شیرین در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:
مگر میشود حافظ خواند و اشکها سرازیر نشد!!!!
از اینهمه لطف کلام و اعجاز سخن و طبع بینظیر
شگفتا از حضرت حافظ!!!!!
امیر در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » قافقازلی قارداشلار ایله گوروش:
این شعر رو شهریار بزرگ بعد از برگشت از باکو خوند
اکبر در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۵ - اشک یتیم:
تا بر آنیم همان است که بود. تا به ظالم ارج و قرب گذاریم دائم اوضاع چنین بوده و خواهد بود.
منصور محمدزاده در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۷:
جوانی هم بهاری بود و بگذشت، در آهنگی با صدای منوچهر سخایی خوانده شده است.
رضا س در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:
جناب پیروی استفاده از اوزان اشعار و غزلهای پیشینیان کاملا مجازه و دزدی نیست. دزدی اینه که یک بیت رو کامل از بک شاعر در شعر خود بیاریم و ذکر نام نکنیم. حافظ حتی یکبار هم اینکار رو نکرده. گاهی یک مصرع از سعدی یا خواجو رو عیناً آورده ولی مصرع قبلی یا بعدی از خودشه و معنی شعر با اصلش متفاوت شده و اتفاقا در دوره نبود کپیرایت کاملا معتقد به کپیرایت بوده. بعد کپیرایت هم بک تاریخ انقضای صدساله یا همین حدود داره و اگه همین قانون در اون زمان استفاده میشد حداقل میتونست از اشعار سعدی استفاده کنه چون کپیرایتش منقضی شده بود!
مهدی در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۷:
این شعر را استاد شجریان در آلبوم انتظار به سرپرستی استاد محمد علی کیانی نژاد به بهترین شکل آواز و جواب آواز نی اجرا کرده اند. پیشنهاد میکنم گوش فرا دهید.
بهرام مشهور در ۷ سال قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۵:
جناب حسین کرمانشاهی نظرتان کاملاً درست است و اصولاً انگار همه شاعران بزرگ ایران دارای یک روح بوده اند
امیر در ۷ سال قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
درکارگلاب وگل حکم ازلی این بود...کاین شاهدبازاری وان پرده نشین باشد..به ضمایرتوجه فرمایید..کاین ...گلاب ...وان ...گل
پس شاهدبازاری گلاب است وگل درپرده وپرده نشین
درعالم معنا وظاهرهم اصولا گل پرده نشین است واین گلاب است که دربازارفروش می رود.
بهرام مشهور در ۷ سال قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۷:
تا چند کنی با گل مردم خواری درست است یعنی تا چقدر دیگر می خواهی با گل مردم بی احترامی بکنی
بهرام مشهور در ۷ سال قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۰:
این شعر از خیام نیست
بهرام مشهور در ۷ سال قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۸:
درویش عزیز درست نوشته و چیر مخفف چیره است و خیام می گوید بر چرخ فلک هیچ کسی چیره (مسلط) نشده است
Behrouz در ۷ سال قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۸ - حکایت:
ممکن است شخص مولانا بوده باشد با توجه به اینکه مولانا بگفته سلطان ولد 3 روزه بوده و وقتی چیزی میخورده استفراغ میکرده و در اشعار خود در دیوان شمس بر نخوردن و روزه داری و همچنین شب زنده داری تاکید دارد. اشعار و حکایات سعدی بیشتر شرح آفتق و سفرها و تجربیات وی است اما مولانا استاد درون است و حالات عرفانی شاید به همین دلیل هم سعدی با یک شب مهمان او بودن او را قضاوت کرده و مولانا را بخوبی نشناخته باشد هرچند قطعی نیست که شخص مورد نظر سعدی هم مولانا بوده باشد.
بهرام مشهور در ۷ سال قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۱:
شعری را که گنجور نوشته اصل و درست است منتها دوستان باید دقت بیشتری بکنند . این یکی از موارد نادر در صنعت شعر پارسی است که از یک کلمه (پا) شاعر فاکتور گرفته ! در واقع خیام می بایستی از نظر دستور زبان درمصرع سوم بنویسد : پا پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی - که پای اول فعل امر است : پا - خور - بین - رو که برای تکمیل این افعال امر یک حرف اضافه ب یا به به ابتدای آن می افزایند ولی بدون این حرف اضافه نیز فعل درست است . پا یعنی بپا یعنی مواظب باش معنی این مصرع این است : بپا که پا بر سر سبزه به بی احترامی (خواری) نگذاری - چرا که این سبزه از خاک لاله رویی رسته است .
بهرام مشهور در ۷ سال قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵:
درود فراوان به حمیدرضای نازنین و یک بنده خدای عزیز
یاسان در ۷ سال قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - پند و موعظه:
ایمان عزیز بیتی که در اون برنامه ذکر کردید از هر منبعی که آورده شده اشتباه است و "به نقش" درست است و نه "بنفش" دلیل ساده آنکه پشت مار رنگهای مختلف میتواند داشت و شاعر در صورتی میتواند آن را علی الاطلاق بنفش بخواند که پشت همه مارها بنفش باشد و به این رنگ مشهور. اما دلیل این اشتباه تفاوت رسم الخط در نگارش امروز و گذشته است. چنان که "به نقش" را "بنقش" مینوشتند و اشتباه در خوانش یک نقطه به احتمال بسیار عامل این خطا بوده است. (چون دیگر ترکیبها همانند به نام یا بنام به معنی نام دار بودن)"به نقش" یا نقش دار بودن صفت غالب مارهاست و نزد مردم و در مثل هم صفت غالب و مشهوری برای مار است. از اینجا علت این تفاوت پیداست.
عاطفه در ۷ سال قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷:
سلام دوستان عزیز
میشه لطفا بگید تلفظ صحیح واژه 《مینکنی》 در مصرع دوم بیت اول چطور هست؟
با توجه ب اینکه باید با وزن شعر هماهنگ باشه
ارشک دادور در ۷ سال قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳:
کاوه دیلمی این غزل رابه تاسی ازاستادبنان دربزرگداشت استاد،بااستادی اجرانموده است که دراین راه محمدموسوی نیزایشان راهمراهی کرده اند....ازدوستان اگرکسی نشانی اینترنتی این برنامه راداردممنون خواهم شدلینک آنرادرج نماید
محمد ضیا احمدی در ۷ سال قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۳۶:
میگویند در زمان قدیم پادشاهان مستبد هیچگونه رحم و مروتی نداشتند و نصیحت پذیر نبودند لذا کسی جرئت نمیکرد مطلبی خلاف نظر شاه بیان کند / در این قطعه می بینیم سعدی توصیه بسیار تندی به شاه میکند و میگوید اگر رعایت ملت را نکنی هر به هر عنوان از مردم میگیری «زهر مار» برایت باشد واگر رعایت ملت را میکنی به اندازه مزد چوپان حق داری نه بیشتر.
محسن در ۷ سال قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۷:
این رباعی به این صورت هم روایت شده
دردهرهرآنکه نیم نانی دارد یادرخورخویش آشیانی دارد
نی خادم کس بود نه مخدوم کسی گوشادبزی که خوش جهانی دارد
mohsen در ۷ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۹ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش بیست و دوم » بخش ۱ - المقاله الثانیه و العشرون: