعتقادداشته ،خیام عارف نبست ولی عر فاااعتقاد بهروح کاب و مطلف که از عقل کل ناشی می شود دارند که پی از مرگ روح انسان با روح کل می پیوندد،دذ عین حال علم به این نتبجه. سیده کهافکار از ببن نمی روند و پایدار هستند
محسن ، ۲ در ۷ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
احمد جان
از مادر زمانه نزاده است هیچکس
کوهم ز دهر نامزد غم نیامده است
هیچ کس درین دنیای دون از مادر زاده نشد ،که با غم یار و نامزد نباشد
برین مانا که : با غم عجین و همسر خواهد شد
حمیدرضا در ۷ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶۵:
ز کشور دل محمود گرد می خیزد
اگر نسیم به زلف ایاز می گذرد
اینجا مراد از محمود سلطان محمود غزنوی است که به سلطان غازی هم معروف بود
او به ایاز عشق زمینی داشت
سلطان محمود اساسا مردی غلامباره بود .
جز *ایاز*غلامان خوبروی بسیار داشت .
درحبیب السیرآمده است که وقتی فضل بن احمد وصف غلامی را در یکی از شهرهای ترکستان شنید، کسی را مخفیانه به آنجا فرستاد و او را خرید و درلباس زنانه به غزنین آورد.
اما سلطان محمد به نحوی از قضیه خبردار شد و غلام را از وزیرش خواست.
چون وزیر انکارکرد سلطان به مطادره اموال او دستور داد!!!!!!!!!!
کوروش روحانی در ۷ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
سلام دوستان گرامی
در مصرع
مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا
به نظر من این "را"ئه زائدی که بعد از کلمه مرغ هوا اومده رائه مالکیته
را مالکیت؛رائیه که فعل "است" رو به افعالی از مصدر"داشتن" تبدیل میکنه و قدما از اون استفاده میکردند
مانند: مرا با او کار "است"**
که رائه لعد از من مالکیته و جمله امروزیش میشه:
من با او کار "دارم"**
که در اینجا نیز جمله ی اصلی به این صورت است:
مرغ هوا را نصیب "است"**(فعل است به صورت قرینه معنوی حذف شده)
و اما جمله امروزی میشه:
مرغ هوا نصیب "دارد"**
یا اگر بهنر بگیم
برای مرغ هوا نصیب وجود"دارد"**(چون فعل "است" در این مصرع به صورت فعل خاص( غیر اسنادی) به معنای وجود داشتن به کار رفته)
و بعد مرغ هوا هم که همین قضیه برای ماهی دریا تکرار میشه
در کل امروزی بیت میشه:
"از در بخشندگی و بنده نوازی
برای مرغ هوا نصیب وجود دارد(خداوند آفریده) و همچنین برای ماهی دریا"
دیگر سخن رو کوتاه میکنم و تنها یک نکته رو میگم:
* کلمات هوا و دریا که بعد از مرغ و ماهی اومده فکر میکنم صفت نسبیه به معنای"مرغ هوایی" و "ماهی دریایی"
شما هم نظراتتون رو بگین
با احترام فراوان
کوروش روحانی
هو در ۷ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
با عرض سلام،بنده کسی نیستم که بخواهم برای اشعار عرفانی و معنوی حضرت حافظ نظر بدم یا اینکه تفسیر و معنی کنم،فقط اینکه مطمئنم منظور و اشاره حضرت حافظ به عشق زمینی نبوده و نیست و این بزرگوار اشاره به زیبایی معنوی و نور و رخسار و عشق الهی داشتن،چون عشق زمینی فانی هست ولی عشق الهی ماندگار و ابدی ،چون در مقابل عشق الهی هر چیزی که بدید و ببخشید بازم کم هست و برای عاشق همه و همه چیز بی ارزش و پوچ و هیچ هست.پس نه عشق ترک داشتن،نه کرد،نه لر،نه....مثلا میگن شراب شیراز،منظور به خوردن شراب نیست،منظور دیدن روی یار هست(عشق و یار الهی)که به لذت شراب شیراز هست،پس هر چیزی مطمئنأ معنی بی ارزشی نداره،تمام اشعار معنوی و عرفانی هست و مطمئنا عشق زمینی مورد خطاب نبوده،
مصطفی شیخ در ۷ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۵ - این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سرودهام:
پدر بزرگوارم محمد علی شیخ روحت شاد و یادت گرامی... آمین ...
مصطفی شیخ در ۷ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۳۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۵ - این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سرودهام:
پدر بزرگوارم ..محمد علی شیخ ... روحت شاد و یادت گرامی
تماشاگه راز در ۷ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:
معانی لغانی غزل ( 256)
ناصح: نصیحت کننده ، اندرز دهنده
مشفق : مهربان
تمتّع : نصیب و بهره ، فایده بردن .
کمینگه: کمینگاه ، سنگر حمله، نهانگاهی که شکارچی خود را در آن پنهان می کند
مکر: نیرنگ وحیله .
که در کمینگه عمر است مکر عالم پیر : مکر و حیله این دنیای کهن در مخفیگاه به قصد جان تو کمین کرده است
نعیم : مال ، خواسته ، خوشیهای زندگی .
دوجو: به قیمت دو دانه جو، به پشیزی
متاع قلیل : کالای اندک ، جنس کم بها
بهای کثیر:قیمت زیاد
رودی بساز :عودی کوک شده وخوش صدا وآماده نواختن .
ناله بم و زیر : صدای کلفت ونازک ، صدایی که از رشته قطور عود که از روده گوسفند تابیده درست شده و درشت است با صدایی که از رشته نازک سیم عود برمی خیزد و ظریف است
بر آن سرم :عزم آن را دارم
تدبیر: چاره اندیشی .
تقدیر: حکم سرنوشت .
قسمت ازلی :نصیب و بهره یی که از روز ازل برای هرکس مقدر شده و تغییر ناپذیر است
نه به وفق رضاست : موافق میل و رضایت ما نیست.
خرده مگیر: بهانه گیری مکن .
نهادم قدح زکف: قدح از کف نهادم ، قدح را به زمین نهاده و از آن چشم پوشیدم .
کرشمه : ناز وادا و غمزه .
نمی کند تقصیر: در اغوا وتشویق به باده نوشی متن کوتاهی نمی کند
ضمیر: خاطر، صفحه دل، آینه دل .
صحبت صغیر و کبیر : هم نشینی و مجالست با خرد و کلان .
ساغر: پیاله بلورین .
دُرِّ خوشاب: لعل چهره یی رنگ آبدار ووخوش آب و رنگ و شفاف.
آصف: نام وزیر حضرت سلیمان ( آصف برخیا) و کنایه از وزیر است و منظور حافظ ، خواجه تورانشاه وزیر شاه شجاع و شاه زین العابدین فرزند اوست .
حدیث توبه : در اینجا مکراد سختن از توبه گفتن است.
بزمگه : بزمگاه ، مجلس بزم و عیش و نوش .
معانی ابیات غزل(256)
(1) به تو اندرزی می دهم ، به گوش گیر و در پی بهانه و انکار آن مباش : آنچه را که نصیحت گوی مهربان و خیر خواه تو می گوید، قبول کن.
(2) از وصال روی جوانان بهره برداری کن زیرا مکر ونیرنگ این دنیای کهنه کار در سر راه عمر تو به قصد جانت کمین کرده است.
(3) در نظر عاشقان ، همه نعمتها ی دنیا و آخرت به بهای دو جو نمی ارزد زیرا در برابر آن کالاهای کم بها ریال قیمت دو جو بیشتر است.
(4) همنشینی خوشرفتار و عودی خوش آهنگ و کوک شده می خواهم تا در دل خود را با آهنگهای بم وزیر آن ، باز گو کنم. ( 5 ) عزم آن دارم که باده ننوشیده و گناه نکنم، اگر این چاره اندیشی من با حکم سرنوشت مطابقت داشته باشد.
(6) چون در روز ازل که سرنوشت و نصیب وقسمت ما را رقم زده و معین می کردند ما حضور نداشتیم ، اگر آنچه به ما رسیده کمی مورد رضایت ما نیست بهانه گیری مکن .
(7) صد بار به قصد توبه از شرابخواری ، پیاله را به کناری نهادم اما چه کنم که ناز و کرشمه ساقی در تشویق من به باده نوشی کوتاهی نمی کند.
(8) ساقی ، می و مشک سوده را ممزوج کرده و به مانند آنچه گل لاله در پیاله خود دارد، در قدح من بریز ، زیرا نقش خال سیاه دلبرم از لو ح سینه ام محو نمی شود.
(9 ) برای من همین دو مصاحب شراب کهنه دوساله و محبوب نوجوان چهارده ساله به عنوان دوست وخرد و بزرگ کفایت می کند.
(10) ساقی پیاله بلورین پر از شراب زلال لعل مانند بیاور و به حسود بگو که بزرگواری و زیررا ببین و از حسادت بمیر . (11) حافظ در این مجلس بزم ، سخن از توبه به میان نیاور که ساقیان کمان ابرو تورا به تیر خواهند زد.
شرح ابیات غزل (256)
وزن غزل : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات بحر غزل : مجتث مثمن مخبون مقصور
*
خواجو کرمانی :
فتاده ام من دیوانه در غم تو اسیر
بیا و طره بر افشان که بشکنم زنجیر
سلمان :
جهان جان بگرفتی به حسن عالمگیر
جهان چه باشد و جان چیست ؟ هر چه خواهی گیر
انوری ( قصیده):
1- بر من آمد خورشید نیکوان شبگیر
به قد چو سرو بلند وبه رخ چو بدر منیر
2-به فال نیک در امد به شهر موکب میر
به طالعی که سجودش همی کنند تقدیر
کمال الدین اسماعیل : ( قصیده)
زهی ز رفعت تو خورده آسمان تشویر
زهی ندیده تورا چشم روزگار نظیر
این غزل در حین صدرات خواجه تورانشاه وزیر سروده شده و بازگو کننده دورویی است که حافظ تا اندازه یی با خاطر آسوده می زیسته و ظاهراً وصف یک شب نشینی و مجلس نیمه رسمی است چرا که ما مشاهده می کنیم که شاعر بیت دهم غزل خود را در تعریف آصف و بازگویی از کرم و لطف او در حق خود اختصاص می دهد . بنابراین می توان حدس زد که پس از ارتحال شاه شجاع و ریدن به سلطنت شاه زین العابدین این غزل سروده شده باشد و ما می دانیم که بر طبق وصیت شاه شجاع ، خواجه تورانشاه همچنان در منصب صدرات فرزندش ابقاشده و تا آخر عمر خود به وزارت اشتغال داشت.
اجمالاً در این غزل بدون شکوه و گلایه ، شاعر مکنونات قلبی خود را به صورت نصیحت بازگو می کند و با احتمال زیاد به صورت غیر مستقیم طرف خطاب شاعر شاه زین العابدین است زیرا :
اولاً – او جوان بود وبی تجربه و به نصیحت محتاج بود .
ثانیاً– با مشکلاتی مانند تهدیدات تیمور و احتمال بازپس گیری شیراز توسط شاه یحیی که با آن مواجه بود از این پیشامد ها شکایت داشت و لذا می توان ایهام ابیات اول و ششم را به اونسبت داد .
بیت نهم این غزل که به صورت تکیه کلام خوشحالان باده پیما از یکطرف و مورد استناد عرفا، مبنی بر اشاره به قرآن کریم و حضرت رسول اکرم ( ص) از طرف دیگر در آمده، توجه عمیق همه طبقات را به اشعار حافظ می رساند که هر کسی بر وفق سلیقه خود و در طرفداری از حافظ اشعار اورا معنا و تعبیر می کند و این نکته یی است که حسن انتخاب سبک غزلسرایی حافظ را می رساند چه سخن در ایهام گفتن، عمق کلام را بیشتر و به سلیقه های مختلف نزدیکتر می سازد. بیت مقطع این غزل دلالت دارد که در مجلس بزمی ، حافظ شرکت داشته و احتمالاً میزبان آن خواجه تورانشاه بوده و حافظ به عنوان سپاسگزاری این غزل شاد را به نام او کرده است.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
عبدالله در ۷ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳۵:
در تصحیح استاد کزازی، دُلدُل آمده
مامیترا در ۷ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
معنی مصرع چهارم رو متوجه نشدم. نقش نامزد توی این مصرع چیه؟
روفیا در ۷ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵:
همخانه ای که شکمو بود؟
برادر کوچکش در نامه ای به او نوشت اندرون از طعام خالی دار...
؟
میر فرشاد در ۷ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:
زیباترین و آسمانی ترین اجرایِ این شعر متعلق به استاد علیرضا افتخاری هست و برام عجججججیب بود که شما هیچ اشاره ای به این اجرا نکردیم..!!!
سعید در ۷ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:
سپاسگزارم «ما را همه شب نمی برد خواب»
محمد در ۷ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱۶:
به راز گفتم با دل ز خاطرش بگذار وزن درستی داره دوستانی که تعطیق عروضی بلد هستند با حرکت دار کردن هجای ساکن تقطیع کنید کاملا درسته.
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فاعل
نادر.. در ۷ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۸:
که نیست بوی رهایی...
فیضان حیدر معروفی در ۷ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۵ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸: