گنجور

حاشیه‌ها

اسحاقی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:

با سلام و احترام بد نیست چند نکته رو به استحضار برسونم:اول اینکه این شعر رو همای نیز خوانده است دوم زمان فعل است در دستور زبان فارسی جزء استثناهاست یعنی به ظاهر ماضی اما در اصل مضارع و حال است.سوم کلاه بر سر گذاشتن از رسومات عصر شاعر بوده و با توجه جایگاه و طبقات آدمها انواع و اقسام آن نیز متفاوت بوده است.

هموطن در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

جناب صادق خان
بیشتر این اشعار در مورد معشوق پیر را در بر میگیرد که مذکر است

محمدحسین مهدی‌پور در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳ - در سبب ورود این حدیث مصطفی صلوات الله علیه که الکافر یأکل فی سبعة امعاء و المؤمن یأکل فی معا واحد:

سلام و درود
لطفا عنوان را اصلاح فرمایید:
«الممن» بشود: «المؤمن»

آدی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۲:

گویا دوستان این غزل را به درستی وزنیابی نکرده‌اند.
وزن درست:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات

فرشاد انگالی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۵:

سایه‌ و نور بایدت هر دو به هم ز من شنو
سر بنه و دراز شو پیش درخت اتَّقوا
منظور از درخت اتقوا چیست

منوچهر احتشامی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۸۱ - جوجهٔ نافرمان شاعر نامشخص:

با عرض سلام : من در سال 1316 دانش اموز کلاس دوم در نهاوند بودم .این شعر در کتاب درسی ما بود و یاد دارم » دو قدم دور تر شد از مادر . بجای سه قدم امده در شعر بالا. دیگر اینکه این شعر مسلما از زنده یاد عباس یمینی شریف نیست چوندران زمان ان مرحوم خود دانش اموزبوده اند . از زنده یاد خانم پروین اعتصامی هم نیست چون اولین بار دیوان ایشان در 1320 توسط اقای ابوالفتح اعتصامی چاپ شد . اما در کتاب فارسی ما اشعار دیگری از زنده یاد ایرج میزا بد از جمله سرود ما که اطفال این دبستانیم وغیره امید است مفید فایده قرار گرفته باشد . با احترام .

سید محسن در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹ - این قصیدهٔ را ارتجالا در مدح شروان شاه منوچهر و صفت شکارگاه او و بنای بند باقلانی سروده است:

اب را بر بست دست و باد را بشکست پای-----صحیح است

محمد در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۳۲:

"گرگ پیکر درفش" به پرچم چه کسی اشاره داره؟

هادی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۵۰:

این شعر از ابن سینا ست و بیت دوم
گر مقبلم آسوده و خوش زیستمی
ورنه بر هزار دیده بگریستمی است

جعفرعسکری در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶:

سلام.
مصرع دوم بیت دوم،"خوشانده"اشتباهه و "خوشاینده"درسته.

مجید در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

از همانجا که رسد درد ، همانجاست دوا
درد برامده از ذهن است و دوا هم در مشاهده همان درد است
اساسا باید همه درد هایتان را ببینید ، مشاهده کنید و اجازه بدهید تا باشند تا هر زمان که هستند
آنها را تجربه کنید پذیرا باشید در برابر درد مقاومت نکنید هر مقاومتی اوضاع را وخیم تر خواهد کرد در پذیرش است که درد می رود
و پذیرش یعنی مشاهده کردن و اجازه دادن ....

گویان در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۷ - حکایت در فدا شدن اهل محبت و غنیمت شمردن:

این پیک آخر همیشه مورد بحث بوده

محسن سعیدزاده در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷:

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که خواجه خود روش بنده پروری داند
بنده،نخست صفات وخصالِ خواجه را میشناسد،وبه حال وطرزمقال وی معرفت پیدامیکند؛آنگا ه آنهارا چراغ راه خودقرارمیدهد.به عنوان مثال:
به خصلت یاصفت بخشندگی،معرفت پیدا میکند؛میفهمد خدا به شرط مزد روزی نمیدهد؛ازکسی توقع هیچ ندارد.روزی دادنش بی شرط وبدون توقع است.بنده نیربدون شرط وبدون توقع برای خواجه اش میبخشد وکمر همت به خدمتش میبندد.وفرض براین است که خواجه را شناخته ایم.اگر کسی را خواجه محسوب کنیم وبه او خدمت کنیم وازو روشِ بنده پروری مشاهده نکنیم، درمصداق خطا کرده ایم؛نه درمفهوم.این بیت به این مفهوم نظردارد:
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم
تا درخت دوستی بر کی دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
بی شرط وبی چون وچرا خاص خدا است؛بندگا ن اما درمیان خویش هرکاری به شرط مزد انجام میدهند.کارشان داد وستد(معامله) است.حتی عاشق ومعشوق:
گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان
نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

مهدی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱۷:

بنواز چنگ عشق تو به نغمات لم یزل
آیا کلمه ی '' تو'' اضافی نیست؟
چون وزن شعر رو کامل به هم میریزه و در صورت حذف هم وزن درست میشه هم معنا صحیح باقی می مونه
لطفا راهنمایی کنید

محسن سعیدزاده در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:

جهان،به کام من اکنون شودکه دورِزمان
مرا به بندگی خواجه ی جهان انرداخت !
خواجه به معنی سرور؛اوکه سری بالاترازدیگران دارد؛ این کلمه مفهومی نسبی دارد.به کار بردن این لفظ درمفهوم مطلقِ آن حقیقت ودر مفاهیمِ نسبی اش مجاز است؛وخواجه ی مطلق خدا است.حافظ را اگرخواجه میخوانند،چون سرورِ غزل سرایان است.در این مصرع منظور حافظ
معنی مطلق وحقیقی آن است .اوخدارا اراده کرده است.قرینه اش این بیت است:
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که خواجه خود روش بنده پروری داند

Cyrus در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:

Study me as much as you like, you will not know me, for I differ in a hundred ways from what you see me to be. Put yourself behind my eyes and see me as I see myself, for I have chosen to dwell in a place you cannot see.

محمد رضا در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:

به نظر بنده حرفهای سید علی ساقی کاملا صحیح است در مورد اندیشه حافظ

محمد رضا در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:

درودها دوستان
زنده باد سید علی ساقی

محسن سعیدزاده در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:

فرشته عشق نداند که چیست قصه مخوان
بخواه جام و شرابی به خاک آدم ریز
عشق,خاص موجودات زمینی است.نفی آن ازفرشته،سالبه به انتفای موضوع است.دلیل اش ترس ازناکامی وترس ازفقدان است.
ومعنی عشق: محبت وعلاقه به زندگی ونماد های آن است. محبت به طبیعت،به همنوع،به والدین،به همسر همه مراتب عشق اند.عشق حقیقت مشککه دارد.پله های کوتاه وبلند دارد.درجات کمسو وپرنوردارد؛وهمین خصیصه مفسران را به لغزش می اندازد.
به دیگر بیان:عشق،که-حقیقتا- عبار ت ازعلاقه به زندگی ومحل زندگی یعنی دنیا ومتاع دنیوی است،خاص جانداران کره خاکی است. ازاین منظرانسان وحیوان درعشق ورزی مشترک اند.دلیل اش:خوف ازفقدان،وترس ازعدم وصول است.

سیدمیلاد در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۶۳:

دو بیت آخر میتواند شاهد این باشد که میتوان معانی مختلف فعل مرکب را در خدمت قافیه قرار داد.

۱
۲۵۴۰
۲۵۴۱
۲۵۴۲
۲۵۴۳
۲۵۴۴
۵۷۲۴