هاوژان شارویرانی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۶:
سلام دوستان گنجوری..خسته نباشید..سپاس و تشکر فراوان از مدیر سایت که واقعا خدمت بزرگی به ادبیات این مرز و بوم میکنند..خدت قوت..دوستان غزلیات زیبای حافظ چند پرتوی هستن...نمیشه نظر دقیقی به اشعارش داد...حافظ واسه همه نوشته و در دل تمام جهانیان جای داره..اشعارش ایهام زیاد داره که خیلیاش ناخوداگاه بوجود اومده ولی حافظ خیلی از ایهام شعریشو عمدا بوجود اورده..خب ی شاعر مثه حافظ باید واسه همه ی چیزی داشته باشه...با سپاس
علی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۲:
سوی مرز توران چو بنهاد روی
جو شیر دژاگاه نخچیر جوی
لطفا تصحیح شود به:
چو شیر دژاگاه نخچیر جوی
وهاب در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:
شیری و جوی شغالان نبود آبخورت؟!
به چه زیبا شعری
وصف معشوق به این زیبایی؟!
در نگاهت معشوق چه زبون آید و پست
آنکه از عشقش شهریارا شده ای پیر پسر
علیرضا در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۵:
به جان با آسمان عشق رفتم...
تعبیری زیبا از روح و توصیفی والا از آن به آسمان عشق است.
آسمان در ادبیات به بلندترین نقطه و والاترین مکانی است که انسان میتواند به آن برسد و در این بیت شاعر جان را با بلندترین جایگاه روح که عشق خدا است همراه کرده یعنی از روح به والاترین نماد عشق به خدا تعبیر کرده و این ستودنی است...
یعنی من با جان فانی ام به همراه روحم که بهترین و والاترین نماد عشق به خداست به دیدار او رفتم که اشاره به معراج است نه فقط به معراج پیامبر بلکه به معراج انسانیت.
از سویی دیگر این بیت میتواند به این معنی باشد که من با این جسم و صورت پست و فانی ام به دیدار خدا که عاشق ترین است و جایگاهش بلندترین جایگاه عاشقان حقیقی است رفتم...
این تعبیر من از این بیت است که تقدیم شد
ارشک دادور در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷:
دوستان گرامی رادعوت می کنم به شنیدن گلهای تازه شماره 137که به زعم بنده باید 173باشد باصدای ملکوتی استاد عبدالوهاب شهیدی وطنازی ساز زنده یادان حبیب اله بدیعی وفرامرزپایور که به واقع یک شاهکار بی بدیل درموسیقی سنتی ماخلق شده است...اثری جاوید
A در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹:
غزلی بسیار زیبا در وصف حضرت علی (علیه السلام) . واقعا شاهکاره .
بل فضول در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۵ - جواب:
درود به همه حاشیه نویسها
روفیا ، مجتبی خراسانی و ....
گلی که تربیت از دست باغبان گرفت
اگر به چشمهﻯ خورشید سرکشد خود روست
لا اله الا الله
شما در قدم اول "لا" بشوید سپس به الا الله میرسید.
با دست سواد به زیر یکخم هستی خود رفته اید می خواهید خاکش کنید.
چو کردی پیشوای خود خرد را
همهﻯ آن مفهومی که از "من" داری را کنار بگذار ( که قوهﻯ ادراک من را هم در بر میگیره) تا روشن بشی.
گفت ای شه مرگ من از بود اوست
حسین عظیمی نژاد در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱:
منظور از سیب میوه ای است که حضرت آدم در بعضی روایات در بهشت خورد نه گندم وباغ را که به تفرجگاه تعبیر کرده یعنی مثل بوستان مخصوص نظاره کردن است تا میوه چیدن وبیشتر از نظر کردن بخواهی طمع کنی سراب است
آذر. خانم معلم جغرافیا از اراک در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
چرا هیچ یک از شما مانند فرهاد در مثنوی بیت به بیت تفسیر نمی کنید ؟
رحمان کبیر در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۸۱:
با سلام و خسته نباشید
در اینجا دقت بفرمایید : در این متن اشاره کرده 《 دانای دهری 》 ولی در متنی که خود کتابخانه گوگل ارائه میدهد ، نوشته که گر 《صاحب تمیزی》
و در قسمت های دیگر ...
تشکر
مرزبان در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۹۳:
انوشیروان دادگر گفت هرکه چمد چرد و آنکه خسپد خواب بیند
مرزبان در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۳۶:
مرچ مرو مرغ مرغزار همه گویشهای فارسی اند
مرزبان در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۹۷:
این ایه ه قران و سپس بیت لامیه العجم را یادم اوورد
:فإن استطعت إن تبتغی نفقا فی الأرض أو سلّما فی السّماء.سوره انعام، آیه 35/
فإن جنحت إلیه فاتّخذ نفقا
فی الارض أو سلّما فی الجوّ فاغتزل
مرزبان در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۶ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۹۷:
این بیایه قران و سپس بیت لامیه العجم را یادم اوورد
:فإن استطعت إن تبتغی نفقا فی الأرض أو سلّما فی السّماء.سوره انعام، آیه 35.
فإن جنحت إلیه فاتّخذ نفقا
فی الارض أو سلّما فی الجوّ فاغتزل
هاوژان شارویرانی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
من ترک عشقبازی و ساغر نمیکنم صدبار توبه کردم و دیگر نمیکنم..ناصح به طنز گفت حرامست می مخور گفتم بچشم گوش به هر خر نمیکنم.....این دو بیتحذف شده لطفا بهش اضافه کنید
امیرقاسم ولیپور در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶:
هو
یکی از بنام ترین و زیباترین اشعار عاشقانه عارفانه بلاشک همین اثر است
ریتم و درون ساختار این اثر بر آواهای بلند بر قرار نبوده
قطعا در خوانش آن هرکس بر مبنای آواها و صداهای کشیده اسلوب را مبنا قرار دهد احتمالا ره به سر منزل مقصود خوانشی نمیبرد
فی المثل بر با.....د
سکوت در اجرای اثر مهارت و ممارستی می طلبد شگفت
و اوج هنر این غزل و دیگر غزلها استفاده از سکوت است
سکوت حرکت ندارد علی الظاهر لیکن در باطن حرکت دارد
سکوت تعلیقیست زیبا..
همچنین
استفاده از سکوت در اجرای این اثر بر مبنای دو نیمه نمودن مصرع نیز خطاست
گوشه گیران کامل مقام این غزل را اوج هنر حسرت عرفانی عارف میدانند
حسرت عرفانی با حسادت عاشقانه کاملا مجزا و منفکست
بر مبنای
لطایف عرفانی و بر شیوه و نهج اکابر عرفا
شاعر از مقامی که در یکی از وادیهای پر رمز و راز طریقتست سخن میگوید
کسی به درونمایه اثر ره میبرد
که یا عاشق و یا عارف باشد
ویا لذتش را مدرک بوده
نه عاشق ابتدایی و عارف ابتدایی
ابتدایی=مقصود اوایل عشق و سلوک است
زیرا عاشقی که در ابتداست آنچنان از جام عشق سرنکشیده که مست معشوق گردد
عشق بازی میکند..و خوشحال این حالست
همینگونه نیز در طرقت
در طریقت مراحل ابتدایی عارف در مقام ورد و ذکر است
و هنوز درگیر ناز عارفانه نشده....
از مقاماتی که در عشق مجاز و عشق عارفانه مشترک میباشد
وادی بی انتهای حیرت است
""یا دلیل المُتِحیرین""
که دران عاشق و عارف هر دو صاحب ریتم یکنواخت هستند
ریتم یکنواخت مقصود نداشتن اوج و حضیض در حالات فرد است
درگیر است او
بلاشک
لیکن از عنایت معشوق تهیست
"البته از نظر خود"
حال عارف و عاشق اگر از معشوق خوب باشد
که زهی سعادت
دوستان""حال"" نیز عجیب وادی زیبائیست
لیکن قطعا کوتاهست
و اگر ادامه یابد تبدیل به "" مقام "" میگردد
حافظ از حال در ظاهر میگوید
لیکمن احتمالا در مقام است
حال گذرا و مقام استوارست...
المجاز القنطره الحقیقه
اول و آخر علی
شاتقی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۴ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۴:
خیانتگر خیانت کرد و ما دل در خدا بسته ...
مرزبان در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۹۴:
گویا مج از ریشه مگ و مغ باشد که مجوس و گوش از ان امده
فهیم هنرور در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
حضرت ابوالمعانی بیدل این غزل را شامگاهی در پهلوی یک مقبره در سکوت سروده است. (در خموشی همه صلح است نه جنگ است اینجا) روح این شاعر زیبا شاد و جنت مکانش باد.
نبوی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر » بخش ۵ - حکایت مرد یخفروش التمثّل فی دارالغرور: