گنجور

حاشیه‌ها

یعقوب زارع ندیکی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲ - در نکوهش و ابراز نارضایی از خود:

چند بیت اشتباه تایپی یا حذف و ... دارند:
به عالم صور محض... به اشتباه علم نوشته شده است.
بسان مرد رست‌تاب بازپس سپرم... رسن‌تاب وقت کار، واپس میرود.
این مصراع در بعضی نسخه‌ها به جای " اگر چه ظاهر خود را..." آمده که درست‌تر مینماید: اگرچه دوست تویی پاک پوستم بدری"
صدف شماردم از دیده پر دُرَر غواص: درر جمع دُرّ است.
کبست کاشتم اندر ... اشتباه تایپی
دمی ز روح به امنم دمی ز نفس به بیم.
همه جهان بشنیدند و من نه، زآنکه کرم
چهار یار پیمبر بسند راهبرم: به معنی کافیند...

یعقوب زارع ندیکی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۰ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲ - در نکوهش و ابراز نارضایی از خود:

با عرض سلام و پوزش
جناب وفا؛ من هم با معنی کردن این بیت مشکل دارم و نظر شما کاملا درست است ولی متاسفانه اگر "توان" را جایگزین کنیم وزن شعر مشکل پیدا میکند. شاید مثلا "بتوان" بوده است که البته فعلا بنده مستندی از سایر نسخ در این باره ندارم ولی در این صورت، معنی بیت درست میشود

سید محسن در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

در بیت سوم --مصرع دوم ترکیب-- صید رمیده--- اشکال دارد زیرا آهوئی که رمیده در واقع برخاسته شده است و دوباره نمی تواند بر خاسته شود لذا پیشنهاد میدهم از ترکیب ((صید چمیده)) و یا هر ترکیب که با معنا هماهنگ باشد استفاده بفرمائید

سید محسن در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹:

شاید در مصرع اول بیت شش یک کلمه جا افتاده باشد...من حدس میزنم اینطور بوده----آن ترک نوازنده که سر حلقه عشاق بود----با معنای مصرع دوم هماهنگ است. البته من شاعر نیستم.

سید محسن در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۲ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹:

بیت ششم از نظر معنا مغشوش بنظر میرسد

سید محسن در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:

درود بر آقا امیر------اگر درست خوانده شود نیاز به معنی شدن ندارد---عنایت بفرمائید---و----آه----که بنا بضرورت شعری واه خوانده شده

سید محسن در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۲ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵:

در مسئله عشق نه شک است و نه ریب است ----درست است

سید محسن در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:

با عرض سلام وادب خدمت فرهیختگان بزرگوار---بیت ششم و بیت دهم بنظر من درست نوشته شده زیرا در بیت شش فرمورده یک جرعه از چیزی که تو امشب در پیمانه من ریختی هر دو جهان را مست میکند. و در بیت دهم میفرماید من امشب می خورده ام لذا دیوانه شده ام پس با من ننشینید و از من بگریزید.پس می خوردن ودیوانگی هر دو در یک شب اتفاق افتاده....پایدار و شاد باشید

راهب سبحانی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۵ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۹۴:

بیت نخست این غزل اشتباه ست باید چنین باشد
خبرم رسیده امشب که نگار خواهی آمد

محمد جواد در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱:

با درود بیکران به اساتید گرانقدر
در باب بیت هفتم که سخنان زیادی پیرامون آن گفته شده، باید عرض کنم که با توجه به بلاغت و فصاحت زبان سعدی علیه‌الرحمه و نیز سادگی و شیوایی در اشعار‌ استاد سخن، گمان اساتید بزرگ نظیر دکتر همایی و دکتر شمیسا برآنست که مصرع اول باید به صورت ((چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که گر روزی)) صحیح باشد.در ضمن همین نوع نگارش در تصحیح فروغی رعایت شده است.لازم به ذکر است ‌که استاد شجریان نیز به همین صورت این بیت را خوانده‌ است.
امیدوارم که این نوشته راهگشا باشد و نیز بر صحیح خوانی این بیت گواه.

رضا س در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸:

شراب عرفانی که دوستمون اشاره کردن در شعر امام خمینی هم دیده میشه ربطی به شعر حافظ نداره. اون مربوط به ادبیات عرفانی و شعرایی مثل سنایی و عطار و تا حدودی مولاناست. شراب در شعر حافظ مثل اشعار خیام بیشتر به خود شراب اشاره داره. شاید از پانصد غزلی که حافظ گفته کمتر از ده غزل به شراب عرفانی میپردازن. دوستان حتی اگه به اشعار متعدد حافظ درباره شراب هم نمیخوان توجه کنن کمی تاریخ آل مظفر و آل اینجو رو بخونن که این مساله به راحتی حل میشه براشون. مبارزالدین محمد شاه منفور حافظ فردی بود به شدت مذهبی که میکده‌ها رو بست و شاه‌شجاع مجددا میکده‌ها رو گشود. دیگه تاریخ رو که نمیتونیم به میل خودمون تغییر بدیم. یا ببینید ابواسحاق اینجو آخرین شاه آل‌اینجو که حافظ همیشه با حسرت از دوره‌ش یاد میکنه به چه چیزی معروف بود. ویژگی اصلی شاه ابواسحاق شرابخواری بود و...
راستی خاتم فیروزه بواسحاقی/ خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود

خنامث در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:

شبیه به این همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۴/
غزل همام است.

اسماء جوان در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۸ - حکایت در معنی شفقت:

باعرض معذرت جملهٔ اجزای علم می‌توانند برای اهل ادب و عرفان حکم استاد داشته باشند حتی در مواردی استادی خود را مرهون شاگردی میداند . ما به دانشگاه نیک زندگی . بنده ایم و لیک در تابندگی. هم معلم هم یکی دانش پژوه . هم یکی باشیم یاران هم گروه .
قطره ای هستم ز دریای وجود . اوست.بود و من از اویم در نمود
من نمود و عین بودم ای عجب. هر دو یک چیزیم این مربوب و رب
مدتی تخم دوئیت کاشتم . خویشتن را غیر می‌پنداشتم .
یافتم چون در تکامل ارتفاع . گشتم آ گاه و نبودم جز خدا
خور نمایان شد به شکل آفتاب .هر دو یک چیزند خود آنرا بیاب
خود برای خویشتن دارد وجود .پس برای خویش باشد در سجود
اگر به وحدت وجود باور داشته باشیم و خویش را در این جمع اهل دل سهیم بدانیم یکدیگر را مثل دسته گلی در آغوش میفشردیم و بجای صحبتهای تند به نرمی و با لطافت باهم برخورد میکردیم
لا یسمعون فیها لغوٱ ولا تأثیما . الا قیلٱ سلامأ سلامت
یا حق

آرشام در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۳:

اساتید میشه معنی و مفهوم این بیت رو بگین
عقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو
چون نشود ز تیر تو آنک بدو کمان دهی

ابوذر در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲۰:

بیت هفتم مصرع اول در تصحیح شفیعی زِرِه نوشته شده است و نه زِ رَه.
معنی بیت طبق نسخه‌ی شفیعی: یعنی بر اثرِ وزش بادِ ملایم بر روی آب امواجی پدید آمده است شبیه حلقه‌های جوشن و زره. آبی که در زمستان یخ بسته بود و به مانندِ آهن بود، اکنون به صورت جوشن و حلقه‌های زره درآمده است.

اسماء جوان در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۲۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۳ - سبب نظم کتاب:

با سلام حضور همگی عرض میدارم آیا باید به حقیقت گفتار بزرگانی چون سعدی توجه داشته باشیم یا باید به مواردی که مانع رسیدن به حقایق و معانی این اشعار میگردد دامن بزنیم مثلٱ اگر سعدی شیعه باشد اشعارش معنی خاصی میدهد ولی اگر سنی مذهب باشد معنی دیگری دارد بیش از سی نفر بر این شعر حاشیه نوشته ایم اما شعر همچنین بدون هیچ نظر ومعنا و شرحی باقی مانده وطالبان ذوق وادب بی نصیب مانده ایم
افسوس و صد افسوس که در این مورد نمیشود اظهار نظر نمود فقط این را بگویم که هم این اختلافات بین شیعه و سنی کار دشمنان است وگرنه خدا یکی پیامبر یکی کتاب یکی و معاد یکی . بخشنده باشید .

فرشاد عربی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] » رباعی ۱۰۱:

این رباعی به شکل زیر در کتاب نفیس احوال و آثار خواجه نصیر به قلم دانشمند بزرگ محمدتقی مدرس رضوی به خواجه منسوب است:
ای بی‌خبر این شکل موهّم هیچ است
وین دایره و سطح مجسّم هیچ است
خوش باش که در نشیمن کون و فساد وابستۀ یک دمی و آن دم هیچ است

نیماک در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

درود.
درمورد جدالی که بر سر اثبات برداشت خود از چکامه حافظ دیدم، اگر خود سراینده زنده بود می گفت: « هر کسی از ظن خود شد یار من». بیاییم بجای قضاوت درباره ی حافظ و رقابت برای به کرسی نشاندن ظن خودمان، از این هنر ناب لذت ببریم.

شاهین در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۴ - قصه آنکس کی در یاری بکوفت از درون گفت کیست آن گفت منم گفت چون تو توی در نمی‌گشایم هیچ کس را از یاران نمی‌شناسم کی او من باشد برو:

با عرض سلام و خسته نباشید خواستم بگم که بعد از بیت خام را جز آتش هجر و فراق کی پزد کی وا رهاند از نفاق یک بیت هست که در نسخه های معتبر دیدم به این مضمون؛ چون تویی تو هنوز از تو نرفت سوختن باید تو را در نار و تفت؛ بعد از این بیت میشود رفت آن مسکین و سالی.... ممنون و متشکرم.

مصطفی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:

در حاشیه تصحیح فروغی نوشته شده که مصراع بصورت میراند مگس در بیشتر نسخ قدیمی است که معنای آن برای ما آشکار نیست. این نوشته استاد برای من شفاف نیست. چه اشکالی در معنای راندن مگس با بادبزن هست؟ پیشنهاد تصحیح دارم.

۱
۲۴۱۰
۲۴۱۱
۲۴۱۲
۲۴۱۳
۲۴۱۴
۵۷۲۵