گنجور

حاشیه‌ها

رضا س در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:

جناب صادق حافظ میگه این بحث با ثلاثه‌ی غساله میرود. طبق نظر شما اگه معنی ثلاثه غساله آب باشه یعنی داشتن آب میخوردن و راجع به سرو و گل و لاله صحبت میکردن؟! یا راجع به آبیاری سرو و گل و لاله بحث میکردن! اینها چه مساله‌ایه که حافظ در شعر بیاره. ثلاثه‌ی غساله معنی مشخص داره و نمیشه به راحتی معنی رو تحریف کرد.

خسرو در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۵ - کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب:

چون دم رحمان بود کان از یمن / می‌رسد سوی محمد بی دهن
یا چو بوی احمد مرسل بود / کان به عاصی در شفاعت می‌رسد
در این دو بیت واژه احمد از ریشه حمد به معنی ستوده تر لقبی برای حضرت موسی روح القدس است و واژه‌ی محمد از ریشه حمد به معنی ستایش شده لقبی برای حضرت مسیح رسول الله است و مسیح رسول الله ممسوح به یمن و برکت ، نور زمین و آسمانها و خدای حقیقی از آفریدگار و صورت و پیکری از اوست یعنی هر زمان که ما او را ببینیم ، خدا را دیده ایم و بوی خدا با مسیح شایسته ستایش به ما می رسد

Sshr در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:

سلام میشه لطفا برای شعراهای سایتتون معنی هم بزارید؟

خسرو در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲۰:

مشام محمد به ما داد صله / کشیم از یمن خوش نسیم خدایی
در این بیت واژه‌ی محمد از ریشه حمد به معنی ستایش شده لقبی برای حضرت مسیح رسول الله است و مسیح رسول الله ممسوح به یمن و برکت ، نور زمین و آسمانها و خدای حقیقی از آفریدگار و صورت و پیکری از اوست یعنی هر زمان که ما او را ببینیم ، خدا را دیده ایم و بوی خدا با مسیح شایسته ستایش به ما می رسد

خسرو در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۳۷:

در این شعر واژه‌ی محمد از ریشه حمد به معنی ستایش شده لقبی برای حضرت مسیح رسول الله است و مسیح رسول الله ممسوح به یمن و برکت ، نور زمین و آسمانها و خدای حقیقی از آفریدگار و صورت و پیکری از اوست یعنی هر زمان که ما او را ببینیم ، خدا را دیده ایم و بوی خدا با مسیح شایسته ستایش به ما می رسد

خسرو در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۰:

چون عقیق یمنی لب دلبر خندید / بوی رحمان با محمد رسد از سوی یمن
در این بیت «بوی رحمان با محمد رسد» درسته و واژه‌ی محمد از ریشه حمد به معنی ستایش شده لقبی برای حضرت مسیح رسول الله است و مسیح رسول الله ممسوح به یمن و برکت ، خدای حقیقی از آفریدگار و صورت و پیکری از اوست یعنی هر زمان که ما او را ببینیم ، خدا را دیده ایم و بوی خدا با مسیح شایسته ستایش به ما می رسد

افشین اسدی کرد در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۵:

بحر رمل مثمن مخبون محذوف
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن

ایرنا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴:

این شعر زیبا را در کتاب فارسی دوره راهنمایی حدود سالهای 1362-63 خواندم و حفظ کردم:
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
از بهر طمع بال و پر خویش بیاراست
بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت
کامروز همه روی زمین زیر پر ماست
گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد
جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست
بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید
بنگر که ازین چرخ جفا پیشه چه ها خاست
ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی
تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست
بر بال عقاب آمده آن تیر جگر سوز
وز ابر مر او را بسوی خاک فروخاست
بر خاک بیافتاد و بغلتید چو ماهی
وانگاه پر خویش کشید از چپ و از راست
گفتا عجب است اینکه ز چوب است و ز آهن
این تیزی و تندی و پریدن ز کجا خاست
چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست
حجت تو منی را ز سر خویش بدر کن
بنگر به عقابی که منی کرد چه ها خاست

مسعود صالحی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۱۷ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۱:

این مصراع اشکال وزنی داره
شعلهٔ گردم چو یاد آن رخ حمرا کنم
به نظر من درستش این طوری هست:
شعلهٔ گردم چون که یاد آن رخ حمرا کنم
لطفا بررسی کنید

جعفری در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۰:

عام بیاید، خاص کنیدش
خام بیاید، هم بپزیدش.
این بیت به نظر این حقیر، دقیقا به خواص این صفحه اشاره می‌کنه که عوامی را که وارد این درگاه شده‌اند (و می‌شوند) تا سخنی از مولانا بخوانند، با نیکی و اعتدال به خواص تبدیل می‌کنند و نه این‌که خدایی ناکرده با فخر و استهزاء ایشان را از این آستان بتارانند!
درس عملی از بزرگان ادب گرفتن، یک قدم جلوتر است از ترجمه و تفسیر سخن ایشان. و هر دوی اینها چند قدم جلوتر از تعصب!!

عین. ح در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۲ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۲۳ - تنازع بقا:

نیست ممکن یاس کشور بی کتاب و بی‌تفنگ
بهر کشور با کتاب و با تفنگ آماده شو
در مصراع اول از این بیت «پاسِ کشور» درست است.

احمد در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۲ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » گوهر تابناک:

با سلا و سپاس، در بیت دوم «عیبجو» میبایست «عیبگو» باشد. زبان میتواند عیبگو باشد نه عیبجو، لذا «که با هزار زبان عیبگوی خویشتنم». پایدار باشید.

عین. ح در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۲۳ - تنازع بقا:

بهٔک‌رنگی باید «به یک‌رنگی» باشد

عین. ح در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۶ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۲۳ - تنازع بقا:

علم یکتا گوهر است و کاهلی کام نهنگ
تا برای این گوهر از کام نهنگ آماده شو

در مصراع دوم از این بیت، به جای «برای» باید «بری» باشد.

مونا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

استاد شجریان انقدر زیبا این رو خونده،انقدر زیبا که گوش کنید به یک عالم دیگه خواهید رفت...

عین. ح در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۴ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۲۱ - فغان از این جهان:

چو من بدی نکرده‌ام به‌ جای او
«نکرده‌ام» به اشتباه «کرده‌ام» نوشته شده است.
«به جای» در چنین ساختارهایی یعنی «در حقِ»

عین. ح در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۱ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۲۰ - در حال تب:

محشر کبراست گویی پیکرم‌، کش تاب تب
دوزخست و فکر روشن جنهٔ المأوای او
گویی به اشتباه «گو» نوشته شده

مجید در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:

در بیت یکی به آخر عیسی سهوا عیس ثبت شده است

آیدا کرمانی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵:

این داشمون راست میگه. تو متن امتحانمون هم "شهباز" نوشته شده. لطفا تصحیحش کنید

سید محسن در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳:

حسدست بر هزارم که هزار راه دارد----یعنی بلبلی که با هزار نغمه چه چه میزند پس دارد از نظر معنا هم درست است. زیرا نمی شود به چیز نداشته حسد برد

۱
۲۴۲۲
۲۴۲۳
۲۴۲۴
۲۴۲۵
۲۴۲۶
۵۷۲۵