همایون در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:
غزل از جنس شطح و طامات است، لبریخته و آکنده از معانی ژرف چون سحر، جان، جان افزا، شاه، شاهراه، بیخبری، مستی، خون، عاشق و آسمان
نهایت انسان، جان جان و خون صاف و شراب کهنه همان روز که میخواست پای به هستی بگذارد با شاه خود هم پیاله میشود، و ساقی نیز خود انسان است
گویی حافظ عزیز این معنی را از اینجا گرفته است که میگوید
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه نشین باده مستانه زدند
دکتر زنوزی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰۰ - بیان این خبر کی کلموا الناس علی قدر عقولهم لا علی قدر عقولکم حتی لا یکذبوا الله و رسوله:
در مورد بیت سوم هیچ اشکال یا منع اخلاقی ندارد در بسیاری از اشعار شعرا یا عرفای بزرگ از چنین الفاظی استفاده کرده اند که هدف در آنها روشنگری مستقیم تر و بهتر مفاهیم است. مولانا در مثنوی در «حکایت شهوترانی کنیز با خر خاتون» و بسیاری جاهای دیگر از این الفاظ برای بیان روشن تر موضوع و انتقال مفهومی با اهمیت به ذهن خواننده استفاده کرده است.
باید بدانیم که برای رشد کردن و فهم کردن واقعیتهای موجود در این دنیا ضروری است حساسیت های وسواس گونه را از ذهن بزداییم...
پیامبر گرامی و ائمه نیز هرگز چنین حساسیتهایی نداشته اند اما خوارج بسیار داشته اند!
داوری در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴:
بنظر من ( گر بر دگری خرده نگیری مردی) صحیح است
امیرحسین در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱۸:
سلام
خطاب به دوست عزیز، زهره نامدار:
دوست عزیز این غزل در نسخه تصحیح بدیع الزمان فروزانفر وجود داره، با شماره غزل 1118
انیس در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:
در پاسخ به نادر
اشاره به علمیون واقع گرا است که فقط واقعیت رو دیده و به حقیقت اعتقادی ندارند
محمد ربیعی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۸:
تضمین غزلی از حضرت حافظ محمد ربیعی
شور این شعر اگر در دل دنیا فکنم…
در همه جای جهان یک تنه غوغا فکنم…
باید این درد کهن بر ره سودا فکنم…
«دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم»
گر شوی راهنما،ای که شبم را ماهی…
در دل تُنگ شرابت بشوم چون ماهی…
پر حرارت شوم و مست ؛ اگر می خواهی…
_«از دل تَنگ گنهکار برآرم آهی
کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم»
در بهاری که همه ابر سبک سار آن جاست…
رویش و بارش و خوش بودن گُفتار آن جاست…
دفترم خالی و شور همه اشعار آن جاست…
«مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست
میکنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم»
کنج این کلبه چو درویش نشستم ز گناه…
گر قدم رنجه کنی پیش بیایی ای شاه…
توتیا میکنم آن خاک که برخواست ز راه…
«بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه
تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم»
آه... بیزارم از این غائله ی مردم پست…
همه ی کار جهان آینه ای از مکر است…
من همانم که شد آزرده و از عالم رست…
«خوردهام تیر فلک باده بده تا سرمست
عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم»
ساقیا ،ماه وشا، می بده چون می دانم…
ساقی مست تویی، ای که تویی در جانم…
مست مستت که شوم ،از تو غزل می خوانم…
«جرعه جام بر این تخت روان افشانم
غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم»
بی خیال از همه ی غصه و غم ها که مرا…
مست کردی ز خودت ای همه مستی و لقا…
وه چه خوش گفت در این ورطه ی پر دام و بلا…
«حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا
من چرا عشرت امروز به فردا فکنم»
#محمدربیعی
محمد در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹۴:
وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَیٰ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ ۖ قَالُوا بَلَیٰ ۛ
و به یاد آر هنگامی که پروردگار تو از پشت فرزندان آدم ذرّیّه آنها را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ همه گفتند: بلی، ما گواهی دهیم.
172 سوره اعراف
دیوانه ی ماه در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۰:
سلام جناب فرخ
1. اعتنا، التفات، توجه، میل
2. آهنگ، عزم، قصد
3. اشتیاق، رغبت، میل، هوا، هوس
4. تاب، تحمل، توان، طاقت، یارا
این واژگان و واژگان هم معنی دیگری که به ذهنتان می رسد را می توانید جایگزین پروا کنید و معنا را دریابید.
هادی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳:
از دوستان اگر نحوه خواندن و تفسیر این مصرع را میداند بفرماید: که سیل پست رود کی رود سوی بالا
امیرشریعتی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۵۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۷ - به خواب دیدن خسرو نیای خویش انوشیروان را:
لطفا در بیت دهم و چهاردهم فاصله بین کلمات گذاشته شود.
بیت دهم " گرد گامش" یعنی گرد و خاک قدم اسب
و
بیت چهاردهم " باربد نام" یعنی نامش باربد است
با تشکر
امیرشریعتی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۴۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز:
لطفا اشتباه تایپی مصراع اول را تصحیح فرمایید
شب انگشت سیاه از پشت براشت
لطفا واژهء " براشت" را به " برداشت " تصحیح کنید..
امیرشریعتی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۴۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز:
لطفا اشتباه تایپی مصراع اول را تصحیح فرمایید
شب انگشت سیاه از پشت براشت
لطفا واژهء " براشت" را به " برداشت " تصحیح کنید..
خالد تهرانی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۰۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:
سرسلسله خاکیان قدوم مولای متقیان است این جناب مستطاب عطار نیشابوری رضوان اللّه تعالی علیه. بیهوده گزافه نگویند از او بیهودگان که او را سر پردهء راز بود.
لیان در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۴:
قطعه ای ازین غزل را آقای منوچهر انور در مستند واقعه کربلا در تاریخ طبری به کارگردانی آقای سماواتی یار به زیبایی خوانده است.
سپیدار شفق در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۶۰:
به نظرم اصح در عبارت بنابر سیاغ متن و مذاق شاعر مصراع اخیر چنین باشد: الا در دوست را که شب باز کنند، در تصانیف نیط چنین مذکور شده
سپیدار شفق در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۶۰:
جناب نوید شما عارف هستید؟؟ میان زهد و عرفان تضاد میبنید؟؟ لابد به حضرت حافظ خورده خواهید گرفت که قرآن از بر میخواند؟؟ چه نماز شبی؟؟؟ چونان سوال کردی که گویی خیال کردم نماز شب جرمیست نابخشودنی؟؟ خزعبلات میبافی؟ اهالی منابر، اهل عشق اند، اگر اهل عشق نیستند اهل منابر نباشند.
امینی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:
مستان هوا جمله دوگانهست و سه گانهست... باتوجه به مصراع اول یعنی اینکه سالکانِ قرار گرفته در مسیر خداوند و وحدت و یگانگی، در واقع همه ی آنها یکی هستند و متحدند. جنید و شبلی و حلاج و.... اما کسانی که در مسیر ثنویت وتثلیثی قرار گرفتند ، مستان خداوند نیستند، مستان هوا هستند.
شهرام فرهادی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۸۶ - تدبیر کردن موش به چغز کی من نمیتوانم بر تو آمدن به وقت حاجت در آب میان ما وصلتی باید کی چون من بر لب جو آیم ترا توانم خبر کردن و تو چون بر سر سوراخ موشخانه آیی مرا توانی خبر کردن الی آخره:
مستسقی نوعی بیماریست که ظاهرا فرد از نوشیدن آب سیر نمیشود و سرانجام میمیرد. مولانا این تمثیل را زیاد در اشعارش بکار برده . عشق بیماریست که هیچ وقت سیر نمیشود مگر با مرگ ( مرگ درونی و عرفانی)
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
سید علی ساقی/رضا ساقی/ساقی
دست مریزاد!
سپاسگزار از وقت و عشقی که برای تشریح تک تک ابیات صرف کردید.
محمود روحانی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳: