گنجور

حاشیه‌ها

 

با درود مجدد، به اطلاع می‌رساند که در مصرع اول بیت ششم، واژه “ببوی”، “به بوی” نوشته شده.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

پدرام باستانی پور در تاریخ ۳ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۴ - سپاه من


با درود فراوان و سپاس از شما برای همه زحمات‌هایی‌ که می‌کشید، به اطلاع می‌رساند که در مصراع اول بیت پنجم واژه “مستور”، “سمتور” نوشته شده و در مصراع دوم بیت هفتم واژه “داغی”، “دلغی” نوشته شده است. این ویرایش بر اساس مطابقت با دیوان “کلیات رهی‌ معیری” که بکوشش آقای رضا سجادی از طرف انتشارت زوار در سال ۱۳۸۴ منتشر شده، پیشنهاد میشود.

این غزل که در یکی‌ از سالهای جوانی “رهی‌” سروده شده، یکی‌ از سروده‌های زیبا و پخته “رهی‌” است که نشان می‌دهد ذوق این غزلسرا از همان سالهای جوانی بسیار پر بار بوده است.

پاسخ: با تشکر، مواردی که اشاره فرمودید تصحیح شدند.

پدرام باستانی پور در تاریخ ۳ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ شاهد افلاکی


ابیاتی از این غزل شور انگیز را مرحوم ایرج بسطامی در آلبوم افق مهر به آهنگسازی مرحوم مشکاتیان در یک تصنیف خوانده اند

من در تاریخ ۳ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱:۲۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۰۸


در مصرع اول بیت پنجم کلمه مستوری : سمتوری نوشته شده است

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

عیدی محمد نقدی در تاریخ ۱ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ شاهد افلاکی


آقای عبد الرسول کارگشا این شعر را به نحو احسنت با پیانو خوانده اند

عرفان در تاریخ ۳۰ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۲


با سلام، در بیت دوم، مصرع دوم واژه “کاش” به اشتباه “کاج” تایپ شده است.

پاسخ: «کاج» صورت قدیمی «کاش» است، در لغتنامه ببینید کاج.

Anonymous در تاریخ ۳۰ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۳۹


مولوی دراین قسمت از قول یک شاعر نقل میکند که او بر عزادارن شهر حلب خرده گرفت و گفت آن شهیدان کربلا سوی شادروان دولت تاختند و کنده و زنجیر در انداختندو رستگار شدند وتو بردین و دل خراب خودت نوحه کن
این سخن درست ومنطقی به نظر میرسد وجادارد که هرکس بردین ودل خراب خودش نوحه کند اما میتوان پرسید که آیا این سخن کامل و جامع است و دیگر هیچ تو ضیح وتبصره ای ندارد؟
اگر سنت عزاداری زیر سئوال برود آیا حقیقت این واقعه شگفت تاریخی ودرسی که از آن میتوان گرفت در اذهان فراموش نمیشود ؟
اصلا یکی از اهداف پیامبران رفع ظلم و برقراری عدالت اجتماعی است(لیقوم الناس بالقسط) بلی فرد باید به خودش برسد ولی نمیتواند نسبت به اینگونه وقایع مهم تاریخی که انحراف ازآئین صحیح وبویژه ظلم را محکوم میکند بی تفاوت باشد (در بینش پزیتویسمی غرب این بی تفاوتی ها هست و دربین کثیری سنت شده است وسنت منحصر به امور دینی نیست)
سنتهای دینی هرچند بعضا اشکالاتی دارند اما غالبا نگهبان حقیقتی هستند واگر سنتها نباشند آن حقیقت کم کم به فراموشی سپرده میشود گرچه نمیخواهیم از همه سنتها دفاع کنیم
یک شخص معروف نقل کرده بود که در اروپا در مجلس سخنرانی واقعه عاشورا را شرح داده (خارج از سنتها) و مستمعین از شدت هیجان برای امام حسین کف زدند.
کسیکه حقیقت یک واقعه را میفهمد به هرحال عکس العملی نشان میدهد که ممکنست به صورت گریه کردن یا کف زدن و آفرین گفتن یا کارهای دیگر باشد و در بین شیعیان این عکس العمل به صورت عزاداری وگریه در آمده است

ف-ش در تاریخ ۳۰ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۵:۵۵ دربارهٔ بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب


-
هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
روزی که نیامده‌ست و روزی که گذشت
اگر معنی این بیت به خود خیام برمیگردد نشان وارستگی قابل توجه اوست کم کسی میتواند چنین ادعائی بکند
تنها عارف وارسته ممکنست از بند گذشته وآینده آزاد باشد و لحظات با ارزش عمررا هدر ندهد ودریابد
در بیت اول رباعی باز به ناپایدلری عمر اشاره شده است

ف-ش در تاریخ ۲۹ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۶:۱۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۸


با سلام. فکر کنم “وانگه سرادقی که ملک مجرمش نبود” غلط املایی دارد و “وانگه سرادقی که ملک محرمش نبود” صحیح باشد. با تشکر از زحمات شما.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

سید امیرحسین نیکوکار در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است


به نام آفریدگار

یکی از بنیادی ترین اصول عرفان اسلامی مسئله وحدت وجود است. مولانا و ابن عربی و سایر بزرگان عرفان روی این اصل سخنان زیادی گفته و توضیحاتی داده اند.
این وحدت به دو صورت شکل می گیرد حلول یا اتحاد.
حلولیه معتقدند خدا در ما حلول می کند و اتحادیه متحد شدن با خدا را غایت قرار داده اند.
به نظر حقیر وحدت وجود نوعی خیالپردازی جنون آمیز می باشد زیرا آفریدگار می بایسشت فراتر از صفات و مخلوقات خود باشد و اتحاد او با مخلوقاتش عملا غیر ممکن است.

بهرام فرهمندنژاد در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۹:۰۶ دربارهٔ بخش ۱ - سر آغاز


در ۳ سطر مانده به آخر “عاشورا”،”عاشوار” و نیز “راه” بجای “ره” درج شده است.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

محمدرضا صالحیان در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۸:۳۴ دربارهٔ بخش ۲۳ - تشبیه مغفلی کی عمر ضایع کند و وقت مرگ در آن تنگاتنگ توبه و استغفار کردن گیرد به تعزیت داشتن شیعهٔ اهل حلب هر سالی در ایام عاشورا به دروازهٔ انطاکیه و رسیدن غریب شاعر از سفر و پرسیدن کی این غریو چه تعزیه است


mesraje awal(man masto to diwana mara…..)

پاسخ: با تشکر، نقل معروف همین است که شما می‌فرمایید: (من مست و تو دیوانه)، که قافیهٔ درونی هم دارد. به جهت جلوگیری از ایجاد ملغمه‌ای از نسخه‌ها، به عنوان بدل در حاشیه باقی گذاشتیم.

mareshtani در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۳۰۹


بسیار شعر زیبایی است.
بنده تصور میکنم مصرع دوم
در بیت چهارم هوس شکار به
غلط هوش شکار
تایپ گردیده است.

پاسخ: با تشکر، غلطی که اشاره کردید تصحیح شد.

مازیار در تاریخ ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۸ - خزان جاودانی


در غزل شمارهٔ ۳۱ عبید زاکانی مصرع یکم از بیت دوم اشتباهی‌ چاپی‌ صورت گرفته که درستش چنین است:

جهان برابر چشمم سیاه میگذرد، که به غلط جهان برابر چشم سیاه می‌گذرد آمده است

موفق باشید.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

Homayoun در تاریخ ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۴:۳۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱


mesraje awale beide dowom(sharhe majmu)1

پاسخ: نقل تصحیح قزوینی همین است (قدر) و در حاشیه بدلی هم ذکر نکرده. این بیت به همین شکل هم معروف است و من «شرح» تا به حال نشنیده‌ام.

mareshtani در تاریخ ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰:۲۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۸


این شعر درست نوشته نشده است یعنی اینکه به جای ؛آمده ام؛ که در آخر هر بیت آمده است و ردیف شعر می باشد کلمه ؛بوده ام؛ باید گذاشته شود که من در یک نسخه دیگر دیدم و به وزن شعر هم خیلی خیلی بیشتر کمک می کند یعنی می شود دیشب از خود چون مه سی روزه پنهان بوده ام ….

پاسخ: با تشکر، «بوده‌ام» و «آمدم» از لحاظ وزنی تفاوتی ندارند، «آمدم» به نظرم مناسب‌تر است اینجا. پیشنهاد شما را به عنوان به عنوان بدل در حاشیه باقی می‌گذاریم.

haamed در تاریخ ۲۳ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۲۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷۷


میوه نمی‌دهد به کس باغ تفرجست و بس

فکر کنم صحیح بیت پایین باشه

باغ تفرجست و بس میوه نمی‌دهد به کس

پاسخ: در صورتی که پیشنهادتان مستند است بفرمایید تا تصحیح شد.

Amir Ghorbani در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۹ دربارهٔ غزل ۳۲۱


با درود. با تشکر از زحمت دوستی که این رباعی از خیام را ارسال کرده است، شکل صحیح آن تصور می کنم به این صورت باشد، لطفا تصحیح شود.

ابریق می مرا شکستی، ربی

بر من در عیش را ببستی ربی

بر خاک بریختی می ناب مرا

خاکم به دهن مگر تو مستی ربی

سیما مهذب حسینیان در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱


بادرودفراوان حضوراستادبزرگوارم جناب آقای دکتربداغی
همین شاعربزرگ درجای دیگر می فرماید:
ما درس صداقت و صفا می‌خوانیم
آیین محبت و وفا می‌دانیم
زین بی‌هنران سفله ای دل! مخروش
کآنها همه می‌روند و ما می‌مانیم

نگین شکروی در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ غزل ۲


بادرودوسپاس فراوان
ابیات ۳و۴و۵و۸و۹و۱۲و۱۳ ازاین غزل جاافتاده وبدینقرارند:
صلای صبح تودادم به نالۀ شبگیر
چه روزهاکه سپیدازشب سیاه من است
به عالمی که دراودشمنی به جان بخرند
عجب مداراگرعاشقی گناه من است
اگرنمانده کس ازدوستان من برجا
وفای عهد مرا دشمنان گواه من است
توهرکه راکه چپ وراست تاخت فرزین گوی
پیاده گر به خط مستقیم شاه من است
نگاه من نتواند جمال جانان جست
جمال اوست که جوینده نگاه من است
خطوط دفترمن سیم ساز را ماند
قلم معاینه مضراب سربه راه من است
کلاه فقر بسی هست درجهان لیکن
نگین تاج شهان در پر کلاه من است

پاسخ: ابیات جاافتاده طبق فرموده اضافه شد.

نگین شکروی در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۴ - سپاه من


[صفحهٔ اول] … [۲۶۰۹] [۲۶۱۰] [۲۶۱۱] [۲۶۱۲] [۲۶۱۳] … [صفحهٔ آخر]