گنجور

حاشیه‌ها

زیبا روز در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۵:

بهتر از این کرم بود؟جرم تو را گنه تورا
یعنی همانند حضرت آدم ادب داشته باش و خود را مسئول نافرمانی و خوردن از میوۀ دانش بدان
حواندن شعر با صدای مخمد بینش
پیوند به وبگاه بیرونی

الهام در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:

این شعر توسط آقای فرهاد لقایی اجرا شده است
لینک مربوطه
پیوند به وبگاه بیرونی

روزبه در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰ - خون سیاووش:

سه بیت زیر هم در چاپ اصلی هست که این‌جا جا افتاده:
2. دوش شب در خلوت گیسوش به پایان آمد / امشب از زلف سخن تا به سحر دوش کنیم
3. دل بیمار نتابد تب آن نرگس مست / مگر از شربت لعلش شکری نوش کنیم
10. از درِ توبه خطا پیشه دلا عذر گناه / عرضه با شاه گنه بخش خطاپوش کنیم
چاپ 1342 - کتاب‌فروشی خیام

روزبه در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰ - خون سیاووش:

بیت پنجم "اهل" دل صحیح است.
دیوان شهریار چهار جلدی - چاپ 1342 - کتاب فروشی خیام

Milad در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷:

لطفا اصلاح کنید
این شعر خیلی اشتباه نوشته شده

حامد داراب در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

مصراع دوم از بیت سوم: دُر نیست دَر است، اینگونه خوانده می‌شود: ز لعل، دَر بر هر سنگ دامنی است مرا.

پیمان در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۲:

بهتر است به جای "روی زبان من"، نوشته شود "روی و زبان من"
همچنین به جای "گرچه تب استخوان من" نوشتا شود "گر چو تب استخوان من"

ماردین در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:

بنظرم شش بیت بعد از بیت دوم مولوی گفته و منظور از شش جهت شش لذت اصلی هست مثل خوردن و کلام و فکر وزیبایی صورت و ...که عقل قادر به دیدن انها هست ودل دنبال کسب لذت دیگری هست که انچه نادیدنیست ان بینی

مولانای زردتشت در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳ - آموختن وزیر مکر پادشاه را:

در مثنوی چاپهای قبل از سال 1357
بیت چنین می باشد
داشت شه وزیری مکار و ره زن ،عشوه ده
کو بر آب از مکر بر بستی گره
از جای درست بخوانیم تا درست بفهمیم و درست تر تبادل نظر کنیم
یزدان یگانه نگهدارتان

یعقوب زارع ندیکی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۲:

این مصراع اشکال وزنی داره صورت صحیحش رو من نمیدونم ولی قطعا نباید در اصل غزل فروغی اشکال وزنی باشه:
مبدا تویی و منتها هم
با تشکر

یعقوب زارع ندیکی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۷ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:

جسارتا به جای مگر در بیت زیر باید "و گر" باشه تا معنی درست بشه
اگر وصال میسر شود، مگر نشود
به جای پا ز پی او به فرق می‌پوی
در بیت آخر هم بهتره "خوناب" سر هم نوشته بشه تا خوندنش راحت‌تر باشه.
با سپاس

یعقوب زارع ندیکی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:

به هر چه می‌نگرم جلوهٔ تو می‌بینم
به هر که میگذارم قصهٔ تو می‌گویم
جسارتا در مصراع دوم به جای می‌گذارم باید فعل " می‌گذرم" درست باشه.

یعقوب زارع ندیکی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۹:

سید محسن عزیز
جسارتا احساس می‌کنم همین ضبط، خیلی درست‌تره
من که شیر بیشه را صیدم‌گهی دشوار بود
یعنی من که برای شیر بیشه هم گاهی صید کردنم دشوار بود.

یعقوب زارع ندیکی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۵:

با عرض سلام و ارادت
نشانه‌گذاری در بعضی از کلمات، به درست‌خوانی و بالتبع درست معنی کردن شعر کمک شایانی می‌کنه. مثلا در بیت اول این غزل، اگر کلمه خمار رو دقیقا با تلفظ درستش؛ یعنی "خَمّار" بنویسیم مخاطب معمولی راحت‌تر به معنی شعر راه می‌بره.

یعقوب زارع ندیکی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۱:

لعل تو برق خرمنم زلف تو طوق گردنم
وه که به فکر کشتنم، مهره فتاده، مار هم
در این بیت، از نظر فنون ادبی، آرایه لف‌ونشر و استعاره مکنیه را با هم می‌بینیم رو می‌بینیم که تصویر بسیار زیبایی ایجاد کرده است.
لعل در مصراع اول همان لب است که به سبب سرخی زیاد مثل صاعقه است که در خرمن زندگی شاعر افتاده است.در مصراع دوم مهره، همان مهره‌ی مار است که استعاره از لب معشوق است. مهره مار باید اصولا باید باعث نجات و شفا باشد ولی باعث هلاکت شاعر می‌شود. مار هم استعاره از موی معشوق است که بنا به ذات خویش، کُشنده است. در مجموع هم‌زمان؛ صاعقه و طناب دار و مهره‌ی مار و خود مار، دمار از روزگار شاعر در می‌آورند.

Abbas در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴۲:

سلام. منظور از شرر در سنگ خارا چیست؟؟؟؟

علی اکبرقلی زاده در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۰:

چه روزگار خوش است آن برای رفع مظنه
عتاب ظاهر و سد لطف و عذر خواه نهانی*
ز خون وحشی اگر منکری نگاه به من کن
که بگذارنم از آن چشم سد گواه نهانی*
اساتیدارجمند
باسلام ووقت بخیر
مصراع دوم ابیات فوق واژه سد(صد)به اشتباه شده اند.
سدلطف (صدلطف) و سدگواه (صدگواه )
لطفا اصلاح فرمایید.
باکمال احترام

مهدی رضائی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸:

منظور حافظ از شراب، عشق الهی است. وگرنه شراب مادی زیان زیادی دارد و هم حرام است و چون خواجه انسانی مذهبی است هرگز تبلیغ حرام نمی کند.

سید رسول در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷۴:

سلام.
به نظرم شاعر در بیت اخر از عمد کلمه (که)استفاده کرده که هرکسی با توجه به برداشتش اونو معنی کنه.
با توجه به این مصرع خود شاعر
هر کسی از ظن خود شد یار من

خشایار در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:

چه زیبا حافظ میخواسته، یک مطلب را با تمام وجود و با بلاغت کلام در آرایه ای پارسی بگنجاند. تا مگر قرنها خوانده شود، تا مگر عوام به خود ایند که تحمیق هم حدّی دارد.
در ابتدا غزلی زیبا که خواندیم و هر یک در حدّ پیاله در دست کسب فیض کردیم.
از اینجا شوربختی و دربدری و صغری کبری ها شروع میشه که:
اولاً ببینیم غزل اصل است یا نه؟ (فتح باب) که انواع اسناد اورده شده که اصل است. خدا را شکر
دوماً ببینیم چه استاد موسیقی آن را خوانده، به به.
سوماً برچه وزنی گفته شده. چه زیبا
و از اینجا تازه ابهامات ما شروع میشه که. حالا بیا و درستش کن. یکی از عقل می لافد یکی تامات میبافد، بود به یاد سالار شهیدان می افتد، دیگری از معراج میگوید.
از غلو خلق و لفظ و طمطراق تابیده شد بر نفس و غرور و خود بینی هر یک آفتاب عراق، کار به دعوا میکشد، یکی میانجی میشود، . . .
ای بابا طرف داره میگه: یه بلبلی یه برگی در منقارش داشت و داشت میخوند، حالا ناله هست؟ ماتمه؟ خنده هست؟ و تا ته غزل 2000 تا مثال و شاهد میاره، که آهای به شما چه!؟ اخه.. بلبله میگه آقا طرف یا اوستا یا عیال یا از اونطرف به من گفتند این کار را بکن و من هم میکنم، یعنی تو برو کشک خودتو بساب. بیچاره بلبله، ادامه میده که مگر نمیگید که شیخ صنعان کافر شد؟ آقا به تو چه؟ اون در کفر ظاهری معبود باطنش را یافت. این سند اینم مدرک و اون هم شیخ عطار که به باورت میلیونها کی چی بود و چی شد. شما هم بروید پی کاری گیرید. اصلا با صراحت جریان امام حسین است، احسنت او هم که در راه عشق و اعتقادش جان داد و شهید شد، خوب یاد بگیرید،
ای بابا شمس به مولانا همین رو یاد داد که ننشین شر و ور بگو، عاشق چی هستی؟ برو نقشت رو در راه زندگیت پیدا کن و عاشقانه پی اش را بگیر. همین، والله و بالله همین رو گفت. منقلب شد و بقیه داستان.
حالا شروع کنید جوان هم بیفتید که فلان و بهمان و بیا و بگیر و ببر.
بابا بی خیال، راه خودت رو برو، از اول تا آخر حافظ مولانا عطار و... همین رو میگه. برای یکی به زبان امام حسین برای یکی دیگه طور دیگه. والله همتون درست فهمیدید. افرین. حالا بروید و شروع کنید. چکار به همدیگه دارید.؟ ببینم دیگه جنگی میشه. دیگه شیطانی هست، وقتی همگی عاشقانه کاری که بر لوح دلمان هست را اجرا کنیم. چنان زیبایی کل جهان را میگیره که آخر زمان میاد، نشستیم در فرعیات، در نام، در بند، خودمون رو گیر انداختیم. آقا ننویس برو بکن، انجامش بده بجای نوشتن. اُسکل بازی بسه، فیلم راه انداختید، بگذارید گنجور ها باشند تا لذت ببریم، نمیخواد از لذتت به کسی بدی. شَّر میشه. بیخیال.

۱
۲۳۲۳
۲۳۲۴
۲۳۲۵
۲۳۲۶
۲۳۲۷
۵۸۱۶