ساکت در ۶ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۱:
خیام در این رباعی از شخصی خلوت گزیده سخن به میان آورده که نه به دین دلبسته است نه به دنیا، نه به کفر میاندیشد نه به اسلام، نه مدعی رسیدن به حقیقت و یقین است و نه مقید به آداب شریعت و دین و در مصرع آخر بر نادر و انگشت شمار بودن چنین اشخاصی تأکید کرده است. کسی که زهره شنا کردن بر خلاف جهت جریان آب را دارد.
سعید در ۶ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۱ - قصهٔ آن دباغ کی در بازار عطاران از بوی عطر و مشک بیهوش و رنجور شد:
با سلام در بیت 24 الخبیثات للخبیثین -که تضمینی بر آیه 26 سوره نور می باشد- صحیح است .
ناشناس در ۶ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۲ - تفسیر قوله علیهالسلام موتوا قبل ان تموتوا بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی کی ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما:
«که ز محشر حشر را پرسید کسی» با توجه به وزن و مفهوم شعر، باید «پرسد» باشد.
آرمان در ۶ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۱۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:
چطور ممکن است که آلبوم «گل صدبرگ» شهرام ناظری را در فهرست آهنگهایی که این شعر در آن استفاده شده نیاورده باشید؟ بدون شک مشهورترین موسیقی که در آن ازین آهنگ استفاده شده همان آلبوم است.
محمدرضا امینی در ۶ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۲۷ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۵۰:
سلام.
لعبتکانیم درسته یا لعبت کانیم یا لعبتگانیم؟
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۶ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷:
مقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دید
وز آن غریب بلاکش خبر نمیآید
سواد دو معنا دارد
سیاهی
قلعه
و در این بیت کلمه سواد ایهام دارد و هر دو معنا صحیح است
دل من سیاهی زلفت را که دید فریفته شد و در زلف سیاه تو اقامت گزید و اسیر سیاهی زلفت شد
زلف تو مانند قلعه ای است که روی صورت را پوشانده است. دل من آن را دید واردش شد و اسیر شد. چون زلف مانند حصاری روی صورت را می پوشاند و این بیچاره به طمع زیبایی وارد قلعه شده است و آنچنان در آن قلعه به بند شده که هیچ خبری از او نیست.
این هم دقیقا همین مضمون را داره:
تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او
زان سفر دراز خود عزم وطن نمیکند
مهدی مدرسی در ۶ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۲۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱ - پادشاهی فریدون پانصد سال بود:
کسانی که با فرهنگ کشاورزی ایران سر و کار دارند میدانند که ایرانیان در طول سال کار و تلاش میکردند و در تابستان محصولات خود را برداشت میکردند. جشن مهرگان نیز نه فقط جشن پیروزی فریدون بر ضحاک گه جشن برداشت محصول نیز بود. ایرانیان حتی عموما کاشت گندم را نیز در مهرماه انجام میدادند و جشن مهرگان در حقیقت جشن پایان سال کشاورزی نیز بود. از آن پس چند ماهی کار زیادی نداشتند تا موقع کاشت درخت و ... که از بهمن ماه شروع میشد. بنابراین این مدت را به تن آسانی میپرداختند. تن آسانی نه به مفهومی که ما امروز درک میکنیم بلکه به مفهوم تجدید قوا و به قول امروزیها ریکاوری بنابراین تن آسانی مفهومی منفی نداشته است.
حسن معین در ۶ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۵۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۱ - سرآغاز:
سلام گفتم بوستان گویا رو دانلود کنم وقت وبی وقت گوش کنم ودانلود کردم صدای مردی جاافتاده با اهنگی زیبا که انگار از اعماق وجودش انرا قرائت می کرد نزدیک یک سال است هنوز هم همان شعر ابتدا رو گوش می کنم و سیر نمی شوم رحمت به شاعر رحمت به گوینده رحمت به همه انسان های شریف و انسان چقدر خوشبخت است اگردرمسیردرست قراربگیرد انصافا زبان فارسی زبان زیباییست در کنار این موجودات فرهیخته .
حامد در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۲ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:
به آروزی رخت هر گیاه ...... اصلاح شود آرزوی رخت صحیح است
هادی در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۵:
خواهشمنداست متن کامل را بازنشر فرمایید. سپاسگزارم
آرمین عبدالحسینی در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۱ - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص):
چند نکته وجود داره:
1- حکم کافر که به اسلام یا هر دین دیگر ابراهیمی ایمان نیاورد مرگ است
2- این شعر از سعدی در حقیقت در بیان احسان و بخشش حضرت محمد مصطفی می باشد.
3- سعدی مورخ نبوده که اندرزگو بوده است.
4- در زمان حضرت ختمی مرتبت ابوالقاسم محمد دین بر هیچ کس تحمیل نشده بلکه راه درست زندگی کردن و به راه راست رفتن تحمیل شده است.
سید حسین در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸۳:
سلام
بیت چهارم (گوید سلام علیک) را چه طور باید خوند؟
معنی «پرده سپاهان میزنم» چیه؟
ممنون
منوچهر مشکوة در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۶ - در رثای سید حسن:
دکتر مهدی حمیدی در رثای در گذشت رشید یاسمی که درهمان سال مرگ بهار و انتحار صادق هدایت بود وبا اقتباس از این قصیده گفنه است:
باغ امسال برگ وبار نداشت هیچ سالی چنین بهار نداشت
گل بخندید و نوبهار نبود باغ بشکفت وغیر خار نداشت
نظم جان داد وغیر جان دادن چاره ای در غم بهار نداشت...
ملیحه mfr.bluehelmet@gmail.com در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰:
مصرع دوم: هنگام «تضرع» و نیاز است
این رباعی یکی از بنمایههای رمان پسرخاله وودرو است.
ساکت در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۳:
خیام در مصرع اول تمنای آرامش در جهانی که انواع بیماری و اقسام خطر آدمی را تهدید میکند دارد و در مصرع دوم این تمنا را مطرح کرده که ای کاش امیدی به پایان این رنجها در آینده وجود داشت. بیت دوم تأکیدی بر همین مضمون است چرا که میگوید ای کاش پس از مرگ یک زندگی دوباره وجود داشت و پس از صد هزار سال مانند یک سبزه از خاک برمیخاستیم. واضح است که مطلب اخیر به زندگی پس از مرگ که مدعای ادیان است با تردید نگریسته و با یأس از آن سخن گفته است.
Sir Nader در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:
درود دوستانوزن مصراع دوّم ایرادی نداره.ما اختیاری داریم که می توان دو هجای کوتاه را به یک هجای بلند تبدیل کرد. چون ارزش زمانی دو هجای کوتاه برابر با یک هجای بلند است. البته از این اختیار همه جا نمی توان استفاده کرد، در بعضی از اوزان و در بعضی از ارکان آن وزن می توان از این اختیار استفاده کرد، در حقیقت این خاصیّتِ وزنیِ بعضی از اوزان است.
وزن این رباعی این است:
مُستَفعِلُ فاعِلاتُ مَفعولُن فَع
تن تن ت ت / تن ت تن ت / تن تن تن / تن
که می تواند این هم باشد:
مَفعولُن فاعِلاتُ مَفعولُن فَع
تن تن تن / تن ت تن ت / تن تن تن / تن
نیز این:
مَفعولُن فاعِلاتُ مُستَفعِلُ فَع
تن تن تن / تن ت تن ت / تن تن ت ت / تن
و این:
مُستَفعِلُ فاعِلاتُ مُستَفعِلُ فَع
تن تن ت ت / تن ت تن ت / تن تن ت ت / تن
همۀ این وزن ها با وجود اختلافِ یک هجا ای که با هم دارند، ارزش زمانی یکسانی دارند و یک وزن واحد هستند.
اگر دقّت کنید تنها تغییرِ صورت گرفته در آن ها، تبدیلِ رکنِ «مُستَفعِلُ» به «مَفعولُن» و بالعکس است. رکنِ «مُستَفعِلُ» متشکّل از دو هجای بلند و دو هجای کوتاه و رکنِ «مَفعولُن» متشکّل از سه هجای بلند است. در حقیقت دو هجای کوتاهِ آخرِ رکنِ «مُستَفعِلُ» یعنی «عِلُ» تبدیل به یک هجای بلند شده و آن را «مُستَفعِل» کرده که برای داشتن صورت زیباتر، آن را «مَفعولُن» می نویسیم. اصطلاحاً به این اختیار شعری یا خاصیّت عروضی، اختیار «قَلب» می گویند.
به طور خلاصه در اختیار «قلب» در برخی از ارکانِ برخی از اوزان می توان دو هجای کوتاه را به یک هجای بلند و بالعکس تبدیل کرد.
تنها پرسش باقی مانده می تواند این باشد که از کجا باید دانست که در چه جایی می توان از این اختیار استفاده کرد؟
متأسفانه چون عروض هنوز بصورت علم درنیامده پاسخ به این پرسش مشکل است. با آزمون و خطا می توانید به جایگاه درستِ این اختیار برسید و ملاک شما گوش دقیق و حسّاس است.
سیدامیر موسوی در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۳ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۱۱۹ - دم مرا صفت باد فرودین کردند:
سلام. روی سنگ قبر نیست. داخل مقبره دورتادور روی دیواره
علی dr.alisarabi@gmail.com در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
سلام
دوستان لذت بخش است مشاهده ذوق ادبی عزیزان در تفسیر و تبیین شعر فوق که البته گاه این ذوق به تعصب همراه با تکه پرانی همراه میشود.
جسارتا چند نکته عرض میکنم:
اولی تاسی به خود حضرتش است که میفرماید:
من این حروف نوشتم چنانکه غیر ندانست
تو هم ز ردی کرامت چنان بخوان که تو دانی
در ثانی هرجا حاکمی بوده جایرو ظالم "رند تشنه لب و سر بریده ای هم بوده
ازکران تا به کران لشکر ظلم است
یعنی لزوما نمیتواند مختص ابا عدالله(ع) باشد چرا که هر روزه شاهد رندان تشنه لب ناشناخته ای که بی جرم و بی جنایت سر به دار میشوند در جای جای کره خاکی هستیم و حافظ علیه الرحمه نیز نه برای شیراز و ایران و نه برای زمان خود سروده.
بعد اینکه ایشان آن بزرگوار ارادت خود را به شحنه نجف نیز قبلا اظهار نموده
جهار اینکه در رباعیات خود نیز میتوان به زعم خود حسین مقطوع الوتین (ع) را پیدا کرد:
امشب ز غمت میان خون خواهم خفت
وز بستر عافیت برون خواهم خفت
باور نکنی خیال خود را بفرست
تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت
کوکب هدایت نیز هر کس و هر عقیده ای در هر جایی میتواند باشد:
کاندی در هند
لومومبا در کونگو
کوروش در باستان ایران
کنفسیوس در چین
و غیره
که هر کدام ستارگان هدایتی درخشان برای انسان و بشریت هستند اگرجه حقیر نیز علاقه مندم این کوکب هدایت مهدی موعود باشد
در هر حال لذت شعر حافظ با این وجیزه ها نبایدتلخ کامی آورد
واحد در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴:
سلام،در بیت پنجم
ز بخت بی ره و آیین و پا و سر میزیست
ز عشق بیدل و آرام و خواب و خور میگشت
فکر می کنم واژه خور اشتباه تلفظ شده و تلفظ صحیخ آن /xavar/ به معنی ضعف،سستی و ناتوانی می باشد،
لطفا اساتید نظر بدن
رضا س در ۶ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴: