حسین در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰:
سلام . چرا در بیت سوم بویش ایتفاده شده مگه نباید بویت باشه . ممنون از این سایت بی نظیر
رضا س در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
یه نکته به تفسیر آقا رضا اضافه کنم:
در بیت:
غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی/ نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو
در زمان حافظ شاه یا افراد مهم در باغ سایهبانی داشتند و استراحت میکردن و غلامانشون هم کنارشون میایستادند و مواظب بودند که کسی شاه رو بیدار نکنه. اینجا حافظ چهرهی یار رو به باغی تشبیه کرده که سایهبانش ابروهای یاره و چشم هم در این سایهبان به خواب خوش مستی فرو رفته. حافظ هم غلام این شاه ترکه(چشم) و مواظبه که بیدار نشه.
بی دل در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۳۴ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹:
حافظ:آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند ....شاه نعمت االه ولی (ره) : ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم صد درد به گوشه چشمی دوا کنیم......در همه بارگاه محمودی/یک ایازی چو نعمت الله کو..........توبه کنید از نسبت دادن الفاظی که دور از شان بزرگواران است
شروین پاداشپور در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱۹ - در بیان این خبر کی انهن یغلبن العاقل و یغلبهن الجاهل:
سلام و سپاس از انتشار این همه اطلاعات خوب و جالب. بسیار آموختم.
سید محسن در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱:
نقش ،خود، در آینه بر او مفتون شد-----میفرماید آن صورت حسن تو در آئینه دل ما متجلی شد. آن عکسی که در دل ما نقش بست،خودش در آئینه دل ما باز مفتون حسن تو شد--یعنی هم من وهم عکس متجلی شده تو در دل من هردو مفتون حسن تو هستیم
سید محسن در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:
سودی که رفت بر سر بازار شوق ما---میفرماید بازار شوق ما پر سود است و بهمین خاطر است که برای بدست آوردن سود ،چه کسی در سر بازار ما نرفت..با عرض ادب و معذرت
soureh در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲:
آدم یه چیزایی میخونه میمونه! ظاهرا بعضیا کاملا راجب یه شخصیت و تمام اشعار اطلاعی ندارن، فقط یه بیتی یه جایی خونده بعد میگه حافظ زردشتی بود اهل اسلام نبود!
سید محسن در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹:
در مصطبه ها لعل می،رطل گران شد----درست است ---می را به لعل تشبیه کرده و رطل گران هم که صفت مئی است که سخت گیرنده است. بهر حال می و رطل بستگی درست ومنطقی با هم دارندولی لعل و گران معنا را منحرف میکند
سید محسن در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸:
بله صداع----یعنی درد سر ----درست است و با معنا هماهنگ است
سید محسن در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
درود بر علی آقا----از نظر معنا تمام بیتها با هم هماهنگ هستند.لطفا اگر اشکالی هست با ذکر مثال بفرمائید---با عرض ادب و معذرت
سید محسن در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۵ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:
دلی دارم سیه بر رخ........-----درست است
سید محسن در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:
کمتر ینش( ی ن-ش) بنده امبر......-----درست است
احسان در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:
سلام و عرض ادب خدمت همه ی عزیزان
چه خوب اهل مطالعه هستید و با علاقه و دلسوزی ، نظریات خود را مرقوم می فرمائید.
اما
راستش در بین برخی از کامنت ها ، نکته ای هست که فکر کنم از عشق و عرفان ، بسیار بدور هست .
و آن اینکه
عزیزانم ، اساتید گرامی ، دوستان جوان ترم ،
کاش کمی مهربان تر نظرات موافق و مخالفمان را طرح کنیم .
تعصب ؟ حس برتری و داناتر بودن و باسوادتر بودن ؟ قضاوت ؟
شاید من به اندازه ی شما عزیزان ، مطالعه نداشته باشم ، ولی بدون شک هیچکدام از این نکات منفی فوق الذکر ، جزء خصائل اخلاقی یک عارف نمیتوانند باشند .
مهر و لطف و محبتی که شما خطاب به نگارنده ی سطور قبلی هدیه و ابراز کنید ، به مراتب زیباتر و ارزشمندتر و عارفانه تر از آنست که شما کل اشعار عرفا و تفاسیرشان را در سینه انبار کرده باشید .
امیدوارم کسی را با کلامم نرنجانده باشم .
خلاصه که
عاشق باشیم و رها و شاهد
برای همگی آرزوی مسیری غرق در عشق و نور و برکت دارم .
در پناه خدای مهربان
علی در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
در بیت نهم در نسخه غنی قزوینی بجای عجوز، از عجوزه استفاده شده است:
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
که این عجوزه عروس هزار داماد است
حامد مح در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹۱:
یادمون باشه که عشق هدف نیست
عشق چیزی نیست که باید تلاش کرد تا بهش رسید
امثال مولانا و ... گوشه ای از شهر عشق را مشاهده کردند
عشق فقط یک مرکب هست برای رسیدن به هدف بالاتر... عشق وسیله است نه هدف. و البته هدف وسیله را توجیه نمیکنذ. موید باشید
سید محسن در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:
لاشه ناتوان از انست که بار من برد---درست است
سید محسن در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱:
مئی میار که درد سر و خمار آرد----از آن می آر که هوش آرد و خمار برد-----درست است
ساسان در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۷:
مصرع دوم با باید پا شود
بابک در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸۶:
زلف و گیس پیچان یا جعد ، رسنیست که بازی کنان صنم ، دل همه را شکار میکند . زلف پیچان ، رسن عشقست .
از رسن زلف تو ، خلق بجان آمدند بهر رسن بازیش، لولیکان آمدند
در دل هر لولئی ، عشق چو استاره ای رقص کنان گرد ماه ، نورفشان آمدند
لولیکان ِ قنق ، در کف ، گوشه تتق وز تتق آن عروس ، شاه جهان آمدند
( قنق = همان سبک شده قوناق و قوناس است، که به معنای مهمان است، ولی در اصل مقارنه هلال ماه و پروین است )
حسین در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰: