گنجور

حاشیه‌ها

 

در تفسیر اشعار حافظ باید به واژه مُغان توجه خاصی کرد. واژه های چون پیر مُغان، جام جم واژه های هستند که حافظ به عنوان یک خردمند خسروانی برای بازگویی اندیشه اش از آن استفاده می کند. مفهوم عشق در این شعر همان مفهوم عشق در دیدگاه خرد خسروانی و مغانیان است. “عاشق شو” یعنی با هستی یکی شو.

رسول در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۳۵


زیبا
لیکن در بیت هشتم و در مصرع دوم از این بیت چنین به نظر می آید که اشتباهی در تایپ رخ داده باشد
آنجا که میگوید
“کلام و زبان را”
که از نظر آهنگ و وزن و زیبایی شناختی چنین به نظر میرسد که به جای کلمه “کلام”
کلمه و عبارت “کام” صحیح باشد
چرا که شاعر در مقام بیان آن است که شرح دهد
از علت عاشقی چه به روزگار اعضا ء و جوارح وی آمده است
و بدیهی است که “کام” به معنای “دهان” صحیح خواهد بود و نه “کلام” که در واقع یکی از افعالی است که از یکی از اندام آدمی سر میزند.

مسعود موسی زاده در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۶:۵۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴


بسیار زیبا
خصوصا مصرع آخر این شعر با این متن که
می فروشد به می فروش مرا
که با تکرار کلمه “می فروشد ” و “می فروش”
ترکیبی بدیع و نو به وجود آمده است که بنده خویش تا به حال مشابه آن ندیده ام

مسعود موسی زاده در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۶:۴۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳


شعری به غایت زیبا در وصف حال و روز عاشقان
ساده چون ذات عشق
دلنشین و طرب انگیز
بیانگر تمامی احوالات یک عاشق شوریده

مسعود موسی زاده در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۶:۳۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲


باتشکر اززحمات فراوانتان. اگر ممکن است درترجمه از نسخه ی استاد مشروطچی استفاده کنیدچون هم شیواتروهم رساتر و به متن اصلی نزدیکتراست.ودر کلیات اشعار فارسی استاد هم ازاین ترجمه استفاده شده است.

سیداحمد خشگنابی در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱:۵۲ دربارهٔ منظومهٔ حیدر بابا


من از تصحیح اقای مجتبی مینوی هم دیدم مطمئنم که اشتباه تایپ کردید

نسرین در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ بخش ۱ - باب بوف و زاغ


سلام
بخشی که نوشتید در بر گمانی و خویشتن نگاه داشتن اشتباه تایپی داره
در بد گمانی و خویشتن نگاه داشتن زیادت کند

نسرین در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۵۸ دربارهٔ بخش ۱ - باب بوف و زاغ


مصرع اول:
هم نظری هم خبری هم قمران را قمری

میرآیت در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۴۵۶


به نظر می رسد بیت دوم باید به جای شست، شصت نوشته شود

سعید در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴


باید ذکر شود که این قطعه در اپرای عروسکی توسط جناب معتمدی اجرا شده است نه همایون شجریان. البته کار بسیار زیبایی است و باید آنرا دید و شنید

امیرحسین مردانی در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۷۷


تا بحال فقط دوبیت از این غزل را حفظ بودم وتصور میکردک غزل از حافظ است اجرای زیبای هژیر مهرافروز باعث شد با علاقمندی پیگیری و متوجه اشتباه خود شدم .

جلال گندمی در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۸


اگر با من بودش میلی / چرا ظرف مرابشکست لیلی
فیلم دل شکسته هم دل بعضی هارو شاد کرد و من دل بعضی هارو شکوند اما فیلم قشنگی بود

فاطی در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۳۶ دربارهٔ بخش ۱۵ - زاری کردن مجنون در عشق لیلی


اونایی که میگن حافظ سخن از باده عرفانی میکنه
تشریف بیارن اینجا بگن “باده کهن دومنی” حکایت از چی میکنه؟؟؟

Faraz در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۷۷


“سگی بگذار ما هم مردمانیم”
کسی می تونه راهنمایی کنه مفهوم این مصرع از شعر چیه؟ و مفهمو سگی چیه؟
سپاسگذار

راد در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۳۵


«ناصحان بگردانیدن» که دو واژه ی جداگانه اند در متن به هم چسبیده اند . اصلاح آن به خوانندگان ناآشنا کمک می کند که بهتر متن را بخوانند
با سپاس

سید علی انجو در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۳۷


در پاسخ به جناب آقای امید رضا محبی :
در هنگامی که سعدی به عنوان یک استاد اخلاق مردم را پند می دهد ساحت بحث اهمیت دارد
اگر سعدی این سخنان را به فقیهان بی عمل گفته بود سخنی بود خلاف آیه ی قرآن که شما آورده اید

اما در این حکایت دارد به غیرفقیهانی که با فقهای بی عمل مواجهند پند می دهد
و می گوید حرف حق را گوش کن حتی اگر از عالم بی عمل صادر شود حتی اگر روی دیوار نوشته شده باشد

هرچند حافظ می فرماید :

….. که وعظ بی عملان واجبست نشنیدن

سید علی انجو در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۳۷


من در کتاب تصحیح استاد فروغی دیده ام که فقیه زاده ای پدر را گفت ….

سید علی انجو در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۰۲ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۳۷


سلام
در مورد بیت چهار من هم یک چیز که از اهل دلی شنیدم رو میگم
منظور از این بیت همون معراج پیامیر(ص) هستش
وقتی رسول خدا (ص) از معراج برگشتند مولی علی (ع) تمام شرح سفر رو برای پیامبر گفنتد
رسول الله تعجب کردند که مگر یا علی تو کجا بودی؟
سر خدا = معراج
عارف سالک = رسول خدا(ص)
باده فروش = حضرت علی (ع)

وحید در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۴۳


سلام
خطاب به آقای اشتری باید بگم با توجه به سیری که در اشعار عطار داشته ام گمان نکنم ایشان را در سیرسلوک مرتبی باشد یا اگر به علم بوده به عمل نبوده است
یاعلی

بی من در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۲


مسلم که هر کس هر طور که بخواد میتونه حافظ رو تفسیر کنه.. اما چیزی که باعث ناراحتی افرادی مثل من و آقای بی دین میشه که بنظر من حرفای به حقی زده از خود گمکردگی و بیکانگی با فرهنگ پارسی است.. تا ما عرب پرستی کنیم هیچ چیز این آب و خاک را متعلق بخودمون نخاهیم دونست و مسلم که سعی در حفظ اون نخاهیم کرد..

مریم در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۷:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۴


[صفحهٔ اول] … [۲۶۰۹] [۲۶۱۰] [۲۶۱۱] [۲۶۱۲] [۲۶۱۳] … [صفحهٔ آخر]