گنجور

حاشیه‌ها

سید محسن در ‫۶ سال قبل، یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ قدسی مشهدی » ساقی‌نامه » بخش ۱۹:

شده خرمن ریش، جو گندمت-------درست است
شدی پیر و انداز می می کنی-------نامفهوم است برای من

مینا در ‫۶ سال قبل، یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰:

درود به همه دوستان گرامی
از محضر ادیبان چند سوال داشتم:
1- فال زدن یعنی چه؟ به چشم و گوش فال زدن یعنی چه؟ آیا همیشه به معنای نیک و مثبت می آید؟
2- چرا در بسیاری از ابیات در کنار « دیدن»، از اصطلاح «کارگاه» استفاده شده؟ کارگاه بینایی را کمی بیشتر وصف کنید
ممنونم

بهروز در ‫۶ سال قبل، یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانه‌های ضحاک:

درباره بیت 35، بخشی از بحث‌های دوستان رواست. دوستی گفته است "عمی" هم به معنای روان شدن است و هم نابینا شدن. بله عمی با م و ی ساکن به معنای روان شدن است اما در آن صورت شعر از وزن خارج می‌شود و نمی‌توان شعر را خواند. ضمناً ضحاک جایی روان نمی‌شود. می‌ماند عمی که به لحاظ معنا قدری به شعر می‌خورد. یعنی ضحاک از سر بیچارگی چون کوران شد و راهی پیدا نکرد. اگر می‌گفت از سر بیچارگی یک جا نشست و راهی به ذهنش نرسید، این برداشت قابل توجه بیشتری بود. اما بخش دوم شعر بلافاصله می‌گوید از هر سویی چاره جست. با این برداشت، معنای شعر چنین می‌شود: او کور شد و در پی چاره گشت. می‌ماند غمی شدن. این معنا عمیق‌ترین پیوند را با شعر دارد. او از این پیشامد بسیار غمگین شد و در پی راه چاره‌ای برای حل مشکل گشت. پس غمی شدن که ممکن است به سادگی بر اثر اشتباه کاتب یا حتی حروفچین به عمی تبدیل شده باشد، بر دیگر گزینه‌ها ترجیح دارد. در این صورت نیاز نیست عمی را هم به معنای مجازی آن (کنایه از بیچارگی و سرگشتگی) بگیریم؛ هم‌چنانکه در عالم واقع هم چشم دچار نابینایی نشده است.

بهروز در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۴ - سقوط جمشید:

دیدگاه‌ دوستان درباره بیت ششم کاملاً درست است. واضح است که منظور این است که ایرانیان رنجیده از جمشید، راه به سوی تازی‌ها را در پیش گرفتند. پس "برگرفتند" صحیح است و برگفتند ضمن آنکه وزن شعر را به هم می‌ریزد، معنی درستی ندارد و قطعآً اگر اشتباه حروف‌چین نباشد، اشتباه کاتب است. لطفاً تصحیح فرمایید.

مری معصومی در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۰۹:

مصرع دوم قطره های تصحیح شود.

عبدالحسین سبحانی در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸:

از گنجور که مرجع بسیاری از دوستداران شعر و ادبیاته توقع میره در درج اشعار دقت بیشتری به خرج بده و نکات نگارشی توجه ویژه ای داشته باشه، برای مثال:
در بیت دوم، مصرع دوم: خویش را اوست خریدار کسی دیگر نیست باید باشه که در اینجا دو واژه «خویش» و «را» به هم چسبیده اند
در بیت سوم، مصرح اول: بین دو کلمه «به» و «بینی» به اشتباه جدایی افتاده که و دو کلمه «به» و «عیان» که می بایست جدا باشند به هم چسبیده اند: دیده دل بگشا تا که ببینی به عیان
در بیت چهارم، مصرع اول: میان دو کلمه «در» و «وی» جدایی لازم است
در بیت ششم، مصرع دوم: کلمه «آن‌که» به اشتباه «آنه» درج شده: شد یقین آن‌که درین دار کسی دیگر نیست
در انتها و به قول فیض: کو کسی تا که کند «غور» سخن‌های مرا؟ :)
البته این من باب مزاح بود و مطمئنا در «گنجور» کسی هست که در عرایض ما تاملی داشته باشد

مری معصومی در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۴۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۳۳:

در مصرع اول به داستان حضرت عیسی اشاره دارد که به دلیل همراه داشتن یک عدد سوزن، اجازه نیافت از فلک چهارم بالاتر برود.
لطفا در مطرع اول یک سو زن به شکل یک سوزن تصحیح شود.

مری معصومی در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۹۱:

مصطبه به معنی میخانه است و جمع آن مصطبه ها .
لطفا مصطبها به شکل مصطبه ها تصحیح شوذ.

علی در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۶ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:

انگار که سعدی و انوری یکی هستن
خیلی غزل هاشون شبیه همه

عبدالحسین سبحانی در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹۵:

در بیت پنجم به نظر میرسه باید بین «باز» و «رسی» فاصله باشه
در بیت آخر هم شاید با کمی جا به جایی کلمات به شکل زیر، خوانش شعر بهتر باشه:
دارم خودِ من به نقد دردی
آیا تو در این سرا چه داری؟

بهروز در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » طهمورث » طهمورث:

نکته‌ای تازه درباره بیت پنج
حجم گفت‌وگویی را که درباره بیت پنجم این قطعه خواندم، شاید به جرئت بتوانم بگویم که هیچ جای دیگری از گنجور ندیده‌ام. پس از اینکه این بحث‌ها را خواندم، مدتی به معنای این بیت می‌اندیشیدم تا اینکه روایت دیگری از این بیت را از استاد جلال الدین کزازی شنیدم (نامه باستان، انتشارات سمت) که به نظرم آمد معنای این فرموده فردوسی را با روشنی بیشتری می‌نماید. بیت این بود:
جهان از بدی‌ها بشویم به رای
پس آنگه کنم در کیئی گردپای
"پا گرد کردن" در این خوانش به‌واقع به معنای پا محکم کردن است. چون تهمورث، قصد اعتکاف و دوری گزیدن از خلق یا کناره گرفتن از پادشاهی را ندارد (پس کهی نیز درست نمی‌نماید). اگر این خوانش را بپذیریم، معنای سخن تهمورث این است:
نخستین کاری که می‌خواهم انجام بدهم، شستن بدی از جهان و کوتاه کردن دست آن‌هاست. آن‌گاه به استوار کردن پایه‌های حکومت و به امور شهریاری (که شاید منظورش ستاندن باژ و برگزاری بزم و ... است که کار شهریاران بوده) می‌پردازم. البته این هم بخشی از پادشاهی است. اما به‌واقع او خواسته است بر این موضوع به صورت ویژه پا بفشارد. امیدوارم این یافته کمکی به بحث کند.

کیوان در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۶:

آنها که کهن شدند و اینها که نوند
هر یک به مراد خویش چندی بدوند
وین کهنه جهان به کس نماند باقی
آییم و رویم و دیگر آیند و روند....

بهنام یعقوبی در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷:

با تشکر فراوان از رضا به خاطر تفسیر و معنی این غزل

بهروز در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۳ - بنیان کردن آهنگری و صنعت‌های دیگر به دست هوشنگ:

دوست عزیز، محمود، معنای دو بیت را پرسیده‌اند.
در بیتی که فرموده‌اید، پویندگان به معنای جوندگان نیست؛ به معنای مطلق جانوران و جنبندگان است. از آن گروه، دست کم همه می‌دانیم که روباه جونده نیست.
اما دانستن معنای بیت آخر نیاز به دانستن نکاتی بیرون از متن و معنای واژگان دارد.
در قدیم (زمان سروده شدن شاهنامه)، که زن‌ها اغلب روبند داشتند، رخ نمودن و چهره نشان دادنشان به کسی بدین معنی بود که به وصلت او خرسندند و با او پیمان زناشویی و مهر و محبت می‌بندند. اگر دقت بفرمایید رنگی از این باور هنوز در بالا زدن تور از چهره عروس در شب‌های زفاف باقی است. در قدیم این پررنگ‌تر بود و اغلب هم در شب مراد، عروس روی خود را به مرد نشان می‌داد. با عنایت به اینکه دنیا در ادبیات و عرفان، شخصیتی زنانه دارد، فردوسی می‌گوید دنیا زن زندگی تو نیست که بخواهد با تو تا ابد مهر بورزد و کام دل تو را برآورده سازد. این از آن عشوه‌گرانی است که فقط شعلۀ اشتیاق را در تو برمی‌افروزد، ولی آن آتش را به آب وصل فرو نمی‌نشاند. به عبارتی دیگر، نباید انتظار زندگی و خوشی همیشگی در دنیا را داشت. دنیا ناپایدار است و به کسی وفا نمی‌کند و اگر هوشنگ باشی، باید از آن دل بر کنی و بروی.

هیچ در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۳ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:

از میکده‌ها نالهٔ دلسوز برآمد
جانسوز یا دلسوز؟؟

احمد نیکو در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴:

گاویست بر آسمان قرین پروین
گاویست دگر بر زبرش جمله زمین
گر بینائی چشم حقیقت بگشا
زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین

احمد نیکو در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰:

خاکی که به زیر پای هر نادانی است
زلفین بتی و عارض جانانی است
هر خشت که بر کنگرهٔ ایوانی است
انگشت وزیری و سرسلطانی است

احمد نیکو در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶:

متن رباعی بدین وزن صحیح است:

مائیم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه پُر دُردِ شراب
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب

آسوده ز باد و خاک و از آتش و آب

احمد نیکو در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۳:

افسوس که نامهٔ جوانی طی شد

وان تازه بهار زندگانی طی شد
آن مرغ طرب که نام او بود شباب
افسوس ندانم که کی آمد کی شد

احمد نیکو در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۳۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷:

این کهنه سرایی که جهانش نام است
 آرامگه ابلق صبح و شام است
جامی ست که واماندهٔ صد جمشید است
بزمی ست که گورگاه صد بهرام است

۱
۲۳۳۴
۲۳۳۵
۲۳۳۶
۲۳۳۷
۲۳۳۸
۵۷۲۵