سیـنا --- در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۴۷:
نمیفهمم چرا آخرش باید نتیجه گیری کند : به خونم تشنه!
سیـنا --- در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۴۸:
مصرع سوم باید این طور باشد: بر خوان فلک » گرد « پی دریوزه
سیـنا --- در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۵۰:
هم آینه ایم و هم لقاییم همه
هم مشاهده گریم هم مشاهده شونده
معنی عمیقی دارد. بیشتر از این در حال حاضر درک نمیکنم توضیح دهم.
بل فضول در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۹ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۵ - جواب:
هر که تربیت از دست باغبان "نگرفت"
گفت ای شهداد من از بود اوست
داود محمدی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ عمان سامانی » گنجینة الاسرار » بخش ۲:
اصلاحاتی که دوستان گفتند رو اعمال کنید لطفا
هاوژان شارویرانی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
درست میگن پرنگ خانم..کلمه عشقبازی رو باید بنویسید..نمیدونم چرا به شعر حافظ هم رحم نمیکنید..دو بیت هم که حذف شده..لطفا بیشتر استدلال بفرمایید
پرنگ در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
چرا کلمه ی عشق بازی را با کلمه ی عشق شاهد عوض کرده اید
سید محمد علوی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۱ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۴۲ - حب الوطن:
در پاسخ جناب صفا باید عرض کنم در مصرع دوم همان کلمه بیشش جوهر است صحیح است زیرا در مصرع اول شاعر به صراحت به افزونی ساز و برگ لشگر (جوهره وجودی لشگر)اشاره می کند و منظورش این است که دشمن از تیغی که جوهره ان محکمتر باشد بیشتر می ترسد(قبل از کشف اهن شمشیرها و داسها از مس که در مقایسه با اهن فلز نرمتری بود ساخته می شد ) پس جوهره وجودی لشگرت را که همان ساز و برگ نظامی است افزونی بخش
هاروینا در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴۹:
عجب زیباست صدای این خواجه که در حواشی از او نام برده شده.
البته حقا که اشعار مولانا را با صدای ناصاف دل خود بخوانیم هم بس لطیف و جانفزاست.
شکر خدا که گنجور سرگرمی خوبی برای روزهای قرنطینهی ما شد.
هاروینا در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵۲:
سلام،
غزل دلکشی است و وزن بسیار زیبایی دارد. به قول دوستی، ,Rumi you're younique!
در فهم چند بیت بسیار مشکل دارم، اما مهمتر از همه این است که با «بنویس برات» شروع میشود.
کسی حاشیهای درخور برایش میگذارد آیا؟! :)
هاروینا در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۴۷:
آقا حمیدرضا، درود!
ممنون از پیوندی که گذاشتهاید؛ مرا از رفوذه نشدن در کلاس تابستانیم دورتر کرد!
عباس در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۵:
ببخشید کسی کاملا مفهوم شعر رو میدونه؟
هاروینا در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۴۶:
به قول نسل غربزده ما عجب غزل underratedایست این یکی!
دستش را دراز کرده دارد قلبم را نوازش میکند. کاش یکی از اساتید حاشیهای بر این بنویسد که حرفهای بنده صد من یک اردک هم نیستند! ಥ_ಥ
یوسف در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
با سلام
اگرچه دوست ندارم وارد این بحث و جدل های بی نتیجه شوم
اما به نظرم جناب ناشناس نیز مانند بسیاری دیگر در مورد شعر زیر دچار اشتباه هستند
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد
در این شعر ضمیر 'ش' در مصراع دوم به قلم صنع یا همان صانع آفرینش بر می گردد نه به پیر ما، یعنی در واقع پیر ما گفت: آفرین بر نظر پاک خطاپوش آفریدگار که خطا بر قلم او نرفت.
هاوژان شارویرانی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:
سلام دوستان خسته نباشید ممنون از زحماتتون...ی سوال داشتم چرا فقط غزلیات سعدی و حافظ رو دکلمه میکنید.خب واس همه شاعرا دکلمه بذارید بنظرم اینطورب خیلی بهتره...خب بجز سعدی و حافظ این همه شاعر بزرگ داریم..با سپاس
سپیده سانار در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۷۰:
این رباعی متعلق به خواجه عبدالله انصاری است و همراه با چند رباعی دیگر در کتاب درسی ما اومده بود-.
یارب تو چنان کن که پریشان نشوم
محتاج به *بیگانه*و خویشان نشوم
بی منت خلق خود مرا روزی ده
تا از در تو بر در ایشان نشوم
غمناکم و از کوی تو با غم نروم
جز شاد و امیدوار و خرم نروم
از درگه همچون تو کریمی هرگز
نومید کسی نرفت و منهم نروم
حفیظ احمدی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۲ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۹:
با سلام و خسته نباشید!
در بیت پنجم نیم بیتی دوم اشتباها کلمه ساخته نوشته شده است. شکل درست آن سوخته است.
دردی که مرا ساخته رسوا همه دانند
داغی که مرا سوخته پنهان به که گویم؟
با احترام
اکبراوغلو در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۰:
آقای دکتر حسن غفاری)1334( استاد تمام از گروه فلسفه دانشگاه تهران در مجلس12 کتاب "معجزه عاشورا" انتشارات حکمت این غزل را تفسیر بدیعی فرموده است
هادی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سیام:
عجب از نامحرمان! زیبایی شعر و شرح زیبایی احوالات رو رها کردن و این اشعار شیوا را به این و ان نسبت دادن چه سود نه کسی با این نظرها نظرش عوض میشه نه قدر و قیمت این شعر کم میشه! شمس و مولانا که در وصف نمیگنجند در زمان خودشونم آماج تهمت و افترا بودن و غریب تر از این دو عزیز در تاریخ نداریم. چه شمس بزگوار که از کودکی در کاروانسرا ها و بیابانهای گوناگون بود و چه مولانا که از کودکی در حال سفر کردن وغربت بود. این شعر خودش جواب ابله هایی رو که اون زمان و این زمان اون ها رو متوجه نمیشدند داده. چون درک و فهم دریافتن اشعار و حرکات این دو بزرگوار برای دیگران سخت بود مردم خیالپرست گفتند که شمس حلوایی به مولانا خورانده که او را از راه بیراه کرده! حضرت مولانا هم داره جوابشونو جوابتونو میده... که عجب حلوای قندی تو امیر بی گزندی تو
مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۱: