گنجور

حاشیه‌ها

آری شجاعی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۵:

معنی کلمه "نیم" در این شعر چیست؟

نیلوفر در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۲:

کسی میتونه معنی بیت دوم رو شرح بده؟سپاس

عبدالبصیر غفوری در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰۲:

آنگه که خود شناختی بدان که خدارا هم شناختی(خود شناسی خدا شناسی)و تا خود را درعشق او نیست نساختی به خود نمی رسی(منظور از خود حقیقت ازلی انسان است)وانگه به خود رسیدی بدان که به خدا رسیدی...والله أعلم...
تا شدم بیخبر از خویش خبرها دیدم
بیخبر شو که خبرهاست درین بیخبری
«فروغی بسطامی»

حسین عابدی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

بنده تخصصی در زمینه شعر ندارم ولی آنچه به ذهنم میرسد آن است که خیام می خواهد به مردم طعنه بزند که قرآنی که آن را با ارزش ترین کلام می دانید را گه گاه می خوانید ولی چیزهایی که قرآن شما را از آنها نهی کرده است دائم انجام می دهید؟ (پیاله نمادی از همه چیزهای نهی شده در قرآن)

مهدوی اشرف در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۸ - شیرکشتن خسرو در بزم‌گاه:

همون قاقم درسته. در همین منظومه باز هم از تشبیه قاقم استفاده شده برای شیرین: سفید و نرم چون قاقم بر و پشت، کشیده چون دم قاقم ده انگشت

محمدامین در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در ستایش ملکه ترکان خاتون:

در بیت سوم آمده:
نوشین روان و حاتم طایی که بوده‌اند
هرگز نبوده‌اند به عدل و سخای تو
بجای کلمه‌ی "نوشین روان" باید از (نوشیروان) و حاتم طایی استفاده کرد،چرا که در مصرع دوم این بیت از عدل و سخا صحبت به میان آمده که اشاره دارد به عدل "انوشیروان" عادل ساسانی و در قسمت دوم به یخشندگی حاتم طایی معروف در قصص قدیم
بنظر اینجانب "نوشین روان" باید به "نوشیروان" اصلاح شود

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۰:

ای انسانی که هنوزهشیار نشده وچون حیوان هنوز خود را نشناخته،است،تا کی سرکشی میکنی و خلاف نظام خلقت میپیمایی و هرچه چرخش گردون و نظم عظیم قوانین حق تو را اصلاح مینماید،تو به راه خود ادامه میدهی وبه هر راهی میروی و خدا را نیز می جویی! (گنده دهان ...انسانی که به تکلیف و راهی مقید نیست) هرکار و راه اشتباهی میرود و راه و چاه نمیشناسد

شقایق عسگری در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

تاکنون 137 حاشیه نوشته شده که هرکسی نظرشو گفته اما منظور حضرت مولانا خیلی ساده است همون معنی که بار اول به ذهنمون میرسه.

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۰:

ای انسانی که هنوزهشیار نشده وچون حیوان هنوز خود را نشناخته،است،تا کی سرکشی میکنی و خلاف نظام خلقت میپیمایی و هرچه چرخش گردون و نظم عظیم قوانین حق تو را اصلاح مینماید،تو به راه خود ادامه میدهی وبه هر راهی میروی و خدا را نیز می جویی! (گنده دهان ...انسانی که به تکلیف و راهی مقید نیست) هرکار و راه اشتباهی میرود و راه و چاه نمیشناسد.

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۰:

ای همچو خر و گاو که و جو طلبت
تا چند کند سایس گردون ادبت
لب چند دراز میکنی سوی لبش
هر گنده دهان چشیده از طعم لبت

محمدامین در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۱ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۱۷:

سلام و درود
روایت دیگر:
برخیز دمی تا می گلرنگ زنیم
وین شیشهٔ نام‌وننگ بر سنگ زنیم
دست از اَمَلِ درازِ خود باز کشیم
در زلفِ دراز و دامنِ چنگ زنیم

بهرام مشهور در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:

همانطور که کیمیای عزیز نوشته اند این رباعی از خیام است و بنده اضافه می کنم که علاوه بر نظر دکتر الهی قمشه ای ، در دیوان رباعیات خیام که ادوارد فیتز جرالد از روی آن اشعار خیام را به انگلیسی برگردانده است این رباعی نیز (از خیام) بطور کامل آمده است .

بهرام مشهور در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۲ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » از ازل نوشته [۳۴-۲۶] » رباعی ۲۶:

ضمن سپاس چندباره از گردانندگان نیکِ گنجور ، امید دارم که عنایت فرموده و زحمت کشیده و این رباعی را بدین صورت اصلی خودش که در نسخه ای که ادوارد فیتزجرالد هم از روی آن به انگلیسی اشعار خیام را بر برگردانده است ، تصحیح نمایند :
زین پیش نشان بودنی ها بوده است
پیوسته قلم ز نیک و بد فرسوده است
از روز ازل هر آنچه بایست بداد
غم خوردن و کوشیدن ما بیهوده است

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱۷:

این همدم اندرون که دم میدهدت
امید رسیدن به حرم می‌دهدت
تو تا دم آخرین دم او میخور
کان عشوه نباشد زکرم میدهدت
همدم درون،جان یا روح انسان است که نفس کشیدن یا دم این لحظه را ممکن میکند.و دل ما
بدنبال خدای خویش یا حرم خویش است. عمری از لحظه لنظه یا از دم او روح ما جان میگیرد،خداوند چون عاشق زمینی نیست وعشق او واقعیست و ما هر دم به او دل خود را جان میدهیم یا جانمان را هشیار میکنیم.

مرگن در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶:

جان و دل و جام و جامه در رهن شراب،صحیح است.
این یعنی همه چیزم را به گرو باده داده ام.

نویده حسنی رخ در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۲۵:

سلام . من هم در مجموعه شعری از عطار این مصرع را به صورت تو پای به ره بنه دگر هیچ مپرس خواندم.
سایت عالی راه اخداختین سپاسگزارم .

نفس کش در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۸۹:

اصلاً آیه قرآن نمیگوید حضرت محمد شق القمر کرده اند! بلکه ایشان در آن زمان در میان کوههای ابی قبیس در دره (شعب) ابوطالب با دیگر مسلمانان محبوس بودند و شاید ماه را حتی نمیدیده اند! این مسجونیت بیش از سه سال طول کشید و حضرت خدیجه و ابوطالب از شدت مشقت رحلت فرمودند و تاریخ نویسان میگویند گریه اطفال گرسنه هر روز شنیده میشده از داخل دره! قریش هم قراولانی با شمشیر آماده داشته اند برای نگهداشتن مسجونین!
سوال اول و بجا اینستکه چرا حضرت بجای شق القمر شق السیف نکرد!؟
سوال دوم اینستکه چرا هیچ حدیثی نبوی از برای اهل سنت و هیچ حدیث و روایتی از ائمه اطهار در تائید وقوع شق القمر موجود نیست!؟

مولوی میگوید منجم میداند که نور ماه از خورشید است و اگر ماه روی زمین واقع شود زمین حائل شده ماه بی نور خواهد بود بنابراین به عقل و منطق چنین منجمی باید خندید هر چند بر مردم غیر منجم حرجی نیست!
اما هر کسی دو کلمه عربی بداند میفهمد که آیه قرآن ابداً نمیگوید حضرت محمد ماه را دو نیم کرده اند!
آیه میگوید ‏ اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ یعنی ساعة و قیامت فرارسید و ماه به دونیم منشق شد و توضیح این را بصورت تعجب و غیر مترقبه بودن قیامت در آیات بعد میدهد و میفرماید بر خلاف انتظار کفار در روز قیامت دعوت کننده حق یعنی برپا کننده قیامت که قائم باشد ظهور میکند و کفار مانند آفت ملخ ( جراد منتشر) او را انکار میکنند و خدا باین جهت از ایشان روی بر میگرداند! این ثابت میکند که تا روز قیامت این مردم مورد لطف و توجه خدا بوده اند که در هنگام ظهور داعی حق و انکار ایشان خداوند از ایشان روی بر میگیرد.
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ یَوْمَ یَدْعُ الدَّاعِ إِلی‏ شَیْ‏ءٍ نُکُرٍ
پس، از آنان روی برتاب. روزی که داعی [حق‌] به سوی امری دهشتناک دعوت می‌کند، (قمر 6)
البته این قوم مسلمانانی هستند که داعی حق را انکار کرده کافر میشوند و در آیه بعد میفرماید کافران روزی بسیار سخت دارند.
مُهْطِعِینَ إِلَی الدَّاعِ یَقُولُ الْکافِرُونَ هذا یَوْمٌ عَسِرٌ
بنابراین فاقتربت الساعة وانشق القمر یک فنومن گذشته در آینده است مانند اشاره حضرت موسی در سفر نثنیه اصحاح 33 آیه 2 که وقوعات قیامت را بفعل گذشته بیان میفرماید در حالیکه ایشان نه در سعیر یعنی ناصره تشریف داشته اند و نه در فاران یعنی مکه و نه ظهور قیامت را با شهادت ربوات مقدسین یعنی ده ها هزار مومن در زمان ایشان متحقق شده بوده است

فرهاد در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۶ - با خویش آمدن عاشق بیهوش و روی آوردن به ثنا و شکر معشوق:

ای کاش ذات حق تعالی با زبانی با ما موجودات سخن میگفت و اسرار را بیان میکرد. تو ای انسان (دم هستی) خر چه یشتر از ذات حق بگویی بر اسرار آن بیشتر میفزایی.

مجید ف در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » ترجیعات » خون خیابانی:

جملات شیخ محمد خیابانی:
روح ملت فدای هیچ‌کس نیست. ارواح خادمین ملت باید فدای ملت شود.
هر ملتی که ترقی را با نظرهای لاقید و بی‌علاقه ملاحظه نماید دچار هلاکت خواهد شد.
جهال(جاهلان)، مرگ را بر تغییر عادت ترجیح می‌دهند.
نه ممکن است تاریخ را فریب داد و نه ممکن است زمان را از مسیر سریع خودش بازداشت.
بر ضد زمانه، راه رفتن غلط و محال است.
آزادی عقیده در بالای سر هر سیاست حاکم است.
بدون حقیقت آزادی میسر نیست.
آزادی مستلزم مساوات است: در برابر قانون همه برابریم.
لقمه خارداری باشید تا دیگران نتوانند شما را ببلعند.
من کشته شدن را به تسلیم ترجیح می‌دهم. من پیش دشمن زانو برزمین نمی‌زنم. من فرزند انقلاب مشروطیت ایرانم. من از اعقاب بابک خرم دین هستم که در نزد خلیفهٔ عرب آنچنان رشادت و عظمت از خود بروز داده‌است.
ما مجلسی می‌خواهیم که نمایندگان دلخواهٔ مردم در آن نشسته و با آلام و احتیاجات دمکراسی آشنا باشد، نه یک دام خیانت و تزویر که در دارالخلافهٔ تهران گسترانید شده باشد.
تبریز قصد کعبه‌ای را نکرده‌است، بلکه خود کعبهٔ آزادیخواهان است.
یک فرد بی‌علاقه به جامعهٔ خود، کمتر از حیوان است.
کسی که به تکالیف اجتماعی خود عمل نکند، حقوق خودش را فاقد می‌گردد.
بنام هر اکثریتی نمی‌توان حکم قطعی داد.
اولین وسیلهٔ ترقی، داشتن روح تجدد است.
آذربایجان جزو لاینفک خاک ایران است.
ای ایران لایموت سرت را بلند دار و زنده و پاینده باش.
ایران را ایرانی باید آزاد کند.
لازمه شرافت یک ملت استقلال است.
جوانان مملکت که انقلابی برپا کرده بودند محکوم قوانین کهنه‌پرستان شدند. امروز باید زحمت کشیده، این غفلت و جهالت را جبران نمائیم. ویکتور هوگو متجدد فرانسوی گفته‌است: «درهای پارلمان را به روی جوانان نبندید والا آنها میدانهای عمومی را بروی خود خواهند گشاد.
هر دوره تاریخی که در حیات یک هیئت اجتماعیه رخ می‌دهد با قلم یک نفر مورخ یا به فرمان یک زمامدار تعیین و تحدید نمی‌شود.
بر روی خرابه‌های دیروز باید عمارت فردا را بلند کرد.
ملتی که از مرگ نترسد هرگز نمی‌میرد. ترس عامل عمدهٔ اسارت ملتهاست. یک ملت ترسو بزودی در چنگال مستبد ستمگر گرفتار می‌آید.
آزادیخواهان برضد دولتی قیام کرده‌اند که به پشتیبانی بیگانگان می‌خواهد در سراسر ایران یک رژیم علنی استبداد و ارتجاع تأسیس کند و ما به هر قیمتی که تمام شود باید ایران را آزاد کنیم و این دوره مشئوم و این دوره ادبار و فلاکت را که اتابکها را قابل تمنا ساخته، خاتمه دهیم.
با وجود این که چندین میلیون قشون بیگانه در چهار سمت کشور سوئیس مستقر بود کوچکترین تخطی به خاک این کشور به عمل نیامد ولی چرا هر دسته لجام گسیخته‌ای وارد ایران می‌شد؟ زیرا ملت ایران اظهار وجود نمی‌کرد. اراده نداشت. بیان رأی و عقیده نمی‌نمود. شما بیایید اراده کنید ایران مال ایرانیان است و آنگاه ببینید که هیچ قوه گستاخ و حدنشناسی پیدا نمی‌شود که به خاک ایران تجاوز نماید.
ترور، تولید آنارشی می‌کند. ناامنی می‌افزاید و وجدان دمکراسی را از راه حقیقی خود منحرف می‌سازد. ترور بعنوان یک وسیله مبارزه منفور و مردود تمام فرقه‌های جدید می‌باشد. فرقه ما هرگز نمی‌تواند طرفدار آن باشد.
منبع ویکی پدیا:
پیوند به وبگاه بیرونی

رسول آزادوار در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۰ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۹:

وزن از خانواده ی مفتعلن است
و همانطور که دوست عزیز اشاره کرده اند ( مفتعلن مفتعلن فاعلن ) می باشد

۱
۲۶۳۹
۲۶۴۰
۲۶۴۱
۲۶۴۲
۲۶۴۳
۵۷۲۳