گنجور

حاشیه‌ها

سید محسن در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۸ - درمدح امیر سیخ حسن نویان:

قدر قدرت قضا فرمان شهنشه شیخ حسن نویان---
خود منهم یک اشتباه تایپی در پیام قبل دارم که بدینوسیله تصحیح می کنم-----در این دو مطلب درست بوده است

سید محسن در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۷ - در وصف ساغر و می:

چون به زرین زورق می مگذران عمر عزیز--
نیست در گیتی جز این آب و هوایش سازگار

سید محسن در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۴ - در بیان اوضاع نامناسب ساوه:

پوست بر تن سر به سر بشکافتندش چون انار----
یا که از بی طاقتی بر خاک می مردند زار---
زاغ آن را با غان و غاز این را باز یار----
آنچه بستاند ولایت،آنچه بدهد خواسته---

سید محسن در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۳ - در مدح سلطان اویس:

روز شپید بود سیه چون شبان تار----درست است

سید محسن در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۲ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۱ - در مدح امیر شیخ حسن:

عروس گل تتق از صد بهار بگشاید----درست است

تسلیمی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » چهارپاره‌ها » کسری و دهقان:

با سلام، در بعضی از حاشیه هایی که کاربران محترم نوشته اند، اشکالهایی دیده می شود که اصلاح آنها لازم است:
1. آقای احمد فرخ تبار نوشته اند: «پاهای تو بر لب گور است». اما با این قرائت وزنِ مصراع مختل می شود و صورتِ درست همان «پای های تو ...» است که در متن آمده است.
2. آقای مجید «خزینه» را غلط و «خزانه» را درست دانسته اند. باید دانست که خزینه مُمالِ خزانه است و در متونِ ادبی هر دو صورت به کار رفته و هیچیک غلط نیست. برای نمونه، حافظ گاهی خزانه و گاه خزینه به کار برده است، و هر دو هم به معنی گنجینه، نه خزینۀ حمام:
خزانه: بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ / خزانه ای به کف آور ز گنج قارون بیش(حافظ قزوینی - غنی، غزلِ 290)
خزینه: خزینه داریِ میراث خوارگان کفرست / به قولِ مطرب و ساقی، به فتویِ دف و نی (همان، غزلِ 430)
3. آقا یا خنم سید رضوی، «جوز بن» را بی معنی دانسته و صورتِ «هیچ دهقان ز جوز بر در عمر» را پیشنهاد کرده اند. اولاً باید دانست که ما چنین اختیاری نداریم که گفتۀ شاعری را بنا به ذوق یا تشخیصِ خود تغییر دهیم. ثانیا جوز بن به معنای درختِ جوز (گردو) است (بن در این گونه ترکیبها به معنای درخت است) و «بر» به معنای ثمر نیز در مصراعِ دوم آمده است: بر نچیده ست = ثمر نچیده ست. بنابراین بیتِ مورد نظر به همین صورت که در متن امده درست و بی اشکال است. با آرزوی توفیق.

مبین در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:

در بیت دوم مصراع اول کلمه آخر به جای بدیم شدیم نباید باشه?

سعید در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۰۸ دربارهٔ امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۱۲۵:

در بیت هشتم از نظر وزنی باید بجای "چون" در اول بیت از عبارت "چو استفاده شود.
چو(ن) من به نعمت معبود شاد و خشنودم

امیر حسین میدانی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰:

دزدین انگشتر توسط شیطان صورت گرفت . انگشتری که حضرت سلیمان باآن بر دنیا حکومت میکرد . حضرت در پی دزدیده شدن انگشتر پادشاهی اش آواره شده و به ماهیگیری روی می آورد . در همین هنگام در قصر حضرت همسران حضرت سلیمان به ان اهرمن شک میکنند ازین رو شیطان از ترس فاش شدن رازش انگشتر را درون دریا انداخته و پا به فرار میگذارد . حضرت که به ماهیگیری مشغول بود به اذن خدا انگشتر را صید کرده و دوباره حکومت را بدست گرفت
از همین رو در غرلی دیگر حافظ چنین بیان میکند :
به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
چنین عزیز نگینی بدست اهریمن

بابک در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳۶:

خرد ، میان چیزها وارد میشود و می پیچد، چون اصل سنتز و آمیزنده است . این خردیست که به طبیعت و جانها و انسانها ، مهر میورزد . به همین علت است که مولوی، درست همین نقش را از آن عشق میداند. خرد در فرهنگ ایران از« مهر به جانها » جدا ناپذیر بود . (منوچهر جمالی)

مسعود یحیوی masoudyta@gmail.com در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۸۵:

وزن مصرع اول درست نیست. در نسخه صابر کرمانی آمده:
چندانکه به کوی سلمه تار است و ز پود
معنی این مصرع نیز مبهم است. سلمه در دهخدا به معنی زن نازک اطراف آمده، پس میتوان اینگونه معنی کرد: به آن زن نازک اندام که در کوی پارچه بافان یا قالیبافان منزل دارد و آنجا درخت گلابی هست، سلام و درود میفرستم.

مسعود یحیوی masoudyta@gmail.com در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۱۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۸۵:

وزن مصرع اول درست نیست. در نسخه صابر کرمانی آمده: چندانکه به کوی سلمه تار است و ز وپود...
معنی این مصرع نیز مبهم است. سلمه در دهخدا به معنی زن نازک اطراف آمده، پس میتوان اینگونه معنی کرد: به آن زن نازک اندام که در کوی پارچه بافان یا قالیبافان منزل دارد و آنجا درخت گلابی هست، سلام و درود میفرستم.

مسعود یحیوی masoudyta@gmail.com در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۸۵:

وزن مصرع اول درست نیست. در نسخه صابر کرمانی وزن درست آمده: چندانکه به کوی سلمه تار است و ز پود...
معنی این مصرع مبهم است. در دهخدا سلمه به معنای زن نازک اطراف آمده، پس میتوان معنی کرد: به آن زن نازک اندام که در کوی پارچه بافان یا قالیبافان منزل دارد و آنجا درخت گلابی دارد سلام و درود میفرستم.

رضا در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۴:

نَفور: رمنده ، گریزان

رضا در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۴:

نَفور : رمنده ، گریزان،

حمید رضا۴ در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۹:

با کمی شناخت از خیام می توان گمان برد که مقصود وی از “ ایزد“ در این رباعی همان خدا، آفریننده، و یا عاملِ ناشناخته ایست که موجب پیدایش و حرکت این هستی است، و هستی ای که بر پایه ی قواعد و قوانینی منظم و معین و بدون دخالت دستی از جهانِ ناشناخته و یا عالم غیب بنا شده…
و نه آن خدایی که گویا بی نیاز است و بخشنده است و مهربان، اما آنچنان نیازمندِ ستایش و نیایش و سپاس برای خود و فرستادگانش از سوی انسانهاست که در صورت سرکشی، ( با بخشندگی و مهربانی!) در این جهان روزگارشان را تباه و در آن جهان روانه جهنم شان می کند که تا ابد در زجر بسوزند!!!
شاید این نیرومند ترین ابزاریست که بشر برای کسب قدرت و ثروت و توجیه ظلم و ستم به دیگران به دست آورده.

سعید ابراهیم نژاد در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:

این شعر با صدای چاوشی آدم رو از خود بی خود میکنه واقعا دیوانه وار زیبا خوند

میلاد در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۲:

درود بر شما
لطفا نام محسن چاوشی رو هم به لیست خوانندگان این شعر اضافه کنید
قطعه زاهد از آلبوم بی نام (قمار باز)

بابک در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۸:

اگر کسی زمینه فرهنگی ایران در روان مولوی از لعب شطرنج را بسیج نکند و بیاد نیاورد ، میانگارد که در اندیشه مولوی ، خدائی مقتدر هست، که با همه به کردار آلت و ابزار خود، بازی میکند و همه را ببازی میگیرد . بازی کردن با دیگری ، به کردار آلت دست کردن ، با همبازی بودن برای عشق ورزی ، فرق کلی دارد . این اندیشه بر ضد جهان بینی مولویست، که انسان را « مراد مراد » میداند، و غایت خدا، چیزی جز خواندن انسان بسوی خود انسان نیست. انسان، خودش ، غایت خودش هست .هیچکسی و قدرتی، حق ندارد برای او ، غایت بگذارد .

عین. ح در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۵۶ - چه داری؟:

در بیت زیر به جای «فکر» باید «فر» باشد
زور تن و اقدام و عزم و مردی
ذوق و فن و هوش و فکر چه داری‌؟

۱
۲۴۱۲
۲۴۱۳
۲۴۱۴
۲۴۱۵
۲۴۱۶
۵۷۲۵