مهربان در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
بهرام که گور میگرفتی همه عمر
یعنی همه عمرش به این کار بوده،
دوستانی که گفتند گور اول هم بمعنای قبر است، چون بهرام جسد ادیان دیگر را از خاک بیرون کشید، اگر هم چنین کاری کرده، همه عمرش نبوده و فقط آغاز سلطنتش بوده!
ضمن اینکه از مادر یهودی زاده شده بود!!
گور دوم هم که بمعنای قبر است، چون یک چیز عینی است، معلوم نیست که واقعا بهرام بدست گور کشته شد یا نه!!!
امید در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹۷:
اطلاع از نحوه حرکت عطارد در اون زمان ؟؟ با چه وسیله ای ؟
زیبا جنیدی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۰۹ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۱ - اسرار خودی:
سلام مصرع اول
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست هم آمده است.
سپاس
محمد در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۵۴ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » دوبیتیها » فال قهوه:
بیت آخر به نظرم به جای بشنوم باید ببویم باشد چون بو که شنیدنی نیست بوییدنی است .
تا بوت همی بویم از رخنه تابوت
عباس معبودی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶:
در بیت دوم ، با توجه به کلمه نسخه بعید به نظر می رسد موضوع زمان صبحگاه و فجر مد نظر باشد بلکه احتمالا چیزی مکتوب مد نظر است . ولی بهر حال از حافظ بعنوان استاد ایهام بعید نیست هر دو معنی مد نظر باشد.
اما آنچه مشخص است از سحر معمولا فجر و روشناییش را برای تشبیه بکار می گیرند نه سیاهی آن را و نسخه سقیم هم حتما به نسخه چسم یار اشاره دارد . که با ایهام در نظر گرفته ابتدابیماری ان به نظر می رسد کا برای چشم حسن است و در بطن نا کارامدی این نسخه که بابیت اول هم به معنی غصه دار بودن دل هم خوانی دارد .
اگر ستون عمودی شعر رادر بیت اول و دوم در نظر بگیریم . ترجمه این چنین میشود که دل سودا زده( بیمار . سودا از اخلاط چهارگانه که زیادی ان باعث بیماری شبیه افسردگی ) من از پریشانی زلف تو توسط نسیم غصه دار و در تردید است. هرچند چۺم جادوی تو عین مکتوبات رمال ها جادو می کند و می تواند مرا درمان کند ( برای درمان افسردگی در گذسته از رمال کمک میگرفتند)اما این نسخه( چشم جادوی تو ) ناکارامد است و درد مرا درمان نمی کند. (چون این دیدار خود مرا شیفته تر می کند و شیدا تر و غم عشق را فزونتر می سازد )( درمان در وصال است )
درویش در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۶ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳:
اشتباه تایپی در مصرع اول بیت اول :
مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یار
من و دردت، چو تو درمان نمی خواهی دل ما را
نازنین در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سیام:
بنظر من برای خداوند سروده
خدارو از عشق مثل معشوق زمینی تصور کرده این ویژگیه اشعارش هست
اسماء جوان در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۶ - مخلص ماجرای عرب و جفت او:
یا غیاث الا مثتغیثین. ای اساتید محترم حاشیه نویس لطفأ به فریاد فریادها برسید.
اسماء جوان در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۳ - حقیر و بیخصم دیدن دیدههای حس صالح و ناقهٔ صالح علیهالسلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا:
با درود . سایت گرامی گنجور چرا استادانی گرامی مانند آقایان کاظمی و کهندل برای بخشهایی از مثنوی حاشیه نویسی نکرده و ما تشنگان دریای عشق و معرفت مولانا را بی بهره گذاشته اند.
اسماء جوان در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۳ - حقیر و بیخصم دیدن دیدههای حس صالح و ناقهٔ صالح علیهالسلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا:
با درود. کاربران گرامی سایت گنجور چرا حاشیه نویسان ارجمندی مانند آقایان کاظمی وکهندل روی بخشهایی از مثنوی حاشیه نویسی نکرده آمد و ما را در واماندگی گذاشته اند
حسین مرکزی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:
نوبت به معنی وقت نماز است:
یعنی خروس نمیخواند که بشارت صبح دهد.
برو پنج نوبت بزن بر درت
چو یاری موافق بود در برت
گلستان
شفیق در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۱ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۳ - در وصف بهار و مدح شهریار:
غوغای لف و نشر!
یکی (ودیگر هیچ) در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۵:
به نام او
این غزل آهنگ دلتنگی عاشق است که سالهای عمر خویش را در طلب معشوق سپری نموده است و در این مسیر ناگزیر از همراهی با مدعیان بسیاری بوده که هر کدام راه خویش را راه صلاح و رستگاری می شمرده اند ولی در نهایت امر باعث سرگردانی بیشتر او و اتلاف عمر در بی حاصلی گشته اند.
اکنون که شاعر همگان را آزموده مصلحت در این می بیند که تنها به درون خود بنگرد و از هر چه در بیرون است دوری گزیند . جز ظرف درون و کتاب خدا یار و همدمی نمی خواهد تا از یاران دروغین به دور باشد. به امید صعود به عالم بالا سرفراز از میان جماعت گمراه بپا می خیزد.به دنیا با تحقیر می گوید دیگر سعی در فریب او ننماید زیرا که او بندهء ابرمرد زمان خویش است همانکه توان زیر و زبر کردن چرخ گردون را دارد و اگر گله و شکایت دنیا را نزد او کند بی شک ترتیب اثر خواهد داد.
اما در نهایت تنها عنایت خداوندی است که گرد و غبار و پرده های جهالت را از دل عاشق خواهد زدود وگرنه آه و ناله و نفرین و عرور و تعصب اسلام و مسلمانی (آیین مهر و دوستی)را به پردهء جهالت مبدل می سازد.
سرگشته در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲۳ - گره گشای:
در بیت هشتم، مصرع اول، کلمۀ «میآمد» به اشتباه «میمد» تایپ شده. لطفاً اصلاح کنید.
عبدالعزیز میرخزیمه در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴۶:
در مورد بیت ششم :
ایاک نعبد است زمستان دعای باغ
اندر بهار گوید ایاک نستعین
در زمستان دانه ها همه در سجودند و میگویند ای خدایا ما تو را بنده ایم و در بهار همه میگویند خدایا ما از تو یاری می جوییم و سر از خاک بر می آورند و در نتیجه دیدنی میشوند در حقیقت در زمستان چون سر بر سجده داشتند سرشان پایین بوده و دیده نمی شدند و میگفتند خدایا ما تو را بنده ایم سپس در بهار به پاداش عبادت دانه ها رشد کرده سر از خاک برداشته دیدنی شده و از خداوند یاری می جویند برای ادامه سلوک حیاتی شان بعبارت دیگر بعد از ایاک نعبد همیشه نوبت ایاک نستعین و یاری و نصرت حق مومنین را در می رسد این فرمول در باغ نیز در جریانست . با سپاس
ایرانی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:
در مصرع اول بیت پنجم : سرم از خدای خواهد که به پایش اندر افتد
که در آب مرده بهتر که در آرزوی آبی.
عبارت : با سر به پای کسی افتادن کنایه از نثار کردن فدا کردن و جان دادن در راه معشوق میباشد.
ایرانی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:
در بیت چهارم : نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم
که به روی دوست ماند که برافکند نقابی.
بین روی ( سبب و علت ) در مصرع اول و روی ( صورت و چهره ) در مصراع دوم آرایه جناس تام بکار رفته. همچنین بین دوست و دوست ( عشق ورزیدن و یار و دلدار ) نیز جناس تام هست .
ایرانی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:
در بیت دوم این غزل زیبا بین بزه ( گناه ) و ثواب آرایه تضاد بکار رفته است. خطاب به صبح ( ای صبح ) هم صنعت تشخیص و جان بخشی به اشیا میباشد.
خالد در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:
اجرای این شعر توسط استاد ناظری و مرحوم سید خلیل عالی نژاد بهترین اثر سنتی بوده که تا الان گوش دادم
علی امینی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۹: