لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
بیدل دهلوی

افتاده زندگی به‌ کمین هلاکِ ما

چندان‌ که وارسی، به سرِ ماست خاک ما

ذوق گداز دل چقدر زور داشته‌ است

انگور را ز ریشه برآورد تاک ما

بردیم تا سپهرْ غبارِ جنون چو صبح

بر شمع خنده ختم شد از جیب چاک ما

تاب‌ و تب قیامت هستی کشیده‌ایم

از مرگ نیست آن همه تشویش و باک ما

کهسار را ز نالهٔ ما باد می‌برد

کس را به درد عشق مباد اشتراک ما

قناد نیست مائده‌آرای بزم عشق

لذت گمان مبر که زمخت است زاک ما

پست و بلند شوخیِ نظّاره هیچ نیست

مژگان بس است سر به‌ سَمَک تا سِماک ما

آخر به‌ فکر خویش‌ فرورفتن است و بس

چون شمع‌ کنده است‌ گریبان، مغاکِ ما

صیقل مزن بر آینهٔ عرض انفعال

ای جهد خشک‌ کن عرقِ شرمناک ما

بیدل ز درد عشق بسی خون‌ گریستی

تَر کرد شرم اشک تو دامانِ پاک ما

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابن حسام خوسفی

ای غمزه تیز کرده به قصد هلاک ما

بر باد داده آتش عشق تو خاک ما

صد دل فدای چاک گریبان و دامنت

آخر بپرس حال دل چاک چاک ما

آتش گرفت سینه ز سوز درون من

[...]

وحشی بافقی

بسیار گرم پیش منه در هلاک ما

اندیشه کن ز حال دل دردناک ما

زهر ندامتی‌ست که بردیم زیر خاک

این سبزه‌ای که سر زده از روی خاک ما

مغرور حسن خود مشو و قصد ما مکن

[...]

فیض کاشانی

دارد شرف بر انجم و افلاک خاک ما

آئینهٔ خدای نما جان پاک ما

تاامر و خلق جمله شود دوست دست صنع

کشته است تخم مهر گیاهی بخاک ما

درما فکنده دانهٔ از مهر خویشتن

[...]

فیاض لاهیجی

بیجا نبود سعی فلک در هلاک ما

خورشید گرده می‌کند از خاک پاک ما

ای تیغ یار، حسرتِ عاشق به خون تپید

دامان تست و دست امید هلاک ما

در انتظار شور قیامت نشسته‌ایم

[...]

فروغی بسطامی

چون خاک می‌شود به رهت جان پاک ما

بگذار نخوت از سر و بگذر به خاک ما

یا رب که دامن تو نگیرد به روز حشر

خونی که ریختی ز دل چاک چاک ما

دردا که هیچ در دل سختت اثر نکرد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه