گنجور

حاشیه‌ها

جمشید پیمان در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:

"بحری ست بحر عشق" یا "راهی ست راه عشق"؟
جمشید پیمان،28 ـ 08 ـ 2019
من هم در نسخه های مختلف دو وجه این مصرع را دیده ام. هم " راهی ست راهِ عشق که هیچش کناره نیست" هم " بحری ست بحر عشق که هیچش کناره نیست" با توجه به شاهدی از خود حافظ، شاید بشود گفت او در اینجا نیز " راهی ست راه عشق که هیچش کناره نیست" سروده است. اما آن شاهد از غزلی است با مطلع : " چو برشکست صبا زلف عنبر افشانش/ به هر شکسته که پیوست،تازه شد جانش" . در میانه غزل می گوید : " تو خفته ای و نشد عشق را کرانه پدید / تبارک الله از این ره که نیست پایانش " ! حافظ در غزلی دیگر می گوید :" از هر طرف که رفتم جز حیرتم نیفزود / زنهار از این بیابان، واین راهِ بی نهایت"! در معنی کرانه دهخدا می گوید : به معنی کران باشد که کنار است ( به نقل از برهان قاطع)!
البته حافظ در جاهای دیگر عشق و دریا را هم با هم آورده است و شاید بشود با اشاره به آنها گفت در اینجا هم " بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست" بوده است! برای مثال در اولین غزلش : "شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل/کجا دانند حال ما سبک باران ساحل ها" که بلافاصله بعد از بیت اول " ... که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها" آمده است" . یا در جای دیگر می گوید : " عشق دردانه ست و من غواص و دریا میکده / سر فرو بردم در آنجا ،تا کجا سر بر کنم" ! باز هم باید گفت : چون نیست خواجه حافظ ،معذور دار ما را! اصل کار معنای بیت است که در هر دو صورت پیدا است! من " بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست" را می پسندم. پ.ن : در بیت با توجه به قافیه انتخابی حافظ ، " کــــــنــــاره " درست است نه " کرانه": بحریست بحر عشق که هیچش کـــــنــــاره نیست / آنجا جز آنکه جان بسپارند چـــــــــاره نیست"!

رضا س در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹:

در بیت آخر کلمات "غلام" و "بنده" و "هندو" آمده که تقریبا هر سه یک معنی دارند و احتمال اینکه فرخ، غلام دربار شاه شجاع باشه رو زیاد میکنه. غزل هم با اینکه مشخصه از خود حافظه ولی ساده‌ست و انگار که اهمیت کمتری برای حافظ داشته و نخواسته زیاد با آرایه‌های ادبی پیچیده تزئینش کنه.

صدرا در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۶۸ - مژده دادن ابویزید از زادن ابوالحسن خرقانی قدس الله روحهما پیش از سالها و نشان صورت او سیرت او یک به یک و نوشتن تاریخ‌نویسان آن در جهت رصد:

ظاهرا این بیت خطاب مولانا به پیامبر است:
ای فلک پیمای چست چست خیز
زان چه خوردی جرعه ای بر ما بریز
(اشاره به معراج)
خو نداریم ای مقام مهتری
که لب ما خشک و تو تنها خوری
ارادتمند مثنوی دوستان

گویان در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۷:

جناب 7
دقیقا به این معنی است که با خوی تتری
که داری نیاز به شمشیر نیست

گویان در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۲:

در متن جناب محمدی
اشاره به نام جشن (طوی) در سفرنامه
ابن بطوطه شده است
قشقاییها جشنهای مربوط به عروسی
را ” طوی” میگویند

mystic در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

به زیبایی در بیت خور و خواب و خشم و شهوت سعدی 7 میلیارد مردم دنیا را حیوان میداند و حیوان هم که از جهان آدمیت خبر نداره. در بیت رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند نیز صریحا جناب آقا سعدی اعلام میکند که خدا دیدنی است و هر کس که نماز خواند و خدا ندید قطعا رو خواست حاجی!!!!!

mystic در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل:

این داستان فیل را گذشتگان همچون سنایی و دیگران گفته اند همانطور که مولانا میگوید:ما از پی سنایی و عطار آمدیم.مولانا خوشگل ما به زیبایی فیل را به عرفان و مردمان را به ادیان تشبیه کرده است

گویان در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۵:

احتمالا کمالیت واژه دیگری باشد
ایراد شما وارد است
اما مصرع آخر ایرادی ندارد
که در
در بوستانستی

امیر در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۹:

با سلام به همگی
اینکه چرا عرفا خدا رو به دختران زیبا تشبیه می کنند (نه اینکه به اون شکل ببینند!) یک دلیل ساده داره. چون ما اون جنبه دیگرش رو درک نمیکنیم! برای ما عجیبه هست که یک عارف چطور ممکنه اینقدر محو خدا باشه. اونها با این زبان به ما می گویند: همانطور که شما محو و جذب چهره های زیبا می شید. در واقع با زبان خودمان با ما صحبت می کنند!
البته بعضی از دوستان معتقدند که این اشعار ربطی به خدا نداره و برای من جای تعجبه که با گرفتن استعاره و حکت از شعر اونها از چه چیز اون خوششون میاد؟! فکر میکنم این طرز فکر فقط جایگاه واقعی بزرگان ما رو در بین ما تنزل میده. به این بیت سعدی دقت کنید:
ز اندازه بیرون تشنه ام ساقی بیار آن آب را
اول مرا سیراب کن وانگه بده اصحاب را
در این دیدگاه بیت بالا اینطور معنی میده که شاعر تشنه بوده و آب می خواسته و به کسی که آب میاورده گفته من تشنمه برام آب بیار، اول به من بده بعدش به بقیه!!!!
واقعا فکر میکنیم سعدی بخاطر این شده سعدی؟!!

a.p در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱:

ابیات آغازین در وصف شبی است که ماه در آزمان دچار کسوف شده است
ز تاجش سه بهره شده لاژورد
به معنی سه قسمت از چهار قسمت ماه لاژوردی یا تیره شده است که بیانگر کسوف ماه است

ارسلان در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:

با سلام بر دوستاران ادبیات ایران زمین
چه فارسی چه ترکی چه عربی و کردی و ادبیات همه اقوام ایران
نخست این را بگویم من ترک ایران هستم از تبریز
زبان ما ترکی است ترکی آذربایجانی که با ترکی استانبولی و ترکمنی میشوند زیر شاخه های ترکی اوغوز که با هم ریز لهجه تفاوت دارند ترکی اوغوز ، یکی از 35 شاخه زبان ترکی است
از دوستان آزاد اندیشم خواهش میکنم که به ما آذری نگویند و زبان ما را آذری نخوانند که پشت این واژه یک مکر سیاسی و ظلم است... ( رجوع شود به مقاله رد نظریه احمد کسروی در مورد زبان آذری . دکتر محمد حسین زاده صدیق )

راستی بنده این چند بیت را در گنجور ندیدم
اطمینان هم ندارم منتسب به شهریار است یا نه
از سایت گنجور خواهش مندم نظر زا تایید کنند تا دوستان حول انتساب اشعار ذیل به شهریار نظر دهند
حیدر بابا اوشاقلارین دیل آشدی
تورکو آتیب آیری دیله دانیشدی
اصیل دیلی اؤزگه دیله قاریشدی
اویانماساق دیلیمیزدن آد قالماز
شیرین دیلدن آغزیمیزدا داد قالماز

وقتی نظرات را خواندم دیدم که سایت گنجور نسبت به ما ترک زبان ها جبهه ندارد و حتی نظرات کسانی که تر را تورک نوشته اندرا تایید کرده که نشانه بزرگ اندیشی شما در مورد اقوام هست
از شما کمال تشکر را دارم
یا حق.

محمدرضا در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

علامه طهرانی در نوشتاری دیگر: کتاب روح مجرد می نویسد:
مرحوم آقا سیّد ضیاء الدّین دُرّیّ یکی از وعّاظ و اهل منبر درجه اوّل طهران و استاد علوم معقول بودند؛ و اینک متجاوز از سی سال است که فوت کرده ‏اند. حقیر در پای منبر ایشان کراراً بوده ‏ام؛ مسلک حِکَمی و عرفانی در منبر داشت و بیانش جالب و منبرش محقّقانه بود. در شب سوّم ربیع الثّانی یک هزار و چهارصد و دوازده هجریّه قمریّه، أخ‏الزّوجه حقیر: حجّة الاسلام آقای حاج سیّد حسن معین شیرازی دامت‏ معالیه در بنده منزل در مشهد مقدّس بودند، و از ایشان خواب جالبی را نقل نمودند که ذکرش مقرون به لطف است:
معمولًا در طهران، هر واعظی را که برای یک دهه برای منبر رفتن در مجلسی دعوت می کردند، در شب آخر وی را برای همان دهه از سال دیگر نیز دعوت می ‏نمودند. در آخرین سالی که مرحوم دُرّی در قید حیات بود، یک شب از دهه محرّم (شب هشتم یا نهم) جوانی از ایشان قبل از منبر سوال می کند که: مراد از این شعر چیست؟:
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ چراکه وعده تو کردی و او بجا آورد (3)
مرحوم درّی می گوید: جواب این سوال را در بالای منبر می دهم تا برای همه قابل استفاده باشد. ایشان در فراز منبر از قضیّه نهی آدم أبو البشر از خوردن گندم و داستان نان جوین خوردن أمیر المؤمنین علیه السّلام را در تمام مدّت درازای عمر بیان می ‏نماید و حتّی اینکه آن حضرت در تمام مدّت عمر ابداً نان گندم نخورد و از نان جوین سیر نشد. (روایت نخوردن گندم در تمام عمر، اختصاص به رسول الله دارد که چون از أمیرالمؤمنین علیه السّلام می‏ پرسند که: عائشه روایت می کند که: رسول خدا در تمام عمر یک شکم نان گندم نخورد، حضرت می فرماید: عائشه دروغ می گوید؛ رسول خدا در تمام مدّت عمر نان گندم نخورد، و از نان جو یک شکم سیر نخورد- انتهی.البتّه شکّی نیست که أمیر المؤمنین علیه السّلام هم تأسّی به رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم دارد و نان گندم نخورده است، همان طور که از أخبار استفاده می‏شود؛ و امّا این غیر از مضمون روایت سابق است.)
و سپس می گوید: مراد از شیخ در این بیت، حضرت آدم علی نبیّنا و آله و علیه السّلام است‏ که وعده نخوردن از شجره گندم را در بهشت داد ولی به آن وفا نکرد و از امر خداوند سرپیچی نمود و گندم را تناول کرد. و مراد از پیر مغان حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام است که در تمام مدّت عمر نان گندم نخورد و وعده عدم تناول از شجره گندم را او ادا کرده و به اتمام رسانید.
این مجموع تفسیر این بیت بود که وی بر سر منبر شرح داد و منبرش را خاتمه داد.قبل از پایان سال، مرحوم درّی فوت می کند؛ و لهذا در سال بعد، در دهه محرّم در آن مجلس مَدعُوّی که باید حضور داشته باشد، نمی ‏تواند شرکت نماید. درست در سال بعد در دهه محرّم در همان شبی که این جوان سوال را از مرحوم درّی می کند، وی را در خواب می ‏بیند که: مرحوم درّی به نزد او آمد و گفت: ای جوان! تو در سال قبل در چنین شبی از من معنی این بیت را پرسیدی و من آن‏طور پاسخ گفتم. امّا چون بدین عالم آمده‏ ام، معنی آن، طور دیگری برای من منکشف شده است:
مراد از شیخ حضرت إبراهیم علیه السّلام است و مراد از پیر مغان حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام؛ و مراد از وعده، ذبح فرزند است که حضرت إبراهیم بدان امر خداوند وعده وفا داد، امّا حقیقت وفا را حضرت أباعبدالله الحسین علیه السّلام در کربلا به ذبح فرزندش حضرت علیّ أکبر علیه السّلام انجام داد.

سحر در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲۱:

در بیت اول مرا صد در دکان بودی درست هست ولی به اشتباه درد کان نوشته شده .د دوم باید به کان بچسبد

گویان در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۹:

کسی نمیدونه عاقبت عشق باختن چی میشه
اینکه بگوییم از اول عاشق نمیشدی که نمیشود
عشق که با تصمیم قبلی شکل نمیگیرد
که با منطق سرنوشت تطبیق دهیم

علیرضا_ابوالحسنی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۹ - حکایت اتابک تکله:

بنظرم تفاوت بین طریقت و عبادت نکته مورد اشاره سعدی نیست، حرف اصلی شاعر را باید دریافت، و در پی تفاوت نسخ هر چقدر باشیم از اصل مطلب شاید قافل شویم.

هاشم اقدامی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۰۴:

نشان اهل خدا عاشقیست با خود دار/ که در مشایخ شهر این نشان نمیبینم.....

علیرضا_ابوالحسنی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۷ - هم در این معنی:

در هر جامعه ای و مقدار های متفاوت می توان این موضوع را مشاهده کرد، حتما در این ابیات حکیملنه نباید منظور پادشاه باشد، می تواند منظور من "علیرضا" باشد که در خانه ی خود در زیر "خنک کننده" نشسته ام و خبر از حال در گرما مانندگان ندارم، باشد.

هاشم اقدامی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۸:

نشان اهل خدا عاشقیست با خود دار:
یک نیم رخت وَلستُ منکم ببعید
یک نیم دگر اِن عذابی لَشدید
بر گرد رُخت نوشته یُحیی و یُمیت
مَن ماتَ مِن العشق فقد ماتَ شهید

امید در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۱ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۸ - تمثیل در بیان ظهور خورشید حقیقت در آیینه کائنات:

درود بر دوستان
لطفا یک معنی از این شعر اگر کسی اطلاع دارد در حاشیه بنویسد

هادی فراست در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۴:

با پوزش از اینکه نتوانستم وسیلهٔ پنجره مربوط به معرّفی آهنگی که در آن از این شعر استفاده شده، اینجا درج میکنم که از این شعر در ترانهٔ «تازه بهار» ساختهٔ استاد محمّدرضا لطفی، با آواز آقای محمّد گلریز (برادر آقای گلپایگانی) و اجرای گروه شیدا استفاده شده.
در ضمن خوشحال میشوم راهنمایی کنید که از این پس چگونه میتوانم با استفاده از پنجره مربوط این کار را انجام دهم. وقتی نام آقای گلریز را در محل درج «نام خواننده» وارد کردم تنها گزینه‌ای که حاصل شد ورود رمز پایین پنجره بود و درج هیچ اطّلاعات
دیگری از قبیل نام ترانه و آهنگساز مقدور نبود!

۱
۲۵۴۵
۲۵۴۶
۲۵۴۷
۲۵۴۸
۲۵۴۹
۵۷۲۴