محمد بیرامی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۳۲:
بیت:
خسروا، شعر تو اسرار خدا نیست مگر؟
کز سخنهای توام بوی حسن می آید
باید یه این شکل اصلاح شود:
خسروا شعر تو اسرارِ خدای است مگر
کز سخن های توام بوی حسن می آید
زیرا که امیر خسرو به تاثیر پذیری اش از شعر و هنر دوست و هم مسلک دیرینش امیر حسن دهلوی، اذعان می کند.
کاظم ایاصوفی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳:
ضمن قبول نظر بالا در مصراع دوم اگر تو حذف شود هم وزن درست میشود
حامد در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳:
سیاوش جان شعر به همین شکل معناش درسته:
هم صورت ِ آن، که کس تو را دارد دوست.
میگه هم سیرتت جوری هست که دیگری رو دوست بداری هم صورتت جوری هست که دیگری نیز به تو عشق بورزه.
دکتر جمادی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:
این غزلِ ارجمند در کلیاتِ شیخِ اجل در قسمتِ طیّبات آمده است.
جلال در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:
مغ بچه
بچه به معنی دختر هم میتونه باشه.
تیمور ناصری در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۰:
زاهد (از) رشک شرار شوق ما تردامنان
زنهار ایمن مباش ( ازاشک) دردآلود من
مرتضی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
فکر میکنم در بیت مصرع »سعدی از سرزنش خلق نترسد هیهات« به جای »خلق« »غیر« شنیده بودم
سعدی از سرزنش غیر نترسد هیهات
فانی و باقی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲:
حقیقت آیینه ای بود که از آسمان و از دست خدا به زمین افتاد و شکست، هر کس تکه ای از آن را برداشت، خود را در آن دید، گمان کرد حقیقت نزد اوست. حال آنکه حقیقت نزد همگان پخش بود.
فیه_ما_فیه
مولانا
امین در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۲۱ - ای مرغک:
بیت رام تو نمی شود زمانه و... به نظرم خبری خوانده می شود و مفهوم می تواند این باشد که زمانه تحت امر و فرمان تو در نمی آید تو چرا راضی به جنگیدن با زمانه شدی رها شود خودت را از این غوغا نجات بده. رام دوم به معنی راضی بودن می تواند باشد.
ضمناًبیت بعد رو اگر در ارتباط با این بیت در نظر بگیریم می بینیم شاعر میگه کاری به کار زمانه نداشته باش تو برو دیدن رو یاد بگیر پس شعر به ما میگه پریدن چمیدن رمیدن دیدن آرمیدن و ... را یاد بگیر اما نکته ای وجود دارد: یک بچه کنجشک چگونه می تواند با روزگار بجنگد البته که نمی توانداما از نگاه مادرش هر حرکت ناپخته گویا نوعی عرض اندتم در برابر روزگار است که در نهایت چون بی تجربه است ضربه می خورد. در هر صورت باید قوی شد تا دوام آورد و همت خود را به این دنیای دنی معطوف نکرد.
م. قاسمی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۹۴:
دو بیت از این شعر درج نشده است:
بعد از بیت خواهند سبک ساخت...:
آزاد نخوانند گرفتار هوا را گر صاحب صد دل چو صنوبر شده باشد
بعد از بیت زندان غریبی...:
بر باد دهد همچو حباب افسر خود را بی مغز اگر صاحب افسر شده باشد
امیرالملک در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان » شمارهٔ ۵۱:
این بیت حافظ را به یاد آرم.
عشق دردانهست و من غواص و دریا میکده
سر فروبردم در آن جا تا کجا سر برکنم
سام در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش ۱ - آغاز:
آذر،دوست عزیز.جامی هم به مانند من و شما که صدالبته بیشتر و دقیقتر اشعار و ادبیات قبل از زمانه خود را مطالعه کرده. در اینجا هم بدیهی است که در زمان سرودن بیت مورد اشاره شما،بیت منتسب! به فردوسی را در نظر داشته است. از همین شاعر ،در بیت اول از دفتر دوم سلسلةالذهب، بیت :
“بسم الله الرحمن الرحیم....هست صلای سر خوان کریم“
بدون هیچ شکی تداعی کننده بیت مشهور “
بسمالله الرحمن الرحیم... هست کلید در گنج حکیم“
نظامی است.
سام در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش ۱۰ - حکایت آن پیر هشتاد ساله که پیش طبیب رسید و از وی علاج ضعف خود پرسید و جواب دادن طبیب که علاج تو آنست که جوان شوی و از هشتاد به چهل واپس روی:
به نعمت پیشرفت علم ، انسان امروز از مزایایی بهره میبرد که داشتنش در گذشته بسان یک رویا بوده است. داشتن دندان مصنوعی در این روزگار را مقایسه کنید با ... در اینجا طبیب قصه جامی، علاج بی دندانی پیرمرد را جوان شدن مرد میداند که امری محال است.مخلص کلام اینکه اگر نگاهی به اطرافیان خود بیاندازید متوجه میشوید که مثلا برادر شصت ساله شما از نظر شرایط ظاهری شباهت چندانی به پدر بزرگ شما در هنگامی که شصت ساله بوده ندارد .هرچند زندگی صنعتی باعث پیدایش مصیبتها و بیماری های مختص به خود شده است
تک بیت در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴۲:
درود دوست من
شرر که می دونید همون جرقه های کوچیکی هست که از آتیش بلند میشه ،
میفرماید که
همون یه لحظه لذت پرواز برای شرر کافیه چون وقتی به سنگ خارا برخورد می کنه به یه جسم سخت خورده و نمی تونه تاثیری روی سنگ داشته باشه
سام در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۲:
بیت دوم ‘س’ آسیاست از قلم افتاده
nabavar در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۳۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۲:
چون نگرد دَر رُخَت دیدهٔ گریان من
تمام این غزل در وصف رخ و قامت دلربای یار است و هجران
نمیدانم چرا خواننده رُخت را درخت خوانده
بیت: هست دل عاشقت منتظر یک نظر
تا که برآید ز تو حاجت دو جهان من
در مصرع دوم شکن دارد
۸ در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدیدکنندگان را:
آ سید علی آقا،
پس این دوستان بی جهت به بلخی بیچاره می تازند
آب از سر چشمه گل آلود است!!
پریسا راغیان در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۴۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۲:
مصرع دوم از بیت سوم را در خوانش اشتباه خوانده اند.
در. رخت را درخت خوانده اند.
سالار در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۵:
محسن نامجو شخصی هست که موسیقی ایران رو توانست یا کل دنیای امروزه آشنا کند افراد مختلف از کشور های مختلف با فرهنگ های مختلف بدون کوچکترین درکی از شعر و ادبیات فارسی با جان و دل به آهنگ های محسن نامجو گوش میدهند و حیرانی و شگفت زدگی خود را از فرهنگ و هنر ایرانی به زبان میآورند.
کشورهای بسیاری را گشتم و افراد مختلفی را دیدم و متوجه شدم که حنجره نامجو و سبک کاملا متفاوتش نه تنها تمثیلگر هنر نیست بلکه خود هنر است.
محسن نامجو شخصی است که برای درک حرف و ادبیاتش چیزی بیشتر از شعور لازم است و برای درک موسیقی اش گوش سپردن با جان و دل و روح و درک صدای سوزناکش.
محسن نامجو اگر در پی کسب شهرت و نام بود به نیت ایفای هنرش ایران را ترک نمیکرد بلکه میتوانست به ساز دولت و دولتمردان برقصد و هر روز چهره اش را در تلویزیون با درآمدهای میلیاردی اش ببینیم ولی اون هنرش را ترجیح داد
مهرداد در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۸: