عارف در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:
رضا جان حاشیه های پر مغزی می نویسی.
بسیار بهره می بریم.
سپاس بیکران
ابوالحسن کاشانی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۸ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۸۳:
این شعر در دیوان اشعار به صورت کامل به شکل متفاوتی آمده است:
ای دل، علم به ملک قناعت بلند کن
چشم طمع ز خوان خسان بی گزند کن
خاک است هستی تو و خواهی که زر شود
از کیمیای نیستیش بهره مند کن...
اسماء جوان در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را:
در جواب جلال باید عرض نمایم که البته که حضرت عمر رضی الله عنه به هدف خودش که اشاعه توحید و گسترش اسلام و بر طرف کردن تفرقه بود رسید
برگ بی برگی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۵۱ - مثل در بیان آنک حیرت مانع بحث و فکرتست:
با سلام
جناب اکبر پناهی راد
خیر بنظر نمی رسد این معنا را برساند بلکه به وضوح میگوید آن سیلی زن یعنی کسی که سیلی بر زید زده است به او میگوید که پرسشی دارد و ابتدا پاسخ آن را بگو و سپس سیلی خورده را تلافی کن و بزن .وانگه می زنم به معنی سپس مرا بزن.
با سپاس
ابوالفضل در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:
بعضی دوستان گفتن یعنی چه ان یکی خر داشت پالانش نبود ...
یعنی نمیشه ادم هم خدا را داشت هم خرما را به زبان خودمونی
جعفر مصباح در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ رشحه » شمارهٔ ۲۱ - از یک غزل:
اگر چه فراق یک حدیث بس کهنه است
هرعاشقی بزبانی حکایتش گفته است
لیک من از فراق تو هر چه گویم ای ماه
ز خـرمن درد هجــران نکاهـدم یک کاه
گر طبیبی به گویدم زمان شـافی ست
نی زمانی ست که جان به تن باقی ست
مجید در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰:
درود بر احترام و ادب
حتی به روزگاران --- صحیح است . چون آن مهر حتی با گذشت روزگاران هم بیرون نمی رود
الا به روزگاران -- پیش شرط بیرون رفتن آن مهر گذشت روزگاران است - در نتیجه آن مهر ازلی و ابدی نیست و بیرونرفتنی ست
خلاصه : حتی بره روزگاران صحیح است
shk clickmank در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
میخواستم از اسرار اظهار کنم حرفی
ز اغیار" بترسیدم" گفتم سخن سر بست
Roya در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۵۱ - در هجو شخصی که به علی مهتاب مشهور بود:
با سلام و ارادت.
بیت هفتم آب و گلشن نادرست است. آب و گلش باید باشد. لطفا تصحیح بفرمایید. سپاسگزارم.
.. در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶۵:
آن چیز را بجوش که او هوش میبرد..
جواد کردحیدری در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۱۷ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷:
درود!
گویا در بیت پنجم:
کاش در پرده شب و روز بپوشی رویت
تا ننازد فلک سفله به خورشید و مهش
با توجه به سیاق کلام به جای«بپوشی»(نپوشی-در وجه نفی ونهی) درست باشد و در بیت هشتم:
دل من خستهٔ مژگان سیهچشمان شد
آه اگر چشم بپوشد ز حال سیهش
نیز به همان دلیل و نیز رفع اختلال وزنی،به جای«بپوشد» با صیغهٔ مفرد( بپوشند) در ساخت جمع درست است.سپاس!
جواد کردحیدری در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۹ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۴۲:
درود!
در مصراع دوم بیت سوم:
دو جهان گشته به حسنی که اکر در عرصات
به همان حسن درآید گذرند از گنهش
گویا سهوی در تایپ اتفاق افتاده است و ظاهراً باید به این گونه اصلاح شود:
دو جهان کُشته به حسنی که اگر در عرصات
به همان حسن درآید گذرند از گنهش
یعنی گشته(باگاف پارسی/g) به کشته(با کاف تازی/k) و اکر به اگر تصحیح شود.با سپاس!
آژمان در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۶۷ - نامهٔ هفتم اندر گریستن به جدایى و نالیدن به تنهایى:
گهی نزدیک باشد گه ز تو دور
ترا و دیگران را زو رسد نور
درست میباشد
سپاسگذارم
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۶ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
سلام
در بیت آخرمصرع اول
آن دم که با خیالت دل را ز عشق گوید
عطار اگر شود جان اندر میان نگنجد
راز از هم جدا شده و معنی بیت کاملا از بین رفته است
اهورا در ۶ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴ - صید غرقه در خون:
مگه زمان شاطر عباس ترکش تیر و تفنگ هم بوده؟
دانیال در ۶ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:
حامد زمانی این شعر رو به صورت یک آهنگ خیلی قشنگ درآورده که توصیه میکنم گوش کنید!!! شنیدنش خالی از لطف نیست
آرش محمدی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۹:
دوستان چرا حرف تو زبان خیام میذارین آخه کجا گفته من مسلمانم ؟! عجیبه
سینا محمدیان در ۶ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
با سلام
به نظر درست تر نیست که درمصرع
همه نوری و سروری همه جودی و جزایی
بگوییم: همه نوری و سروری همه جودی و سخایی
با تشکر فراوان
Oryan در ۶ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:
باسلام خدمت دوستان ذوقمند شعر و طریقت.گاهی فریدالدین عطار بدون پرده و حجاب با یاران خود کوتاه همچون دریاچه ی سخن می گوید ولی برای عبور از صورت کلامش باید وجود خود را به دریاهای خروشان قرار دهی. زیراکه حرف از عشق و ساقی حریفی می طلبد که در دل محدوده ی نهنگان دریانوردی کرده باشد!!!
حال در این غزل و کلام ،راه مسجد و میخانه را نشان می دهد،و آشکارا، نیت و سو قصد خود را به عالم بیان می کند که بین ره مسجد و میخانه راهی باریکی است که باید برای رسیدن به آن،اول به پختگی و کمال برسی،و تا رسیدن به آن طاقت دشوار و صبرها می طلبد آدمی را.
Zee در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۱: