گنجور

حاشیه‌ها

بهرام مشهور در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:

اصل رباعی را که خود نوشته اید درست است . بیهوده آنرا تغییر ندهید

بهرام مشهور در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:

اصل رباعی را که خود نوشته اید کاملاً درست است و بی جهت آنرا تغییر ندهید .

بهرام مشهور در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷:

اصل رباعی را که خودتان نوشته اید کاملاً درست است

شاهین در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۶:

دهخدا:
1 : [سَ] (عدد، ص، اِ) صد عدد یکصد عدد بعد از 99 : ای آنکه من از عشق تو اندر جگر خویش آتشکده دارم سد و بر هر مژه ای ژیرودکی فری زآن زلف مشکینش چو زنجیر فتاده سدهزاران کلج بر کلجشاکر بخاری به نیم گرده بروبی بریش بیست کنشت بسد کلیچه سبال تو شوله روب نرفت عمارهء مروزی همه عالم ز فتوح تو نگارین گشته ست همچو آگنده به سد رنگ نگارین سیرنگ فرخی
2 : کنایت از عدد بسیار، بی شمار سدمرده حلاج بودن؛ کنایه از: از عهدهء همه کس برآمدن رجوع به صد شود.
صد یا سد تفاوتی نیست
صورت نگارشش در گذشته با س بوده و امروز با ص در هر دو معنی یکیست

رضانیا در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰:

توجه کنید به بیت سوم
این بیت شاه بیت است. در یک مصرع با سه صفت «صعب٬ بولعجب و پریشان» دنیا را تصویر کرده که همیشه در تاریخ همینگونه بوده: دشواری زنده گی چه ساده چه عرفانی. شگفتی از اتفاق هایی که توضیحی ندارند و در نهایت پریشانی روزگار
اما در نهایت دقت کنید به حالت «زیرک» که «خندان» است. خنده اش را چگونه می بینید مانند آن خنده ی ترسناک پیرمرد بوف کور؟ یا خنده ای خیامی؟
مقایسه کنید با دیگر صفت های زیرک در شعر حافظ.

محسن،۲ در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰:

بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ
در معرضی که تخت سلیمان رود به باد
می گوید ، از آنجا که تخت سلطنت سلیمان به فرمان باد حرکت می‌کند یا {تخت سلیمان نیز بر باد می رود و هیچ از آن نمی ماند } تو اگر به هیچ راضی باشی ، جز باد در دست، چیزی دیگری نصیب تو نمی‌شود.
گویا روی سخن حافظ به شیخ ابو اسحق است که اگر خاموش بنشینی و کاری نکنی سلطنت تو ادامه نمی یابد و از دست خواهد رفت

.. در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵۶:

تو نور نور چشمی....

وجود در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۸:

برخیز و بنشین کاملا با هم مناسبت داره و این رو خیام از قصد گفته

منصور قربانی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲:

کاش اقبال جامعه به بقیه شعرا هچون خیام میبود .

دکتر امین لو در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۸ - در رثاء بهاء الدین احمد:

خسر پست را سوار خرد
بدل جیش‌ران نخواهد داد
به نظر من در مصرع اول "خسر" اشکال تایپی دارد و خرد صحیح است. و خرد پست در مقابل خرد سوار است خرد پست یعنی کم عقلی و خرد سوار یعنی خردمندی.
آسمان بی‌معین احمد او
اخرتان را قران نخواهد داد
در مصرع دوم این بیت هم "اخرتان" بای به "اختران" اصلاح شود. مفهوم بیت این است که بدون وجود احمد ستارگان در حالت مقارنه سعد قرار نخواهند گرفت.

صادق آقایی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش پنجم » بخش ۱ - المقاله الخامسه:

من سالهای زیادی با اشعار عطار مأنوس بوده ام با شرمندگی تمام خدمت دوستان عرض میکنم این اشعار نمی تواند از عطار باشد چون مزهء شعر عطار را نمیدهد. عطار پدر عرفان و اولین است در ادبیات و معرفت. این شعر بسیار ابتدایی ست. عطار بوی مخصوص خود را دارد . اگر کسی از این گفته ناراحت شد به پای بیسوادی من بگذارد چون من سواد دانشگاهی ندارم . شاد باشید

دکتر امین لو در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۸ - در رثاء بهاء الدین احمد:

در نوشته بالا الرحمن درست است و همچنین شدت صحیح است.

دکتر امین لو در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۸ - در رثاء بهاء الدین احمد:

سرو آزاد را جهان دو رنگ
رنگ مدهامتان نخواهد داد
مدهامتان که در سوره الرجمن هم آمده تثنیه "مدهامه" است. مدهامه هم به معنی دو باغ است که درختان آن از شئت سبزی به سیاهی می زنند.

دکتر امین لو در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۷ - در مرثیهٔ سپهبد کیالواشیر:

ای جمال الدین چو اسپهبد نماند
حصن شنذان‌وار جوان بدرود باد
مصرع دوم اشکال تایپ دارد و بدین صورت باید اصلاح شود.
حصن شنذان‌ و ارجوان بدرود باد.
1 - حصن به معنی قلعه و بارو است. 2 - شنذوان : (اِسم خاص ) ناحیتی است پیوسته به بلاد خزران : 3 - ارجوان : . (اِسم خاص ) موضعی است از بلوک استاره از اعمال گیلان (منطقه ای در آستارا) نقل از لغتنامه دهخدا
این بیت نشان می دهد کیالواشیر که این قصیده در مرثیه او سروده شده فرمانده سپاه دو ایالت فوق بود. فحوای قصیده مبین آن است که وی در جوانی فوت نموده و خاقانی این قصیده را در سوک او و به عنوان تسلیت به پدر متوفی حوان سروده است.

سامان در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰:

باد به دست داشتن کنایه از دست خالی بودن است اما حضرت حافظ آن را به معنای «باد را تحت کنترل داشتن» آورده است. حضرت میفرماید «اگر دل به هیچ بسپاری یعنی هیچ نخواهی و از حدیث سود و زیان بگذری، در آن مقامی که تخت سلیمان نیست و بی ارزش می شود یا در آن مقام که تخت سلیمان بر گرده باد می رود، تو باد را تحت فرمان یا کنترل خواهی داشت.»

حمزه در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

درود و عرض پوزش فراوان
خربنده یعنی بنده و شما عزیزان که صفحه به صفحه در بند خر و معنی خربنده اصل را به فراموشی سپردیم

محمد در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

من تصور میکنم همان نه سجود مناسبتر است . کما اینکه سعدی در شعر دیگری هم اشاراتی به ویژه نبودن سجده و سجاده کرده .آنجا که میگوید: عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست

کیانوش در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۱:

سلام
از تارنمای گنجور بسی بدور است که در رباعی آقای خیام دست سو ببرد،
شکل درست رباعی
از جمله رفتگان این راه دراز
باز آمده ای کو که بما گوید راز
هان‌ بر سر این دو راهی از روی نیاز
چیزی نگذاری که نمی آیی باز

محسن،۲ در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۱ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:

رضا جان
جانان من سفر کرد با او برفت جانم
باز آمدن از ایشان پیداست آن من کو
می گوید : جانم با او رفت ، معلوم است که بر می گردد ، ولی جانم گرفته شد ، آیا جان از تن رفته ی من نیز باز خواهد گشت؟

م. روشناس در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۱:

دوستان عزیز شکل صحیح رباعی هرچی که بوده مهم نیست ... بنظرم مهم همون نکته ای است که همتون در موردش توافق دارید ..."نمی ایی باز" ...این بیت در پاسخ به افرادی است که به بازگشت به دنیا در غالب انسان و یا حیوانات دیگر اعتقاد دارند جهت انجام کارهای خیر و جبران حیات اول خود...جناب خیام (ره)ضمن انکار احتمال بازگشت به دنیا پس از مرگ معتقد هستند که اینجا "محل آز و نیاز است" یعنی اینکه اگر به فرض اینکه به ما اجازه بازگشت هم بدهند (که نمی دهند) باز بخاطر ماهیت این "دوراهه" (دو راه خیر و شر یا خوبی و بدی) ما همان رفتاری را خواهیم داشت که یک بار آمده ایم و داشته ایم... لذا به امید بازگشت نباشید و اگر قرار است اصلاح شوید و یا خود را نجات دهید الان تا فرصت دارید...بسم الله... والا ...بله فریب ابلیس را نخوریم که "بله حالا بر می گردیم و جبران میکنیم و آخرش میریم بهشت"...از این خبرا نیست.

۱
۲۶۵۹
۲۶۶۰
۲۶۶۱
۲۶۶۲
۲۶۶۳
۵۷۲۳