فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶:
با سلام
خواستم از آقا رضا برای اینهمه عشق ونیرو و برباری که برای شرح غزل ها بکار می بندد سپاسگزاری کنم.
بخاطر شما من روزانه چندین غزل را خوب می خوانم و شیرینی آن را در کل وجودم احساس می کنم.
سپاسگزارم که هستید و برای ما نوشتید. امیدوارم در اون دنیا همنشین حافظ باشید.
خطاب به دوستانی که تلاش ایشان را ندید می گیرند:
ظاهرا داستان حافظ و فردوسی و .... با کوته نظران همچنان ادامه دارد و.قرار نیست هیچ وقت پایان یابد.
سنگ بدگوهر اگر کاسه ی زرین بشکست
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود
شادی تان جاودان
سعید در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:
شاید «نمد دوش» درستتر باشه. بهتر در معنا قرار میگیره:
از قالبِ «نمد» دوش، رفت آینهیْ خردْ خوش
چندانک خواهی اکنون میزن تو این «نمد» را
سعید در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:
در بیت آخر نمدپوش درسته و نمدوش معنایی نداره.
بهزاد علوی (باب) در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۰:
با پوزش از اشتباهات "تایپی"
بهزاد علوی (باب) در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۰:
یک روش دیگر این بت که فقط به خاطر دارم
مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزی
مرا که زر زر طمغاج هست رسم و راه خیات
که طمغاج یا طمغاز نام محلی در ترکستان بود که چماقداران با زور و چماق مردم را می جاپیدند
و گوینده با آن دانایی به زبان ساده می گوید
من که به ضرب چماق مردم را ججاپیده و از آن زندگی می کنم جرا شرابخواران را ملمت کنم؟
رضا در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۴۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۷:
درود بر شما. در عبارت «جان عزم رحیل کرد»، آیا منظور از «جان» حیاتجسمانی است، یااشاره به حیات در معنای ماورایی دارد (روح)؟ آیا میتوان پاسخ این سوال را در فضای شعر یافت؟
مجتبی شالچی زاده در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۱۷ دربارهٔ هلالی جغتایی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱:
با سلام
علامت سوال ناهمگون به نظر میرسد
هنگامه حیدری در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱:
مصراع اول بیت اول به جای سیاه رویی سیاه روی صحیح است
سـینا --- در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۲۲ - شیر و خرگوش:
بیتی که در انتهای این قسمت نوشته نشده در تصحیح مینوی:
و اللهِ لَم اشمَت بِهِ فَاالکُلُّ رهنُ فی الممات
لکنَّ مِن طیبَ الحیاةِ اَن تَری مَوت العداة
به خدا که شادکامی نکردم به مرگ او چه همگنان در گرو مردنیم، لکن از خوشی زندگیست که مرگ دشمنان را ببینی.
علی عابدی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵:
درود.
به نظر حقیر اگر این 3 بیت را موقوف المعانی بدانیم؛ عقل آواره شده دوش آمد و حلقه بزد
من بگفتم کیست بر در باز کن در اندرآ
گفت آخر چون درآید خانه تا سر آتشست
میبسوزد هر دو عالم را ز آتشهای لا
گفتمش تو غم مخور پا اندرون نه مردوار
تا کند پاکت ز هستی هست گردی ز اجتبا
بیت دوم باید "درآیم" درست تر باشد. زیرا عقل طالب ورود به اندرون بوده و اکنون میگوید خانه در آتش است چطور وارد شوم؟
با سپاس
سـینا --- در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱ - اندر ستایش سلطان محمود:
یادم هست که در تصحیح جنیدی خوانده بودم که در این ابیات تناقضی هست. این که در میانه آن از نصر بن احمد پادشاه سامانی نام برده و شاید مدح محمود غزنوی اصلا در میان نباشد. البته شاید هم چیزی که از ایشان خواندم درست یادم نباشد. یک ماه پیش یا بیشتر بود.
سـینا --- در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۱ - پادشاهی هوشنگ چهل سال بود:
فرهاد گرامی. ابیاتی که آوردید ذهن مرا به خود مشغول ساخته بود و در شاهنامه تصحیح جلال خالقی مطلق به بررسی آن پرداختم و در هیچکدام از نسخه بدل هایی که در حاشیه ذکر کرده بود این ها را نیافتم. به تصحیح جنیدی هم سری زدم( پی دی اف شان) به امید آن که ببینیم این ابیات آیا در هیچ نسخه ای وجود داشتند. ای کاش باشند چون این طوری بین این همه تعصب آمیخته در ادبیاتمان یک نظری میدیدم که صریحا نگرش مساعدی داشته باشد نسبت به به دینان.
Reza Deilami در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۲۰ - ماهیخوار، پنج پایک و ماهیان:
عنان گشاده درست است به معنای سریع و پرشتاب
و دوستی هم معنی "جانشِکَر" را پرسیده بود:
شکر از مصدر شکردن به معنای شکستن و شکار کردن است و اینجا یعنی شکارکنندهی جان، جانشکار.
؟ در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه » بخش ۲۸ - ویران کردن اسکندر آتشکدههای ایران زمین را:
من مدتی است که کنجکاو شده بودم که واقعا در مورد ماجرای اسکندر و زردشتیان چه فکر می کردند. به همین خاطر در این قسمت از خمسه نظامی واژه زردشت را جستجو کردم و هر بار شگفت زده تر می شوم. نمی دانم نظر شما چیست. شاید به نظرتان برسد که ظاهرا دین زردشت را «آلوده!» و اسکندر را جاری کننده دین یزدان پاک نشان می دهد. اما من در روح این ابیات حسرت و دریغ نظامی نسبت به گذشته سرزمینش را حس می کنم.
هر سو عروسان نادیده شوی
ز خانه برون تاختندی به کوی
رخ آراسته دستها در نگار
به شادی دویدندی از هر کنار
مغانه می لعل برداشته
به باد مغان گردن افراشته
رو هشته گیسو شکن در شکن
یکی پایکوب و یکی دستزن
چو سرو سهی دستهٔ گل به دست
سهی سرو زیبا بود گل پرست
سرسال کز گنبد تیز رو
شعار جهان را شدی روز نو
یکی روزشان بودی از کوه و کاخ
به کام دل خویش میدان فراخ
میلاد ز.م. در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱:
در مصرع "که شادی جهان گیری غم لشکر نمیارزد" منظور از "لشکر" لشکرِ زیباییِ معشوق است که دلِ عاشقانِ مشتاق به حتم مغلوب آن است، لشکر معشوق چیست؟! این است:
فریاد که از شش جهتم راه ببستند
آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
امیر محمد بهرامیان در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:
میبینم بعضی دوستان میگن که شعر مخالف فلان ضرب المثل هست یا مخالف فلال سخن هست دوستان ما قرار نیست شعر حضرت مولانا رو با یک ضرب المثل بسنجیم بلکه باید این شعر معیار قرار داده بشه و اون مطالب بر اساس این اشعار رد یا قبول بشوند پس بهتره بگیم فلان ضرب المثل خلاف این شعر هست نه این شعر خلاف اون ضرب المثل
Nastaran در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲۴:
ایکاش گنجور عزیز یک تفسیر کوتاهی از اشعار رو هم در انتهای شعر هاش قرار میداد
کامیار فرقان پرست در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:
گر می نخوری طعنه مزن مستانرا
بنیاد مکن تو حیله و دستانرا
تو غره بدان مشو که من می نخورم
صد لقمه خوری که می غلامست آنرا
کامیار فرقان پرست در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵۴:
گیرم که هزار مصحف از بر داری
آنرا چه کنی که نفس کافر داری
سر را به زمین چه می نهی بهر نماز
آنرا به زمین بنه که در سر داری
علی طیبی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۵ - حکایت آن مخنث و پرسیدن لوطی ازو در حالت لواطه کی این خنجر از بهر چیست گفت از برای آنک هر کی با من بد اندیشد اشکمش بشکافم لوطی بر سر او آمد شد میکرد و میگفت الحمدلله کی من بد نمیاندیشم با تو «بیت من بیت نیست اقلیمست هزل من هزل نیست تعلیمست» ان الله لایستحیی ان یضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها ای فما فوقها فی تغییر النفوس بالانکار ان ما ذا اراد الله بهذا مثلا و آنگه جواب میفرماید کی این خواستم یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا کی هر فتنهای همچون میزانست بسیاران ازو سرخرو شوند و بسیاران بیمراد شوند و لو تاملت فیه قلیلا وجدت من نتایجه الشریفة کثیرا: