روفیا در ۷ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵:
بابک گرامی بیست سوالی می پرسید؟(:
یادم نمی آید!
یکی دو تا حاشیه که ننوشتم و یکی دو تا بابک هم نداریم.
آیا موجبات رنجش شما را فراهم آوردم؟
لطفا بگویید که می ترسم فرصت جبران از کفم برود..
علیرضا در ۷ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
در جواب کسانی که میگن چاوشی خوب نخونده باید بگم چاوشی بهتر از هرکس دیگری شعر های مولانا رو میخونه چاوشی سلطانه
پسند در ۷ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
به تظر می رسد مصرع اینگونه باشد: دوستش را دوست دارد باشد از عُدوان جدا
سینا در ۷ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:
ای هستی تو پنهان شده در هستی پنهان من
این بیت بسیار عمیق و پیچیده است. شاید گزاف نباشد که بگویم کل و یا اغلب اشعار مولانا و دیگر عارفان و حکیمان در توضیح همین مفهوم هست و البته که در درک این مفهوم هیچ کس به هیچ جایی نرسیده است. همین بس که در جهان فیزیک کوانتوم هر چه اتم ها و ذرات بنیادی تر شکافته می شوند باز جهانی بسیار پیچیده و پنهان درون آنها رخ می نماید؛ انگار که هر چه بیشتر دقیق و عمیق تر می شویم طبیعت عظیم تر، عمیق تر و پنهان تر می شود. این مفهوم نمونه ای از همان مفاهیم سهل ممتنع، بسیار آسان و بسیار عمیق و پیچیده، است.
برداشتی که من از این بیت دارم این است که دو هستی در اینجا ذکر می شود، یکی هستی او و دیگری هستی من، که هر دو پنهان هستند. هستی پنهان من یعنی چی؟ یعنی من هیچ درکی از هستی حقیقی خود ندارم و از دید ظاهری من پنهان هست. یعنی این چیزهایی که من به عنوان وجود و هستی خود می پندارم و می بینم در واقع هستی من نیستند در واقع هستی من با توجه به دیگر ابیات مولانا، پنهانی و در عدم و نیستی است. کلید و رمز گنجینه ای که این بیت به آن اشاره می کند این است که من باید اول هستی پنهان خود را رمز گشایی، مشاهده و ادراک کنم بعد به هستی پنهان شده او دست یابم. هستی من به همان اندازه پنهان و ناشناخته است که هستی او و هستی او هم به همان اندازه در هستی من پنهان شده است.
یک مفهوم دیگر این است که با توجه به سایر ابیات و مفاهیم دیگر هستی واقعی ما از دید شیطان و از گزند دیگران پنهان و در امان است و این هستی پنهان من استوار و پایدار به هستی اوست.
اشاره و رمز دیگری که من از این بیت برداشت کردم این است که هستی او پنهان است و نمی توان در مظاهر ظاهری و مادی و عینیت های دیگر به دنبال او گشت و باز هم در کل عالم وجود بهترین جایی که می توان رد پایی از او یافت در درون خود من است و نه در هیچ جای دیگر.
هستی پنهان من یعنی اینکه من نمی توانم با این چشم ذهنی خودم را ببینم. چشم دیگری می خواهد که ان چشم هم پنهان است. یعنی ذات هستی پنهان ماندن و نیستی است. هر چیزی که از پنهان و عدم به آشکار برسد دیگر او نیست و هستی حقیقی نیست. اصل ذات هستی پنهانی و عدم است. وقتی ما سعی کنیم هستی را از پنهان آشکار کنیم ان چیز آشکار شده توهم ذهنی است. آشکار شدن و شناسایی شدن یعنی خروج از عالم وحدت و آمدن به عالم کثرت و دوئی. به عبارت دیگر مفاهیم بی نهایت و یا صفر را به عدد و مقدار تعبیر، شناسایی و آشکار کردیم که ذهنیت مقایسه ای است و اصیل نیست.
شاپور در ۷ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۹:
چقدر عالی دست همگی درد نکنه چقدر خوبه اینقدر اهمیت میدین و وقت میزارین کلی استفاده کردم .
پیروز باشید ....
پری رو در ۷ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۱۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:
به دوستانی که به تایید یا تکذیب معنا در اشعار بزرگانی مانند سعدی، مولانا و ... میپردازند توصیه میکنم قبل از قضاوت حسن و قبح گفتار هر کس به ویژه که معاصر تام ما نباشد، مقداری تامل بیشتر کنند. بدیهی است این سخنوران و حکما هم فرزند زمان و مکان خودشون بودند و در غالب موضوعات در همان چهارچوبها محدود. اونچه آثار ایشان رو شایسته احترام و تعظیم کرده ارتفاع نسبی آنها در درک مفاهیم یا تبیین مفاهیم و اصول بدیهی زمانه بوده که از قضا گاهی این ارتفاع چنان رفیعه که قرنها بعد هم دست نیافتنی و در چند حوزه خاص حتی دست نیافتنی تر شده. والا اگر توقع این باشه که سعدی مثلا در باب دمکراسی یا حقوق زنان با ادبیات بدیهی زمانه ما سخن گفته باشه، خوب! این توقعی نابجاست. اما همین مرد در روزگاری که شعرا مدح حکام درنده زمانشان رو چنان میگفتند که تنه به تنه قدیسان میزد، با حاکمانی که مواجهه داشت در عین ادب و رعایت ادبیات متعارف مجالست با شاهان و حاکمان، درشتیهای زیرکانه و نصایح اثرگذار میکرد.
دوستان را به مواردی مانند زیر (که بریده ای از اشعار آمده) رفرنس میدهم:
بدو گفتم ای توکله بس .....
شهی که پاس رعیت نگاه میدارد ....
....که ایام سعدی در ایام توست
توجه بفرمایید که در آن روزگار کنترل قدرت صرفا با توصیه های ادیبانه، تشویق به درویشی پیشگی و رعایت رعایا و خلق ممکن بود و اساسا مفاهیمی مانند صلاحیت زمامداری و آرای عمومی و ... موضوعیت نداشت و تئوریهای مربوط به آنها نیز هنوز مدون نشده بود و فیلسوفان و اندیشمندان در باب این معانی و مفاهیم هنوز مقدمه چینی هم نکرده بودند.
در خصوص زنان نیز کم و بیش همین مفاهیم جاری بود. البته برخی از انتقادات دوستان در حاشیه شعر به دلیل عدم دریافت معنی درست ابیات بود؛ لیکن اصل موضوع به قوت باقی است که ادیبان و شعرا که عمدتا حکمای زمانه خود هم بودند در اغلب امور به ویژه آن بخش که چالش جدی و دغدغه روزگار نبوده مانند هم عصران خود مواجهه و حتی درک داشتند و به یاد بیاورید که زنی که حافظ یا سعدی از آن سخن به میان آورده (مستقل از اصالت و ذات پاک انسانی و برابر و حقوق حقه بشری) قابل قیاس با زن اندیشمند و حق طلب امروزی نیست؛ همچنانکه رعیت آن روزگار قابل قیاس با شهروندان دنیای مدرن نیست.
از توجه عزیزان سپاسگذارم
کاف دال در ۷ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳:
دوست عزیز آقای اریب آغا، این شعر ازحضرت مولانا نمیباشد زیرا که او همواره به «خموش» و یا «شمس تبریزی» تخلص میکرده است، نه رومی!
من این شعر را اولین بار از شادروان نصرت فتحعلی خان شنیدم
مجتبی در ۷ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۸۱:
وزن شعر {فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)} است، لطفاً تصحیح بفرمایید.
امیر در ۷ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۱:
منظور سعدی از چو یوسف چی است
مگه معشوقش پسر بوده؟
ما را همه شب نمی برد خواب در ۷ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵:
مهربانو روفیا
قبول دارید اونی هم که گران جانی نمیکنه و دوست داره فدای اون بشه
معشوق جانش را نمی خواد ?
زنده اش می گذاره ولی زندگیش رو میگیره
بی تکلیفی برای بعضی ها اصلا خوشایند نیست
مگر اینکه باب میل معشوق باشه
صدرا در ۷ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۴۰:
این رباعی در یک ساز و آواز بیات اصفهان با صدای مرحوم اقبال آذر اجرا شده.
۸ در ۷ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵:
آری چندمین بابک،
سخت جان است که نمی میرد، بی دوست ، بی آفتاب ، بی یار
مانا بوید
چنان که دوستی می گفت.
مهرداد در ۷ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۸۶:
مفهوم و معنی بیت هر چیزی که هست قطعا و یقینا به معنی ترک بودن مولانا نیست.
مولانا اگر ترک بود باید حداقل بخشی از اشعارش رو به ترکی مینوشت ولی وجود چند بیت ترکی آن هم به صورت ترکیبی با فارسی به معنی ترک بودن مولانا نیست
چرا که هر شاعری در زبان مادری خود تواناتر است تا زبانی دیگر.
ولی بسیار جالب است که مولانا با هزاران بیت فارسی ایرانی بودنش ثابت نمیشود ولی با یک بیت که آن هم بهیچ وجه معلوم نیست چه منظوری دارد مولانا ترک میشود،
اگر مولانا ترک بود و مردم قونیه هم ترک پس چرا به فارسی شعر میگفت.مردم قونیه هم حتی ترک نبوده اند و فارسی میفهمیده اند چه برسد به مولانا.
صلاح کوردی در ۷ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۷:
در نسخ خطی قدیم چنین آمده است:
صوفی نشود صافی تا می نخورد جامی
سوال این است. آیا ادبا اجازه دارند با دستکاری اشعار مفاخر ادبی، ذخایر فرهنگی و ادبی را به روز نمایند؟ بدیهی است واژه می و نخوردن می، بار معنای عرفانی شعر را والاتر می نماید. در حالیکه در نکشیدن هیچ سنگینی عرفانی ندارد و معلوم نیست چه چیزی را باید در نکشد. متاسفانه باید بگویم امروز اگر حافظ و سعدی ناگهان زنده شوند، اشعار سروده خودشان را نمی شناسند.
کی کیا در ۷ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران » بخش ۱:
درود بر شما
آیا این شعر متعلق به فردوسی نیست که میگوید :
چو بخت عرب بر عجم چیره گشت --------همه روز ایرانیان تیره گشت
جهان را دگرگونه شد رسم و راه---------- تو گوئی نتابد دگر مهر و ماه
ز مِی نشئه و نغمه از چنگ رفت ---------ز گل عطر و معنی ز فرهنگ رفت
ادب خوار گشت و هنر شد وَبال---------- ببستند اندیشه را پَر و بال
جهان پر شد از خوی اهریمنی -----------زبان مُهر ورزید و دل دشمنی
کنون بیغمان را چه حاجت به می-------- کران را چه سودی به آوای نی
که در بزم این هرزه گردان خام---------- گناه است در گردش آریم جام
بجائی که خشکیده باشد گیاه -------------هدر دادن آب باشد گناه
چو با تخت منبر برابر شود------------- همه نام بوبکر و عُمَر شود
ز شیر شتر خوردن و سوسمار---------- عرب را بجائی رسیده است کار
که تاج کیانی کند آرزو ----------------تُفو بر توای چرخ گردون تفو
دریغ است ایران که ویران شود---------- کنام پلنگان و شیران شود
سالهاست که از وجود این شعر در شاهنمامه میگویند ولی فقط یه بیت این شعر در این صفحه بود
یاسان در ۷ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲۹:
چه باید گفت وقتی هر کسی از روی دوستی و علاقه شخصی سعی دارد مولانا را با مذهب خویش همراه سازد. چه خوشایندمان باشد و چه نباشد بر قرینه اشعار مولانا میتوان دریافت که ایشان در شریعت پیرو سنت بودهاند و البته اهل سنت بودن مولانا را تناقضی با دوستی علی نیست خاصه که ایشان اهل طریقت بودهاند و از همین رو ارادتی ویژه به علی داشتهاند. اما اگر از ظواهر اعتقادی مولانا بگذریم باید توجه کنیم که مقام عرفانی ایشان ورای قال و مقال قشری مذهبان است و همان بهتر که همه ما این تعصبات و درگیریهای ظاهر را فروگذاریم و متوجه نظر شخص مولانا در این بیتها باشیم که میفرمایند:
در درون کعبه رسم قبله نیست
چه غم ار غواص را پاچیله نیست
تو ز سرمستان قلاووزی مجو
جامهچاکان را چه فرمایی رفو
ملت عشق از همه دینها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست
لعل را گر مهر نبود باک نیست
عشق در دریای غم غمناک نیست
غلامحسین مرادی قره قانی در ۷ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
سلام دوستان در مورد این قضیه که بعضی از دوستان میفرمایند مصراع اول این شعر منسوب است به یزیدبن معاویه به نظر حقیر چنانچه حافظ دیوان یزید را هم مطالعه کرده باشد که بعیدهم نیست چنین باشد باز هم شاعرتوانمندی مثل حافظ با ان قدرت شعری به نظرحقیر هیچ احتیاجی به ضمانت یک شاعر عرب زبان انهم کسی مثل یزیدبن معاویه با ان سابقه تاریک ندارد واگرهم احتیاج به تضمین باشد شعرای فارسی که الحمدلله تعدادشان بسیار زیادهم هست در اولویتند.مطلب دوم اینکه هنرمند محبوب رضا رویگری این غزل را بسیار زیبا وغمگین اجرا کرده اند که قسمتی از ان در فیلم عقابهای مرحوم سامویل خاچیکیان استفاده شده است
بابک چندم در ۷ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵:
خوب یادتان نمی آید...
در حاشیه ای که بنده را بابک خان خطاب کردید چطور؟ پاسخ را یادتان می آید؟
عبدالله در ۷ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۳:
علامت سوال زائده
روفیا در ۷ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵: