Roya در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۱:
به دوغ درافتادن درست است یعنی فریب خوردن
لحد چو حبس نماید، خلاص جان باشد یعنی قبر مانند زندانی به نظر میآید که جسم را در بر میگیرد و با مرگ تن، روح آزاد و خلاص میشود.
بهرام مشهور در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:
هم برای تکمیل معنا و محتوا و هم برای تنظیم قافیه باید مصرع آخر بدین گونه شود : جان در سر غمزه های جانانه کنیم
بهرام مشهور در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷:
پاینده باشید جناب شهرام بنازاده و سپاس از شما
بهرام مشهور در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:
مصرع دوم از بیت نخست : یا بهر چه ساز و سوزشان مطلوبست ؟
بهرام مشهور در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰:
چون در زبان پارسی لغات بیگانه عرب می آوریم نیک این است که حروف اضافه و ربط پارسی را از آنها جدا بنویسیم . حروف پارسی تنها در وصل با واژگان پارسی زیبنده و بجاست . پس بعبث را باید : به عبث نوشت
محمد در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:
باسلام،این غزل بیانگر اندیشه ی عرفانی عرفا واز جمله مولاناست انسان تا زمانیکه به فنا فی الله نرسیده و به اتحاد با خدا دست پیدا نکرده نمی تواند کاری از پیش ببرد انسان وقتی به خدا رسید بی قرار یش به آرامش تبدیل تبدیل میشود و...........
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۸:
عشق تو که در دل آتشی می افروخت
دانم که به شمع سوختن او آموخت
بر روی تو شمع تا ز حق، عاشق شد
زد او نفسی سرد و ز غم فارق شد
با سوختن در عشق حق برخلاف شمع که سرد وخاموش گردد زمانی که رسید،ما به چنان حقیقتی خواهیم رسید که،یکباره مقصد حاصل نموده،متحد،شکوفا و ابدی خواهیم شد
صفا در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:
بنده حقیر بر این باورم که که در این بیت، سایت گنجور دچار خطا شده
و "بنماید" اینجا در این فحوی استفاده نشده
بلکه مولانا فرموده:
"نبماند هیچش الا هوس قمار دیگر"
بدان معنی که "خوش آن قماربازی که همه را باخت؛ و هیچ چیز دیگر برایش باقی نماند، الا هوس یک قمار دیگر"!
این فحوی با منطق مصرع پیشین خود بیشتر مطابقت معنایی و منطقی دارد تا استفاده از فعل "نمایاندن" (بنماید) که در معنی "نشان دادن" است.
محمدحسین مسعودی گاوگانی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۲۶:
به نظر می رسد یک تناقض ظاهری در این دوبیتی وجود دارد. اگر کسی مونس روزگار است نمی تواند برای کسی که در آن روزگار است مونس نباشد و اگر آن فرد در آن روزگار نیست پرسیدن این سوال غلط است که چونی بی من ؟
چونی ؟ که کلمه پرسش از کمیت و کیفیت است در مورد کسی که مونس روزگار و همدم غمگسار است چه معنی می دهد ؟
کسی که مونس روزگار است نمی تواند خراب باشد که خرابی و مونسی روزگار در یک نفس نمی گنجند. پس مولانا پی چیست؟
من با رخ چون خزان ، خرابم بی تو
رخ من چون خزان است و هر لحظه به موی بادی بند است و در پی آن زمستانی است که سردی و حکایت یخ بندان دارد، خزانی که چنین ماهیت و وصفی دارد و هر رنگش به برگی زرد می ماند ، بی تو خراب است.
و نکته همین جاست ، انسان نباید خود را بی او کند تا رخ خزانش ، خرابتر نشود.
والا او مونس روزگار است خود را از هیچ کس دریغ نخواهد کرد که او همدم غمگسار و رخی چون بهار دارد که شادبی و طراوت از هر طرفش می بارد.
سید محسن در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳:
هر شب چو..........بالین کن استان را----درست است
سید محسن در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۱:
دادن جان ......تو جوانمردی نیست-----گر مرا در دو جهاندست.....---درست است
سید محسن در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰:
در فراخنای جهان....----درست است
سید محسن در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۳ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴:
یا چو زن....عاشقی کار تو نیست---درست است
سید محسن در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳:
اگر خورشید و......سعادت باد رویش را---درست است
سید محسن در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۳ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰:
ور گشایش می خواهی....---تو نه عیسی ای اگر....----درست است
میلاد در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸:
این شعر رو هم ب اهل بیت و خدا و پیغمبر ربطش دادین؟؟
چجوری؟ اصا چرا؟
علمای گرانقدر وجدانا نظراتتون رو برا خودتون نگه دارین فقط! بروزش ندین توروخدا
آدم ی دیقه میاد ی غزل بخونه حال و هواش عوض شه بعضی از اندیشمندان گرامی با نظراتشون ب کل حال آدمو خراب میکنن
سید محسن در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲:
همه غنای تو....-----درست است
سارینااا در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۱ - آغاز داستان:
سلام یکی پرسیده بود که معنی قیس چیه؟ و این اشتباه تایپی چون معنی ای نداره
دوست عزیز قیس نام اصلی مجنون است بعد از این ک پدر لیلی نمیذاره ک لیلی بره متکب خونه و قیس رو ببینه قیس به حاطر عشق دیوانه وارش به لیلی معروف به مجنون میشع
چون اون موقع ینش زیاد نبوده و از بچگی ملقب به مجنون میشع دیگه کمتر کسی با نام قیس از او یاد میکنه و همه به نام مجنون میشناسنش و خود مجنون هم با این اسم مشکلی نداشتع چون میگفته من واقعا دیوونه لیلی ام
سیاوش در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی » بخش ۵۰ - فی رؤیا النّیّرین والکواکب الخمسة السیّارة:
در بیت پنجم، مصرع اول درست این است: زهره خود هست مایه ی رامش...
جعفر عسکری در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۴۷: