عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
در نسخه ای که استاد شجریان بر اساس آن این غزل را اجرا کرده اند دو تفاوت دیده می شود. نمی خواهم بگویم چون استاد این طور اجرا کرده اند پس به این دلیل درست است.
سر تسلیم من و خشت در میکدهها
به این شکل خوانده اند: سر تسلیم من و خاک در میکدهها
سر تسلیم را بر خاک می گذارند نه بر خشت. و تعبیر این که منظور از خشت در اینجا خشت بالای در میکده بوده که افراد مجبور به خم شدن شوند، به نظر تعبیر درستی نمی آید و حافظ با کمبود کلمه مواجه نبوده که بخواهد چنین تعبیری را بیاورد.
خاک میکده و خاک در میکده سه بار دیگر هم در غزلیات حافظ آمده است
و این مصرع:
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
به این شکل خوانده اند:
تو چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشت
به نظر می رسد این خوانش صحیح تر باشد چون دو کلمه «که» پشت سر هم قرار نمی گیرند
Seyed Tabibi در ۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۸:
در مصرع اول بیت ماقبل آخر کلمه "عندلیان" نادرست بوده و "عندلیبان" درست است
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
درود به همراهان دانا
سر تسلیم من و خشت در میکدهها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
نظرات زیبا و متنوعی در باب کلمه خشت نگاشته شده بود. می توان در مصرع اول مفهوم دیگری را هم برای کلمه خشت متصور شد. ناگفته پیداست که در پی تفسیر سخن حافظ نیستیم و فقط برداشت خود را بیان می کنیم.
گاهی خشت کنایه از بنا و ساختن و ساختمان نیز می باشد. مثلا می گوییم خدا خشت فلانی را نزده یا خشت اول چون نهد معمار کج ...
به معنی بنا و شروع بنا است.
(برداشت بنده): حافظ در این مصرع به آفرینش آدم و پیمان ازلی اشاره می کند: سر من از روز ازل و تأسیس این میخانه در تسلیم پیمان و رضا بوده است.
در مصرع دوم برخی دوستان نوشته اند حافظ می گوید هرکس نمی فهمد برود سرش را روی خشت لحد بگذارد و بمیرد.
بعید می دانم چنین منطق و نفرینی را بشود به حافظ منتسب نمود.
شاید می خواهد بگوید روزی سرت به سنگ می خورد، روزی متوجه میشی ولی با سختی و شکست
اگر پند خردمندان به شیرینی نیاموزی/فلک آن پند با تلخی بیاموزد تورا روزی
هنگامه حیدری در ۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸:
مصراع اول بیت چهارم به این شکل صحیح است:
عالمی درد ست بر جانم ولی
حسین در ۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۱۳:
سلام
به نظر می رسه صورت صحیح بیت اول، به شکل زیر باشه:
جمعی که پیش خلق گذارند رو به خاک
پیش از اجل روند ز خست فرو به خاک
Seyed Tabibi در ۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ عنصری » قصاید » شمارهٔ ۵۳ - در مدح سلطان محمود فرماید:
در مصرع دوم بیت آخر "بجتی" باید "بجای" باشد
مازین در ۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:
با سلام و درود
عالی مقام مولانا در این شعر گفته اند
کف دریاست صورت های عالم
ز کف بگذر اگر اهل صفایی
بنده یادآور این بیت شدم به این خاطر که بحث داغی در مورد سنی بودن، و ارادت داشتن یا نداشتن جناب مولانا به امام حسین در حاشیه ها از دوستان آمده. اگر اهل صفاییم و کوشش بر درک و معرفت داریم باید به دریای معنا پی ببریم، عمق مفاهیم رو جستجو کنیم و از صورتها بگذریم. وادی شناخت و آشنایی بری از ظواهر و بحث صورت هست.
هنگامه حیدری در ۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:
در بیت یکی مانده به آخر واژه عشق زاید است:
مکن ای شمع خوبان ناز چندین
هنگامه حیدری در ۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:
در بیت یکی مانده به آخر کلمه عشق زاید است:
مکن ای شمع خوبان ناز چندین
امید عرفان در ۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
با احترام به سیاووش:
حدس هایی که شما برای ابتدای شعر فرمودید برای رباعی بعدی می باشد.
یکی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش ۳۳ - داستان جهانگیری اسکندر و عمارت شهرها و اختراع کارهای وی بر سبیل اجمال:
( من سرچ کردم در این گنجور: زردشت و به چیز های جالبی رسیدم!) نگاه کنید چی فکر میکردند در مورد اسکندر غارتگر که آتش زد به ایران در روزگاری:
صنمخانه ها را ز بنیاد کند
به زردشت و زردشتی آتش فکند
ز هر دین به جز دین یزدان پاک
فرو شست یکباری لوح خاک
یکی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۳۳ - ای خروس:
ج را جا انداختم - جناب کیخا
یکی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۳۳ - ای خروس:
ناب کیخا، این نغوشاکیدن ریشه اش چیه؟ البته الان به واژه نامه هم نگاهی کردم. کلمه جالبیه.
یکی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۶۱:
ببخشید حاشیه بالارو اشتباهی اینجا نوشتم
یکی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۶۱:
جناب کیخا، این نغوشاکیدن ریشه اش چیه؟ البته الان به واژه نامه هم نگاهی کردم. کلمه جالبیه.
یکی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۶۱:
فاز این خواجو چیه؟ یه جا گفته: در خرابات مغانی و خدا می طلبی؟! این جا میگه: کام جان از قبله زردشت خواه!
محمد ابراهیم در ۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۱ - امتحان پادشاه به آن دو غلام کی نو خریده بود:
سلام تامرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
nabavar در ۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:
گرامی محمد
ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
سودا درین مصرع به مانای هوی و هوس و آرزوست ، موج هوس که خواب از چشم انسان می رباید
nabavar در ۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵:
گرامی سینا
با اهل هنر گوی، گریبان بگشای
وز نااهلان تمام دامن درکش
به نظر میرسد می گوید:
با هنرمندان گفتگو کن با آغوش باز یا روی گشاده
از مردم نا اهل بپرهیز
مهدی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶: