گنجور

حاشیه‌ها

بابک در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰۲:

خدا، ریسمان و رشته ایست که به گرد من میپیچد و کلافه دور تن من میشود . « باد ریسه »، به معنای « رشتن و پیچیدن و تابیدن » است ، چون باد، در اینجا به معنای پیچیدن و تاب دادن است . از این رو به چشم صنم ، که ماه در شب و خورشید در روز باشد ، بادریسه میگفتند .

مهدی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

اونجایی که دیگه کلمات قادر به بیان معانی نیستن
این ساز استاد ذوالفنون هست که لغات تهی شده رو
با زبردستی و استادی تمام به نت تبدیل میکنه.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد

محمدامین در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ خلیل‌الله خلیلی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳:

قدامة
لغت‌نامه دهخدا
قدامة. [ ق َ م َ ] (ع مص ) دیرینه گشتن . (منتهی الارب )(آنندراج ) || (اِمص ) کهنگی . (آنندراج ).

لیلی پالیز در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:

وزن بیت اول مصراع اولش چطور میشه؟رکن دومش؟

بیخرد در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۵۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

سلام و عرض ادب
انسان در مستی (انگور) منیت و رنجهاش رو فراموش می کنه
این خاصیت مستی (انگور)هست . اگر کسی بخواهد بشارتی
به انسان بدهد از این تمثیل استفاده می کند یعنی بیخودی و رهایی از
رنج همانگونه که خود قران بشارت به جویهای شراب و حوریان بهشتی
را می دهد یعنی رهایی . و همه بزرگان ما نیز از این تمثیل ها فراوان
استفاده کرده اند زیرا این خاصیت (بیخودی و رهایی از رنج ) در مستی
(انگور)بیشترین نمود را دارد که اگر موز همچین خاصیتی داشت
شاید بجای شراب از موز در اشعار استفاده می شد و عده ای بر ان
بودند که بگویند منظور موز عرفانی بوده .ختم کلام هر چیزی که لحظه ای
انسان را از منیت و رنج حاصل از ان برهاند حقیقت مطلق است حال چه شراب (انگور ) چه خواندن قران کریم

شهرام در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱ - سر آغاز:

سلام.آقای صحافیان با تشکر از توضیحات حضرتعالی.توقع داشتم اصل مطلب رو میفرمودید و اونهم کلمه ضیا هست.در این ابیات مولوی گفته که بدین جهت من حسام الدین رو ضیا مینامم که روشنی همت و دعاها و شکر و .. حسام باعث رنگ مثنوی شده نه چیز دیگه.همونطور که اسمش حسام الدین هست ولی جانش ضیالحق هست و تفاوت درینه ک اوندو توصیفند ولی ضیا ذاته. این ضیا بمعنی نور ذاتی هست همانگونه ک قرآن خورشید رو ضیا و ماه رو نور گفته ک تفاوتش در اینه ک نور خورشید از خودشه و نور ماه اکتسابی و انعکاس نور خورشیده..و بقیه جملات در توضیح همینند و مثالهای بیشتر.مثل رود نیل یا یا خود مثنوی ..ک هر کس انعکاس خویش رو در جهان مینگره و بدین جهت روشنی روز در بازار برای دزدان ناپسند و برای کاسبان و تاجران رحمت هست...

زهرا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدید‌کنندگان را:

سالها پیش(1362) با درویشی آشنا شدم که بوسیله هیپنوتیزم چندین نفر از اطرافیانم را به زندگی های گذشته برد.جالب اینکه طی گذشت 36سال ،هرکداممان اتفاقاتی که در زندگی مان پیش آمد ارتباط شدیدی با گناهان قبلمان داشت که حقانیت این کارراثابت میکرد.بله واقعا ما زندگی های بسیاری میکنیم تا «آنچه اندر وهم ناید»بشویم.. چندین ملیون زندگی...به اندازه نفوس بشر فقط زندگی انسانی طی میکنیم.(یادم به صحبت معجزه وارحضرت علی ع میافتد : من در تمام شما زیسته ام!)

هادی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۴۵ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۱۰۰:

عبدالله عذر بکاست اما غذر نخواست
به متن ذیر تصحیح گردد
عبدالله عمر بکاست اما عذر نخواست

سید علی میرعلایی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱:

مریم بسی بنام بود لکن
رتبت یکی است مریم عذرا را
اشاره به آیه 42 سوره آل عمران دارد
إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَیٰ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ

Ahmad hamedhamedi۱۵۹@gmail.com در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۶ - رای زدن خسرو در کار فرهاد:

با سلام
بیت" بسی کوشیدم اندر پادشاهی مگر عیدی کنم بی روستایی "
واژه بی روستایی غریب و گنگ به نظر میاد شاید بی روسیاهی صحیح تر باشه؟!!!؟

محمد در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۸۴:

سلام . لطفا معنی مختصری برای شعر بنویسید . با تشکر .

محمد گودرزی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:

با این همه شاید جدال بر سر معنی و تفسیر شعر بیهوده باشد و شعر را بهتر است هر کس آنگونه که دوست دارد بخواند. یکی عرفانه بخواند، یکی عاشقانه. یکی شراب را عرفانی بداند و یکی انگوری. یکی شعر را برای خدا بخواند، یکی برای انبیا و امامان و اولیا، یکی برای دختران بالا بلند باریک میان و یکی برای شیرین پسران!

محمد گودرزی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:

با سلام
کشته غمزه تو شد حافط ناشنیده پند
تیغ سزاست هر که را درد، سخن نمیکند
دوستان شاید این اصطلاح را شنیده باشید که « فلانی را حرف نمیگزد». به این معنی که نصیحت در او اثری ندارد و حرف گوش نمیکند. من کمترین شاگرد دوستان هم نیستم ولی چون این اصطلاح را شنیده ام معنی این بیت برایم روشن است. در این بیت کلمه «درد» را باید با سکون حرف آخر خواند و به این معنی است که هر کسی که از سخن دردش نمیگیرد (سخن در او اثر نمیکند) سزاوار تیغ است. و این با مصراع اول هم که حافظ پند نشنیده و کشته غمزه یار شده همخوانی دارد و سزاوار تیغ و تیر یار است. چرا که به نصیحت کسانی که او را از عشق بر حذر داشته اند گوش نکرده است. و دوستانی که معنی کرده اند « درد سخن کردن» یعنی از درد سخن گفتن توجه نکرده اند که به مصراع اول و کشته شدن حافظ به دلیل ناشنیدن پند ربطی ندارد و این معنی نمیتواند درست باشد.

وحید رشدی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹:

به نظرم در بیت 9 باید به جای "گذشت" عبارت "گذشته" باشد. هم معنی شعر بهتر می شود و هم وزن شعر

مبین در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:

این شعر رو حامد زمانی تو اهنگ دل ارام هم خوانده ولی نبود بین اهنگ های ایشون در قسمت بالایی

**** در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:

محسن نامجو دو مصرا از این شعر رو تو اهنگ مردجان به لب رسیده را چه نامند خوانده است لطفا برسی شود

هانیه سلیمی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۸:

وِثاق
لغت‌نامه دهخدا
وثاق . [ وِ ] (ع ، اِ) بند. (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). بند و قید. (منتهی الارب ) (آنندراج از منتخب و لطائف و مدار). || گرفتاری . || معسکر و لشکرگاه . || (مص ) مواثقة. عهد و پیمان کردن باهم . (ناظم الاطباء).

Mina در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد » شمارهٔ ۳۸:

در مصزاع چهارم لغت «جان» جا افتاده است:
گوهر نشوی تا سفر جان نکنی، گوهر جان نشود قطره سفر ناکرده

عبدالوراح محمدی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۵ - دیدن خسرو شیرین را در چشمه‌سار:

به آقای بهرام مشهور: من فکر می‌کنم در بیت 54 همان بستاتدستانتان که معنای باغبان و بُستانبان را می دهد، درست باشد و ز بستان هم به همان شکل "ز بُستان" درست است.

سعید.م در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۹:

دوستان به نظر من در این شکی نیست که زبان بزرگان ادب فارسی و شاعران گرانمایه سرزمینمان چون سعدی و حافظ و... در حال حاضرهمچون قله های زبان فارسی محسوب میشوند و خواندن نوشته هایشان و توجه به زبانشان اموزنده و لذتبخش است. اما به گمانم مغلطه هایی وجود دارد که بایستی از انها پرهیز کنیم مانند اینکه چون این شاعران در شاعری بسیار هنرمند بوده اند پس سخن انها هم به همان اندازه درست است و پاسخهایشان برای راهگشایی مسایل اصلی بشر امروز کفایت میکند. مورد دیگر اینکه در مورد شاعر گمانه زنیهایی میشود که مثلا جناب سعدی به درجه و مرتبه ای از عرفان و خداشناسی رسیده واین پایه مطالب منعکس شده در شعرش است بنابراین برای درک و لذت بردن از شعرش باید این مطالب را حد توان خودت بفهمی و بپذیری!!؟
این حقیر با چنین نگاههایی مخالفم به گمانم همانطور که یک فرد مسلمان یا آتییست می تواند از موسیقی باخ لذت فراوان برد بی انکه با مذهب پروتستان باخ که تا حد زیادی در پس ایده های موسیقیاییش بود اشنا باشد. (پذیرش که یک مرحله بعد از انست.!) یا همانطور که فردی بودایی میتواند از تابلوهای ولاسکز با ان ریشه های عمیق کاتولیکی هنرش حظ فراوان برد و ... به همان نسبت لذت از اثار اثار سعدی و حافظ و مولوی و... و درک زیبایی انها مستلزم پذیرش عقاید و حتی دینشان نیست هر چند واضحست که اشنایی با تفکرشان و الته نه پذیرش ان به این درک کمک میکند.
خواهشمندم این مورد را در نظر بگیرید که شاید شخصی چون من با بیشتر بخشهای تفکر این عزیزان و بزرگان موافق نباشد ولی علاقمند به اثارشان باشد و از خواندن انها لذت برد.

۱
۲۴۲۱
۲۴۲۲
۲۴۲۳
۲۴۲۴
۲۴۲۵
۵۷۲۵