گنجور

حاشیه‌ها

بهراد در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:

خیر عزیزانم عارفان از هیچ نترسند و در وصف بیایند تا بدانیم و رشد کنیم
جهنم و دوزخ یعنی روی برگرداندن یار و معشوق
حتی وقتی عشق زمینی روی برگرداند تمام تنمان به آتش خواهد افتاد
تمام بند بند وجودمان در تلاش جدایی خواهند نشست
متاسفانه ترس را برای مان بیهوده تشبیح کردند
پروردگارمان رحمان و رحیم است و هر چه به رحمت کند از غظب گرفته تا رحمت همه و همه رحمت و فضل و بخشش اوست تا ما یادبگیریم و رشد کنیم و به او بشتابیم
هرگز لحظه ای از ما نظری برنداشته که درغیر این صورت مطمعن باشید هیچ از هیچ باقی نخواهد ماند
و چون هستیم که درک و لذت در مسیرش بودن را داریم
و ترس از دوزخ و جهنم یعنی روی برگرداندن یار

نیکومنش در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷:

به نام مهربانی وعشق
عالم همه دریا شود دریا ز هیبت لا شود
آدم نماند و آدمی گر خویش با آدم زند
دودی برآید از فلک نی خلق ماند نی ملک
زان دود ناگه آتشی بر گنبد اعظم زند
بشکافد آن دم آسمان نی کون ماند نی مکان
شوری درافتد در جهان، وین سور بر ماتم زند
در ادامه تشریح ابیات غزل تقدیم می گردد که با توجه به بیان مفهوم سه بیت در توضیحات بالا واینکه موضوع غزل بر انگیختگی و خروج اخرین نماینده عاشق پیشه ومامور الهی و پس از ان رستاخیز الهی می باشد به ادامه موضوع می پردازیم
بیت اول :با توجه به جوشش جان عاشق پیشه که در همه ادیان به عنوان اخرین منجی بیان داشته شده است اشاره ای تلویحی به داستان نوح نیز دارد که چنین گدازشی باعث خواهد شد که همه عالم را اب فرا گرفته و ناگهان از بزرگی و هیبت جان عاشق پیشه ان مرد خدایی زمین تمام اب را بلعیده و ظهور این عشق اعلی خداوندی در وجود ان ادم باعث خواهد شد که هیچ نام نشانی از رسم ادم و ادمی بر روی زمین باقی نماند یعنی کلیه اداب و رسوم پیشین ادمی از بین خواهد رفت .
از نشانه های ان این است که در ان زمان هاله دودی در اسمان پدیدار شده
و چنان هیبتی خواهد داشت که تمام خلق بر روی زمین پراکنده شده و حتی ملک و فرشتگان نیز مات و مبهوت خواهند ماند و به ناگاه ان دود سفید رنگ تبدیل به اتشی شده و کل اسمان را فرا گرفته و برای همه دیده خواهد شد .
در ادامه این نشانه ها اسمان شکافته شده و نظام هستی که شامل عالم و موجودات هستندمتغیر شده و منوال طبیعی خود را نخواهد داشت واین حادثه شور و هیجانی به پا کرده و باعث خواهد شد که عالم که در ان زمان در غم و ماتم گرفتار شده است به هیجان و شگقتی در افتد ...

مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۶:


احتمالاً بیت، به صورت ذیل باید باشد:
چو قمری، «سرو»، بر گردن نهد، طوق گرفتاری / اگر افتد به گلشن، راه آن مشکین سلاسل را

بیژن در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۲۶:

با سلام
درد همان الم است و دردم به معنی درد من
بنابراین درد من درست است و با اضافه کردن ضمه روی حرف دال به نوع تلفظ دشتی برمیگردد .

علیرضا بخشی زاده روشنفکر در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۲:

جناب هادیخان،
با شما موافقم؛ هرچند پیشنهاد شما نیز یک هجای کوتاه نسبت به وزن عروضی غزل بیشتر داره که اگر واژه "که" از ابتدای مصراع حذف بشه بنظر صحیح تر می رسد.

منصور ظفری در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳ - کاش یارب:

شهر بسیار جالبی است بک بیت به این شعر خوب اضافه می کنم
کار اگر کارد شود بر جگرت صبر بسی
تا خدا آردت از عالم غیبش فرجی

سید حسین مجرد از رشت در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

من غزل زیاد خوانده ام ، تمامی غزلیات سعدی ، حافظ ، مولوی اما به نظم این غزل ، زیباترین غزل ادبیات فارسی است.
چون این غزل یک غزل فوق العاده زیبای عارفانه عاشقانه است و منظور شاعر نیز در بیت سوم کاملا نمایان و مشخص است که منظور خداوند متعال است.

سید حسین مجرد از رشت در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:

بعضی از غزلیات را نمی توان شاه بیت انتخاب کرد چون حداقل چند بیت بسیار زیباست همانند این غزل بسیار زیبا، اما ابیات 11 و 12 بسیار زیبا و نکته علمی دارند.
در بیت 11 و مصراع دوم (بدر بی نقصان ، زر بی عیب و گل بی خار) ، دانشمندان امریکایی در سال 1371 کشف کردند که خالص ترین طلای موجود در جهان ناخالصی دارد که بیش از 700 سال پیش حضرت سعدی به این موضوع اشاره داشتند.

.. در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱:

خیام زیرک و رازدار..

محمدحسن در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:

سلام خانم حمیرا خواننده توانای ایرانی با صدای پر قدرت در کنسرتی این شعر حافظ را بسیار خوب اجرا کرده است

حسین در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۰۳ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۴۲:

پدرم جناب آقای قاسم سیداسماعیل همیشه این شعر رو برامون میخوند . خدا مه پدران و مادران رو سلامت بداره .

پاسخگو در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۱:

آقای رضا
آقا میلاد درست نوشته
ایشون در باره اجرای سخن عشق نوشته اند که در ماهور است و شما از آلبوم پیوند مهر فرمودید

کاظم ایاصوفی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۱۸ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸:

مصراع اول بیت دهم مژگانش درست است

رضا در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

بنظر من وقتی گفته آغاز میشه ، اول باید گفته بشه حکایت ، به بعدش کار نداریم یعنی میخاد چیزیا واسه دیگران نقل کنه حکایت کنه و بعد شروع به توصیف کنه حالا در رابطه با هرچیزیکه باشه ،، پس همون بشنو از نی چون حکایت میکند و بعد از جداییها شکایت میکند ،، از هر لحاظ قابل قبولتره ..

نورالله در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۸۱:

سلام در بیت آخر عد از کلمه نصفه کلمه من نوشته نشده اگر به غزل 1978 نگاه کنید کپی این بیت آمده است و یعنی شاعر با آن بیت شروع کرده و با همان بیت تمام کرده است . و این چند غزل بهم متصل هستند لطفا اصلاح بفرمایید

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۱:

با عرض سلام خدمت دست اندرکاران زحمتکش رنجور
سپاس از زحمات بسیار با ارزش شما
چند مورد در این ملمع وجود دارد که بدون دلیل خاصی به همان شکل دارای ایراد باقی مانده اند البته بعضا قبلا تذکر داده شده است:
اگر چه دیر بماندم امید برنگرفتم
مضی الزَمانُ و قلبی یقولُ اَنَّکَ آتی
آتی به شکل آتٍ صحیح است قبلا هم دلیلش ذکر شده است و نیز أنَّک همزه اش باید مکسور باشد یعنی به شکل إنَّک.
چون کل جمله به همراه إنَّ مقول قول هستند.
اگر فقط اسم و خبر، مقول قول باشند باید أنَّ نوشته شود:
قلبی یقول أنَّ(کَ آتٍ) قسمت داخل پرانتز، مقول قول است. دلم می گوید که: تو می آیی
اما وقتی با إنَّ نوشته شود قلبی یقول (إنَّکَ آتٍ) قسمت داخل پرانتز، مقول قول است دلم می گوید حتما تو می آیی
و مشخص است که منظور نوع دوم است
وَصَفتُ کُلَّ مَلیحٍ کما یُحبُّ و یُرضی
محامد تو چه گویم که ماورای صفاتی
عزیز بزرگواری (که اظهار لطف فرموده بودند ولی متأسفانه به جا نیاوردم) فرموده بودند فعل های یحب و یرضی باید مجهول باشند. نمی دانم از کجا به این نتیجه رسیده اند اگر بخواهیم مجهول کنیم باید فعل یرضی هم از باب افعال بیاوریم. آن وقت معنای سخت و دور از ذهنی می شود. هر ملیحی را وصف کردم به گونه ای که دوست داشته شود و راضی کرده شود. می بینیم این دو فعل اصولا با هم نمی خوانند
همان شکل فعل معلوم درست است و مدیران محترم یُحِبُّ و یَرضی را اصلاح می فرمایند.
هر ملیحی را وصف کردم به گونه ای که (آن را) دوست دارد و راضی شود.
اخافُ مِنکَ و اَرجوا و اَستَغیثُ و اَدنو
که هم کمند بلایی و هم کلید نجاتی
الف فارقه در أرجوا نیاز نیست چون این الف فقط برای جمع مذکر به کار می رود جهت جلوگیری از اشتباه شدن با افعال غیر جمع مثل همین أرجو و أدنو
أرجوا (جمع مذکر باب إفعال): کار را به تأخیر انداختند
أرجو (متکلم وحده مجرد) امید دارم
در بیت آخر الوَکَنات و الوُکَنات هر دو صحیح هستند
و در آخر کاش برای سایت فونتی تعریف می شد که حروف خاص عربی را بشود به همان شکل صحیح نوشت (کاف آخر، ی دارای دو نقطه و تاء گرد)
ایام عزت مستدام

محمد رضا اسمعیل زاده در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۲ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » حکایت بط » عقیدهٔ دیوانه‌ای درباره دو عالم:

تالس قدیمی ترین فیلسوفی که میشناسیم هم عقیده داشت آرخه یا منشا نخستین عالم آب هست.

ادیسون یونان در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۲:

فاتحة السلام!! بنام خدا ، خدا بیامرزه سید خلیل عالی نژاد رو، نور به خاک قبرش بباره !! سبک و صدایش همه عرفان بود و آرامش و حالی دگر بجان و روان !! مثل و مانندش را نداشته و نخواهیم داشت !! روزی نیست که با صدایش شروع نشود و بارها و بارها برایشان اشک نریزم و فاتحه برایش نخوانم !! قطعاً خداوند از حق نمیگذرد و دژخیمانی که خون او و مسلمانان را میریزند به سزای اعمالشان میرساند ،

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » اشعار محلی » شمارهٔ ۵ - غزل:

املای متن به این شکل صحیح است مخصوصا در مورد حرف «ر» به معنی را که باید جدا نوشته شود. امیدوارم فونت های سایت اجازه دهد حرکات و سکون به درستی درج شود.
زُلفای قِجَری رْ درهم و بشکسته مکن واز
درهای سِلامت رِ بِروم بِسته مکن واز
دوباره زلف های قجری را در هم و بشکسته مکن/ درهای سلامت را دوباره بر رویم مبند
گر ما رِ مِخِیْ‌،‌ها، نِمِخیْ نِه‌، دو کِلیمه
این بار مو رِ مثل همه بار خِسته مکن واز
اگر ما را می خواهی بگو «ها» نمی خواهی بگو «نه» / این بار مثل هر بار ما را خسته نکن
«ها» به معنی بله. در خیلی از شهرها از جمله در استان فارس هم به کار می رود.
یار اینجیه اِ‌ْمشو مَخَن‌ آوازه مؤذن
تامْ‌، خادم مِچِّدْ، در گلدِسته مکن واز
یار اینجا است؛ ای مؤذن امشب آواز مخوان/تو هم ای خادم مسجد در گلدسته را باز نکن (چون قبلا باید در گلدسته ها را باز می کردند تا مؤذن برای اذان گفتن به پشت بام برود. هنوز دستگاه های صوتی نبوده که از زیر پتو اذان بگویند.)
مِچِّدْ = مسجد (در برخی شهرهای فارس نیز مخصوصا شیراز در گویش قدیم تر به مسجد می گویند مَچِّت)
از زلف کُتا ابروی پیوسته شو و روز
عمرُم رِ کُتا، رَنجُمُ پیوسته مکن واز
از زلف کوتاه و ابروی پیوسته، دوباره شب و روز عمرم را کوتاه و رنجم را پیوسته نکن
کلمه پیوسته در مصرع آخر به صورت ییوسته نوشته شده که باید اصلاح شود

۱
۲۱۱۴
۲۱۱۵
۲۱۱۶
۲۱۱۷
۲۱۱۸
۵۷۲۵