افتاده زندگی به کمین هلاکِ ما
چندان که وارسی، به سرِ ماست خاک ما
ذوق گداز دل چقدر زور داشته است
انگور را ز ریشه برآورد تاک ما
بردیم تا سپهرْ غبارِ جنون چو صبح
بر شمع خنده ختم شد از جیب چاک ما
تاب و تب قیامت هستی کشیدهایم
از مرگ نیست آن همه تشویش و باک ما
کهسار را ز نالهٔ ما باد میبرد
کس را به درد عشق مباد اشتراک ما
قناد نیست مائدهآرای بزم عشق
لذت گمان مبر که زمخت است زاک ما
پست و بلند شوخیِ نظّاره هیچ نیست
مژگان بس است سر به سَمَک تا سِماک ما
آخر به فکر خویش فرورفتن است و بس
چون شمع کنده است گریبان، مغاکِ ما
صیقل مزن بر آینهٔ عرض انفعال
ای جهد خشک کن عرقِ شرمناک ما
بیدل ز درد عشق بسی خون گریستی
تَر کرد شرم اشک تو دامانِ پاک ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیف وضعیت زندگی شاعر و احساسات عمیق او نسبت به عشق و مرگ است. شاعر به وضعیت ناگوار زندگی اشاره میکند که همچون کمانی در کمین هلاکت اوست. او به زیباییهای عشق و دردهای ناشی از آن میپردازد و به این نکته اشاره میکند که عشق به شدت دل او را تحت تأثیر قرار داده است. همچنین، از وجود اضطراب و ترس از مرگ سخن میگوید و بیان میکند که این ترس به خاطر وجود عشق و مشکلات زندگی است. در نهایت، شاعر به فکر کردن به خود و حواسپرتی ناشی از درد عشق پرداخته و در خواست میکند که دیگران به احساسات او توجه کنند.
هوش مصنوعی: زندگی بهگونهای در انتظار ماست که اگر خوب دقت کنیم، میبینیم در واقع مرگ به سراغ ما آمده است و ما در حال نزدیک شدن به پایان خود هستیم.
هوش مصنوعی: دل چقدر بریده و شگفتانگیز است که میتواند انگور را از ریشه بکند و تاک را از بین ببرد.
هوش مصنوعی: ما عشق و دیوانگی را تا اوج آسمان بردیم و مانند سپیده صبح، خندهامان پایان یافت.
هوش مصنوعی: ما در این دنیا به خاطر قیامت و روز حساب، نگرانیها و ترسهای زیادی را تحمل میکنیم، اما در واقع دلیل آن همه اضطراب و نگرانی ما، مرگ نیست.
هوش مصنوعی: باد صدای دردمندانه ما را به کوهستان میبرد و کسی را نیست که در درد عشق ما شریک باشد.
هوش مصنوعی: در بزم عشق، کسی که برای ما پذیرایی میکند، قنادی نیست که فقط به فکر خوشگذرانی باشد. نباید فکر کنی که ما به سادگی هستیم یا سرسخت و خشن.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به ما میگوید که بین تیره و روشن زندگی تفاوتی وجود ندارد و این فقط به نظر میرسد. کافیست که چشمهای زیبای محبوب ما را ببیند تا تمام مشکلات و دردها فراموش شود.
هوش مصنوعی: در پایان، تنها چیزی که اهمیت دارد این است که به فکر خود فرو برویم، زیرا مانند شمعی که خود را میسوزاند، ما نیز در دنیای پیچیدهای غرق میشویم.
هوش مصنوعی: بر آینهای که نشاندهندهٔ عکسهای ماست، ضربه نزن و آن را صیقل نده؛ ای کسی که تلاش میکنی و میخواهی نگاهی خشک و خالی به ما بیندازی، عرق و شرم ما را برطرف کن.
هوش مصنوعی: بیدل، به خاطر درد عشق، بارها اشک ریخته و این اشکها، به دامان پاک ما قدم گذاشته و آن را تر کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای غمزه تیز کرده به قصد هلاک ما
بر باد داده آتش عشق تو خاک ما
صد دل فدای چاک گریبان و دامنت
آخر بپرس حال دل چاک چاک ما
آتش گرفت سینه ز سوز درون من
[...]
بسیار گرم پیش منه در هلاک ما
اندیشه کن ز حال دل دردناک ما
زهر ندامتیست که بردیم زیر خاک
این سبزهای که سر زده از روی خاک ما
مغرور حسن خود مشو و قصد ما مکن
[...]
دارد شرف بر انجم و افلاک خاک ما
آئینهٔ خدای نما جان پاک ما
تاامر و خلق جمله شود دوست دست صنع
کشته است تخم مهر گیاهی بخاک ما
درما فکنده دانهٔ از مهر خویشتن
[...]
بیجا نبود سعی فلک در هلاک ما
خورشید گرده میکند از خاک پاک ما
ای تیغ یار، حسرتِ عاشق به خون تپید
دامان تست و دست امید هلاک ما
در انتظار شور قیامت نشستهایم
[...]
چون خاک میشود به رهت جان پاک ما
بگذار نخوت از سر و بگذر به خاک ما
یا رب که دامن تو نگیرد به روز حشر
خونی که ریختی ز دل چاک چاک ما
دردا که هیچ در دل سختت اثر نکرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.