گنجور

حاشیه‌ها

جعفر عسکری در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۲۰ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۴۱:

سلام
به نظر می رسه با توجه به اشکال وزنی مصرع چهارم،شکل صحیح این باشه:
خود داد منش کاش ستاند زو زن!
مصرع اول رو هم اشاره کردند که "بدیدم"درسته

علیرضا بخشی زاده روشنفکر در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۲:

چناب مالک رضایی ارجمند،گر تو بهتر می‌زنی بستان بزن؛ مشتاق شنیدن خوانش شماییم/

مهدی فاضلی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

در بیت ششم مصرع اخر به نظرم اینگونه صحیح تر است .اب ده ای یار مرا

مهدی فاضلی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

باسلام
در بیت دوم مصرع اخر (پردر(گوهر)مرا)به نظرم صحیح تراست

حجت الله در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:

سلام، من رشته ام ادبیات نیست، ولی سوالم اینجاست که چرا خیام از سبزه و تماشا استفاده کرده اخر از سبزه توقع تماشا داشتن دور از ذهن نیست، بزرگی چون خیام، شاید البته به سبزه جولانگاه بیشتر بخوره که به حاکمان برخورده،
این سبزه که امروز جولانگه ماست
تا سبزه خاک ما جولانگه کیست
سوالم اینه چرا تماشا... سپاس

nabavar در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۷۰:

پوزش
تشبیه درست است

سعید در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۲:

در بیت ششم «گریهای» به نظر می‌رسد اشتباه نوشتاری دارد و باید «گریه‌های» باشد.

nabavar در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۷۰:

گرامی روح الله
کاملانند در لباس حقیر
همچو لؤلؤ که در صدف باشد
ای که در بند آب حیوانی
کوزه بگذار تا خزف باشد
گویا می گوید: انسان های کامل دربند لباس فاخر و گرانبها نیستند مانند مروارید با ارزشی که در صدف پنهان است
انسان کامل را به مروارید تشنیه کرده.
بیت دوم:
ای آن که به دنبال آب حیاتی همان ظرف گلی بهتر است از کوزه ، که کنایه از بی پیرایه و ساده زندگی کردن است.

سیاوش بابکان در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۹ - قصهٔ آغاز خلافت عثمان رضی الله عنه و خطبهٔ وی در بیان آنک ناصح فعال به فعل به از ناصح قوال به قول:

" یک روز شیخ ما، ابو سعید در نیشابور مجلس می گفت، خواجه ابوعلی سینا رحمت الله علیه، از در خانقاه
در آمد و ایشان هردو پیش ازآن یکدیگر ندیده بودند، اگر چه میان ایشان مکاتبت بود.
چون بوعلی درآمد، شیخ ما روی به وی کرد و گفت: حکمت دانی آمد. خواجه بوعلی درآمد و بنشست.
شیخ به سر سخن شد. و مجلس تمام کرد و از تخت فرود آمد و در خانه شد و خواجه با شیخ در خانه شد.
و در خانه فراز کردند و سه شبانه روز با یکدیگر بودند به خلوت. و سخن میگفتند که کس ندانست و هیچ کس
نیز به نزدیک ایشان در نیامد.
پس از سه شبانه روز، خواجه بوعلی برفت. شاگردان از خواجه پرسیدند: شیخ را چگونه یافتی؟
گفت: هرچه من می دانم او می بیند. و مریدان شیخ از او سوال کردند : ای شیخ خواجه را چگونه یافتی؟
گفت: هر چه ما می بینیم او می داند. "

Nazanin در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶:

جناب جاوید مدرس، دو شرح بر این شعر نوشته اند ، ضمن تشکر از وقتی که برای این مرقوم گذاشته اند دو نکته قابل تصحیح است.
اول : در شرحی که خودشان مرقوم کرده اند، معنی خلوتی نافه گشای را ، گوشه نشین مشکل گشا معنی نموده اند در صورتیکه معنی نافه گشا ، بر میگردد به عطر آگین کردن ! در واقع منظور حافظ از تشبیه " خلوتی نافه گشای" خودش و شعرش میباشد، شعر خود را عطر اگین و مفرح تشبیه نموده است که بسیار هم نیکو و به جاست و خلوتی هم در دو معنی است، یکی محرم اسرار و دیگری گوشه نشین.
دوم : در شرح جلالی بر حافظ، در بیت سوم که حافظ می فرماید: که ز صحرای ختن ، آهوی مشکین آمد، آهوی مشکین، همچنان که گفته شده، مراد شاه شجاع است اما مراد از صحرای ختن، شیراز نیست بلکه اشاره ایست به جد مادری شاه شجاع که شاهزاده خانمی از نسل قراختاییان بوده است. در واقع با این بیت به درستی میتوان استدلال کرد که این شعر در مورد شاه شجاع و رسیدن او به سلطنت گفته شده و معانی عرفانی که از این ابیات ، استدلال میکنند، صرفا برداشت شخصی خواننده یا صاحب نطر است.

مهرداد در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱:

بنده بدین روی نیز یافته ام:
دارنده چو ترکیب طبایع آراست
باز از چه سبب فکندش اندر کم و کاست
گر خوب نیامد این بنا، عیب کراست
ور خوب آمد، خرابی از بهر چراست؟

جزیره مثنوی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۹ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی عشق » حکایت خواجه‌ای که عاشق کودکی فقاع فروش شد:

فقاعی کودکی: همان ساقی است. آبجوفروشی که همچون دخترکان صورتی زیبا داشت،

جزیره مثنوی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی عشق » بیان وادی عشق:

بیت یازده باید چنین باشد:
تا بریشم در وجود خود نسوخت
به جای «به ریشم»
بریشم=ابریشم، که طبیبان سوختن آن برای شادی افزایی مفید می دانستند. در مصرع بعد «مفرح» شدن را در گروی سوزاندن ابریشم می داند.

Seyed Tabibi در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۷۴:

در مصرع دوم بیت هشتم کلمه آفتا باید آفتاب باشد.

A در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱۰:

ادامه پست قبل : البته باید منتظر شرح آقای کریم زمانی باشیم که ایشان این غزل را چگونه شرح میکنند . این نظریات همه حدس و گمان است

A در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

ادامه 2 پست قبلی : البته یکی از آن 3 غزل محل تردید است . باید منتظر شرح آقای کریم زمانی باشیم که آیا ایشان بر آن 3 غزل شرح می نویسند یا خیر

A در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

ادله پست قبل : البته این رو هم باید بگم که یکی از این 3 غزل مورد تردید است . باید منتظر شرح آقای کریم زمانی باشیم و ببینیم آیا ایشان شرح بر آن 3 غزل می نویسند یا خیر . آن موقع مشخص می شود

ایمان در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:

فهم شعرهای بیدل کمی سخت است خوب است ادیبان ما به اشعار زیبای بیدل توجه بیشتری کنند

ارش اسمانی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹:

چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست بهرچه هست نقصان و شکست
در مصرع اول شاعر گفته از هر چیزی که هست به علت ضعف شناختی
تنها مقدار ناچیزی در اختیار ماست که ان را به باد تشبیه کرده
و در مصراع دوم اینطور به نظر میرسد که گفته در غیر اینصورت چرا تا این حد نقص و ایراد در کار کار هستی وجود دارد
به بیان ساده تر شاعر نمیداند که این نقصانی که در کار اشیاء مشاهده میشود از ضعف شناختی ماست یا از خود ابجکت......
من الان هر چه فکر میکنم به نظر بَهر صحیح تر از به هر باید باشد....
و ضمنا من ادبیات نخوندم و لذا اگر از دوستانی که ادبیات خواندن نظر خواهی میشد شاید بهتر میبود.....
در گنجور دو خوانش وجود دارد که در هردو به هرچه تلفظ شده
فقط جای این سوال همچنان باقیست که اگر به هرچه صحیح تر است چرا به و هر سرهم نوشته شده
کسی نظری درین مورد دارد؟

امان در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲۴:

در بیت ششم "نهان شدستم" درست می باشد.

۱
۲۱۶۱
۲۱۶۲
۲۱۶۳
۲۱۶۴
۲۱۶۵
۵۷۲۵